انهار
انهار
مطالب خواندنی

طلا فروشي وصرافي

بزرگ نمایی کوچک نمایی

سؤال171: آيا خريد و فروش طلاي متفرقه يعني النگو و گوشواره و گردن بند مستعمل و شكسته در بين همكاران جايز است يا نه؟

جواب:  اشكال ندارد.

سؤال 172: بعضي از افراد مقداري طلاي شكسته و يا سالم در منزل دارند كه از آن استفاده مي كننند يا به صورت ذخيره ي مالي، اندوخته دارند و نيز آن را در بازار خريد و فروش مي كنند، لطفاً نظر شريف را نسبت به اين نوع معاملات اعلام بفرماييد!

جواب:  اشكال ندارد ولي فروش طلا به طلا اگر تفاوت در وزن داشته باشند جايز نيست.

سؤال173: كارگري طلاساز، طلايي كه از آنِ خودش بوده مي سازد و طلايي را كه ساخته به بازار مي آورد و به طلافروشي برده و معامله فقط روي مزد دست و اجرت كار انجام مي شود چون در بازار اينطور مرسوم است كه كارگر مي داند به جاي طلاي ساخته اي كه مي دهد به همان وزن و همان عيار، دقيقاً طلاي نساخته مي گيرد كه به همين جهت معامله فقط روي اجرت طلاهاي ساخته انجام مي گيرد، البته با رضايت طرفين، معامله پايان مي پذيرد و كارگر به وزن و عيار طلاي ساخته اش طلاي نساخته و براي اجرت كار هم پول مي گيرد. اين معامله از نظرشرع چه صورتي دارد؟

جواب:  معامله ي مزبور اشكال ندارد.

سؤال174: آيا كلاً مي شود طلاي مستعمل و شكسته را خريد و فروش كرد يا نه؟

جواب: صحيح است.

سؤال175: آيا طلاي آماده و ساخته شده را با طلاي شكسته و مستعمل پاياپاي يعني يك كيلو در مقابل يك كيلو به اضافه پول ساخت آن مي شود معامله كرد يا نه؟

جواب:  اگر معامله بين يك كيلو در مقابل يك كيلو باشد و اجرتي در مقابل ساخت قرارداده شود مانع ندارد.

سؤال176: آيا طلاي ساخته شده را به وعده ي دو يا سه ماه به بيشتر از قيمت نقد مي شود معامله كرد يا نه؟ مثلاً اگر طلاي نقد مثقالي هزار و پانصد تومان است به وعده دو يا سه ماه هزار و ششصد تومان معامله كرد؟

جواب: مانع ندارد.

سؤال177: اگر شخصي 5/2 مثقال طلا براي عوض كردن بياورد و قيمتش بر فرض پنج هزار تومان باشد و در عوض 2 مثقال طلا بگيرد به قيمت پنج هزار تومان در اين صورت قيمت يكي است ولي وزن تفاوت مي كند آيا اشكال دارد يانه؟

جواب:  در فرض مرقوم اگر طلا را به قيمتي كه توافق كردند بفروشد و با پول آن دوباره طلاي ديگري به وزن مساوي يا بيشتر يا كمتر بخرد اشكال ندارد.

سؤال178: لطفاً به سؤالات ذيل پاسخ بفرماييد:1- اگر يك نفر بخواهد يك باب مغازه ي طلا فروشي داير كند مكروه است يا نه؟ 2- اگر شخصي يك كسب دارد ولي جهت توسعه به كسب خودش و تأمين معاش مي خواهد طلا فروشي را هم ضميمه كسب خودش كند مكروه است يا نه؟

3- شخصي كه فقط كارش ساختن انگشتر وگوشواره و دستبند و ساير آلات طلا است آيا [كسب او] مكروه است يا نه؟

4- شخصي طلا فروش با شخصي كه طلا را تعويض مي كند و طلا را با طلا مقابل مي گذارد، اگر كالاي تعويض كننده اضافه شد پولش را مي گيرد و اگر كالاي طلا فروش اضافه شد پولش را مي گيرد ولي نسبت به مقدار مساوي به طرف مي گويد كه من مبلغي دستمزد داده ام و تقريباً مقداري هم منافع بر مي دارم مثلاً بر هر يك تومان يك شاهي يا يك ريال، آيا جايز است يا نه؟

جواب:  شغل طلا سازي و طلا فروشي مانع ندارد ولي چنانچه دولت اسلامي مقرراتي دارد بايد مراعات شود و تبديل طلا به طلاي هم وزن مانع ندارد و تبديل زياده آن با پول يا قرار دادن زياده در مقابل ساخت با معلوم بودن عوض و معوّض مانع ندارد.

سؤال179:آيا اسكناس با قيمت ارزانتر يا گرانتر از ارزشش خريد و فروش مي شود يا نه؟

جواب:  فروش اسكناس به گرانتر كه نتيجه ربا را دارد محكوم به حكم ربا و باطل است ولي در صورتي كه واقعاً خريد و فروش باشد مثل فروش اسكناس درشت به ريز يا به عكس كه نقد انجام مي شود مانع ندارد.

سؤال180: جنسي را به وزن معين از خارج خريده ام كه با كشتي به ايران حمل شود، اين جنس مي بايست در بندر ايران تخليه شود اما بدون اجازه در كشور ديگري تخليه كرده و بعداً جنس را به ايران حمل نموده اند. گمركات كل وزن خريداري شده پرداخت شده ولي موقع تحويل معلوم شد مقداري از وزن، كسر است و اين كسري مورد قبول بيمه يا كشتيراني نشده خسارت بدهند.

فرض شود كه اگر كل جنس كامل به ايران مي رسيد، قيمت تمام شده پنجاه هزار تومان مي شد،حالاهم كه كمتر از وزن خريداري شده به ايران آمده باز قيمت تمام شده همان پنجاه هزار تومان است؛ سؤال اين است كه: موقع فروش كالا به رأس المال آيا بايد مقداري كه موجود است پنجاه هزار تومان اظهار شود؟ يا بايد ارزش تمام شده ي مقدار كسري را از پنجاه هزار تومان كسر نمايم؟ با عنايت بر اين كه اينجانب در اينجا كسري مداخله نداشته ام و اگر قيمت اين كسري را از قيمت تمام شده كسر كنم، معامله احتمالاً ضرر مي كند! ضمناً اگر

 اجبار در فروش رأس المال نبود و به طريق مساومة ¹ امكان فروش داشت، همين مقدار موجود را به قيمتي مي خريدند كه سود هم مي كرد!

 جواب: در مرابحه «بايد قيمت جنس موجود كه به اوتمام شده » را ذكر كند و مي تواند تمام جريان را به مشتري بگويد و با ربح معين بفروشد.

سؤال181: در معاملات تجاري نقدي معمولاً در بازار با رضايت طرفين صدي يك كسر مي شود و يا اينكه قبلاً موضوع بيان مي شود به نظر حضرت عالي چگونه است؟

جواب: مانع ندارد.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -