انهار
انهار
مطالب خواندنی

احکام محتضر

بزرگ نمایی کوچک نمایی
(مسأله 533) مسلمانی را که1 محتضر است یعنی درحال جان دادن می باشد2 مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک، باید3 به پشت بخوابانند به طوری که کف پاهایش به طرف قبله باشد4 و اگر خواباندن او کاملاً به این طور ممکن نیست بنابر احتیاط واجب5 تا اندازه ای که ممکن است باید6 به این دستور عمل کنند7 و چنانچه خواباندن او به هیچ قسم ممکن نباشد8 به قصد احتیاط9 او را رو به قبله بنشانند و اگر آن هم نشود، ( باز به قصد احتیاط10) او را به پهلوی راست یا به پهلوی چپ، رو به قبله بخوابانند.
1- اراکی، سیستانی: مؤمنی که...
2- مکارم: محتضر یعنی: کسی که در حال جان دادن است...
جوادی آملی: پيش از بيان غسل ميّت و احکام آن، به ذكر بخشی از احکام  مرتبط به ميّت میپردازيم.
مسلمانی كه در حال جان دادن است و به او «مُحتَضَر» گويند...
3- اراکی، بهجت، صافی: بنابر احتیاط واجب...
خوئی، تبریزی، سیستانی: بنابر احتیاط در صورت امکان...
وحید: بنابراحتیاط واجب در صورت امکان...
زنجاني: بنابر احتياط مستحبّ در صورت امكان...
4- خوئی، بهجت، زنجانی، سیستانی، تبریزی: [پایان مسأله].
فاضل: و بعید نیست که برخود محتضر هم این کار لازم باشد.[پایان مسأله]
مکارم: بنابراحتیاط واجب باید محتضر را به پشت بخوابانند و پای او را به طرف قبله کنند...
مظاهری: و اگر خواباندن او کاملاً به این صورت ممکن نباشد لازم نیست به این دستور عمل کنند.
5- وحید: بنابراحتیاط مستحبّ...
سبحانی: بنابراحتیاط...
[عبارت «بنابراحتیاط واجب» در رساله آیات عظام: گلپایگانی و صافی نیست]
6- [کلمه «باید» در رساله آیت الله مکارم نیست]
7- مکارم: و اگر ممکن نشد رو به قبله بنشانند و اگر آن ممکن نیست به پهلوی راست، یا به پهلوی چپ رو به قبله بخوابانند.
وحید: و همچنین احتیاط مستحبّ آن است که درصورتی که خواباندن او به این صورت به هیچ نحو ممکن نباشد او را رو به قبله بنشانند و اگر این هم نشد او را به پهلوی راست یا به پهلوی چپ رو به قبله بخوابانند.
8- اراکی: اگر اذیت نمی شود...
9- گلپایگانی: باید...
 صافی: بهتر است...     
10- اراکی: اگر اذیت نمی شود باز به قصد احتیاط...
گلپایگانی: باید...
[قسمت داخل پرانتز در رساله آیت الله صافی نیست]
(مسأله 534) احتیاط واجب آن است که تا وقتی او را از محل احتضار حرکت نداده اند رو به قبله باشد و بعد از حرکت دادن، این احتیاط واجب نیست1.
این مسأله در رساله آيت الله  بهجت نیست.
1- اراکی: هرچند مراعات آن مطلوب است.
مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 541.
*****
خوئی، گلپایگانی، تبریزی، صافی540، زنجانی 625، سیستانی 522، فاضل: مسأله 528- احتیاط واجب آن است. که تا وقتی غسل میّت تمام نشده او را رو به قبله بخوابانند*ولی بعد از آن که غسلش تمام شد بهتر است او را مثل حالتی که بر او نماز می خوانند بخوابانند.
. خوئی، تبریزی: اولی آن است...
. صافی: احتیاط آن است...
*سيستاني: بهتر آن است تا وقتي غسل ميّت تمام نشده، نيز او را به نحوي كه درمسأله قبل گفته شد رو به قبله بخوابانند...
*زنجانی: باید بعد از مرگ فرد مسلمان، تا بلند کردن جنازه، او را به گونه ای که در مسأله قبل گفته شد رو به قبله بخوابانند؛ همچنین بنابراحتیاط مستحبّ تا وقتی که غسل تمام نشده نیز او را رو به قبله بخوابانند...
وحید: مسأله 540- احتیاط واجب آن است که تا وقتی جنازه را برنداشته اند، او را رو به قبله بخوابانند و همچنین بنابراحتیاط مستحبّ هنگام غسل دادن؛ ولی بعد از آنکه غسلش تمام شد مستحبّ است او را مثل حالتی که بر او نماز می خوانند بخوابانند.
سبحانی: مسأله 461- احتیاط واجب آن است که تا وقتی او را از محل احتضار حرکت نداده اند رو به قبله باشد، و بعد از حرکت دادن این احتیاط واجب نیست.
مظاهری: مسأله 438- بهتر آن است که تا وقتی او را از محل احتضار حرکت نداده اند روبه قبله باشد.
(مسأله 535) رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمان واجب است1 و اجازه گرفتن از ولیّ او لازم نیست2.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- خوئی، سیستانی، تبریزی: بنابراحتیاط...
صافی: بنابراحتیاط واجب...
2- نوری: هرچند که اولی است.
اراکی: از ولیّ او در صورت امکان باید اجازه گرفت.
خوئی، تبریزی: اجازه گرفتن از ولیّ او احوط است.
گلپایگانی: بنابراحتیاط لازم باید (صافی: بنابراحتیاط) تا ممکن می شود از ولیّ او اذن بگیرد.
سیستانی: چنانچه بداند خود محتضر راضی است – و قاصر هم نباشد- لازم نیست برای این کار از ولیّ او اجازه بگیرند. و در غیر این صورت اجازه گرفتن از ولیّ او بنابراحتیاط لازم است.
*****
زنجانی: مسأله 626- بر هر مسلمان شایسته است محتضر مسلمان را رو به قبله کند و این کار مطابق احتیاط استحبابی است، و بنابر احتیاط استحبابی از ولیّ محتضر اجازه بگیرند.
وحید: مسأله 541- بنابراحتیاط رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اگر ممکن باشد باید از خود محتضر اجازه بگیرند، و اگر ممکن نباشد یا اجازه او معتبر نباشد بنابراحتیاط از ولیّ او اجازه بگیرند.
(مسأله 536) مستحبّ است  شهادتین و اقرار به دوازده امام علیهم السلام و سایر عقاید حقّه را ، به کسی که در حال جان دادن است طوری تلقین کنند که بفهمد و نیز مستحبّ است چیزهایی را که گفته شد تا وقت مرگ تکرار کنند1.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- وحید: و نیز دعای فرج را به محتضر تقلین نمایند.
(مسأله 537) مستحبّ است این دعاها را طوری به محتضر تلقین کنند که بفهمد1:
اَللّهُمَّ اغْفِرْلیَ الْکَثیرَ مِنْ مَعاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنّی الْیَسیرَ مِنْ طاعَتِکَ یا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسیرَ وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثیرِ اِقْبَلْ مِنِّي الْیَسیرَ و اعْفُ عَنِّى‌‌‌‌ ‌‌الْکثیرَ اِنَّک اَنْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ اللّهُمَّ ارْحَمْنی فَاِنَّکَ رَحیمٌ2.
پروردگارا از گناهان فراوان من درگذر و طاعتهای اندک مرا بپذیر ای کسی که کم را میپذیری و از بسیار چشم می پوشی! (طاعتهای) اندک را از من بپذیر و (گناهان) بسیار را از من ببخشای به راستی که تو بسیار چشم پوشنده و بخشنده ای، پروردگارا بر من رحمت آور. پس به تحقیق تو مهربانی.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- اراکی، نوری، مظاهری: مستحبّ است این دعاها را به محتضر تلقین کنند:...
2- مکارم: و بهتر است که خودش نیز بخواند.
(مسأله 538) مستحبّ است کسی را که سخت جان می دهد1، اگر ناراحت نمی شود به جایی که نماز می خوانده ببرند.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- مکارم: او را به محلّ نمازش ببرند.
(مسأله 539) مستحبّ است1 برای راحت شدن محتضر بر بالین او2 سوره مبارکه «یس، والصافات و احزاب» و «آیة الکرسی3» و آیه پنجاه و چهارم از سوره «اعراف»4 و سه آیه آخر سوره «بقره» بلکه هرچه از قرآن ممکن است بخوانند.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- مکارم: شایسته است...
2- وحید: مستحبّ است بر بالین محتضر...
3- مکارم: و هر چه از قرآن ممکن است بخوانند.
زنجانی: و دو آیه بعد از آن تا «هم فیها خالدون»...
4- اراکی، فاضل، سبحانی: یعنی آیه اِنَّ رَبَّکُمُ اللهُ الذی خَلَقَ السَّمواتِ و الارض...
 (مسأله 540) تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چیز سنگین1 روی شکم او و بودن جنب و حائض نزد او و همچنین حرف زدن زیاد و گریه کردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مکروه است2.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- خوئی، گلپایگانی، فاضل، تبریزی، صافی، زنجانی: گذاشتن چیزی...
وحید: تنها گذاشتن محتضر مکروه است و همچنین گذاشتن چیزی...
2- مکارم: تنها گذاشتن زنها نزد او را از مکروهات شمرده اند.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -