انهار
انهار
مطالب خواندنی

حکم شرعی بازی هفت خبیث مرجع تقلید: آیةالله العظمی امام خامنه ای (مدّظلّه)

بزرگ نمایی کوچک نمایی
سوال سلام
آیا بازی هفت خبیث (اونو) با کارت های پاسور بدون شرط بندی و برد وباخت اگر در عرف محل زندگی آلت قمار نباشد اشکال دارد؟
مرجع تقلید: حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله)
 
جواب:بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
وَٱلسَّلَامُ عَلی عِبادِاللهِ الصَالِحینَ وَ رَحْمَةُ ٱللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
با تشکر از اعتمادتان به سایت انهار
بزرگوار
در بیان احکام الهی، چند نکته را باید در نظر داشت:
{۱} احکام الهی، مبتنی بر مصلحت ها و مفسده ها می باشند؛ اما باید دانست که گستره مصالح و مفاسد، شامل ابعاد جسمی، روحی، اجتماعی و سرانجام انسان در آخرت می باشد.
{۲} احکام الهی برای پاسخ گویی به نیازهای بشر می باشند و نیازهای بشر، دو گونه اند؛ ثابت و متغیر که برای نیازهای ثابت، احکام ثابت و برای نیازهای متغیر، احکام متغیر وضع شده است. این بدان جهت است که نه وضع قانون ثابت، نسبت به موضوعات متغیر منطقی است و نه وضع قانون متغیر و گوناگون برای همه موضوعات متغیر، ممکن است؛ زیرا روز به روز با قانون جدید و بلاتکلیفی مواجه خواهیم شد. قوانین ثابت بیشتر در جنبه عبادات و مسائل شخصی رخ می نمایند و قوانین متغیر معمولاً در مسائل اجتماعی بروز پیدا می کنند که از آنها به احکام حکومتی تعبیر می کنیم. ناگفته نماند که احکام حکومتی و تمام احکام متغیر، باید در چهارچوب خاصی و منطبق بر اصول کلی بینش های اسلامی وضع شوند. از این رو، همان احکام متغیر، باز مبانی ثابتی دارند؛ مانند تحقق عدالت، حفظ حقوق عموم مردم و عنصر زمان، مکان و مصلحت جامعه اسلامی از مؤلفه های مهم تأثیرگذاری در تشخیص و تعیین این احکام می باشند.
{۳} احکام ثابت خود به دو دسته زیر تقسیم می شوند:
الف) احکام اولیه، مانند حرمت بی حجابی، حرمت خوردن گوشت مردار و وجوب خواندن نماز به شکل صحیح.
احکام الهی، مبتنی بر مصلحت ها و مفسده ها می باشند؛ اما باید دانست که گستره مصالح و مفاسد، شامل ابعاد جسمی، روحی، اجتماعی و سرانجام انسان در آخرت می باشد
ب) احکام ثانویه که به دلیل وضعیت خاص، مانند اضطرار، اجبار و یا مصلحت مهم تر، از سوی فقیه جامع الشرایط، صادر می شوند. بنابراین، نقش عنصر مصلحت، چه در احکام اولیه، چه در احکام ثانویه و چه در احکام حکومتی که در آنها مصلحت جامعه اسلامی لحاظ می شود، یک امر عقلی و شرعی است؛ چنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با این که گوشت الاغ مکروه است و مسلمانان در یکی از جنگ ها، به خاطر شدت گرسنگی از آن خوردند، به لحاظ بیم بر جاماندن اسباب و وسایل جنگی و صدمه دیدن توان رزمی سپاهیان، خوردن گوشت الاغ را به حکم حکومتی حرام اعلام کرد.
درباره بازی شطرنج و پاسور باید دانست که به طور کلی در اسلام بازی با آلات قمار، حرام است و حکم به حرمت بازی با پاسور از آن جهت است که به عنوان یکی از ابزارهای قمار شناخته می شود. بنابراین، تا زمانی که به این عنوان شناخته می شود، حکم آن حرمت خواهد بود؛ البته اگر مرجع تقلیدی در صدق عنوان وسیله قمار بودن پاسور تردید کند، فتوا به حرمت نمی دهد؛ چنان که از فتوای مرحوم آیت الله اراکی چنین به دست می آید.
در مورد شطرنج، یک دیدگاه این است که به طور کلی، امروزه در سطح جهان آن را وسیله قمار به حساب نمی آورند؛ بلکه نوعی وسیله بازی فکری می شناسند و بر این اساس، شطرنج از نظر موضوع حکم شرعی، تغییر ماهیت داده و به تبع آن، حکمش نیز دگرگون شده است.
از منظر فقهی
اگر کارت های پاسور از نظر عرف متدین وسیله قمار محسوب نشوند، بازی با آنها بدون شرط بندی و برد و باخت بنا بر نظر برخی مراجع، اشکال ندارد.
فتاوای مراجع تقلید:
آیات عظام: امام خمینی، تبریزی، امام خامنه ای، صافی گلپایگانی، نوری همدانی و وحید خراسانی: بازی با آلات قمار - هر چند بدون برد و باخت - حرام است.
آیةالله العظمی فاضل لنکرانی: اگر در عرف از وسیله قمار بودن خارج شده باشد و برد و باختی در کار نباشد، اشکال ندارد.
آیات عظام: بهجت و مکارم شیرازی: اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و اگر بدون آن باشد، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
آیةالله العظمی سیستانی: اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و اگر بدون برد و باخت و شرط بندی باشد، چنانچه در عرف محل (شهر) از آلات قمار شناخته شود، بنابر احتیاط واجب، بازی با آن جایز نیست.
حکمی که در مورد پاسور و شطرنج گفته شد، فرقی ندارد که بازی به وسیله این آلات باشد یا به وسیله رایانه:
اگر در عرف محل به عنوان آلت قمار شناخته شود به احتیاط واجب بدون برد و باخت هم بازی نشود. یاحقّ.
پایگاه اینترنتی انهار
پس از ویرایش و زیبا سازی
به نقل از تبیان

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -