انهار
انهار
مطالب خواندنی

احکام اجمالی طهارت از حدث: بخش وضو

بزرگ نمایی کوچک نمایی
بسم الله الرحمن الرحیم
احکام اجمالی طهارت از حدث: بخش وضو
 
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: إِذَا دَخَلَ اَلْوَقْتُ وَجَبَ اَلطَّهُورُ وَ اَلصَّلاَةُ وَ لاَ صَلاَةَ إِلاَّ بِطَهُورٍ. آقا امام باقر (عليه السلام) فرمود: هنگامى كه وقت نماز داخل شود طهارت واجب مى‌شود، و هيچ نمازى صحيح نيست مگر با طهارت. من لايحضره الفقيه
 
فهرست مطالب:
(1) وضو چیست؟
(2) برخی از مواردی که وضو واجب است:
(3) برخی از مواردی که وضو مستجبّ است:
(4) وضو دو قِسم است، ترتیبی و ارتماسی:
(5) کیفیت انجام وضوی ترتیبی:
(6) کیفیت انجام وضوی ارتماسی:
(7) شرایط  صحیح بودن وضو:
(8) مُبطلات وضو {چیزهائی که وضو را باطل می کند}:
 
(1) وضو چیست؟
وُضو یعنی شستن صورت و دست‌ها و همچنین مسح سر و پاها با قصد قُربت و با آدابی خاص که در رساله های مراجع نقلید آمده است. وضو به خودی خود مستحب است.
 
(2) برخی از مواردی که وضو واجب است:
(1) برای نمازهای واجب غیر از نماز میت.
(2) برای سجده و تشهّد فراموش شده {برخی فرموده اند: و برای سجده سهو}.
(3) برای طواف واجب خانه کعبه.
(4) اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضوبگیرد.
(5) اگر نذر کرده باشد {یا بخواهد} خط قرآن را مسّ کند.
(6) برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده یا بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن.
 
(3) برخی از مواردی که وضو مستجبّ است:
(1) خواندن نماز میّت.
(2) زیارت اهل قبور.
(3) رفتن به مسجد.
(4) رفتن به حرم معصومین (علیهم السلام).
(5) همراه داشتن قرآن.
(6) خواندن ونوشتن قرآن.
(7) مسّ حاشیه قرآن.
(8) خوابیدن.
(9) تجدید وضو.
(10) برای طهارت و با وضو بودن.
نکته: اگر شخصی برای یکی از موارد مذکور وضو بگیرد هرکاری را که باید با وضو انجام داد می تواند انجام دهد؛ مثلاً می تواند با آن وضو نماز بخواند.
 
(4) وضو دو قسم است، ترتیبی و ارتماسی:
تفاوت وضوي ترتيبي و ارتماسی:
وضوي ترتيبي و ارتماسي در مسح ها با هم تفاوتي ندارند و تفاوت آن دو فقط در صورت و دست هاست كه در وضوي ترتيبي به نيت وضو، صورت و دست ها شسته مي شود؛ ولي در وضوي ارتماسي صورت و دست ها به نيت وضو به اتفاق فقها در آب فرو برده مي شوند [البته به فتواي بعضي اگر هنگام بيرون آوردن صورت و دست ها از آب نيز نيت وضو نمايد صحيح است] و در بقيه ي احكام و مسائل، هر دو احكامشان يكي است.
 
(5) کیفیت انجام وضوی ترتیبی:
کیفیت وضوی ترتیبی، پس از پاک و پاکیزه کردن اعضای وضو:
(1) نیت داشتن؛ یعنی انجام وضو برای رضای خدا.
(2) شستن صورت از بالای پیشانی محل رستنگاه مو تا آخر چانه به پهنای بین انگشت وسط و شصت افراد معمولی.
(3) شستن دست راست از بالای آرنج تا سر انگشتان.
(4) شستن دست چپ از بالای آرنج تا سر انگشتان.
(5) مسح جلوی سر با تری کف دست راست.
(6) مسح روی پای راست با تری کف دست راست.
(7) مسح روی پای چپ با تری کف دست چپ.
 
نکته: مسح پاها را باید از سر یکی از انگشتان پا تا مفصل انجام دهد.
 
(6) کیفیت انجام وضوی ارتماسی:
وضوی ارتماسی آن است که:
ابتدا صورت را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد یا هنگام خارج کردن صورت از آب، قصد وضو کند.
سپس دست راست را با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد یا هنگام خارج کردن دست از آب، قصد وضو کند.
سپس دست چپ را با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد یا هنگام خارج کردن دست از آب، قصد وضو کند.
 
نکته: در شستن ارتماسی دست چپ مقداری از مثلاً کف دست را در آب فرو نبرد تا با دست راست آن مقدار را ترتیبی بشوید تا برای مسح با دست چپ اشکالی به وجود نیاید.
 
(7) شرایط  صحیح بودن وضو:
(1) آب پاک باشد.
(2) آب مطلق باشد، {مضاف نباشد}.
(3) آب مباح باشد، {غصبی نباشد}.
(4) ظرف آب وضو مباح باشد، {غصبی نباشد}.
(5) ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.
(6) اعضای وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشند.
(7) وقت برای وضو کافی باشد.
(8) وضو به قصد قربت باشد، {ریائی نباشد}.
(9) وضو را به ترتیب انجام دهد.
(10) وضو را پشت سر هم انجام دهد، {رعایت موالات}.
(11) وضو را خودش انجام دهد. {به مباشرت نباشد}.
(12) استعمال آب برایش ضرر نداشته باشد.
(13) مانعی در رسیدن آب به اعضای وضو نباشد.
 
(8) مُبطلات وضو {چیزهائی که وضو را باطل می کند}:
(1) بول.
(2) غائط.
(3) باد معده و روده که از مخرج غائط خارج می شود.
(4) خوابی که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود.
(5) چیزهایی که عقل را از بین می برد، مانند دیوانگی و مستی و بیهوشی.
(6) استحاضه.
(7) کاری که برای آن باید غسل کرد مانند جنابت.
(8) مسّ میّت، حیض و نفاس.{مطابق با فتوای برخی از مراجع عظام تقلید}

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -