انهار
انهار
مطالب خواندنی

احادیثی تکان دهنده از نحوه حضور زنان در جامعه

بزرگ نمایی کوچک نمایی
از آقا امیر المؤمنین علی (علیه السلام) روایت شده که فرمود: من و فاطمه نزد پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) رفتیم و او را دیدم که به سختی میگریست و چون سبب پرسیدم فرمود: شبی که به آسمانها رفتم زنانی از امت خود را در عذاب سختی دیدم و گریه ام برای سختی عذاب آنهاست.
1- زنی را به موی سرش آویزان دیدم که مغز سرش جوش آمده بود؛
2- زنی را به زبان آویزان دیدم که از حمیم جهنم در حلق او می ریختند؛
3- زنی را به پستانهایش آویزان دیدم؛
4- زنی را دیدم که گوشت تنش را می خورد و آتش از زیر او فروزان بود؛
5- زنی را دیدم که پاهایش را به دستهایش بسته بودند و مارها و عقربها بر سرش ریخته بودند؛
6- زنی را کور و کر و گنگ در تابوتی از آتش مشاهده کردم که مخ سرش از بینی او خارج می شد و بدنش را خوره و پیسی فرا گرفته بود؛
7- زنی را به پاهایش آویزان در تنوری از آتش دیدم؛
8- زنی را دیدم که گوشت تنش را از پایین تا بالا به مقراض آتشین می بریدند؛
9- زنی را دیدم که صورت و دستهایش سوخته بود و امعاء خود را می خورد؛
10- زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ و به هزار هزار نوع عذاب گرفتار بود؛
11- زنی را به صورت سگ دیدم که آتش از پایین در شکمش می ریختند و از دهانش بیرون می آمد و فرشتگان با گرزهای آهنین به سر و بدنشان می کوفتند!!!.
فاطمه (سلام الله علیها) که این سخن را از پدر شنید پرسید: پدرجان آنها چه عمل و رفتاری داشتند که خداوند چنین عذابی برایشان مقرر داشته بود؟ حضرت (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: دخترم!
1- زنی که به موی سر آویزان شده بود زنی بود که موی سر خود را از مردان نامحرم نمی پوشانید؛
2- زنی که به زبان آویزان بود زنی بود که با زبان شوهر خود را می آزرد؛
3- زنی که به پستان آویزان بود زنی بود که از شوهر خود در بستر اطاعت نمی کرد؛
4- زنی که به پاها آویزان بود زنی بود که بی اجازه شوهر از خانه بیرون می رفت؛
5- زنی که گوشت بدنش را می خورد آن زنی بود که بدن خود را برای مردم آرایش می کرد؛
6- زنی که دستهایش را به پاها بسته بودند و مار و عقربها بر او مسلط گشته زنی بود که به طهارت بدن و لباس خود اهمیت نداده و برای جنابت و حیض غسل نمی کرد و نظافت نداشت و نسبت به نماز خود بی اهمیت بود؛
7- زنی که کور و کر و گنگ بود آن زنی بود که از زنا فرزنددار شده و آن را به گردن شوهرش می انداخت؛
8- زنی که گوشت تنش را به مقراض می بریدند آن زنی بود که خود را در معرض مردان قرار می داد؛
9- زنی که صورت و بدنش سوخته و از امعاء خود می خورد زنی بود که وسایل زنا برای دیگران فراهم می کرد؛
10- زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود زن سخن چین دروغگو بود؛
11- زنی که صورتش صورت سگ بود و آتش در دلش می ریختند زنان خواننده و نوازنده بودند. . . و سپس به دنبال آن فرمود:
وای به حال زنی که شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که شوهر از او راضی باشد.
چگونگی خارج شدن دختران و زنان از خانه
موهایشان کاملاً پوشیده شود و پیدا نباشد
امام صادق (علیه السلام): بر زن مسلمان جایز نیست که روسری یا چادر را طوری سر کند که موهای سرش از زیر آن دیده شود و باید موی سرش بطور کامل نزد نامحرم پوشیده باشد.
خود را خوشبو نکنند
امام صادق (علیه السلام): اگر زنی خود را خوشبو نماید و به خود عطر بزند حق ندارد از منزل خارج شود، حتی برای اقامۀ نماز نمی تواند به مسجد برود.
اگر خود را خوشبو کنند زناکار محسوب میشوند
امام صادق (علیه السلام): وقتی که زنی خود را خوشبو نماید و آرایش کند و از منزل خارج شود به تعداد افراد نامحرمی که او را با این وضعیت می بینند برایش زنا ثبت می گردد.
لباس رنگارنگ نپوشند
امام صادق (علیه السلام): بر زن مسلمان جایز نیست که لباسهای براق و رنگارنگ بر تن کند و از خانه خارج شود.
برای غیر شوهر خود را زینت نکنند (وگرنه سزاوار جهنم هستند)
امام باقر (علیه السلام): همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) نهی فرمودند از اینکه زن خود را برای غیر شوهرش زینت کند که اگر این کار را نماید سزاوار است خدا او را در آتش جهنم بسوزاند.
اگر برای غیر شوهر خود را خوشبو و زینت کنند (نمازشان قبول نیست، و برای اینکار باید غسل کنند)
امام صادق (علیه السلام): هر زنی که خود را برای غیر شوهرش خوشبو و زینت کند هیچ نمازی از او قبول نیست تا وقتی که از این کارش غسل توبه کند همانند وقتی که برای جنابت خود غسل می کرد.
اگر خوشبو از خانه بیرون روند 70 هزار از ملائکه او را لعنت کنند تا به خانه برگردند
امام صادق (علیه السلام): هر زنی که خود را به عطر خوشبو کند و از خانه بیرون رود خداوند و هفتاد هزار ملائکه او را لعنت کنند تا به خانه باز گردد. یاحقّ.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  
 




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -