انهار
انهار
مطالب خواندنی

شناخت اجمالی یزید علیه اللعنه

بزرگ نمایی کوچک نمایی

 

یزید کیست؟

 مادر یزید «میسون» بود و دربسیارى از کتاب هاى تاریخى از یزید به عنوان فردى «حرام زاده» نامبرده اند.  امابه هر علّت، معاویه را پدر یزید مى دانند  .معاویه ناچار شد از مادر یزید جدا شود، به همین جهت او را به منطقه اى که قبیله پدر میسون در آنجا زندگى مى کرد فرستاد و یزید در آن محل متولّد شد.افراد قبیله مادرِ یزید قبلاً مسیحى بودند، از این رو همه افراد قبیله مسلمان نشده بودند. تاریخ نویسان نوشته اند: بیشتر مربیان و استادان یزید مسیحى بودند.  یزید در آن محیط مسیحى بزرگ شد و تربیت خاص آنان بر او آنچنان اثر گذارد که بعدها مسیحیان را ازمسلمان ها به خود نزدیک تر مى دانست و حتى تربیت فرزندش، «خالد» رابه یک مسیحى سپرد.

همه تاریخ نویسان گواهى مى دهند که یزید از تربیت اسلامى محروم بود و به شدت از آداب و رسوم بیگانگان پیروى مى کرد

خلیفه جنایتکار اموى که فاجعه کربلا به دستور او پدید آمد.وى در سال 25 هجرى‏تولد یافت. جوانى میگسار،سگباز و اهل بوزینه بازى و عیاشى بود چون معاویه مرد،بااو به عنوان خلافت بیعت کردند.معاویه پیش از مرگش از بسیارى بیعت بر ولیعهدى اوگرفته بود.یزید اندیشه‏هاى الحادى داشت و به مبدا و معاد بى عقیده بود.بى بند و بار واهل عیش و طرب بود.در زمان او فسق و فجور به والیان هم گسترش یافت و آوازه خوانى‏در مکه و مدینه آشکار شد و مردم به شرابخوارى علنى پرداختند سید الشهدا وقتى با اصرار ولید و مروان براى بیعت با یزید مواجه شد به فسق اوشهادت داد و فرمود:«یزید رجل فاسق شارب الخمر قاتل النفس المحترمة معلن بالفسق ومثلى لا یبایع مثله‏». یزید،مردى فاسق،شرابخوار،آدمکش است که آشکارا گناه مى‏کند وکسى همچون من با کسى مثل او بیعت نخواهد کرد.

این شناخت‏سید الشهدا از یزید،سابقه داشت.حتى روزى در یک جلسه،آن‏حضرت در پاسخ معاویه که از یزید ستایش کرد،برخاسته،زشتیها و مفاسد یزید را برشمرد و به معاویه به خاطر بیعت گرفتن از این و آن براى پسرش یزید،اعتراض کرد یزید نیز همچون پدرش،به حیف و میل بیت المال و کشتن انسانهاى با ایمان و ایجادفساد و مفاسد در دستگاه حکومت پرداخت.به والى مدینه نوشت که به زور ازسید الشهدا علیه السلام بیعت بگیرد و اگر نپذیرفت،گردن او را بزند.براى سرکوبى هواداران امام‏حسین‏ علیه السلام که با مسلم بن عقیل در کوفه بیعت کرده بودند، «ابن زیاد»را به ولایت کوفه‏گماشت و به کشتن امام فرمان داد

«ابن جوزى‏»در باره او گفته است: «چگونه قضاوت‏مى‏کنید در باره مردى که سه سال حکومت کرد،در سال اول حسین‏ علیه السلام را به شهادت‏رساند و در سال دوم مردم مدینه را دچار وحشت‏ساخت و مدینه را براى لشکریان خودمباح گرداند و در سال سوم،خانه خدا را با منجنیق سنگباران کرد و ویران ساخت) که‏اشاره به حادثه کربلاست و«واقعه حره‏»که مردم مدینه در سال 63 هجرى بر ضد والى قیام‏کردند و او و دیگر امویان را از شهر بیرون نمودند و این پس از آن بود که فساد و آلودگى وجنایات یزید بر آنان آشکار شد.

یزید هم مسلم بن عقبه را با لشکرى براى قتل عام مردم‏فرستاد.در سال 64 هجرى نیز همان سپاه براى سرکوب قیام عبد الله بن زبیر به مکه هجوم‏بردند و به مسجد الحرام و حرم خدا با منجنیق حمله کردند.کعبه و مسجد الحرام سوخت وویران شد و عده‏اى کشته شدند ننگها و آلودگیهاى یزید،بیش از آن است که در این‏مختصر بگنجد. مدت حکومت‏یزید،سه سال و هشت ماه بود و در سال 64در«حوارین‏»از اطراف دمشق مرد و در«باب الصغیر»دمشق دفن شد.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -