انهار
انهار
مطالب خواندنی

حائضم یا مستحاضه (مرجع تقلید آیةالله مکارم)

بزرگ نمایی کوچک نمایی
سوال از اول با پریودم مشکل داشتم 3-4 ماه یه بار پریود شدم رفتم دکتر گفت پرولاکتینت بالاست بهم کابرلین داد الان دارم مصرف میکنم آخرین بار عاشورا پریود شدم امروز صبح پاشدم دیدم خونریزی دارم ولی شبیه پریود نیست دل درد و کمر درد ندارم ببخشد، ترشح خونی دارم؛ چکنم پریودم یا استحاضه است؟ نمازمو چی؟
مرجع تقلید: حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)
جواب اگر خونی که میبینید خون زخم و دمل و جراحت و عفونت نیست و شرایط حیض را ندارد خون استحاضه هست و باید با رعایت احکام استحاضه نمازهای خود را بخوانید.
مسائل استحاضه را مطابق فتوای مرجع تقلیدتان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) برای مطالعه در ذیل مشاهده کنید
*****
مسأله 402ـ يکى از خونهايى که از زن خارج مى شود خون «استحاضه» است و دراين موقع زن را «مستحاضه» مى گويند، بطور کلّى تمام خونهايى که غير از حيض و نفاس و زخم و دمل است و از رحم زن خارج مى شود خون استحاضه است.
مسأله 403ـ خون استحاضه غالباً کم رنگ و سرد و رقيق است و بدون فشار و سوزش بيرون مى آيد، ولى ممکن است گاهى تيره رنگ يا سرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش خارج شود.
مسأله 404ـ استحاضه فقط دو قسم است: «قليله» و «کثيره»: استحاضه قليله آن است که هرگاه زن پنبه اى را داخل کند، خون، آن را آلوده نمايد ولى از طرف ديگر خارج نشود، خواه خون در پنبه فرو رود يا نه، و استحاضه کثيره آن است که خون، در پنبه فرو رود و از آن بگذرد و جارى شود.
مسأله 405ـ در استحاضه قليله بايد زن براى هر نماز يک وضو بگيرد (بنابراحتياط واجب) و واجب است از سرايت خون به ساير اعضا جلوگيرى کند، امّا عوض کردن پنبه و دستمال واجب نيست، هر چند احتياط است. و در استحاضه کثيره واجب است سه غسل انجام دهد: يک غسل براى نماز صبح و ديگر براى نماز ظهر و عصر و سوم براى مغرب و عشا و بايد ميان اين نمازها جمع کند و احتياط مستحب آن است که علاوه بر اين، براى هر نماز يک وضو بگيرد، قبل از غسل يا بعد از آن.
مسأله 406ـ هرگاه قبل از داخل شدن وقت نماز وضو يا غسل را انجام داده باشد بايد در موقع نماز بنابر احتياط واجب، آن را اعاده کند.
مسأله 407ـ هرگاه استحاضه قليله بعد از نماز صبح کثيره شود، بايد براى نماز ظهر و عصر غسل کند و اگر بعد از نماز ظهر و عصر کثيره شود، بايد براى نماز مغرب و عشا غسل کند.
مسأله 408ـ در تمام مواردى که غسل بر او واجب مى شود اگر غسل کردن مکرّر براى او ضرر دارد، يا مايه مشقّت زياد است مى تواند به جاى آن تيمّم کند.
مسأله 409ـ در استحاضه «کثيره» يا «قليله» اگر قبل از اذان صبح براى نماز شب غسل کند يا وضو به جا آورد و نماز شب را بخواند احتياط واجب آن است که بعد از داخل شدن صبح، دو مرتبه غسل و وضو را انجام دهد.
مسأله 410ـ هرگاه زن مستحاضه قليله، نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را از هم جدا بخواند، بايد براى هر کدام يک وضو بگيرد و همچنين براى نمازهاى مستحب، ولى براى مجموع نماز شب، يک وضو يا غسل کافى است و براى خواندن نماز احتياط و سجده فراموش شده و تشهّد فراموش شده و سجده سهو که بلافاصله بعد از نماز به جا مى آورد، غسل و وضو لازم نيست.
مسأله 411ـ زن مستحاضه بعد از آن که خونش قطع شد، فقط براى اولين نماز بايد کارهاى استحاضه را انجام دهد.
مسأله 412ـ هرگاه نداند استحاضه او قليله است يا کثيره، بنابر احتياط واجب بايد قبل از نماز، خود را وارسى کند و اگر نمى تواند خود را وارسى کند، احتياط آن است که هم وظيفه استحاضه کثيره را انجام دهد و هم قليله، امّا اگر حالت سابق او معلوم است کثيره يا قليله بوده مى تواند به وظيفه همان ادامه دهد.
مسأله 413ـ هرگاه زن مستحاضه بعد از نماز، خود را وارسى کند و خون نبيند، با وضويى که دارد مى تواند نماز ديگر را بخواند، هرچند بعد از مدّتى دوباره خون بيايد.
مسأله 414ـ هرگاه زن مستحاضه بداند پيش از گذشتن وقت نماز بکلّى پاک مى شود و يا به اندازه خواندن نماز، خون قطع مى گردد، بنابر احتياط واجب بايد صبر کند و هنگامى که پاک شد غسل کند، يا وضو بگيرد و نماز را بخواند.
مسأله 415ـ مستحاضه بايد بعد از غسل يا وضو فوراً مشغول نماز شود، ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز بلکه انتظار جماعت به اندازه معمول اشکال ندارد و در نماز نيز، مى تواند مستحبّات، مثل قنوت و مانند آن را انجام دهد.
مسأله 416ـ هرگاه خون به بيرون جريان دارد چنانچه براى او ضرر نداشته باشد بايد پيش از غسل و بعد از آن بوسيله پنبه و مانند آن از بيرون آمدن خون جلوگيرى کند، ولى اگر اين کار مشقّت زياد دارد، لازم نيست.
مسأله 417ـ هرگاه در موقع غسل خون قطع نشود، ضررى براى غسل ندارد، خواه ترتيبى باشد يا ارتماسى.
مسأله 418ـ زن مستحاضه بايد روزه ماه رمضان را بگيرد و در صورتى روزه او صحيح است که غسل نماز مغرب و عشاى شبى که مى خواهد فرداى آن را روزه بگيرد به جا آورد و همچنين غسلهاى روزى را که روزه است (بنابراحتياط واجب).
مسأله 419ـ هرگاه زن روزه دار بعد از نماز ظهر و عصر مستحاضه شود براى روزه آن روز غسلى ندارد.
مسأله 420ـ اگر در بين نماز، استحاضه قليله زن، کثيره شود بايد نماز را رها کند و غسل نمايد و از نو بخواند و در صورتى که براى غسل وقت ندارد تيمّم کند، ولى اگر براى تيمّم هم وقت ندارد بايد همان نماز را تمام کرده و بنابر احتياط واجب قضا نمايد.
مسأله 421ـ هرگاه استحاضه کثيره زن، قليله شود، بايد براى نماز اوّل غسل کند و براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.
مسأله 422ـ مستحاضه کثيره، هرگاه غسلهاى روزانه خود را انجام دهد براى اعمال ديگر مانند طواف و نماز قضا و نماز آيات و نماز شب، غسل ديگرى بر او واجب نيست تنها بايد وضو بگيرد.
مسأله 423ـ زن مستحاضه مى تواند نماز قضا بخواند، ولى براى هر نماز بنابر احتياط واجب بايد يک وضو بگيرد، ولى براى خواندن نوافل روزانه، همان وضوى نماز واجب کافى است و همچنين براى تمام نماز شب يک وضو کفايت مى کند، به شرط اين که پشت سر هم به جا آورد.
مسأله 424ـ هر خونى که از زن خارج شود و شرايط حيض و نفاس را نداشته باشد و مربوط به بکارت يا زخم يا جراحتّى در رحم نبوده باشد، خون استحاضه است.
مسأله 425ـ هرگاه شک کند که خون، از زخم است يا نه و ظاهر حال او سلامت است، خون استحاضه حساب مى شود، امّا اگر وضع حال او مشکوک باشد که خون از زخم است يا غير آن، احکام استحاضه ندارد.
یاحقّ. التماس دعا.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -