انهار
انهار
مطالب خواندنی

تقلید - مسألة (۱)

بزرگ نمایی کوچک نمایی
مَسْأَلَةُ ۱- يَجِبُ عَلَىٰ كُلِّ مُكَلَّفٍ۱ فِي عِبَادَاتِهِ وَمُعَامَلَاتِهِ۲ أَنْ يَكُونَ مُجْتَهِدًا أَوْ مُقَلِّدًا أَوْ مُحْتَاطًا۳.
۱- اَلْوُجُوبُ التَّخْيِيرِيُّ الْمَذْكُورُ مِنْ قَبِيلِ وُجُوبِ الإِطَاعَةِ، فِطْرِيٌّ بِمِنَاطِ وُجُوبِ دَفْعِ الضَّرَرِ الْمُحْتَمَلِ، حَيْثُ إِنَّ فِي تَرْكِ جَمِيعِ الْأَبْدَالِ احْتِمَالَ الضَّرَرِ. وَعَقْلِيٌّ بِمِنَاطِ وُجُوبِ شُكْرِ الْمُنْعِمِ. وَلِأَجْلِ ذٰلِكَ اخْتَصَّ بِصُورَةِ احْتِمَالِ التَّكْلِيفِ الْمُنَجَّزِ، فَمَعَ الْغَفْلَةِ عَنِ التَّكْلِيفِ، أَوِ احْتِمَالِ التَّكْلِيفِ غَيْرِ الإِلْزَامِيِّ، أَوِ الإِلْزَامِيِّ غَيْرِ الْمُنَجَّزِ، لَمْ يَجِبْ شَيْءٌ مِنْ ذٰلِكَ، لِعَدَمِ احْتِمَالِ الضَّرَرِ فِي تَرْكِهَا، وَلَا هُوَ مِمَّا يُنَافِي الشُّكْرَ الْوَاجِبَ.
۲- بَلْ فِي جَمِيعِ أَفْعَالِهِ وَتُرُوكِهِ ـ كَمَا سَيَأْتِي ذٰلِكَ مِنْهُ رَحِمَهُ اللَّهُ ـ لِوُجُودِ الْمِنَاطَيْنِ الْمَذْكُورَيْنِ فِي الْجَمِيعِ.
۳- يَعْنِي: يَجِبُ أَنْ يَعْمَلَ عَلَىٰ طَبَقِ الِاجْتِهَادِ أَوِ التَّقْلِيدِ أَوِ الِاحْتِيَاطِ. أَمَّا الِاكْتِفَاءُ بِالْأَوَّلَيْنِ فَلِاقْتِضَاءِ كُلٍّ مِنْهُمَا الْعِلْمَ بِأَدَاءِ الْوَظِيفَةِ شَرْعِيَّةً أَوْ عَقْلِيَّةً، الْمُوجِبِ لِلْأَمْنِ مِنَ الْعِقَابِ، أَوْ مِنْ حُصُولِ مَا يُنَافِي الشُّكْرَ، وَإِنِ احْتَمَلَ مُخَالَفَتَهُ لِلْوَاقِعِ. وَأَمَّا الِاكْتِفَاءُ بِالْأَخِيرِ فَلِأَنَّهُ يُوجِبُ الْقَطْعَ بِأَدَاءِ الْوَاقِعِ الْمُوجِبِ لِلْأَمْنِ مِمَّا ذُكِرَ أَيْضًا. وَأَمَّا عَدَمُ الِاكْتِفَاءِ بِغَيْرِهَا كَالظَّنِّ مَثَلًا فَلِعَدَمِ اقْتِضَاءِ الْعَمَلِ الْمُطَابِقِ لَهُ لِلْأَمْنِ لِاحْتِمَالِ مُخَالَفَتِهِ لِلْوَاقِعِ.
ترجمه‌ی فارسی
مسئلهٔ ۱- بر هر مکلف۱ واجب است که در عبادات و معاملات خود۲ یا مجتهد باشد، یا مقلّد، یا اهل احتیاط۳.
۱- این وجوب تخییریِ یادشده، از سنخ وجوب اطاعت است؛
از جهت فطری، به ملاک وجوب دفع ضررِ احتمالی، زیرا در ترکِ همه‌ی بدل‌ها، احتمال ضرر وجود دارد؛
و از جهت عقلی، به ملاک وجوب شکرِ نعمت‌دهنده.
و به همین جهت، این وجوب اختصاص دارد به جایی که احتمال تکلیفِ منجَّز داده شود؛
پس اگر نسبت به تکلیف غفلت وجود داشته باشد، یا احتمالِ تکلیفِ غیر الزامی داده شود، یا تکلیف الزامیِ غیر منجَّز، هیچ‌یک از این امور واجب نخواهد بود؛ زیرا در ترک آن‌ها احتمال ضرری وجود ندارد و نیز ترک آن‌ها منافاتی با شکرِ واجب ندارد.
۲- بلکه این حکم در همه‌ی افعال و ترک‌های او جاری است ـ همان‌گونه که بعداً از خود ایشان رحمه‌الله خواهد آمد ـ به خاطر وجود آن دو ملاک یادشده در همه‌ی آن‌ها.
۳- یعنی: واجب است که مکلف مطابق اجتهاد، یا تقلید، یا احتیاط عمل کند.
اما بسنده کردن به دو راه نخست، از آن روست که هر یک از آن دو، علم به انجام وظیفه‌ی شرعی یا عقلی را در پی دارد که موجب امنیت از عقاب، یا از تحقق چیزی که با شکرِ واجب منافات دارد، می‌شود؛ هرچند احتمال مخالفت با واقع داده شود.
و اما بسنده کردن به احتیاط، به این جهت است که موجب قطع به انجامِ مطابقِ واقع می‌شود و در نتیجه، همان امنیت یادشده را نیز به دنبال دارد.
و اما بسنده نکردن به غیر این‌ها، مانند ظن، از آن روست که عمل مطابق آن، امنیت‌آور نیست؛ زیرا احتمال مخالفت آن با واقع وجود دارد.
بارگزاری در شب میلاد آقا امام جواد علیه السلام ۹ رجب الأصب ۱۴۴۷ ساعت ۲۳:۴۲.
ثواب این خدمت، هدیه برای سلامتی آقا امام زمان (علیه السّلام) و جبهه مقاومت و سلامتی امام خامنه ای و مراجع معظم تقلید (أیّدهم الله تعالی) و شادی ارواح اموات به ویژه والدین و همسرم.

تاریخ به روزرسانی: چهارشنبه, ۱۰ دی ۱۴۰۴

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
الـــــسَّـــــلاَمُ عَـــــلَـــــى
مَهْدِيِّ الْأمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
وَٱلسَّلَامُ عَلی عِبادِالله
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
{۱} عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
{۲} وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
{۳} وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
{۴} وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا به چهار چيز پناهنده نميشود:
{۱} شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل «حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌» خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است؛ زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
{۲} و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل: «لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌» زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
{۳} و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد«وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ» كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است؛ زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
{۴} و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى «مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌» آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست.
زيرا شنيدم خداى عزّ اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد. (و كلمۀ: عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -