انهار
انهار
مطالب خواندنی

نقص در طواف

بزرگ نمایی کوچک نمایی

سؤال: ـ شخصي در عمره تمتّع پس از هفت شوط طواف، قبل از بجا آوردن نماز طواف، سعي نموده، و تقصير هم كرده، و شخص ديگر طواف را يك شوط ناقص نموده، معذلك نماز خوانده، و پس از سعي تقصير كرده، و لباسهاي عادي خود را پوشيده، اكنون وظيفه آنها چيست؟ مخصوصاً شخص دوم آيا هنوز محرم است و مي‎تواند عمل را اعاده كند؟ و همچنين جهت تقصير و پوشيدن لباس مخيط بايد كفّاره بدهد يا نه؟

پاسخ: در فرض اول اگر نماز طواف را هر وقت يادش آمد ولو در وطن بجا آورد كفايت مي‎كند، و در فرض دوم اگر در مكّه يادش آمد و يك شوط را بجا آورد اشكال ندارد، و اگر بعد از برگشتن در وطن يادش آمد، كسي را نايب كند از طرف او يك شوط را بجا آورد، و در هر دو صورت شخص مذكور محرم نيست و محل شده، و چون جهلاً تقصير نموده، و مخيط پوشيده، كفّاره ندارد.

سؤال: شخصي در عمره تمتّع، طواف را چهار شوط بجا آورده و متذكر اين معني نشده تا بعد از اعمال عرفات و مني، حال آيا همان طواف ناقص را بايد اعاده كند، و به سبب تقصير از احرام بيرون آمده، يا آنكه قهراً مبدّل به إفراد شده، البته دستوري از طرف يكي از روحانين به شخص مزبور داده شده به اين نحو كه يك عمره مفرده بجا آورد، و آورده، ولي بازنگران اعمال حج خود است، اكنون تكليف او را معين فرماييد.

پاسخ: در فرض سوال، اگر از جهت فراموشي، طواف را ناقص نموده، عمره و حج او صحيح است، و بعد از تذكر، سه شوط باقي را بايد قضاء نمايد، و اگر از جهت جهل به حكم بوده حج تمتّع باطل است، و بايد سال بعد بجا آورد.

سؤال: اگر يكي از دورها قبل و يا بعد از دور چهارم به عللي ناقص شد مسلماً به عقب نمي‎شود برگشت بايد دور را تمام كرد اين دور را كه فرض دور سوم است از سر بگيريم و دور سوم حساب كنيم يا بايد از دور اول شروع كنيم و دورهاي قبلي هم باطل مي‎شود؟

پاسخ: در فرض سوال، از سرگرفتن طواف لازم نيست بلكه در بعض موارد اشكال دارد بلكه مقدار ناقص شده را از هر دور كه باشد بايد تكميل نمائيد به اين طريق كه مثلاً اگر در وسط دور سوم نقص پيش آمده بقيه دور سوم را بدون نيّت طواف ادامه دهيد تا نقطه اول حدوث نقص و از آنجا به نيّت ادامه دور سوم طواف را انجام دهيد.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  



پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -