انهار
انهار
مطالب خواندنی

شرط ششم: اعضای وضو موقع شستن و مسح کردن، پاک باشد

بزرگ نمایی کوچک نمایی
شرط ششم:آنکه اعضای وضو موقع شستن و مسح کردن، پاک باشد1.
1- بهجت: مگر اینکه به وسيله وضو گرفتن و شستن صورت و یا دستها، اعضای وضو خود به خود پاک شود.
سیستانی: هر چند در حال وضو آن را قبل از شستن یا مسح کردن تطهیر کند، و اگر وضو گرفتن با آب کر و مانند آن باشد تطهیر قبل از شستن لازم نیست.
وحید: اگر چه آن طهارت به شستن به آب وضو – درصورتی که آب معتصم باشد- حاصل شود. و آب معتصم، آبی است که به ملاقات با نجس، نجس نشود، مانند آب باران و کر و جاری.
*****
امام خامنه ای: رساله  آموزشی ص ۸۴: اعضای وضو در هنگام شستن و مسح کردن باید پاک باشند.
مسأله ۲۷۶- اگر پیش از تمام شدن وضو، جایی را که شسته یا مسح کرده، نجس شود1، صحیح است.
1- جوادی آملی: ولی بقيه اعضای وضو را به گونه‌ای انجام دهد که نجاست به آن نرسد، وضويش صحيح است.
*****
امام خامنه ای: رساله  آموزشی ص ۸۴: اگر جایی را که شسته یا مسح کرده پیش از اتمام وضو نجس شود وضو صحیح است. البته تطهیر آن برای پاک شدن از نجاست به خاطر نماز واجب است.
مکارم: مسأله 298 – اگر بعد از تمام شدن وضوی یک عضو، همان عضو نجس شود وضو صحیح است.
مسأله 277- اگر غیر از اعضای وضو جایی از بدن نجس باشد وضو صحیح است. ولی اگر مخرج را از بول یا غائط تطهیر نکرده باشد اولی آن است1 که اول آن را تطهیر کند بعد وضو بگیرد.
1- آیات عظام: احتیاط مستحب آن است...
فاضل، مظاهری: بهتر آن است...
مسأله 278- اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو آنجا را آب کشیده یا نه1، چنانچه2 در موقع وضو ملتفت پاک بودن و نجس بودن آنجا نبوده، وضو باطل است3. و اگر می داند ملتفت بوده یا شک دارد که ملتفت بوده یا نه، وضو صحیح است4. و در هر صورت جایی را که نجس بوده باید آب بکشد.
1- سیستانی: وضو صحیح است ولی جایی را که نجس بوده باید آب بکشد.[پایان مسأله[
مکارم: وضوی او صحیح است، ولی باید برای نماز آن را آب بکشد و اگر چیزی با آن ملاقات کرده تطهیر کند. [پایان مسأله]
2- اراکی: چنانچه بداند...
3- تبریزی: بنابراحتیاط...
بهجت: وضو باطل است بنابر احوط، در صورتی که با وضو گرفتن و یا غیر آن به طور اتفاقی پاک نشده باشد؛ و اگر ملتفت بوده، یا شک دارد که ملتفت بوده یا نه، وضو صحیح است و در هر صورت باید بنابر احوط برای نماز و مانند آن، جایی را که نجس بوده آب بکشد.
4- وحید: اگر می داند یا احتمال می دهد که ملتفت بوده وضوی او صحیح است...
مظاهری: چه در موقع وضو ملتفت پاک بودن و نجس بودن آنجا بوده یا نبوده، یا شک دارد که ملتفت بوده یا نبوده وضوی او صحیح است ...
صافی: مگر آنکه بداند در صورتی که پیش از وضو آن را آب نکشیده باشد، با شستن وضویی آب کشیده شده است.
*****
امام خامنه ای: رساله  آموزشی ص ۸۴: اگر بعد از وضو شک کند آیا موضعی را که از قبل نجس بوده تطهیر کرده و سپس وضو گرفته یا نه، وضو صحیح است، ولی در هر صورت باید آن موضع را آب بکشد.
زنجانی: مسأله 284– اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو آنجا را آب کشیده یا نه، چنانچه بداند که در هنگام وضو متوجه پاک یا نجس بودن آنجا نبوده یا  اصلاً مسأله را نمی دانسته وضو باطل است، و اگر مسأله را می دانسته و می داند كه متوجه رعایت آن بوده یا شک دارد که متوجه بوده یا نه وضویش صحیح است؛ و در هر صورت جایی را که نجس بوده بنابر احتیاط باید آب بکشد.
مسأله 279- اگر در صورت یا دستها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمی آید1 و آب برای آن ضرر ندارد2 باید در آب کر یا جاری فرو برد3 و قدری فشار دهد که خون بند بیاید4، بعد به دستوری که گفته شد وضوی ارتماسی بگیرد5.
1- زنجانی: به طور کامل بند نمی آید...
2- گلپایگانی: چنانچه در آب کر یا جاری فرو برد و قدری فشار دهد که خون بند بیاید، بعد به نیت وضو از آب بیرون بیاورد وضو صحیح است.
صافی: چنانچه در آب کر یا جاری فرو برد و قدری فشار دهد که خون بند بیاید سپس به نیت وضو دست یا انگشت خود را روی آن بگذارد و به پایین بکشد که آب بر آن جریان پیدا کند و شرایط دیگر مختل نشود، وضویش صحیح است.
3- مکارم: یا زیر شیر آب بگیرد...
4- نوری: و انگشت خود را روی زخم یا بریدگی در زیر آب از بالا به پایین بکشد تا آب بر آن جاری شود.
مظاهری: بعد به نیت وضوی ارتماسی بیرون آورد.
5- بهجت: و اگر بعد از بند آمدن، دومرتبه خون جاری شد وضو به طور ارتماسی صحیح است و اگر خون جاری نشد به صورت ترتیبی هم می شود وضو گرفت.
مکارم: اما اگر آب ضرر دارد باید به دستور وضوی جبیره که بعداً می آید، عمل کند.
*****
خوئی، تبریزی، وحید: مسأله 285، سیستانی: مسأله 278- اگر در صورت یا دستها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمی آید و آب برای آن ضرر ندارد  باید بعد از شستن اجزاء صحیحه آن عضو، با رعایت ترتیب.،  موضع زخم یا بریدگی را در آب کر یا جاری فرو برد و قدری فشار دهد که خون بند بیاید* و انگشت خود را روی زخم یا بریدگی در زیر آب از بالا به پایین بکشد تا آب بر آن جاری شود*و وضو صحیح است.
.وحید: برطبق آنچه در وضو مسأله [243] گذشت...
* تبریزی: و احاطه آب بر آن موضع قطع شود...
*وحید: و دست خود را روی زخم یا بریدگی در زیر آب از بالا به پایین به قصد شستن وضویی بکشد تا آب بر آن جاری شود، و بعد، بقیه وضو را انجام دهد با مراعات اینکه مسح به آب کف دست واقع شود.
*سیستانی: و سپس مواضع پایین تر از آن رابشوید، وضو صحیح است.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -