انهار
انهار
مطالب خواندنی

کسانی که بواسطه خویشی ارث می برند

بزرگ نمایی کوچک نمایی

(مسأله 2728) كساني كه بواسطه خويشي1 ارث مي برند سه دسته هستند:

دسته اوّل: پدر و مادر و اولاد ميت است و با نبودن اولاد، اولاد اولاد، هر چه پايين روند هر كدام آنان كه به ميّت نزديكتر است ارث مي برد2 و تا يك نفر از اين دسته هست دسته دوم ارث نمي برند3،

دسته دوم: جد يعني پدر بزرگ و پدر او هر چه بالا رود و جدّه يعني مادر بزرگ و مادر او هر چه بالا رود پدري باشند يا مادري و خواهر و برادر4 و با نبودن برادر و خواهر، اولاد ايشان5 هر كدام آنان كه به ميّت نزديكتر است ارث مي برد6و تا يك نفر از اين دسته هست دسته سوم ارث نمي برند.

دسته سوم: عمو و عمه و دايي و خاله (هر چه بالا روند7) و اولاد آنان هر چه پايين روند 8 و تا يك نفر از عمو ها و عمه ها و دايي ها و خاله هاي ميت زنده اند، اولاد آنان ارث نمي برند9 ولي اگر ميّت عموي پدري و پسر عموي پدر و مادري داشته باشد (و غير از اينها وارثي نداشته باشد10) ارث به پسر عموي پدر و مادري مي رسد و عموي پدري ارث نمي برد11.

1- وحید: به واسطه نسب...

2- بهجت: بدين معني كه مثلاً اگر نوه ميّت هست نيتجه او ارث نمي برد...

3- بهجت: مگر اين كه كسي كه از طبقه اول وجود دارد، شرعاً از ارث ممنوع شود كه در اين صورت نوبت به طبقه دوم مي رسد...

4- گلپايگاني، خوئي، تبريزي، سيستاني، صافي، وحید: دسته دوم: جد يعني پدر بزرگ و جدّه، يعني مادر بزرگ و خواهر و برادر است...

5- مكارم: و اولاد اولاد ايشان...

6- بهجت: كه معناي آن در طبقه اوّل گفته شد...

7- [قسمت داخل پرانتز در رساله آيت الله نوري نيست]

8- مكارم: (البتّه هر كدام نزديكترند ارث مي برند) و تا يك نفر از عمو و عمه ها و دايي و خاله ها زنده اند اولاد آنان ارث نمي برند و تا اولاد آنها زنده اند اولاد اولاد آنها ارث نمي برند و تنها يك استثنا دارد و آن اينكه: اگر ميت عموي پدري و پسر عموي پدري و مادري داشته باشد عموي پدری ارث نمي برد و مال به پسر عموي پدر و مادري مي رسد.

خوئي، گلپايگاني، تبريزي، سيستاني، صافي: دسته سوّم: عمو و دايي و خاله و اولاد آنان است...

9- سيستاني: ولي اگر ميّت يك عموي پدري و يك پسر عموي پدر ومادري داشته باشد، و دايي و خاله نداشته باشد، ارث به پسر عموي پدر و مادري مي رسد، و عموي پدري ارث نمي برد، ولی اگر عمو يا پسر عمو متعدد باشد و يا اين كه همسر ميّت حيات داشته باشد، اين حكم خالي از اشكال نيست.

وحید: ولى اگر وارث میت منحصر به یك عموى پدرى و یك پسر عموى پدر و مادرى باشد ارث به پسر عموى پدر و مادرى مى رسد و عموى پدرى ارث نمى برد، و در غیر این صورت احتیاط واجب ـ خصوصاً در صورتى كه با آنها دو دایى یا خاله باشد ـ آن است به مصالحه تمام شود.

10- [قسمت داخل پرانتز در رساله آيات عظام: اراكي، خوئي، گلپايگاني، صافي و تبريزي نيست]

11- بهجت: [و] اگر ميّت وارثي از قبيل پسر يادختر عمو، يا پسر يا دختر عمه، يا پسر يا دختر دايي، يا پسر يا دخترخاله كه از طرف پدر و مادر هستند و از طرف ديگر عمو يا عمه يا دايي يا خاله از طرف پدر يا فقط مادر دارد، احتياط در اين است كه دو طبقه با هم صلح نمايند.

*****

فاضل: مسأله ۲۸۶۹- افراد به دو واسطه از متوفي ارث مي برند: الف: نسبي . ب: سببي.

الف: وارث نسبي يعني كساني كه با متوفّي نسبت فاميلي دارند و به سه دسته عمده تقسيم مي شوند كه هر دسته را يك طبقه مي گويند و تا يك نفر از طبقه اول باشد افراد طبقه دوم ارث نمي برند.

ب: وارث سببي يعني كساني كه به سبب ازدواج ارث مي برند و در كنار وارث نسبي و همراه آنها ارث مي برند و تفصيل آن بعداً بيان مي شود.

زنجاني: مسأله ۲۷۳۷- كساني كه به واسطه خويشاوندي نسبي ارث مي برند سه طبقه هستند:

طبقه اوّل: از دو صنف تشكيل شده است: صنف اول: پدر و مادر. صنف دوم: فرزند (مستقيم يا غير مستقيم، هر چه پايين روند). با توجه به قاعده اي كه در مقدمه (قسمت الف/ قاعده دوم) گفته شد، تا يكي ازفرزندان ميّت وجود داشته باشد نوبت به نوه نمي رسد و تا يك نوه وجود داشته باشد، نوبت به نتيجه نمي رسد، ولي پدر و مادر هم، همراه فرزند ارث مي برند و هم همراه نوه و هم همراه نتيجه و ...؛ و در هر حال تا يك نفر از طبقه اوّل هست، طبقه دوّم ارث نمي برند.

طبقه دوم: از دو صنف تشكيل شده است: صنف اوّل: پدر بزرگ و مادر بزرگ (مستقيم يا غير مستقيم، هر چه بالا روند). صنف دوم : برادر و خواهر و برادرزاده و خواهر زاده (مستقيم يا غير مستقيم، هر چه پايين روند). و در هر صنف، هر كس كه به ميّت نزديكتر است ارث مي برد و با وجود او كسي كه دورتر است ارث نمي برد، بنابراين پدر بزرگ يا مادر بزرگ مستقيم (هرچند مادري باشد) بر پدر بزرگ يا مادر بزرگ غير مستقيم (هر چند پدري باشد) مقدّم است، همچنين برادر يا خواهر يا برادر زاده يا خواهر زاده مقدّم است و نيز برادر زاده يا خواهر زاده بر نوه برادر يا نوه خواهر مقدّم است، ولي بين افراد يك صنف با افراد صنف ديگر، نزديكي يا دوري از ميّت ملاحظه نمي شود، و در هر حال تا يك نفر از طبقه اول يا دوم هست، طبقه سوم ارث نمي برند.

طبقه سوم: كه همگي يك صنف هستند: عمو  و عمّه و دايي و خاله (هر چه بالا روند) و اولاد آنان (هر چه پايين روند). و تا يك نفر از عموها و عمّه ها و دايي ها و خاله هاي ميّت زنده اند، اولاد آنها ارث نمي برند و درمورد اولاد آنان هم تا يك نفر از اولاد نزديكتر وجود دارد ، اولاد دورتر ارث نمي برند، ولي اگر ميّت عموي پدري و پسر عموي پدر و مادري داشته باشد، ارث به پسر عموي پدر و مادري مي رسد و عموي پدري ارث نمي برد، توضيح اين حكم در مقدمه (قسمت الف –استثناء قاعده دوم و سوم) گذشت.

مظاهری: ارث دسته اوّل: پدر و مادر و اولاد ميت، و با نبودن اولاد، اولاد اولاد هر چه پايين روند.

(مسأله 2729) اگر عمو و عمه و دايي و خاله خود ميت و اولاد آنان (واولاد اولاد آنان1) نباشند2، عمو و عمه و دايي و خاله پدر ومادر ميت ارث مي برند و اگر اينها نباشند اولادشان ارث مي برند و اگر اينها هم نباشند عمو و عمه و دايي و خاله جدّ و جدّه ميّت و اگر اينها نباشند، اولادشان ارث مي برند.

این مسأله در رساله آیات عظام: فاضل و مظاهری نیست.

1- [قمست داخل پرانتز در رساله آيت الله مكارم نيست]

2- زنجاني: اگر عمو و عمّه و دايي و خاله خود ميّت نباشند، اولاد مستقيم و غير مستقيم آنان ارث می برند و اگر این ها هم نباشند...

وحید: اگر عمو و عمّه و دایى و خاله خود میت و اولاد آنان هر چه پایین روند نباشند...

(مسأله 2730) زن و شوهر به تفصيلي كه بعداً (درمسائل 2770 تا 2779) گفته مي شود از يكديگر ارث مي برند1.

این مسأله در رساله آیات عظام: فاضل و مظاهری نیست.

زنجاني:  به همراه هر سه طبقه، از يكديگر ارث مي برند.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  
 




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -