انهار
انهار
مطالب خواندنی

مسائل وضو

بزرگ نمایی کوچک نمایی
مسأله 236- در وضو واجب است1 صورت و دستها را بشویند و جلوی سر و روی پاها را مسح کنند2.
1- بهجت : با نیّت...
2- مکارم: به شرحی که در مسائل آینده خواهد آمد.
*****
امام خامنه ای: مسأله - وضو یعنی شستن صورت و دستها و مسح کردن جلو سر و روی پاها با شرایط و کیفیت خاص. این عمل که در شرع مقدس، وسیله‌ی طهارت معنوی شمرده شده، مقدمه‌ی برخی اعمال واجب و مستحب است، از قبیل نماز، طواف، تلاوت قرآن، ورود به مسجد و غیر اینها.
مسأله 237- درازای صورت را باید از بالای پیشانی – جایی که موی سر بیرون می آید – تا آخر چانه شست و پهنای آن به مقداری که بین انگشت وسط  و شست1 قرار می گیرد باید شسته شود (و اگر مختصری از این مقدار را نشوید وضو باطل است2). و برای آنکه یقین کند این مقدار کاملاً شسته شده باید کمی اطراف آن را هم بشوید3.
1- بهجت: (یعنی انگشت میانی که وُسطی و انگشت بزرگ که ابهام است)...
2- زنجانی: [پایان مسأله].
[قسمت داخل پرانتز دررساله آیت الله وحید نیست]
3- سیستانی: اگر انسان یقین نکند که این مقدار کاملاً شسته شده باید برای اینکه یقین کند، کمی اطراف آن را هم بشوید.
*****
امام خامنه ای: مسأله - کیفیت وضو: 1- شستن (الف) صورت از بالای پیشانی تا سر چانه. ب) دستها از آرنج تا سر انگشتان. 2- مسح کردن (الف) جلوی سر، (ب) روی پاها از سر انگشتان تا مفصل
امام خامنه ای: مسأله - ترتیب وضو از این قرار است: شستشوی صورت از بالای پیشانی یعنی جایی که موی سر روییده است تا سر چانه، سپس شستن دست راست از آرنج تا سر انگشتان، سپس شستن دست چپ از آرنج تا سر انگشتان، سپس کشیدن دست مرطوب بر روی قسمت جلویی سر، و در آخر کشیدن دست مرطوب بر روی هر دو پا از سر انگشتان پا تا مفصل ساق پا.
امام خامنه ای: مسأله - در شستشوی صورت باید به اندازه‌ ای که ما بین انگشت وسط و شست قرار گیرد شسته شود.
امام خامنه ای: مسأله - صدق شستن منوط به رساندن آب به تمام عضو است، هر چند به وسیله‌ی دست کشیدن باشد و مسح اعضا با دست مرطوب به تنهایی کافی نیست.
مسأله 238- اگر صورت یا دست کسی کوچکتر یا بزرگتر از معمول مردم1 باشد باید ملاحظه کند که مردمان معمولی2 تا کجای صورت خود را می شویند، او هم تا همان جا را بشوید (و اگر دست و صورتش هر دو بر خلاف معمول باشد ولی با هم متناسب باشند لازم نیست ملاحظه معمول را بکند بلکه به دستوری که در مسأله پیش گفته شد وضو بگیرد3) و نیز اگر در پیشانی او مو روئیده یا جلوی سرش مو ندارد باید به اندازه معمول4 پیشانی را بشوید.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست
1- فاضل: از حدّ معمول...   جوادی آملی: متعارف مردم...
2- فاضل، صافی: افراد معمولی...   جوادی آملی: افراد عادی...
3- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: اراکی، گلپایگانی، صافی و جوادی آملی نیست]
4- جوادی آملی: به اندازه متعارف...
*****
خوئی، تبریزی، وحید: مسأله 244– اگر صورت یا دست کسی کوچکتر یا بزرگتر از متعارف مردم باشد باید ملاحظه کند که مردمان متعارف تا کجای صورت خود را می شویند، او هم تا همان جا را بشوید * و نیز اگر درپیشانی او مو روئیده یا جلوی سرش مو ندارد باید به اندازه معمول پیشانی را بشوید.
* وحید: و اگر دست و صورت هردو برخلاف متعارف ولی با هم متناسب هستند باید به کیفیتی که در مسأله قبل گذشت بشوید.
سیستانی: مسأله 237- اگر صورت کسی در ناحیه چانه، بلندتر از مردم معمولی باشد، لازم است تمام صورت خود را بشوید و چنانچه در پیشانی او مو روییده یا جلوی سرش مو ندارد باید در نظر بگیرد مردم معمولی از هر جا صورت خود را می‌شویند، او هم از همان جا به اندازه معمول، پیشانی را بشوید. امّا شخصی که به دلیل بزرگی صورت یا کوچکی آن در جهت عرض یا به سبب بلندی انگشتان یا کوتاهی آنها، خلقت متناسب و معمولی ندارد باید انگشتانی را که متناسب با چهره او است در نظر گرفته و مقدار بین انگشت وسط و شَستِ چنین دستی را بشوید.
زنجانی: مسأله 244- اگر نسبت صورت و دست کسی کوچکتر یا بزرگتر از نسبت صورت و دست متعارف مردم باشد، باید ملاحظه کند که مردم متعارف تا کجای صورت خود را می شویند، او هم تا همان جا بشوید و نیز اگر در پیشانی او مو روئیده یا جلوی سرش مو ندارد باید به اندازه معمول، پیشانی را بشوید.
مکارم: مسأله 258 - هرگاه انگشتانش بیش از حدّ معمول بزرگ یا کوچک باشد اعتباری به آن نیست، بلکه باید ببیند افراد معمولی چه اندازه از صورت خود را می شویند، او هم همان مقدار را بشوید، همچنین کسی که رستنگاه موی او بسیار بالا یا بسیار پایین است مطابق افراد معمولی صورت خود را می شوید.
بهجت: مسأله 238- میزان در رستنگاه مو و در انگشتان، افراد مستوی الخلقه و عادی می باشد، پس کسانی که رستنگاه مو یا انگشتان آنها غیر عادی است، در مقدار شستن، افراد عادی را میزان قرار دهند.
مسأله239- اگر احتمال دهد چرک یا چیز دیگری در ابروها1 و گوشه های چشم و لب او هست که نمی گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، باید پیش از وضو2 وارسی کند که اگر هست برطرف نماید.
1- جوادی آملی: در قسمتسی از اعضای وضو مانند ابروها...       2- بهجت: یا وقت شستن آنها...
*****
مکارم: مسأله 259- صورت و دستها را باید آنچنان شست که آب به پوست بدن برسد، و اگر موانعی وجود دارد باید برطرف کند، حتّی اگر احتمال مانع می دهد باید وارسی نماید.
مسأله 240- اگر1 پوست صورت از لای مو پیدا باشد باید2 آب را به پوست برساند و اگر پیدا نباشد شستن مو کافی است3 و رساندن آب به زیر آن لازم نیست.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست
1- مکارم: کسانی که محاسن دارند...
2- بهجت: علاوه بر شستن ظاهر موها بنابر احوط ...
3- بهجت: شستن ظاهر مو کافی است...
زنجانی: شستن ظاهر مو کافی است.[پایان مسأله]
مسأله 241- اگر شک کند که پوست صورت از لای مو پیداست یا نه1، بنابراحتیاط واجب باید مو را بشوید و آب را به پوست هم برساند.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست
1- زنجانی، وحید، سیستانی، مظاهری: باید مو را بشوید و آب را به پوست هم برساند.
فاضل: واجب است احتیاطاً هم مو را بشوید و هم آب را به پوست برساند.
*****
مکارم: مسأله  261ـ هرگاه شک کند که موى صورت به اندازه اى است که پوست از لاى آن پيدا است يا نه، بنابر احتياط واجب هر دو را بشويد.
مسأله 242- شستن توی بینی و مقداری از لب و چشم که در وقت بستن دیده نمی شود واجب نیست1، ولی برای آنکه یقین کند از جاهایی که باید شسته شود چیزی باقی نمانده، واجب است مقداری از آنها را هم بشوید2. و کسی که نمی دانسته باید این مقدار را بشوید، اگر نداند در وضوهایی که گرفته این مقدار را شسته یا نه3، نمازهایی که خوانده صحیح است4.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست
1- مکارم: [پایان مسأله].
سیستانی: ولی انسان اگر یقین نکند که از جاهایی که باید شسته شود چیزی باقی نمانده واجب است برای آنکه یقین کند، مقداری از آنها را هم بشوید. و کسی که این امر را نمی دانسته، اگر نداند در وضویی که گرفته مقدار لازم را شسته یا نه، نمازهایی را که با آن وضو خوانده صحیح است و لازم نیست برای نماز بعدی دوباره وضو بگیرد.
وحید: ولی باید یقین کند که از جاهایی که باید شسته شود چیزی باقی نمانده است و کسی که نمی دانسته باید مقداری را بشوید که یقین به تحقق واجب پیدا شود، اگر نداند در وضوهایی که گرفته آن مقدار را شسته یا نه، نمازی را که با آن وضو خوانده است و وقتش باقی است با وضوی جدید اعاده نماید و نمازهایی که وقتش گذشته قضا کند.
زنجانی: و شستن ظاهر بینی و مقداری از لب و چشم که در وقت بستن دیده می شود لازم است [و] کسی که نمی دانسته باید این مقدار را بشوید، اگر نداند دروضوهایی که گرفته این مقدار را شسته یا نه، نمازی را که با آن وضو خوانده و وقتش باقی است، با وضوی جدید اعاده نماید و بنابر احتیاط  نمازهایی که وقتش گذشته را نیز قضا کند.
2- فاضل: برای آنکه یقین کند همه جاهایی که باید شسته شود شسته شده، مقداری از آنها را هم بشوید.[پایان مسأله]
3- گلپایگانی، صافی: اگر بداند در وضوهایی که گرفته مقدار واجب را شسته...
4- خوئی، تبریزی: نمازی را که با آن وضو خوانده و وقتش باقی است با وضوی جدید اعاده نماید و قضای نمازهایی که وقتش گذشته واجب نیست.
مسأله 243- باید صورت را بنابر احتیاط واجب از بالا به پایین شست1 و اگر از پایین به بالا بشوید وضو باطل است 2 و دستها را باید از مرفق3 به طرف سر انگشتان بشوید.
1- اراکی، جوادی آملی: باید صورت را از بالا به پایین شست...
2- فاضل: وضو اشکال دارد...    3- جوادی آملی: از آرنج...
*****
خوئی، گلپایگانی، تبریزی، صافی 249، زنجانی 249، مکارم، 264، نوری، 244 مظاهری 225، سبحانی: مسأله 203 – باید صورت و دستها را از بالا به پایین شست و اگر از پایین به بالا بشوید، وضو باطل است.
سیستانی: مسأله 242– باید دستها – و همچنین صورت را بنابراحتیاط لازم- از بالا به پایین شست و اگر از پایین به بالا بشوید، وضو باطل است.
بهجت: مسأله: 243- باید صورت و دستها را از بالا به پایین شست و اگر از پایین به بالا بشوید و به همان شستن اکتفا کند، بلکه مطلقاً در بعضی موارد، وضو باطل است. و احتیاط واجب آن است که در هر عضو، ابتدا قسمتهای بالاتر و سپس قسمت های پایین تر را بشوید و رعایت ترتیب عرفی کافی است.
وحید: مسأله 249– باید دستها را از بالا به پایین شست، و اگر از پایین به بالا بشوید باطل است، و همچنین صورت را بنابراحتیاط واجب.
امام خامنه ای: مسأله - در صورت‌های پوشیده از مو، شستن روی موها کفایت می‌کند و لازم نیست آب وضو را به پوست صورت برساند، مگر در جایی که مو به قدری کم پشت است که پوست صورت کاملاً دیده می‌شود
امام خامنه ای: مسأله - صورت و دستها در وضو باید از بالا به پایین شسته شود، اگر از پایین به بالا بشوید وضو باطل است.
مکارم: مسأله 269 ـ بعد از شستن صورت بايد دست راست را از آرنج تا سر انگشتها بشويد و بعد از آن دست چپ را به همين ترتيب.
بايد صورت و دستها را از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد، وضو باطل است.
مسأله 244- اگر دست را تر کند و به صورت و دستها بکشد1، چنانچه تری دست به قدری باشد که به واسطه کشیدن دست، آب کمی بر آنها جاری شود کافی است2.
1- مکارم: کافی نیست مگر اینکه تَری دست به قدری باشد که آب جاری شود و از دست بریزد.
2- زنجانی: چنانچه تری دست به قدری باشد که بگویند صورت و دستها را شسته است کافی است.
سیستانی: چنانچه تری دست به قدری باشد که به واسطه کشیدن دست، آب، آنها را فراگیرد کافی است. و لازم نیست که بر آنها جاری شود.
جوادی آملی: چنانچه تری دست به قدری باشد که با کمک دست، شستن صدق کند، بنابراحتیاط کافی است.
بهجت: باید بنابر احتیاط تری دست به قدری باشد که به واسطه کشیدن دست، کمی آب بر آنها جاری شود.
مسأله 245- بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشوید1.
1- بهجت: به طوری که دستها کاملاً شسته شود.
مسأله 246- برای آنکه یقین کند آرنج را کاملاً شسته باید مقداری بالاتر از آرنج را هم بشوید.
این مسأله دررساله آیت الله زنجانی نیست.
*****
سیستانی: مسأله 245- اگر انسان یقین نکند که آرنج را کاملاً شسته، باید برای آنکه یقین کند، مقداری بالاتر از آرنج را هم بشوید.
مسأله 247- کسی که پیش از شستن صورت دستهای خود را تا مچ شسته، در موقع وضو1 باید تا سر انگشتان را بشوید2 و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوی او باطل است.
1- بهجت: در موقع شستن دستها برای وضو...
2- زنجانی: در موقع وضو نباید به آن اکتفا کند ولازم است دوباره تا سرانگشتان را بشوید...
*****
مکارم: مسأله 267 - معمولاً پیش از شستن صورت، دستها را تا مچ می شویند، ولی این، برای وضو کافی نیست، بلکه باید بعد از شستن صورت در موقعی که دست راست و چپ را می شوید تمام دست را بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوی او باطل است.
مسأله 248- در وضو، شستن صورت و دستها مرتبه اوّل واجب و مرتبه دوم جایز1 و مرتبه سوم و بیشتر از آن، حرام می باشد2 و اگر با یک مشت آب، تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد یک مرتبه حساب می شود چه قصد بکند یک مرتبه را، یا قصد نکند.
1- خوئی، اراکی، گلپایگانی، صافی، سیستانی، بهجت، وحید: مرتبه دوم  مستحبّ ...
تبریزی: مرتبه دوم  مستحب است بنابر مشهور،  ولی احتیاط واجب در دست چپ، ترک مرتبه دوم است...
2- خوئی، اراکی، گلپایگانی، صافی: و این که کدام شستن، اوّل یا دوم  یا سوم  است مربوط به قصد کسی است که وضو می گیرد، پس اگر به قصد شستن مرتبه اوّل مثلاً ده مرتبه آب به صورت بریزد، اشکال ندارد و همه آنها شستن اوّل حساب می شود و اگر به قصد این که سه مرتبه بشوید، سه مرتبه آب بریزد، مرتبه سوم  آن حرام است.
تبریزی: و این که کدام شستن، اوّل یا دوم  یا سوم  است مربوط به قصد کسی است که وضو می گیرد، پس اگر به قصد وضو آب به صورت بریزد که تمام آن را فرابگیرد مرتبه اوّل حساب می شود ولو با چند مرتبه آب ریختن باشد.
وحید: و اینکه کدام شستن، اول یا دوم و یا سوم است مربوط به این است که شستن عضو به قصد وضو باشد، مثلاً اگر سه مرتبه آب به صورت بریزد و به مرتبه سوم قصد شستن برای وضو نماید، اشکال ندارد و مرتبه سوم شستن اول شمرده می شود، ولی اگر سه مرتبه آب به صورت بریزید و به هر یک قصد شستن برای وضو نماید مرتبه سوم حرام است.
بهجت: و مقصود از هر مرتبه، شستن تمام عضو است.[پایان مسأله]
سیستانی: و شستن مرتبهٔ اوّل وقتی تمام می شود که به قصد وضو آن مقدار آب به صورت یا دست بریزد که آب تمام آن را فرا بگیرد و دیگر جایی برای احتیاط باقی نماند، پس اگر به قصد شسشتن مرتبهٔ اوّل مثلاً ده مرتبه آب به صورت بریزد تا اینکه آب همه آن را فرا بگیرد، اشکال ندارد. و تا وقتی که قصد وضو و شستن صورت مثلاً نکند شستن اوّل محقّق نمی شود، پس می تواند چند مرتبه همه صورت را بشوید و در آخرین مرتبه که آب می ریزد قصد شستن وضویی نماید، ولی اعتبار قصد در شستن دوم  خالی از اشکال نیست و احتیاط لازم آن است که بیش از یک مرتبه بعد از مرتبه اول صورت و یا دستها را نشوید اگرچه به قصد وضو هم نباشد.
جوادی آملی: و اگر با مقداری آب که به قصد وضو می‌ریزد، تمام عضو شسته شود، یک بار شمرده می شود؛ چه یک بار را قصد بکند، یا قصد نکند.
نوری: و اینکه کدام شستن، اول یا دوم یا سوم است، بستگی به قصد گیرنده وضو دارد، نه به تعداد دفعاتی که آب به صورت می ریزد.
سبحانی: منظور از مرتبه اول آن است که تمام عضو را بشوید؛ خواه با یک مشت آب باشد یا چندین مشت، وقتی که تمام شد یک مرتبه حساب می شود.
مظاهری: ولی درغیر دست چپ وضو باطل نیست؛ و اینکه کدام شستن، اول یا دوم یا سوم است مربوط به قصد کسی است که وضو می گیرد، پس اگر به قصد شستن مرتبه اول مثلاً ده مرتبه آب بریزد اشکال ندارد و همۀ آنها شستن اول حساب می شود.
*****
امام خامنه ای: مسأله - شستن صورت و دستها، بار اول: واجب.   بار دوم: جایز. بار سوم و بیشتر: غیر مشروع (حرام) توجه: ملاک برای تعیین هر بار، قصد انسان است، پس اگر به قصد بار اولِ شستن چند مرتبه آب بریزد اشکال ندارد.
زنجانی: مسأله 254- در وضو، شستن صورت و دستها در مرتبه اوّل واجب ودر مرتبه دوم  جایز و بیشتر از آن، حرام می باشد؛ و اینکه کدام شستن، اول یا دوم یا سوم است بستگی به نظر عرف دارد و قصد وضو گیرنده در آن دخالتی ندارد؛ پس اگر عضوی را دو بار کامل شست مقداری که عرفاً شستن جدید محسوب شود، حرام است.
مکارم: مسأله 268 - برای وضو، شستن صورت و دستها مرتبه اول واجب است و احتیاط واجب، ترک مرتبه دوم است وامّا سوم و بیشتر حرام است. منظور از مرتبه اوّل آن است که تمام عضو را بشوید خواه با یک مشت آب باشد یا چندین مشت، وقتی که تمام شد یک مرتبه حساب می شود.
مسأله 249- بعد از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند1. و لازم نیست با دست راست باشد2 یا از بالا به پایین مسح نماید3.
1- سبحانی، مظاهری: [پایان مسأله].
 بهجت: [و] اگر تری در دست نمانده باشد وظیفه اش در مسأله [257] بیان خواهد شد...
2- خوئی: احتیاط واجب آن است که با کف دست راست مسح نماید...
گلپایگانی، اراکی، صافی، نوری: احتیاط واجب آن است که با دست راست مسح نماید...
وحید: احتیاط واجب آن است که مسح با کف دست راست باشد...
سیستانی: احتیاط مستحبّ آن است که با کف دست راست مسح نماید...
زنجانی: احتیاط آن است که با داخل دست راست مسح نماید...
بهجت: مسح کردن با دست راست بهتر است...
تبریزی: احتیاط واجب آن است که با دست راست مسح نماید. [پایان مسأله]
3- اراکی، نوری: لازم نیست که از بالا به پایین مسح نماید، (اراکی: هر چند موافق احتیاط است).
گلپایگانی، صافی: احتیاط آن است که مسح از بالا به پایین باشد اگر چه أقوی جواز مسح از پایین به بالا است.
خوئی، سیستانی، زنجانی: مسح را از بالا به پایین انجام دهد.
وحید: بنابراحتیاط مستحبّ مسح را از بالا به پایین انجام دهد.
جوادی آملی: به احتیاط از بالا به پایین مصرف کند.
بهجت: احتیاط واجب در مسح سر از بالا به پایین است.
مکارم: و بنابراحتیاط واجب، لازم است با دست راست باشد و بهتر این که از بالا به پایین دست بکشد، ولی عکس آن یعنی از پایین به بالا نیز اشکال ندارد.
مسأله 250-  یک قسمت از چهار قسمت سر که مقابل پیشانی است1 جای مسح می باشد2 و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافی است اگر چه احتیاط مستحب3 آن است که از درازا به اندازه درازای یک انگشت و از پهنا به اندازه پهنای سه انگشت بسته، مسح نماید4.
1- بهجت: جلوی سر (یک قسمت از چهار قسمت سر که مقابل پیشانی است) ...
2- سبحانی: [و] احتیاط لازم آن است که از درازا به اندازه درازای یک انگشت و از پهنا به اندازه پهنای سه انگشت بسته مسح نماید.
3- اراکی، مظاهری: اگر چه بهتر...
4- بهجت: و واجب است در صورت امکان، مسح با کف دست باشد نه با پشت آن.
وحید: مستحبّ است که اندازه مسح از پهنا به اندازۀ پهنای سه انگشت بسته باشد. و بهتر است از درازا به اندازۀ درازای یک انگشت بسته باشد.
*****
زنجانی: مسأله 256- یک قسمت از چهار قسمت سر که مقابل پیشانی است جای مسح می باشد و هرجای این قسمت را مسح کند کافی است؛ و بنابراحتیاط از پهنا به اندازۀ پهنای سه انگشت به هم چسبیده باشد و احتیاط مستحبّ آن است که از درازا به اندازۀ درازای یک انگشت باشد.
مکارم: مسأله 270 - جلوی سر، که بالای پیشانی است جای مسح است هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافی است، ولی احتیاط مستحبّ آن است که از درازا به اندازه درازای یک انگشت، از پهنا به اندازه پهنای سه انگشت مسح نماید.
مسأله 251- لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است. ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه ای بلند است که اگر مثلاً شانه کند به صورتش می ریزد1، یا به جاهای دیگر سر می رسد2، باید بیخ موها را مسح کند3 (یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید4) و اگر موهایی را که به صورت می ریزد یا به جاهای دیگر سر می رسد جلوی سر جمع کند و بر آنها مسح نماید، یا بر موی جاهای دیگر سر، که جلوی آن آمده مسح کند باطل است.
1- فاضل: روی قسمتی از پیشانی می ریزد...
2- نوری: به جاهای دیگر سر، که خارج از جلوی سر است می رسد...
3- زنجانی: اگر مثلاً شانه کند به صورتش می ریزد، باید قسمتی از موها را که پس از شانه کردن در جلو سر قرار می گیرد مسح کند...
4- [قمست داخل پرانتز در رساله آیت الله سیستانی نیست]
*****
مکارم: مسأله 271 - جایز است مسح سر را بر پوست سر یا بر موهایی که بر آن روئیده است بکشند، اما کسی که موی سر او به اندازه ای بلند است که اگر مثلاً شانه کند به صورتش می ریزد یا به جاهای دیگر سر می رسد، باید بیخ موها را مسح کند و بهتر است که قبل از وضو، فرق سر را باز کند تا پس از شستن دست چپ، بن موها یا پوست سر را به راحتی مسح نماید.
امام خامنه ای: مسأله - مسح بر پوست سر واجب نیست، بلکه بر موی قسمت جلوی سر کافی است، ولی اگر موی جاهای دیگر در قسمت جلو جمع شده باشد یا موی جلوی سر به قدری بلند باشد که بر روی صورت یا شانه‌ها ریخته شده است، مسح بر آن کافی نیست، و باید فرق سر را باز کرده پوست یا بن موها را مسح کند.
امام خامنه ای: مسأله - کسی که در جلوی سرش موی مصنوعی گذاشته است؛ اگر موی مصنوعی به نحو کلاه‌گیس باشد واجب است برای مسح، آن را بردارد ولی اگر بر پوست سر کاشته شده و برداشتن آن ممکن نباشد یا مستلزم ضرر و مشقت باشد و با وجود موها قدرت بر رساندن رطوبت به پوست سر نباشد مسح بر روی همین موها کافی است.
مسأله 252- بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده روی پاها را از سر یکی از انگشتها 1تا برآمدگی روی پا مسح کند2.
1- مکارم: (غیر از انگشت کوچک که به تنهایی اشکال دارد) تا برآمدگی پشت پا و بنابراحتیاط مستحبّ تا مفصل پا مسح نماید.
2- گلپایگانی ، اراکی، صافی: و احتیاط واجب آن است که تا مفصل را هم مسح نماید.
بهجت: و احتیاط مستحب این است که تا مفصل مسح نماید.
زنجانی: و احتیاط آن است که تا مفصل را هم مسح  نماید.
جوادی آملی: تا برآمدگی روی پا و به احتیاط تا مفصل، مسح  کند.
مظاهری: و بهتر آن است که تا آخر پا را مسح نماید.
*****
خوئی، تبریزی: مسأله 258- بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده روی پاها را از سر یکی از انگشتها تا برآمدگی روی پا مسح کند * و احتیاط واجب آن است که تا مفصل مسح نماید. کما این که احتیاط واجب آن است که پای راست را با دست راست و پای چپ را با دست چپ مسح نماید.
* تبریزی: و احتیاط واجب آن است که تا مفصل مسح نماید. و پای راست را با دست راست و بعد پای چپ را با دست چپ مسح نماید.
امام خامنه ای: مسأله -  محل مسح پا، عبارت است از روی پا از سر یکی از انگشتان تا مفصل ساق، و استحباب مسح پایین انگشتان پا (یعنی جایی که موقع راه رفتن با زمین تماس پیدا می‌کند) ثابت نشده است.
امام خامنه ای: مسأله - اگر مسح پا، شامل سر انگشتان پا نباشد، بلکه فقط روی پا و مقداری از انگشتان مسح شود، وضو باطل است. بلی اگر شک داشته باشد که آیا هنگام مسح، از سر انگشتان پا مسح می‌کرده است یا نه؟ در صورتیکه مسئله را می دانسته و احتمال می دهد که از سر انگشتان مسح کرده باشد وضویش محکوم به صحت است.
وحید: مسأله 258 – بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده است روی پاها را مسح کند، و اندازۀ واجب آن از سریکی از انگشتها تا برآمدگی روی پا است، و احتیاط مستحبّ آن است که تا مفصل مسح نماید. و احتیاط واجب آن است که پای راست را مقدّم بر پای چپ بدارد، و همچنین پای راست را با دست راست و پای چپ را با دست چپ مسح نماید.
سیستانی مسأله 251- بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده، روی پاها را از سر یکی از انگشت‌ها تا مفصل مسح نماید و بناراحتیاط واجب مسح تا برآمدگی روی پا کافی نیست. و احتیاط مستحب آن است که پای راست را با دست راست، و پای چپ را با دست چپ مسح نماید.
سبحانی: مسأله 212 - بعد از مسح سر باید با تری آب وضو که در دست مانده، روی پاها را از سر یکی از انگشت‌ها تا مفصل مسح نماید.
 مسأله 253- پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است1، ولی بهتر، بلکه احوط آن است با تمام کف دست، روی پا را مسح کند2.
1- سیستانی: ولی بهتر آن است که به اندازه پهنای سه انگشت بسته باشد بلکه بهتر است تمام روی پا را با تمام کف دست مسح نماید.
2- اراکی، گلپایگانی، نوری، بهجت، صافی، تبریزی، مظاهری: بهتر آن است که به اندازه پهنای سه انگشت بسته مسح نماید و بهتر از آن، مسح تمام روی پا (اراکی، تبریزی: با تمام کف دست) است.
خوئی: بهتر آن است که به اندازه پهنای سه انگشت بسته بلکه تمام روی پا را با تمام دست مسح نماید.
وحید: افضل آن است که تمام روی پا را با تمام کف دست مسح نماید.
فاضل: احتیاط مستحب آن است که با تمام کف دست روی پا را مسح کند.
*****
زنجانی: مسأله 259- احتیاط آن است که مسح پا به اندازه پهنای سه انگشت بسته باشد و بهتر آن است که تمام روی پا را با تمام داخل دست مسح نماید.
سبحانی: مسأله 213 - احتیاط لازم آن است که به اندازه پهنای سه انگشت بسته مسح نماید، و بهتر از آن مسح تمام روی پا و دو برآمدگی در دو طرف است.
مکارم: مسأله 273 - از نظر عرض، کافی است به اندازه یک انگشت مسح کند، ولی بهتر است که به اندازه پهنای سه انگشت بسته باشد و بهتر از آن مسح کردن تمام پشت پا با تمام کف دست است.
مسأله 254- اگر در مسح پا همه دست را روی پا1 بگذارد و کمی بکشد صحیح است.
1- بهجت: روی همۀ پا ...
*****
خوئی، گلپایگانی، زنجانی، تبریزی، صافی: مسأله 260– احتیاط واجب (صافی، زنجانی: احتیاط) آن است که در مسح پا، دست را بر سر انگشتها بگذارد و بعد به روی پا بکشد* نه آنکه تمام دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد.
* صافی: هر چند اکتفا به این که تمام دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد جایز است.
* خوئی، تبریزی: به پشت پا بکشد یا آنکه دست را به مفصل گذاشته و تا سر انگشتها بکشد...
* زنجانی: یا آنکه دست را به مفصل گذاشته و تا سر انگشتها بکشد...
فاضل: مسأله 259- بنابراحتیاط واجب باید در مسح پا، دست را بر سر انگشتها بگذارد و روی پا را به تدریج مسح کند و اگر همه دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد صحیح نمی باشد.
سیستانی: مسأله 253- لازم نیست در مسح پا دست را بر سر انگشتها بگذارد و بعد به پشت پا بکشد، بلکه می تواند تمام دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد.
وحید: مسأله 260 – احتیاط واجب آن است که در مسح پا دست را بر سر انگشتها بگذارد و بعد به پشت پا بکشد، یا آنکه دست را بر برآمدگی روی پا یا مفصل گذاشته و تا سر انگشتها بکشد، نه آن که تمام دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد.
سبحانی: مسأله 214 - اگر در مسح پا همۀ دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد، کافی نیست بلکه باید دستها را تا مفصل بکشد.
مسأله255- در مسح سر و روی پا باید دست را روی آنها بکشد و اگر دست را نگهدارد1 و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است2 ولی اگر موقعی که دست را می کشد سر یا پا مختصری حرکت کند اشکال ندارد.
1- مکارم: ثابت نگهدارد...
2- مکارم: بنابراحتیاط واجب...
جوادی آملی: مسح باطل است...
وحید: در مسح سر و روی پا باید دست را روی آنها بکشد نه آنکه دست را نگه دارد و سر یا پا را به آن بکشد...
مسأله 256- جای مسح باید خشک باشد. و اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست1 به آن اثر نکند مسح باطل است2. ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبتی که بعد از مسح در آن دیده می شود بگویند3 فقط از تری کف دست است اشکال ندارد.
1- سیستانی: رطوبت دست ...
2- سیستانی: ولی اگر نمناک باشد یا آنکه تری آن به قدری کم باشد که در رطوبت دست مستهلک باشد اشکال ندارد.
سبحانی: ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبت محلّ مانع از تأثیر رطوبت کف دست نباشد کافی است.
جوادی آملی: ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبت آن مانع از تاثیر رطوبت کف دست نباشد، یعنی پس از مسح بگویند این رطوبت فقط از تری کف دست است، اشکال ندارد.
3- وحید: عرفاً بگویند...
*****
مکارم: مسأله 275 - در بین اعضای وضو تنها جای مسح باید خشک باشد و خشک بودن بقیه اعضا لازم نیست ولی اگر جای مسح مختصری رطوبت داشته باشد به طوری که آب دست هنگام مسح بر آن غلبه کند، اشکال ندارد.
مسأله 257- اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی تواند دست را با آب خارج، تر کند بلکه باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد1 و با آن مسح نماید2.
1- خوئی، تبریزی، زنجانی: باید (زنجانی: بنابر احتیاط) از ریش خود رطوبت بگیرد...
وحید: باید از ریش خود که داخل در حدّ صورت است رطوبت بگیرد...
2- خوئی، زنجنی، وحید: و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محلّ اشکال است.
بهجت: و بهتر است اوّل از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد، و اگر در آنها تری نبود از دستها رطوبت می گیرد.
*****
سیستانی: مسأله 256- اگر برای مسح، رطوبتی در دست نمانده باشد به گونه‌‌ای که از آرنج تا سر انگشتانِ هر دو دست خشک شده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج تر کند، بلکه باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید، و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محلّ اشکال است.
مسائل اختصاصی
بهجت: مسأله 258- هرگاه به سبب گرمی هوا یا جهات دیگر، هیچ رطوبتی در اعضاء برای مسح باقی نمی ماند، بنابر احتیاط واجب هم با آب خارج مسح کند و هم بعد از وضو تیمّم کند.
جوادی آملی: مسأله 265- هرگاه بر اثر گرمی هوا یا جهات دیگر، هیچ رطوبتی در اعضای وضو برای گرفتن رطوبت جهت مسح باقی نماند، به احتیاط واجب، هم با آب خارج مسح کند؛ هم پس از وضو تیمّم کند.
مسأله 258-اگر رطوبت کف دست1 فقط به اندازه مسح سر باشد، می تواند2 سر را با همان رطوبت مسح کند و برای مسح پاها از اعضاء دیگر وضو رطوبت بگیرد3.
1- سیستانی: اگر رطوبت دست...
2- گلپایگانی، صافی، بهجت، سیستانی: احتیاط واجب آن است که...
زنجانی: احتیاط آن است که...
[کلمه «می تواند» در رساله آیات عظام: خوئی، تبریزی و مکارم نیست]
3- بهجت: وبنا بر احتیاط واجب باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دستها رطوبت بگیرد.
خوئی، تبریزی، زنجانی، سیستانی، وحید: برای مسح پاها از ریش خود (وحید: که داخل در حدّ صورت است) رطوبت بگیرد.
مسأله اختصاصی
جوادی آملی: مسأله 265- هرگاه بر اثر گرمی هوا يا جهات ديگر، هيچ رطوبتی در اعضای وضو برای گرفتن رطوبت جهت مسح باقی نماند، به احتياط واجب، هم با آب خارج مسح كند؛ هم پس از وضو تيمّم كند.
مسأله 259- مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است، ولی اگر به واسطه سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند اینها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد1، مسح کردن بر آنها اشکال ندارد2 و اگر روی کفش نجس باشد، باید 3 چیز پاکی بر آن بیندازد و بر آن چیز مسح کند4.
1- خوئی: تیمّم نماید؛ و اگر تقیّه در بین باشد، مسح بر جوراب و کفش نموده و تیمّم نیز بنماید.
تبریزی: تیمّم نماید؛ و اگر تقیّه در بین باشد، بر روی جوراب و کفش مسح شود و بنابراحتیاط مستحبّ تیمّم هم بنماید.
سیستانی: احتیاط واجب آن است که مسح بر جوراب و کفش نموده و تیمّم نیز نماید؛ و اگر تقیّه در بین باشد مسح برجوراب و کفش کفایت می کند.
وحید: بنابراحتیاط واجب بر کفش و جوراب مسح نماید و تیمّم هم بنماید.
سبحانی: بر آنها مسح کند و تیمم نیز بنماید.
2- زنجانی: و احتیاط مستحب آن است که تیمّم نیز بنماید...
مکارم: مسح باید روی پوست پا باشد و مسح کردن روی جوراب و کفش فایده ندارد، مگر در حال تقیّه. و اگر به واسطه سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند آن نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد کافی است روی آنها مسح کند...
3- زنجانی: بنابر احتیاط...
4- گلپایگانی، صافی: و احتیاط واجب آن است که تیمّم هم بنماید.
زنجانی، بهجت: و تیمّم هم بنماید (بهجت: احتیاطاً).
مسأله 260- اگر روی پا نجس باشد و نتواند برای مسح، آن را آب بکشد باید تیمّم نماید1.
1- بهجت: اگر جبیره ممکن نباشد، باید تیمّم نماید و اگر جبیره ممکن بود، باید هم وضوی جبیره ای بگیرد و هم تیمّم کند بنا بر احوط.
زنجانی، مکارم: بنابر احتیاط واجب(زنجانی: بنابراحتیاط)  باید چیز پاکی روی آن بیندازد و بر آن مسح کند و بعد تیمّم نماید.
مسأله اختصاصی
بهجت: مسأله 262- جوادی آملی: مسأله 268- تکرار مسح موجب بطلان وضو نیست خصوصاً اگر برای رعایت احتیاط باشد ، مگر آن که از روی تشریع یا وسوسه باشد.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -