انهار
انهار
مطالب خواندنی

تصرف در مال شركت

بزرگ نمایی کوچک نمایی

سؤال: يكى از مالكين در مزرعه مشاعى بدون رضايت ديگران، با مخارج خود اقدام به حفر چاه مى كند ايا ملك طلق او مى شود؟ و ديگران در آن حقى دارند يا نه؟

پاسخ: در فرض سوال، تصرف حفر كننده جايز نبوده ولى ملك طلق او مى شود و اگر آبى استخراج شود متعلق به او مى باشد و در هرحال بايد رضايت آنان را تحصيل كند و الاّ مى توانند او را وادار به پر كردن چاه و پرداخت خسارت وارده كنند.

سؤال: چند نفر با هم شريك بوده اند و فعلا بعضى از اين افراد فوت كرده اند، حكم شراكت آنها چگونه مى شود؟

پاسخ: از قضيه شخصيه اطلاع ندارم ولى بطور كلى اگر بعضى از شركا فوت كردند بقيه شركا بدون اجازه و رضايت ورثه شريك فوت شده نمى توانند در مال مشترك تصرف كنند و اگر هم از مال مشترك منافعى بدست آمد، بايد سهم ميّت را به ورثه او بدهند.

سؤال: خانه اى است مشترك بين چند نفر، اگر يكى از شركا از بعض ديگر تقاضا و طلب كند كه اجازه تصرف در آن خانه را بدهد، آيا بر آن بعض اجازه تصرف در آن خانه واجب است يا اينكه براى او امتناع هم جايز است؟

پاسخ: منع شريك به نحو كلى از تصرف در مال مشترك جايز نيست، بايد اجازه در تصرف به مقدار سهم او بدهد و يا حاضر به قسمت شود و سهم هر يك مفروز گردد و يا حاضر به قسمت مهاياتى شود. يعنى تقسيم به حسب ازمنه كه مثلا مدتى يكى تصرف كند و مدتى را ديگرى. يا حاضر به خريد و فروش شود و چنانچه از همه شقوق استنكاف كند، حاكم شرع او را به اختيار يكى از امور مذكوره مجبور مى كند.

سؤال: چه مى فرماييد در اين مسأله كه شخصى فوت كرده در حالى كه داراى باغات و زراعات بوده، فرزند ارشدش بعد از فوت پدر، محصولات و زراعات را بوسيله خود و كارگر و غيره جمع آورى كرده و مخارج خود و عائله اش هم از مال پدرى بوده، آيا در صورت عدم شرط اجرت مى تواند براى عمل خودش اجرت از ساير وراث بگيرد يا خير؟

پاسخ: در صورتى كه بدون اجازه ساير ورثه محصول را جمع آورى كرده باشد، حق مطالبه اجرت از آنها ندارد.

سؤال: زمين لم يزرعى مال سه نفر است به نحو مشاع. يكى از اين سه نفر قسمتى از آن را آباد كرده و بقيه آن به صورت لم يزرع باقى است، آيا آن دو نفر ديگر از قسمت آباد شده با بودن قسمت آباد نشده سهمى دارند يا خير؟ و تكليف اين دو نفر نسبت به آباد كننده چيست؟

پاسخ: در فرض مسأله، اگر زمين را قبل از تقسيم آباد كرده باشد، همه شركا كما فى السابق در آن شريك مى باشند. در نهايت اگر با اذن آنها آباد كرده حق الزحمه آباد كردن سهم آنها را طلب دارد و اگر بدون اذن آباد كرده حق الزحمه را طلب ندارد و اگر شركا اذن داده اند كه اين قسمت را آباد كن براى خود بدون تقسيم، فعلا مى توانند از اذن برگردند و بگويند همه بايد تقسيم شود. ولى حق الزحمه آباد كردن را بايد بدهند و آنچه اشجار و زراعت و بنا ايجاد كرده مال خود آباد كننده است. ولى اگر اذن داده اند براى خود احداث بنا و غرس اشجار نمايد. تا هنگامى كه از اذن خود برنگشته اند حق مطالبه چيزى ندارند و هروقت از اذن خود برگردند از آن موقع به بعد براى بقاى بنا و اشجار در زمين، حق مطالبه اجرت المثل زمين را نسبت به سهم خودشان دارند و چنانچه نزاع موضوعى در بين باشد، لازم است به دادگاه مراجعه شود.

سؤال: چند نفر با هم شريك شدند كه تجارت كنند. يك نفر از آنها فوت كرده است و مقدار اموال شركتى را تعيين كردند و مال چندين برابر شده است و مى خواهند شركت را به هم بزنند، آيا به ورثه متوفى بايد سهم روز فوت پدرشان را بدهند يا روزى كه شركت به هم مى خورد.

پاسخ: اگر از مال ميت شريك در نزد شركا باقى بوده و با آن معامله كرده اند، به نسبت مالى كه در شركت باقيمانده، بايد منافع آن را در موقع تفكيك شركت، به ورثه شريك بدهند.

سؤال: دو نفر با يكديگر شروع به كار مى كنند، به اين كيفيت كه پول و سرمايه از يكى و كار از ديگرى و استفاده هم به نصف، بعد از مدتى يكى از اين دو حاضر مى شود سهميّه استفاده ديگرى را به ماهى يك هزار تومان بخرد، [اين خريد] چگونه است؟

پاسخ: خريد مذكور صحيح نيست. بلى مى توانند با همديگر به اين مبلغ مصالحه كنند.

سؤال: اگر زمينى را دو نفر به طور مشاع شريك باشند و يكى از شريكها بدون اجازه شريك ديگر اقدام به احداث بنا كند، آيا شريك ديگر مى تواند او را اجبار به خراب كردن كند يا نه؟ و اگر نمى تواند تكليف او چيست؟

پاسخ: مالك ساختمان بايد رضايت شريك را به هرنحو شده جلب كند.

سؤال: دو قطعه زمين در بين دو شخص مشاع بوده، يكى از مالكين يك قطعه آن را فروخته و قرينه اى بر تعيين هم ندارد بعد از چند سالى مالك ديگر ادعا كرده كه اين دو قطعه زمين مشاع بوده، اين زمين مبيعه از طرف يكى از شركا چه صورت دارد؟

پاسخ: اگر مقدار حصه مشاعه خود را فروخته بيع صحيح و نافذ است و مشترى با شريك سابق شريك است ولى اگر قطعه معينى را فروخته معامله در حصه شريك در آن قطعه فضولى و موقوف بر اجازه شريك است.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

 




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -