انهار
انهار
مطالب خواندنی

احکام غسل و کفن و نماز و دفن میت

بزرگ نمایی کوچک نمایی
(مسأله 542) غسل و کفن و نماز و دفن مسلمان دوازده امامی بر هر مکلفی واجب است1 و اگر بعضی انجام دهند، از دیگران ساقط می شود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد همه معصیت کرده اند2، و بنابر احتیاط واجب حکم مسلمانی هم که دوازده امامی نیست همین طور است.
1- اراکی، نوری، سبحانی: غسل و کفن و نماز و دفن مسلمان بر هر مکلفی واجب است...
گلپایگانی، خوئی، فاضل، تبریزی، صافی، زنجانی، مظاهری: غسل و کفن و نماز و دفن مسلمان اگر چه دوازده امامی نباشد بر هر مکلفی واجب است...
وحید: غسل و حنوط و کفن و نماز و دفن مسلمان بر هر مکلفی واجب است...
مکارم، جوادی آملی: غسل و کفن و نماز و دفن میّت مسلمان واجب کفایی است...
بهجت: غسل، کفن، نماز و دفن مسلمان (یعنی میّتی که به حسب اظهار شهادتین و عدم منافی، حکم به اسلام او می شود) بر هر مکلفی واجب است...
2- اراکی، خوئی، گلپایگانی، صافی، بهجت، زنجانی،تبریزی، فاضل، وحید،نوری، سبحانی، مظاهری، جوادی آملی: [پایان مسأله]. 
مکارم: و در این مسأله تفاوتی میان فرقه های مختلف مسلمانان نیست.
*****
سیستانی: مسأله 530- غسل و حنوط و کفن و نماز و دفن مسلمان اگر چه دوازده امامی نباشد، بر ولیّ او واجب است. ولیّ باید این کارها را یا خود انجام دهد یا دیگری را مامور انجام آنها نماید و چنانچه شخصی  این کارها را با اجازه ولی انجام دهد از ولی ساقط می شود، بلکه اگر  دفن و مانند  آن را بدون اجازه ولی  انجام دهد  از ولی ساقط می شود و لازم نیست دوباره انجام دهد و اگر میّت ولیّ نداشته باشد یا  آن که ولیّ از انجام کارهای او امتناع کند، بر بقیه مکلّفین، واجب کفایی است که کارهای او را انجام دهند یعنی  اگر بعضی انجام دهند از دیگران ساقط  می شود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد همه معصیت کرده اند و در صورت امتناع ولیّ اذن او معتبر نیست.
(مسأله 543) اگر کسی مشغول کارهای میّت شود بر دیگران واجب نیست اقدام نمایند، ولی اگر او عمل را نیمه کاره بگذارد باید دیگران تمام کنند.
(مسأله 544) اگر انسان یقین کند1 که دیگری مشغول کارهای میّت شده، واجب نیست به کارهای میّت اقدام کند2، ولی اگر شک یا گمان دارد3 باید اقدام نماید.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.
1- سیستانی، زنجانی: اطمینان کند...
جوادی آملی: یقین یا اطمینان کند...
وحید: یا حجّت شرعیه ای داشته باشد...
2- بهجت: [پایان مسأله].
3- زنجانی: اگر شک یا گمان غیر اطمینانی دارد...
*****
مکارم: مسأله 544 - هر گاه شک کند کسی اقدام به کارهای میّت کرده است یا نه، باید خودش اقدام کند.
(مسأله 545) اگر کسی بداند غسل یا کفن1 یا نماز یا دفن میّت را باطل انجام داده اند باید دوباره انجام دهد2 ولی اگر گمان دارد که باطل بوده یا شک دارد که درست بوده یا نه، لازم نیست اقدام نماید.
1- وحید: غسل یا حنوط یا کفن...
2- بهجت: [پایان مسأله].
*****
مکارم: مسأله 545- هر گاه کسی اقدام به غسل یا کفن و نماز و دفن میّت کرده و ندانیم صحیح بجا آورده یا باطل، باید بگوییم صحیح بوده، اما اگر یقین داریم باطل انجام داده است باید دوباره انجام دهیم.
(مسأله 546) برای غسل و کفن1 و نماز و دفن میّت، باید2 از ولیّ او اجازه بگیرند3.
1- وحید: غسل یا حنوط یا کفن...
2- خوئی، تبریزی: بنابراحتیاط...
3- زنجانی: باید رضایت ولی را احراز کنند.
سبحانی: باید از ولیّ که در ارث بردن مقدم بر دیگران است اجازه بگیرند.
مظاهری: گرچه صحّت آنها توقف بر اذن ولیّ ندارد و شاهد حال کفایت از اجازه می نماید.
سیستانی: رجوع کنید به ذیل مسأله 542.
(مسأله 547) ولیّ زن که در غسل و کفن و دفن او دخالت می کند شوهر اوست و بعد از او، مردهایی که از میّت ارث می برند مقدّم بر زنهای ایشانند و هر کدام که در ارث بردن مقدم هستند در این امر نیز مقدّمند.
*****
خوئی، گلپایگانی، تبریزی، صافی: مسأله 553- ولیّ زن، شوهر اوست و بعد از او مردهایی که از میّت ارث می برند مقدّم بر زنهای ایشان هستند.
وحید: مسأله 553 - ولیّ زن شوهر اوست. و درغیر زن، مردهایی که از میّت ارث می برند مقدّم بر زنهای ایشانند، و تقدّم، تابع  تقدّم در میراث است ولی در صورتی که اقرب در رحم با اولی به میراث جمع شوند – مثل اینکه پدرِ پدر میّت با نوه پسر او باشند – احتیاط واجب آن است که اولی به میراث از اقرب دررحم اذن بگیرد.
زنجانی: مسأله 638- ولیّ میّت، خویشاوندان نسبی او به ترتیب طبقات ارث‌اند، و در هر طبقه مردها بر زنها مقدّم‌اند، و در صورت تعدّد بنابر احتیاط از همه باید اجازه گرفته شود. البته ولیّ زن شوهر او است و بعد از او خویشاوندان نسبی ولایت دارند.
مکارم: مسأله 520- شوهر نسبت به زن خود، از همه سزاوارتر است؛ سپس کسانی که از میّت ارث می برند به ترتیبی که در ارث بیان شده ولایت بر میّت دارند و چنانچه در یک طبقه وارث مرد و زن باشند، احتیاط این است از هر دو اجازه بگیرند.
سیستانی: مسأله 534- ولیّ زن، شوهر اوست و در غیر این مورد، وارث، ولیّ میّت است به ترتیبی که در طبقات ارث خواهد آمد و در هر طبقه مردان بر زنان مقدّمند. و در مقدّم بودن پدر میّت بر پسرش، و جدّ او بر برادرش، و برادر پدر و مادریش بر برادر فقط پدری یا فقط مادریش، و برادر پدری او بر برادر مادریش، و عموی او بر دائیش اشکال است، پس در چنین موارد باید مقتضای احتیاط رعایت شود. و اگر ولیّ متعدّد بود، اذن یکی از آنها کافی است.
سبحانی: مسأله 473- ولیّ زن که در غسل و کفن و دفن او دخالت می کند شوهر اوست، سپس کسانی که از آن زن ارث می برند با حفظ تقدم مرد بر زن.
مسأله اختصاصی
سیستانی: مسأله536- جوادی آملی: مسأله 565- بچه نابالغ و دیوانه، ولایت انجام کارهای میّت را ندارند و همچنین غائبی که نمی تواند –شخصاً یا با مأمور کردن کسی دیگر- متکفّل انجام آن کارها شود، ولایت ندارد.
(مسأله 548) اگر کسی بگوید من وصی یا ولیّ میّتم یا ولیّ ميّت به من اجازه داده که غسل و کفن و دفن میّت را انجام دهم1، چنانچه دیگری نمی گوید من ولیّ یا وصیّ میّتم یا ولیّ میّت به من اجازه داده است، انجام کارهای میّت با اوست2.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- گلپایگانی، صافی: و احتمال داده شود که راست می گوید، انجام کارهای میّت با او است مگر آن که کس دیگر بگوید که من وصیّ یا ولیّ میّت هستم یا از ولیّ میّت اجازه دارم، که در این صورت حرف کسی پذیرفته است که دو نفر عادل به گفته او شهادت دهند.
تبریزی: چنانچه به حرف او اطمینان دارند یا میّت در تصرف او است یا اینکه دو نفر عادل به گفته او شهادت دهند باید حرف او را قبول کرد.
مکارم: و بدن میّت در اختیار او است، انجام کارهای میّت باید با اجازه او باشد.
2- جوادی آملی: چنانچه دیگری چنین ادعائی ندارد انجام کارهای میّت با اوست.
سبحانی: و در صورت اختلاف ، هرگاه دو عادل بر گفته یکی شهادت داد قول او پذیرفته می شود.
*****
خوئی، سیستانی، زنجانی، وحید554، سیستانی: 536- اگر کسی بگوید من ولیّ میّت هستم یا ولیّ میّت به من اجازه داده که غسل و کفن و دفن میّت را انجام دهم یا بگوید راجع به امور تجهیز میّت، من وصیّ او می باشم چنانچه به حرف او اطمینان دارند یا میّت در تصرف اوست. یا اینکه دو نفر عادل بلکه یک نفر شخصی که مورد اطمینان باشد به گفته او شهادت دهند باید حرف او را قبول کرد.
. زنجانی: یا اینکه دو مرد عادل به گفته او شهادت دهند باید حرف او را قبول کرد.
. سیستانی، وحید:  یا اینکه دو نفر عادل(وحید: یا یک نفر ثقه که ظنّ بر خلاف گفتۀ او نباشد) به گفتۀ او شهادت دهند باید حرف او را قبول کرد.
(مسأله 549) اگر میّت برای غسل و کفن و دفن و نماز خود غیر از ولیّ، کس دیگری را معین کند1، (احتیاط واجب 2آن است که ولیّ و آن کس هر دو اجازه بدهند3) و لازم نیست کسی که میّت او را برای انجام این کارها معین کرده، این وصیت را قبول کند4 ولی اگر قبول کرد، باید به آن عمل نماید5.
1- خوئی، تبریزی: ولایت این امور با اوست...
وحید: ولایت این امور با اوست  و احتیاط مستحبّ آن است که از ولیّ هم اجازه بگیرد و کسی که میّت ولایت این امور را به او واگذار کرده می تواند در حال حیات موصی رد کند و اگر قبول کرد باید به آن عمل نماید ولی اگر درحال حیات موصی ردّ نکرد، و یا ردّ او به موصی نرسید احتیاط واجب آن است که به آن عمل نماید.
صافی: وصیت او صحیح است...
بهجت: بنابرأظهر لازم است آن شخص از ولیّ میّت برای این کارها اجازه بگیرد.[پایان مسأله]
مکارم: مثلاً وصیّت کند فلان شخص بر من نماز بخواند، واجب است به آن عمل شود...
سبحانی: تعیین میّت نافذ است. [پایان مسأله]
مظاهری: باید طبق وصیّت عمل شود و او اجازه دهد، گرچه لازم نیست آن شخص این وصیّت را قبول کند، ولی اگرقبول کرد باید به آن عمل کند.
2- اراکی، زنجانی: احتیاط...
3- زنجانی: و کسی که میّت او را برای انجام این کارها معین کرده، می تواند این وصیت را رد کند؛ ولی اگر آن را رد نکند یا ردّ آن به وصیت کننده نرسد تا بمیرد، لازم است وصی پس از مرگ به آن عمل کند مگر وصیت کننده از طریقی می دانسته وصی حاضر نیست به این وصیت عمل کند.
فاضل: و اگر میّت وصیت کند و فرزند خود را وصی قرار دهد بنابر احتیاط واجب بر فرزند لازم است طبق وصیت پدر عمل کند و نمی تواند آن را قبول نکند، اما اگر غیر از فرزند خود کسی را وصی قرار دهد اگر او مطلع شود و در حال حیات وقتی که او می توانسته وصی دیگر انتخاب کند به او اطلاع دهد که حاضر نیست طبق وصیت او عمل کند مانعی ندارد و إلا باید طبق وصیت او عمل کند.
مکارم: احتیاط مستحبّ آن است که از ولیّ هم اجازه بگیرد...
صافی: احتیاط آن است که ولیّ هم به او در عمل به وصیت اجازه بدهد...
نوری: اگر میّت برای غسل و کفن و دفن و نماز خود غیر از ولیّ کس دیگری را معین کند، ولایت این امور با او است و مستحبّ است از ولی هم اجازه بگیرد...
[قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: خوئی، تبریزی و مکارم نیست...]
4- مکارم: واجب نیست این وصیّت را قبول کند اگرچه  قبول بهتر است...
5- گلپایگانی: و همچنین اگر بعد از موت از وصیت مطلع شد، احتیاط واجب عمل به وصیت است.
مکارم: [و] هر گاه بداند ولیّ راضی است اما صریحاً با زبان اجازه نداده است همین اندازه که اجازه او از ظاهر حال نمایان باشد کافی است.
*****
سیستانی: مسأله 537- اگر فرد، به شخص دیگری غیر از ولیّ، وصیت کند که خود شخصاً او را غسل دهد یا او را کفن کند یا بر او نماز بخواند، لازم نیست وصیت را قبول کند ولی اگر قبول کرد باید به آن عمل نماید و نیاز به اجازه ولیّ ندارد. و اگر وصیت کند که ولایت این امور با او باشد و او عهده دار و سرپرست امر تجهیز میت باشد طوری که آن شخص بتواند تجهیز میت را خودش انجام داده یا کسی را برای این کار منصوب نماید، احتیاط واجب آن است که آن شخص، وصیت را تا وقتی که سختی فوق العاده نداشته باشد قبول کند مگر اینکه آن شخص در حال زنده بودنِ وصیت کننده، وصیت را رد کرده باشد و خبرِ رد هم به وصیت کننده رسیده باشد و فرد بتواند به دیگری وصیت کند که در این صورت، قبول بر او واجب نیست.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -