انهار
انهار
مطالب خواندنی

دستور خواندن عقد دائم

بزرگ نمایی کوچک نمایی

(مسأله 2368) اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و  اوّل زن بگويد: «زوّجتُكَ نَفْسي عَلَي الصِّداقِ المَعلومِ» يعني خود را زن تو نمودم به مهري كه معين شده، پس از آن بدون فاصله مرد بگويد: «قَبِلْتُ التَّزويجَ» يعني قبول كردم ازدواج را، عقد صحيح است1 و اگر ديگري را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند چنانچه مثلاً اسم مرد «احمد» و اسم زن «فاطمه» باشد2 و وكيل زن بگويد: «زوَّجتُ موكِّلتي فاطمهَ موكِّلَكَ أحمدَ علي الصِّداق المعلوم» پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: «قبلت لموكِّلي أحمدَ عَلَي الصِّداق3» صحيح مي باشد4.

1-سبحانی: بدون فاصله مرد بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْوِيجَ على الصَّداقِ المعلومِ» (يعنى قبول كردم ازدواج را با همان مهر معلوم) عقد صحيح است...

2- خوئي، تبريزي، :وكيل زن بگويد: زوَّجتك موكّلك أحمد موكّلتي فاطمه علي الصّداق المعلوم پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: قبلت التزويج لموكّلي أحمد علي الصداق المعلوم صحیح می باشد و بنابراحتياط واجب بايد لفظي كه مرد مي گويد با لفظي كه زن مي گويد مطابق باشد، مثلاً اگر زن «زوَّجتُ» مي گويد مرد هم «قبلت التزويج» بگويد.

3- صافی»  وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِيجَ لموكّلي أحمد على الصَّداقِ المعلومِ»...

4- اراکی: و بنابراحتیاط واجب  باید لفظی که مرد می گوید با لفظی که زن می گوید  مطابق باشد مثلاً اگر زن «زوّجت» مي گويد مرد هم «قبلت التّزويج» بگويد.

گلپايگاني، صافي، نوري: و بهتر آن است كه لفظي كه مرد بگويد با لفظي كه زن مي گويد مطابق باشد، مثلاً اگر زن «زوّجت» مي گويد مرد هم «قبلت التّزويج» بگويد .

*****

سیستانی: مسأله 2387-  اگر  صیغه عقد دائم را خود زن یا مرد بخوانند و پس از تعیین مقدار مهر اول زن بگوید: «زوّجتُكَ نَفْسي عَلَي الصِّداقِ المَعلومِ» یعنی خود را همسر تو نمودم به مهری که معین شده پس از آن  بدون فاصله قابل توجهی مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَّزويجَ» یعنی قبول کردم ازدواج را عقد صحیح است . و همچنین اگر فقط «قبلت» بگوید عقد صحیح است و اگر دیگری را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند چنانچه مثلاً اسم مرد احمد  و اسم زن فاطمه باشد  و وکیل زن بگوید: زوَّجتك موكّلك أحمد موكّلتي فاطمة علي الصّداق المعلوم، پس بدون فاصله قابل توجهی  وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِيجَ لموكّلي أحمد على الصَّداقِ المعلومِ» صحیح می باشد و احتیاط مستحب آن است که لفظی که مرد  می گوید با لفظی که زن می گوید  مطابق باشد مثلا اگر زن «زوجت» می گوید مرد هم «قبلت التزویج» بگوید نه «قبلت النکاح.»

وحید: مسأله 2432- اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگوید: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِی عَلىَ الصِّداقِ الْمَعْلُومِ» یعنى خودرا زن تو نمودم به مهرى كه معین شده ، و پس از آن بدون آن كه پى در پى بودن ایجاب و قبول عرفاً بهم بخورد مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ عَلىَ الصِّداقِ المَعْلُوْمِ» یعنى قبول كردم ازدواج را به مهرى كه معین شده یا بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ» و قصد كند قبول همان ازدواج بر مهر معلوم را ، عقد صحیح است.

واگر دیگرى را وكیل كنند كه از طرف آنها صیغه عقدرا بخواند ، چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتِی فاطِمَةَ مُوَكِّلَكَ أَحْمَدَ عَلىَ الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» و پس از آن بدون آن كه موالات عرفاً به هم بخورد وكیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ لِمُوَكِّلِی أَحْمَدَ عَلَى الصِّداقِ المَعْلُومِ» صحیح مى باشد ، و بهتر آن است كه وكیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَكَ أَحْمَدَ مُوَكِّلَتِی فاطِمَةَ عَلَى الصِّداقِ المَعْلُومِ».

و بنابر احتیاط مستحبّ لفظى كه مرد مى گوید با لفظى كه زن مى گوید مطابق باشد ، مثلا اگر زن «زَوَّجْتُ» مى گوید مرد هم «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ» بگوید ، هرچند «قَبِلْتُ النِّكاحَ» هم مانعى ندارد.

مكارم: مسأله 2030- براي خواندن صيغه عقد دائم كافي است كه زن بگويد: «زوّجتك نفسي علي الصداق المعلوم» (خود را به همسري تو درآوردم به مهري كه معيّن شده) و مرد هم بعد از آن بگويد: «قبلتك التّزويج» (قبول كردم اين ازدواج را) و اگر ديگري را براي اين كار وكيل كنند كافي است كه وكيل زن بگويد: «زوّجتُ موكّلتي موكّلك علي الصّداق المعلوم» (موكّله خودم را به همسري موكّل تو با مهر معلوم در آوردم) وكيل مرد نيز بگويد: «قبلت لموكّلي هكذا» (من نيز همينگونه از طرف موكّل خودم قبول كردم).

زنجاني: مسأله 2377- اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگويد «زوّجتك نفسي علي الصّداق المعلوم» (يعني خود را زن تو نمودم به مهري كه معيّن شده)، پس از آن بدون فاصله قابل توجّه، مرد بگويد: «قبلت التّزويج علي الصداق المعلوم) (يعني ازدواج را با مهري كه معيّن شده قبول كردم) عقد صحيح است. جمله دوم مي تواند با اشاره به مهر مذكور باشد مانند «قبلت التّزويج هكذا»؛ بلكه اگر در جواب، تنها بگويد: «قبلت» يا «قبلت التّزويج» و مقصود او قبول تزويج با مهر معيّن شده باشد كفايت مي كند.

در عقد ازدواج دائم اگر ديگري را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند، چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل زن بگويد: «زوّجت موكّلتي فاطمة موكّلك أحمد علي الصّداق المعلوم»، پس از آن بدون فاصله قابل توجّهي مرد بگويد: «قبلت التزویج لموكّلي علي الصّداق المعلوم» صحيح مي باشد؛ همين طور به شكلهاي ديگري كه اشاره شد.

گفتني است كه لازم نيست صيغه ايجاب را زن بخواند و صيغه قبول را مرد؛ بلكه برعكس، مي تواند صيغه ايجاب را مرد و صيغه قبول را زن بخواند، در هر حال بايد صيغه اي كه مرد و زن مي خوانند، معناي يكساني را برساند، هر چند با يك لفظ نباشد، مثلاً اگر زن با لفظ «زوّجتك» صيغه ایجاب بخواند و مرد با لفظ «قبلت النّكاح» آن را قبول کند  اشكالي ندارد.

مظاهری: مسأله ۱۹۶۷- اگر صيغه دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگويد:

 «زَوَّجْتُكَ نَفْسى عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُومِ».

(يعنى خود را به همسرى تو درآوردم با مهريه معيّن) پس از آن مرد بگويد:

«قَبِلْتُ التَّزْويجَ».

(يعنى قبول كردم اين ازدواج را) عقد صحيح است، و اگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند، چنانچه وكيل زن بگويد:

«زَوَّجْتُ مَوكِّلَتى مُوَكِّلَكَ عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُومِ».

(يعنى وكيل خودم را به ازدواج وكيل تو درآوردم با مهريه معين)

و وكيل مرد بگويد:

«قَبِلْتُ لِمُوَكِّلى عَلَى الصَّداقِ».

(يعنى قبول نمودم اين ازدواج را براى وكيل خودم با مهريه معين) صحيح مى‏باشد.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -