انهار
انهار
مطالب خواندنی

مکروهات سر بریدن حیوانات

بزرگ نمایی کوچک نمایی

(مسأله 2600) چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است1: آن كه كارد را پشت حلقوم فرو كنند و به طرف جلو بياورند كه حلقوم از پشت آن بريده شود2.

دوم: در جايي حيوان را بكشند كه حيوان ديگر آن را ببيند.

سوم: در شب يا پيش از ظهر روز جمعه سر حيوان را ببرند، ولي در صورت احتياج عيبي ندارد. چهارم: خود انسان چهارپايي را كه پرورش داده بكشد3. و احتياط آن است كه پيش از بيرون آمدن روح، پوست حيوان را نكنند4 و مغز حرام را كه در تيره پشت است نبرند و حرام است كه پيش از بيرون آمدن روح سر حيوان را از بدنش جدا كنند ولي با اين عمل حيوان حرام نمي شود.

1- مكارم: مطابق بعضي از روايات چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است:...

مظاهر ی: هفت کار در کشتن حیوانات مکروه است...

2- مظاهری: یا سر را از قفا ببرند...

3- اراكي، مكارم[پایان مساله].

مظاهری:[و] پنجم: پيش از بيرون آمدن روح پوست حيوان را بكنند. ششم: پيش از بيرون آمدن روح مغز حرام را كه در تيره پشت است ببرند. هفتم: پيش از بيرون آمدن روح سر حيوان را از بدنش جدا كنند.

4- سبحانی:و پيش از بيرون آمدن روح، سر حيوان را از بدنش جدانكنند.

*****

گلپايگاني، صافي: مسأله ۲۶۰۹- چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است: اوّل: آن كه كارد را پشت حلقوم فرو كنند و به طرف جلو بياورند كه حلقوم از پشت بريده شود. دوم: آن كه پيش از بيرون آمدن روح، سر حيوان را از بدنش جدا كنند، بلكه احتياط واجب ترك اينكار است، اگر چه گوشت ذبيحه بواسطه آن حرام نمي شود ولي اگر از روي غفلت يا بواسطه تيز بودن كارد بي اختيار سر حيوان جدا شود، مكروه نيست. سوم: آن كه پيش از بيرون آمدن روح، پوست حيوان را بكنند، بلكه احتياط واجب ترك آن است، اگر چه گوشت ذبيحه بواسطه آن حرام نمي شود، چهارم: آن كه پيش از بيرون آمدن روح، مغز حرام را كه در تيره پشت است ببرند. پنجم: در جايي حيوان را بكشند كه حيوان ديگر آن را ببيند. ششم: در شب يا پيش از ظهر روز جمعه حيوان را ببرند، ولي در صورت احتياج عيبي ندارد. هفتم: خود انسان چهارپايي را كه پرورش داده بكشد.

خوئي، تبريزي: ۲۶۰۹، سیستانی: مسأله ۲۶۱۷- چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است.:

1- پيش از بيرون آمدن روح، پوست حيوان را بكنند

2- در جايي حيوان را بكشند كه حيوان ديگر* آن را ببيند.

 3- در شب يا پيش از ظهر روز جمعه سر حيوان را ببرند ولي درصورت احتياج عيبي ندارد.

4- خود انسان چهارپايي را كه پرورش داده است بكشد.

.  سيستاني: در بعضي از روايات چند چيز در كشتن حيوانات مكروه شمرده شده است...

* سيستاني: حيوان ديگر كه از جنس اوست...

زنجانی: مسأله ۲۶۰۹- چند چیز موقع سر بریدن حیوانات مکروه است:
اوّل: کارد را پشت گردن فرو کنند و به طرف جلو بیاورند که گردن از پشت آن بریده شود.
دوم: پیش از بیرون‌آمدن روح، سر حیوان را از بدنش جدا کنند ولی اگر از روی غفلت یا به واسطۀ تیز بودن کارد، بی‌اختیار سر حیوان جدا شود مکروه نیست.
سوم: پیش از آن‌که روح از بدن حیوان بیرون رود عمداً مغز حرام را که در تیرۀ پشت‌ است و از مهره‌های گردن تا دم حیوان امتداد دارد ببرند بنا بر احتیاط استحبابی مؤکّد این سه امر رعایت شده و از خوردن حیوانی که در هنگام سر بریدن آن یکی از آن‌ها رعایت نشده خودداری شود.
چهارم: پیش از بیرون‌آمدن روح، پوست حیوان را بکنند.
پنجم: در جایی حیوان را بکشند که حیوان دیگر آن را ببیند.
ششم: در شب یا پیش از ظهر روز جمعه ذبح کنند، ولی در صورت احتیاج کراهت ندارد.
هفتم: خود انسان چهارپایی را که پرورش داده است بکشد.

فاضل: مسأله ۲۷۲۳- چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است:

اوّل: در جايي حيوان را بكشند كه حيوان ديگر آن را ببيند.

 دوم: در شب يا پيش از ظهر روز جمعه سر حيوان راببرند، ولي در صورت احتياج عيبي ندارد. سوم: خود انسان چهارپايي را كه پرورش داده است بكشد و احتياط واجب آن است كه پيش از بيرون آمدن روح، پوست حيوان را نكنند و مغز حرام را كه در تيره پشت است نبرند، اگر چه گوشت ذبيحه بواسطه آن حرام نمي شود و بنابراحتياط نبايد پيش از بيرون آمدن روح، سر حيوان را از بدنش جدا كنند بلكه حرمت آن، خالي از قوّت نيست ولي با اين عمل حيوان حرام نمي شود و اگر از روي غفلت يا بواسطه تيز بودن كارد، بي اختيار سر حيوان جدا شود مكروه نيست.

بهجت: مسأله ۲۰۷۷- اگر هنگام بريدن سر حيوان، پيش از بيرون آمدن روح، سر حيوان را از بدنش جدا كنند، مانعي ندارد و حيوان پاك و حلال است، ولي اگر عمداً بخواهند سرش را از بدن جدا كنند، بنابر أظهر خوردن گوشت آن مكروه است، بلكه خلاف احتياط است.

بهجت: مسأله ۲۰۷۹- پيش از بيرون آمدن روح و سرد شدن بدن حيوان، مكروه است بلكه خلاف احتياط است پوست حيوان را بكنند و يا اين كه اعضاي بدنش را قطع كنند.[1]

وحید: مسأله- چند چیز در كشتن حیوانات مكروه است:

اوّل: بنابر مشهور پیش از بیرون آمدن روح پوست حیوان را بكنند ، و احتیاط واجب در ترك آن است.

دوم: در جایى حیوان را بكشند كه حیوان دیگرى كه مثل او است او را ببیند ، مانند این كه گوسنفد و شتر را در مقابل گوسفند و شتر دیگرى كه او را مى بیند بكشند.

سوم: در شب سر حیوان را ببرند مگر ترس از مردن آن داشته باشند ، و همچنین پیش از ظهر روز جمعه ، ولى در صورت ضرورت عیبى ندارد.

چهارم: خود انسان چهارپائى را كه پرورش داده بكشد.

مسائل اختصاصي

مكارم: مسأله 2231- احتياط مستحبّ آن است كه پيش از بيرون آمدن روح، سر حيوان را از بدنش جدا نكنند، بنابراين اگر دستگاههايي براي ذبح حيوانات تهيّه شود كه سر حيوان را به كلّي قطع مي كند حيوان حرام نمي شود، هر چند بهتر است طوري باشد كه تمام سر را قطع نكند، ولي در هر حال بايد تمام شرايط با دستگاههاي ماشيني رعايت شود. و نيز احتياط مستحبّ آن است كه مغز حرام حيوان را كه در وسط تيره پشت است، قبل از جان دادن نبرند و پوست حيوان را جدا ننمايند.

مكارم: مسأله 2233- در زمان ما گاه برای آسان شدن ذبح حیوانات به حیوان شوک می دهند تا کمی بی حس شود و براحتی یا به وسیله دستگاهها سر آن را ببرند این کار درصورتی که حیوان بعداز شوک زنده باشد اشکال ندارد.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -