انهار
انهار
مطالب خواندنی

مسائل متفرقه زناشویی

بزرگ نمایی کوچک نمایی
مسأله ۲۴۴۳- كسي كه بواسطه نداشتن زن به حرام مي افتد۱، واجب است زن بگيرد۲.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
۱- اراكي: يا موجب خوف به حرام افتادن مي باشد و يا نداشتن زن براي او ضرر بدني دارد...
زنجاني: بي اختيار به حرام مي افتد...
۲- فاضل: اين وجوب به خاطر جلوگيري از حرام است يعني اگر مطمئن شود كه به حرام مي افتد واجب است زن بگيرد.
نوري: و همچنين زني كه بواسطه نداشتن شوهر به حرام مي افتد، واجب است اقدام به شوهر كردن نمايد.
سبحانی: برای حفظ عفت  خود لازم است زن بگیرد.
مكارم: رجوع كنيد به احكام نكاح يا ازدواج و زناشويي- قبل ازمسأله ۲۳۶۳.
*****
مظاهری: مسأله ۲۰۰۴- كسى كه به واسطه نداشتن زن يا شوهر به حرام مى‏افتد، كه اگر همسر داشت معمولاً آن گناه را انجام نمى‏داد در صورتى كه قدرت داشته باشد واجب است ازدواج كند.
مسأله ۲۴۴۴- اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد از عقد معلوم شود كه باكره نبوده۱، مي تواند عقد را به هم بزند۲
۱- سبحانی: بعد از عقد ثابت شود كه بكارت او به وسيله نزديكى قبل از عقد از بين رفته...
۲- زنجانی: بنابراحتیاط نمي تواند عقد را به هم بزند.
فاضل: و همچنين است اگر لفظاً شرط بكارت نشده باشد ليكن مبناي عقد عرفاً بر بكارت زوجه باشد.
سيستاني: ولي اگر به هم نزند يا شرط نكرده باشد ولي به اعتقاد بكارت ازدواج كرده باشد مي تواند با ملاحظه نسبت تفاوت بين مهرالمثل باكره و غير باكره از مهري كه قراد داده اند كم كند، و اگر داده است پس بگيرد ، مثلاً اگر مهر او ۱۰۰ دینار باشد و مهر زني مانند او اگر باكره باشد ۸۰ دینار و اگر باكره نباشد۶۰ دینار باشد، که تفاوتش یک چهارم (۲۵ دینار) است از ۱۰۰ دینار كه مهر اوست كم مي شود.
اراكي: تفاوت بين باكره و غير باكرده از مهر او كم مي شود ولي نمي تواند عقد را به هم بزند.
خوئي: تبريزي: [اگر] بكارتش به نزديكي مردي با او از بين رفته  بنابراحتیاط نمي تواند عقد را به هم بزند ولي مي تواند (خوئي: با ملاحظه نسبت) تفاوت بين مهر باكره و غير باكره را (خوئي: از مهري كه قرارداده اند) بگيرد.
بهجت: بنابرأظهر، مي تواند عقدرا به هم بزند، ولي اگر به گمان باكره بودن با زني ازدواج كرد و بعداً معلوم شود كه باكره نيست، اختيار فسخ ندارد، مگر در صورتي كه تدليسي در كار باشد.
صافی: می تواند به نسبت تفاوت مهر باکره و غیر باکره از مهر کم نماید و بنابراحتیاط اگر می خواهد از او جدا شود او را طلاق دهد.
*****
وحید: مساله ۲۴۰۸- اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد ، و بعد از عقد معلوم شود و یا به اقرار زن یا بینه ثابت شود كه بكارتش قبل از عقد به نزدیكى از بین رفته ، هرچند ثبوت خیار فسخ براى مرد خالى از وجه نیست ، ولى احتیاط واجب آن است كه اگر فسخ كرد طلاق هم بدهد ، و مرد مى تواند با ملاحظه نسبت تفاوت بین مهر باكره و غیر باكره را از مهرى كه قرار داده اند بگیرد ، چه عقدرا فسخ كند یا بر آن باقى بماند.
مظاهری: مسأله ۲۰۲۰- اگر بعد از عقد معلوم شود كه دختر باكره نبوده است نمى‏تواند عقد را به هم بزند مگر با طلاق، ولى مى‏تواند تفاوت بين باكره و غيرباكره را از مهر كم كند.
مسأله ۲۴۴۵- اگر مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتي باشند كه كسي در آنجا نباشد و ديگري هم نمي تواند وارد شود1، چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند بايد از آنجا بيرون بروند2.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- اراكي، گلپايگاني، صافي: حرام است، چه به ذكر خدا مشغول باشند، يا به صحبت ديگر، خواب باشند يا بيدار، (گلپايگاني، صافي: و نمازشان هم در آنجا صحيح نيست) ولي اگر طوري باشد كه كسي ديگر بتواند وارد شود، يا بچه اي كه خوب و بد را مي فهمد در آنجا باشد اشكال ندارد.
سبحانی: بایداز آنجا بیرون برود.
2- نوري: و نمازشان در آنجا صحيح نيست، ولي اگر طوري باشد كه كسي ديگر بتواند وارد شود، يا بچه اي كه خوب و بد را مي فهمد در آنجا باشد اشكال ندارد.
*****
خوئي و تبريزي: ۲۴۵۴، فاضل: مسأله ۲۵۶۴- ماندن مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتي كه كسي در آنجا نيست و ديگري هم نمي تواند وارد شود در صورتي كه احتمال فساد برود  حرام است (فاضل:جايز نيست)، ولي اگر طوري باشد كه كس ديگر بتواند وارد شود، يا بچه اي كه خوب و بد را مي فهمد، در آنجا باشد يا احتمال فساد نرود اشكال ندارد.
زنجاني: مسأله ۲۴۵۴- ماندن مرد و زن نامحرم درمحلّ خلوتي كه خطر ارتكاب حرام باشد حرام است.
وحید: مسأله ۲۵۰۹- ماندن مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتى كه كسى دیگر ـ حتّى بچّه ممیز ـ در آن جا نیست در صورت احتمال ارتكاب حرام جایز نیست.
مكارم: مسأله ۲۰۹۵- احتياط واجب آن است كه مرد و زن نامحرم درمحلّ خلوتي كه كسي در آنجا نيست و ديگري هم نمي تواند وارد شود، نمانند حتي اگر در آنجا نماز بخوانند نماز آنها اشكال دارد.
سيستاني: مسأله ۲۴۶۳- ماندن مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتي كه كسي در آنجا نيست در صورتي كه احتمال فساد برود حرام است، هر چند طوري باشد كه كس ديگر بتواند وارد شود، ولي اگر احتمال فساد نرود اشكال ندارد.
مظاهری: مسأله ۲۰۲۱- اگر مرد و زن نامحرم در جايى باشند در صورتى كه در معرض اين باشند كه به حرام بيفتند يا احتمال فساد برود، بايد از آنجا بيرون بروند.
مسأله ۲۴۴۶- اگر مرد مهر زن را در عقد معيّن كند و۱قصدش اين باشد كه آن را ندهد۲، عقد صحيح است ولي مهر را بايد بدهد.
این مسأله در رساله آیت الله  بهجت  نیست.
۱- اراکی: مرد مهر زن را در عقد معيّن كند و قبول دارد كه مهريه را بدهكار است و هنگام عقد با قصد جدّي صيغه عقد را خوانده است ولي...
۲- وحید: و رضایت زن به عقد  مشروط به قصد دادن مهر نباشد...
*****
مكارم: مسأله ۲۰۹۶- هرگاه مرد از اوّل قصدش اين باشد كه مهر زن را نپردازد، عقد صحيح است و پرداختن مهر بر او واجب است.
مسأله ۲۴۴۷- مسلماني كه منكر خدا۱ يا پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) شود۲، يا حكم ضروري دین يعني حكمي را كه مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند۳ مثل واجب بودن نماز و روزه انكار كند، در صورتي كه منكر شدن آن حكم، به انكار خدا۴ يا پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) برگردد مرتدّ است۵.
این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.
۱- نوري، سبحانی: يا معاد...
۲- خوئي، تبريزي: مسلماني كه منكر خدا يا پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) يا معاد يا از فرقه هايي بوده باشد كه در مسأله [۲۳۹۷] گفته شد و ...
۳- اراكي: يعني حكمي را كه هر مسلماني جزء دين اسلام مي داند...
۴- بهجت: به تكذيب خدا...
۵- فاضل: و همچنين است اگر از خوارج و نواصب و غلات گردد.
اراكي: در صورتي كه بداند آن حكم ضروري دين است و منكر شدن آن حكم، به انكار خدا يا پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) برگردد مرتد است.
خوئي، گلپايگاني، صافي، تبريزي: در صورتي كه بداند آن حكم ضروري دين است مرتد مي شود (خوئي، تبريزي: و احكامي كه در مسائل آينده ذكر مي شود بر او مترتب است).
نوري: در صورتي كه بداند آن حكم ضروري دين است و انكار آن، انكار نبوت پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) است مرتدّ است.
*****
سيستاني: مسأله ۲۴۶۵- مسلماني كه از اسلام خارج شود و كفر را اختيار كند، مرتد ناميده مي شود، و مرتد بر دو قسم است: مرتد فطري و مرتدّ ملّي. و مرتد فطري كسي است كه پدر و مادر او يا يكي از آنها درهنگام به دنيا آمدن او مسلمان باشند و خود او نيز پس از تميز، مسلمان باشد و سپس كافر شود؛ و مرتد ملّي مقابل آن است.
وحید: مسأله ۲۵۱۱- مسلمانى كه از اسلام برگردد و كافر شود مرتدّ نامیده مى شود. (معنى كفر در مسأله «۱۰۶» گذشت.)و مرتد دو قسم است:
فطرى وملّى ، مرتد فطرى كسى است كه از پدر و مادرى متولّد شده باشد كه هردو یا یكى از آن دو مسلمان باشند و بعد از بلوغ و كمال عقل با اختیار از اسلام برگردد.
و مرتد ملّى كسى است كه از پدر و مادر كافر ، متولّد شده باشد و بعد از مسلمان شدن از اسلام برگردد.
مكارم: مسأله ۲۰۹۷- مرد مسلماني كه مسلمان زاده است اگر مرتد شود، يعني منكر خدا يا پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) گردد، يا يكي از احكام مسلّم اسلام مانند واجب بودن نماز و روزه را انكار كند به طوري كه انكار كردن آن، معنايش انكار خدا يا پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) باشد، ازدواج او باطل مي شود و همسرش بايد از او كناره گيري كند و عدّه وفات يعني عدّه زني كه شوهرش مرده است بگيرد و بعد مي تواند ازدواج كند و اگر زن يائسه باشد، يا هنوز نزديكي نكرده باشند، عدّه لازم نيست.
زنجانی: مسأله ۲۴۵۶- مسلمانی که منکر خدا یا یگانگی خداوند یا رسالت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) شود مرتدّ می‌شود و انکار حکم ضروری دین (یعنی حکمی که مسلمانان جزء دین اسلام می‌دانند مثل واجب بودن نماز و روزه) با اعتراف به توحید و رسالت سبب ارتداد نیست، هر چند ضروری بودن آن را بداند، ولی در مسأله {۱۰۶} اشاره شد که کسی که یکی از ضروریات دین را انکار می‌کند و شبهه‌ای در حق وی نباشد و شک داریم که به دو اصل توحید و رسالت ایمان قلبی دارد، شرعاً کافر بشمار می‌آید، هر چند ضروری بودن آن حکم را نداند.
مسأله ۲۴۴۸- اگر زن پيش از  آن كه شوهرش با او نزديكي كند به طوري كه در مسأله پيش گفته شد مرتدّ شود، عقد او باطل مي گردد۱ ولي اگر۲ بعد از نزديكي مرتدّ شود۳ بايد به دستوري كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عدّه نگهدارد۴؛ پس اگر در بين عدّه۵، مسلمان شود عقد باقي و اگر تا آخر عدّه مرتد بماند، عقد باطل است۶.
۱- فاضل: و همچنين زني كه يائسه يا غير بالغه است، اگر بعد از نزديكي با شوهر مرتدّ شود، عقد آنها باطل مي شود و اگر بعد از نزديكي با زني كه چنانچه او را طلاق دهند بايد عدّه نگه دارد، آن زن مرتد شود، اگر تا قبل از پايان عدّه توبه كند، عقد آنها باقي است و الا عقد آنها باطل است و همچنين اگر زن مرتد توبه كند؛ در فرض اوّل اگر بخواهند با هم زندگي كنند، بايد عقد بخوانند و در فرض دوم بهتر است عقد را تجديد كنند.
۲- اراكي، گلپايگاني، صافي، بهجت، نوري، سبحانی: و همچنين است اگر...
۳- گلپايگاني، اراكي، صافي، سبحانی: ولي يائسه باشد يعني اگر سيّده است شصت سال و اگر سيّده نيست پنجاه سال او تمام شده باشد، امّا اگر يائسه نباشد...
بهجت، نوري: ولي يائسه باشد، امّا اگر يائسه نباشد....
۴- صافي: و اگر تا آخر عدّه مرتد بماند عقد باطل است .
۵- بهجت: اگر قبل از اتمام عدّه...
۶- نوري: و معناي يائسه در مسأله [۴۳۵] گذشت.
مكارم: رجوع كنيد به ذيل مسأله ۲۴۴۷.
*****
خوئي، تبريزي: مسأله 2458- اگر زن پس از ازدواج بطوري كه در مسأله پيش گفته شد مرتد شود، عقد او باطل مي گردد و چنانچه شوهرش با او نزديكي نكرده باشد عدّه ندارد، و همچنين است اگر بعد از نزديكي مرتد شود ولي يائسه باشد، امّا اگر يائسه نباشد، بايد به دستوري كه در احكام طلاق گفته خواهد شد، عدّه نگهدارد و مشهور آن است كه اگر در بين عدّه مسلمان شود عقد او به حال خود باقي مي ماند ولي اين حكم محلّ اشكال است و البتّه احتياط ترك نشود و معناي يائسه در مسأله [۴۳۵] گذشت.
وحید:مساله ۲۵۱۲- اگر زن بعد از ازدواج مرتد شود ، چنانچه شوهرش با او نزدیكى نكرده باشد عقد او باطل مى گردد و عدّه ندارد ، و همچنین است اگر نزدیكى كرده باشد ولى نُه سالش تمام نشده ، یا یائسه باشد ، امّا اگر نُه سالش تمام شده و یائسه هم نباشد ـ معنى یائسه در مسأله «۴۳۵» گذشت ـ باید به دستورى كه در احكام طلاق مى آید عدّه نگه دارد ، و اگر تا آخر عدّه مرتد بماند عقد باطل است ، و اگر در بین عدّه مسلمان شود بقاى عقد محلّ اشكال است ، و بنابر احتیاط واجب اگر بخواهد با او بماند دوباره عقد نماید ، و اگر بخواهد جدا شود طلاق بدهد.
سيستاني: مسأله ۲۴۶۶- اگر زن پس از ازدواج مرتد شود چه ملي و چه فطري، عقد او باطل مي گردد، و چنانچه شوهرش با او نزديكي نكرده باشد عدّه ندارد، و همچنين است اگر بعد از نزديكي مرتد شود ولي يائسه يا صغيره باشد، امّا اگر زن در سنّ زنهايي باشد كه حيض مي ببنند بايد به دستوري كه در احكام طلاق ذکر خواهد شد عدّه نگهدارد، و اگر در بين عدّه مسلمان شود عقد او به حال خود باقي مي ماند، هرچند بهتر آن است كه اگر مي خواهند با هم زندگي كنند دوباره عقد بخوانند و اگر مي خواهند جدا شوند طلاق داده شود و يائسه در مسأله، زني است كه پنجاه سال سن داشته باشد، و از جهت بالارفتن سنّش خون حيض نبيند و اميد بازگشت آن را هم نداشته باشد.
زنجاني: مسأله ۲۴۵۷- اگر زن پيش از آنكه شوهرش با او نزديكي كند يا در زمان يائسگي مرتد شود عقد او باطل است ولي در موارد ديگر كه بايد به دستوري كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عدّه نگه دارد، اگر در بين عدّه به اسلام بازگردد عقد باقي و اگر تا آخر عدّه مرتد بماند عقد باطل است.
مظاهری:مساله ۲۰۲۲- اگر مرد يا زن مسلمانى كافر شود (مسلمان‏زاده باشند يا كافرزاده) ازدواج آنها باطل مى‏شود، و اگر مرد كافر شود زن بايد عدّه وفات بگيرد، و بعد مى‏تواند با ديگرى ازدواج كند، و اگر زن يائسه باشد يا هنوز نزديكى با او نشده باشد، عدّه هم ندارد.
مظاهری:مساله ۲۰۲۳- اگر مرد يا زن مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان شود مى‏تواند با همان همسر اوّلى به عقد جديد ازدواج كند گرچه آن زن هنوز در عدّه باشد، چنانكه مى‏توانند همسر جديد انتخاب كنند.
مسأله ۲۴۴۹- كسي كه پدر يا مادرش در موقع بسته شدن نطفه او مسلمان بوده اند، چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام كند، اگر مرتد شود زنش بر او حرام مي شود۱ و بايد به مقداري كه در احكام طلاق گفته مي شود عدّه وفات نگه دارد۲.
این مسله در رساله آیت الله سبحانی نیست.
۱- فاضل: چنانچه مرتد شود زنش بر او حرام می شود...
۲- فاضل: و در اصطلاح فقهاء به چنين شخصي مرتد فطري مي گويند.
مكارم: رجوع كنيد به ذيل مسأله ۲۴۴۷.
مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله ۲۴۴۸.
*****
اراکی: ۲۴۶۳، خوئي، تبریزی، گلپايگاني، صافي: ۲۴۵۸، وحید م ۲۵۱۳، نوري: مسأله ۲۴۴۵- مردي كه مسلمان زاده است. اگر مرتد شود زنش بر او حرام مي شود و بايد مقداري كه در احكام طلاق گفته مي شود عدّه وفات نگهدارد (گلپايگاني، صافي، نوري: و در اصطلاح به چنين شخصي مرتد فطري مي گويند).
.وحید: مرد مسلمان زاده هرچند یكى از پدر و مادرش مسلمان باشند... 
. نوري: كسي كه مسلمان زاده است، چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام كند...
سيستاني: م 2467- اگر مرد پس از عقد مرتد فطري شود، زنش بر او حرام مي شود، و اگر نزديكي كرده اند و يائسه و صغيره نيست بايد به مقدار عدّه وفات كه در احكام طلاق ذکر خواهد شد عدّه نگهدارد، بلكه بنابراحتياط واجب اگر نزديكي نكرده اند يا يائسه يا صغيره است باز هم عدّه وفات نگه دارد، و اگر در بين عدّه، مرد توبه كند، بنابر احتياط واجب اگر مي خواهند با هم زندگي كنند دوباره عقد بخوانند و اگر مي خواهند جدا شوند، طلاق داده شود.
زنجاني: م 2458- مردي  که پدر یا مادرش هنگام انعقاد نطفه او  مسلمان بوده اند اگر مرتد شود عقد زن مسلمانش باطل مي شود و بايد زن وي مقداري كه در احكام طلاق گفته مي شود عدّه وفات نگه دارد.
مسأله ۲۴۵۰- مردي كه از پدر و مادر غير مسلمان به دنيا آمده و مسلمان شده اگر پيش از نزديكي با عيالش مرتد شود1، عقد او باطل مي گردد2 و اگر بعد از نزديكي3 مرتد شود، زن او4 بايد به مقداري كه در احكام طلاق گفته مي شود عدّه نگه دارد، پس اگر پيش از تمام شدن عدّه، شوهر او مسلمان شود عقد باقي و گرنه باطل است5.
این مسأله در رساله آیات عظام: مکارم، سبحانی ومظاهری نیست.
1- گلپايگاني، فاضل، صافي: و يا زنش يائسه باشد...
زنجاني: اگر قبل از نزديكي يا در زمان يائسگي زن، مرتد، شود...
2- خوئي، تبريزي: اگر بعد از ازدواج مرتد شود، عقد او باطل مي گردد و چنانچه با زنش نزديكي نكرده يا اينكه زن يائسه باشد عدّه ندارد، و اگر بعد از نزديكي مرتد شود و زن او در سنّ زنهايي كه حيض مي بينند بايد آن زن به مقدار عدّه طلاق كه در احكام طلاق گفته مي شود عدّه نگهدارد و مشهور آن است كه اگر پيش از تمام شدن عدّه، شوهر او مسلمان شود عقد او به حال خود باقي مي ماند ولي اين حكم نيز محلّ اشكال است و البتّه احتياط ترك نشود.
3- زنجاني: و قبل از يائسگي زن...
4- اراكي، گلپايگاني، فاضل، صافي، بهجت، نوري: اگر بعد از نزديكي مرتد شود، چنانچه زن او در سنّ زنهايي باشد كه حيض مي بينند...
5- گلپايگاني، صافی: و در اصطلاح به چنين شخصي «مرتدّ ملّي» گويند.
فاضل: ولي در صورت اوّل نيز بهتر است عقد او تجديد شود و در اصطلاح فقهاء به چنين  شخصي «مرتدّ ملي» گويند. اگر مرتدّ ملي توبه كند، در صورت اول، يعني اگر قبل از نزديكي با عيالش مرتدّ شده باشد اگر بخواهند با هم زندگی كنند بايد دومرتبه عقد بخوانند و در صورت دوم بهتر است عقد را تجديد كنند.
*****
سيستاني: م 2468- اگر مرد پس از عقد مرتدّ ملّي شود، چنانچه با زنش نزديكي نكرده يا اينكه زن يائسه يا صغيره باشد، عقد او باطل مي شود و عدّه ندارد و اگر بعد از نزديكي مرتدّ شود و زن او در سنّ زنهايي باشد كه حيض مي بينند بايد آن زن به مقدار عدّه طلاق كه در احكام طلاق ذکر خواهد شد عدّه نگهدارد، و اگر پيش از تمام شدن عده شوهر او مسلمان شود عقد او به حال خود باقي مي ماند.
وحید: م 2514- مردى كه از پدر و مادر غیر مسلمان به دنیا آمده و مسلمان شده ، اگر بعد از ازدواج مرتد شود ، چنانچه با زنش نزدیكى نكرده ، یا این كه زن نُه سالش تمام نشده ، یا یائسه باشد ، عقد باطل مى گردد و عدّه ندارد ، و اگر بعد از نزدیكى مرتد شود و زن او نُه سالش تمام شده و یائسه هم نباشد ، باید آن زن به مقدار عدّه طلاق ـ كه در احكام طلاق مى آید ـ عدّه نگه دارد ، و اگر تا تمام شدن عدّه مسلمان نشود عقد باطل است ، و اگر پیش از تمام شدن عدّه مسلمان شود ، بقاى عقد محلّ اشكال است و بنابر احتیاط واجب اگر بخواهد با او بماند دوباره زن را عقد نماید ، و اگر بخواهد جدا شود طلاق بدهد.
مسأله ۲۴۵۱- اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهري بيرون نبرد1 و مرد هم قبول كند، نبايد زن را2 از آن شهر بيرون ببرد3.
1- مكارم: مرد نمي تواند او را از آن شهر بيرون ببرد، مگر با رضايت او.
2- خوئي، گلپايگاني، فاضل، تبريزي، سيستاني، صافي، زنجاني، وحید: بدون رضايتش...
3- سبحانی: مگر با رضایت او.
مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2423.
مسأله ۲۴۵۲- اگر زن انسان از شوهر ديگرش دختري داشته باشد، انسان مي تواند آن دختر را براي پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند 1و نيز اگر دختري را براي پسر خود عقد كند مي تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.
1- نوري: و همچنين اگر زن انسان از شوهر سابقش پسري داشته باشد انسان مي تواند دختر خود را كه از آن زن نيست به ازدواج آن پسر در آورد...
*****
مکارم:مساله 2099- هر گاه کسی دختری را برای پسر خود عقد کند خودش می تواند با مادر آن دختر ازدواج نماید همچنین اگر اول خودش با مادر ان دختر ازدواج کرده می تواند ان دختر را برای پسر خود بگیرد .
سیستانی: م2470- اگر زنی از شوهر سابقش دختری داشته باشد، شوهر بعدی می‌تواند آن دختر را برای پسر خود که از این زن نیست عقد کند، و نیز اگر دختری را برای پسر خود عقد کند، می‌تواند با مادر او ازدواج نماید.
مسأله ۲۴۵۳-اگر زني از زنا آبستن شود، جايز نيست بچه اش را سقط كند.
*****
اراکی: ۲۴۶۷- خوئي، گلپايگاني، صافي: ۲۴۶۲ وحید: مسأله ۲۵۱۷- اگر زني از زنا آبستن شود در صورتي كه خود آن زن يا مردي كه با او زنا كرده، يا هر دوي آنان مسلمان باشند، براي آن زن جايز نيست بچه را سقط كند.
. وحید: و  همچنین است بنابراحتیاط واجب  در صورتی که مسلمان نباشد.
مكارم: م 2100- زني كه از راه نامشروع باردار شده جايز نيست بچه اش را سقط كند و فرزند او حساب مي شود فقط ارث از او نمي برد.
سيستاني: م2471- سقط کردن جنین جایز نیست، هرچند از زنا باشد، مگر اینکه باقی ماندن آن برای زن ضرر غیرقابل‌تحملی داشته باشد، یا مشقت زیاد داشته باشد که در این صورت قبل از جان یافتن جنین سقط کردن آن جایز است ولی دیه دارد، اما پس از جان یافتن جنین اسقاط جایز نیست. حتی – بنا بر احتیاط واجب – در صورتی که باقی ماندن آن برای زن مشقت یا ضرر غیرقابل‌تحملی داشته باشد.
مظاهری: مسأله ۲۰۲۴- فرزندى كه از راه نامشروع منعقد شده باشد (ولدالزنا) جايز نيست او را سقط كنند و فرزند آن زن و مرد حساب مى‏شود ولى از آنها ارث نمى‏برد و مسلمان است و مى‏تواند زن مسلمان بگيرد و اگر زن بگيرد و بچه‏اى پيدا كند، آن بچّه حلال‏زاده است.
مسأله ۲۴۵۴- اگر كسي با زني كه شوهر ندارد و در عدّه كسي هم نيست زنا كند1، چنانچه بعد او را عقد كند2 و بچه اي از آنان پيدا شود، در صورتي كه ندانند از نطفه حلال است يا حرام، آن بچه حلال زاده است3.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- مكارم: جايز است او را بعداً به عقد خود درآورد و اگر بچه اي از آنان متولد شود و ندانند از نطفه حلال است يا حرام، آن بچه حلال زاده است.
2- خوئي، تبريزي: اگر كسي با زني زنا كند، چنانچه بعد از استبراء به نحوي كه در مسأله [2399] گفته شد او را عقد كند...
وحید:  چنانچه بعد از استبراء- به نحوی که در مسأله [2399] گذشت – او را عقد کند...
3- وحید: بدون اشكال حلال زاده است ، ولى اگر قبل از استبراء او را عقد كرده و نزدیكى كرده باشد ، محلّ اشكال است.
*****
مظاهری: مسأله ۲۰۲۵- اگر کسی با زنی به خیال اینکه زن اوست نزدیکی کند  و یا با زنی  به خیال اینکه در عده کسی نیست ازدواج کند یا در روز ماه رمضان یا در حال حیض با زن خود نزدیکی کند بچه ای که از آنها به دنیا می آید حلالزاده است و همچنین اگر کسی با زنی زنا کند  چنانچه بعد او را عقد کند و بچه ای از آنان پیدا شود  در صورتی  که ندانند از نطفه حلال است یا حرام، آن بچه حلالزاده است.
مسأله ۲۴۵۵- اگر مرد نداند كه زن در عدّه است1 و با او ازدواج كند، چنانچه زن هم نداند و بچه اي از آنان به دنيا آيد2، حلال زاده است و شرعاً فرزند هر دو مي باشد ولي اگر زن مي دانسته كه در عدّه است3 شرعاً بچه، فرزند پدر است4، و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به يكديگر حرام مي باشند5.
این مسأله در رساله آيات عظام :مكارم ، بهجت  نیست.
1- گلپايگاني، صافي: يا نداند كه عقد در عدّه حرام است...
2- اراكي: در صورتي كه شرايط الحاق نسبت را (كه در جاي خود مذكور است) دارا باشد...
3- اراكي ،گلپايگاني، صافي، نوري، سبحانی: وو مي دانسته كه عقد در عدّه حرام است...
خوئي، تبريزي، سيستاني: و تزويج در عدّه جايز نيست...
4- وحید: و كسى كه یقین دارد در عدّه بوده و شكّ در تمام شدن آن دارد در حكم كسى است كه مى داند در عدّه است ، و در هر صورت عقد آنان باطل است وبه یكدیگر حرام مى باشند.
5- اراكي، سيستاني: به يكديگر (سيستاني: همانطور كه گذشت) حرام ابدي مي باشند.
مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2454.
*****
فاضل: مسأله ۲۵۷۴- اگر مرد نداند كه زن در عدّه است يا نداند كه عقد در عدّه حرام است و با او ازدواج كند، چنانچه بچه اي از او متولد شد، ولد شبهه مي باشد و احكام بچه حلال زاده را دارد و اگر زن نيز نمي داند، از طرف او همين گونه است. و اگر زن مي دانسته، از طرف او زنا محسوب مي شود و بچه از جانب او ولد الزّنا مي باشد و احكام ولد الزّنا را دارد، يعني از زن ارث نمي برد.
 زنجاني: م 2464- اگر مرد و زن ندانند که زن در عده است یا ندانند که عقد در حال عده باطل است و با یکدیگر ازدواج کنند و بچه ای از آنان به دنیا آید حلال زاده است و تمام احکام اولاد را دارا می باشد و همچنین اگر یکی از مرد و زن ندانند که زن در عده است یا نداند که عقد در حال عده باطل است بین او و بچه ای که به دنیا می آید تمام احکام اولاد جاری است ولی دیگری که می دانسته که زن در عده است و عقد در حال عده باطل است از بچه ارث نمی برد و بچه هم  از وی ارث نمی برود. ولی این دو به هم محرمند و احکام محرمیت را دارا می باشند. لذا می توانند همچون دیگر محرم ها به همدیگر نگاه کنند و ازدواج آنها با یکدیگر جایز نیست. و همانند دیگر فرزندان حق نفقه دارد و در هر دو صورت عقد زن و شوهر باطل است و اگر در حال عده نزدیکی شده باشد به یکدیگر حرام ابدی می باشند.
مسأله ۲۴۵۶- اگرزن بگويد يائسه ام نبايد حرف او را قبول كرد ولي اگر بگويد شوهر ندارم1 حرف او قبول مي شود2.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- گلپايگاني، صافي، نوری: يا در عدّه نيستم...
2- فاضل: به شرط آن كه متّهم نباشد و اگر متّهم باشد چنانچه سابقاً شوهر داشته، بنابر احتياط واجب بايد تحقيق كند.
سيستاني: مگر آن كه مورد اتهام باشد كه در اين صورت احتياط واجب آن است كه از حال او جستجو شود.
*****
مكارم: مسأله 2102- هرگاه زن بگويد شوهر ندارم مي توان حرف او را قبول كرد و به شرط آن كه متهم نباشد، امّا اگر بگويد يائسه ام، قبول ادعاي او اشكال دارد.
مظاهری: مسأله ۲۰۲۶- اگر زن بگويد يائسه ‏ام، يا شوهر ندارم يا در عدّه نيستم، يا حيض نيستم، يا خواهر رضاعى تو نيستم و مانند اينها، اگر لااُبالى در دين نباشد، مى‏توان حرف او را قبول كرد.
زنجانی: مسأله ۲۴۶۵- اگر زن بگويد يائسه ‏ام، يا شوهر ندارم يا در عدّه نيستم، تا اطمینان به بطلان گفته او نباشد حرف او قبول می شود.
ــــــــــــــ
{معناي يائسه در مسأله ۴۳۵ گذشت.}
مسأله ۲۴۵۷- اگر بعد از آن كه انسان با زني ازدواج كرد، كسي بگويد آن زن شوهر داشته و زن بگويد نداشتم، چنانچه شرعاً ثابت نشود1 كه زن شوهر داشته، بايد حرف زن را قبول كرد2.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- مكارم: بايد حرف زن را قبول كرد، ولي اگر فرد مورد اعتمادي تصديق كند كه شوهر داشته احتياط واجب آن است كه او را طلاق دهد.
2- فاضل: ولي اگر آن كس مورد وثوق باشد بنابراحتياط واجب آن مرد بايد با طلاق از آن زن جدا شود.
تبريزي: ولي اگر آن شخص ثقه باشد و بگويد من او را عقد كرده ام و راهي بر اثبات ندارم بنابر احتياط لازم نمي تواند زن مزبور را عقد كند.
سبحانی: مگر اين كه مدعى شوهر داشتن مورد اعتماد باشد در اين صورت بايد از او جدا شود.
*****
خوئي: م 2466، سیستانی: 2475- اگر بعد از آن كه انسان با زني كه گفت شوهر ندارم ازدواج كرد.، و بعداً كسي بگويد آن زن شوهر داشته چنانچه شرعاً ثابت نشود كه زن شوهر داشته، نبايد حرف آن كس را قبول كرد.
. سيستاني: شخصی ادعا كند كه آن زن، زن اوست، چنانچه شرعاً ثابت نشود كه گفته  آن شخص صحيح است، نبايد حرف او را قبول كرد.
وحید:م2521- اگر زن بگوید شوهر ندارم و انسان با او ازدواج كند و بعد كسى بگوید آن زن شوهر داشته ، چنانچه شرعاً گفته آن كس ثابت نشود ، نباید حرف او را قبول كرد.
مظاهری: مساله ۲۰۲۷- اگر شخص غيرثقه ‏اى بگويد زن شوهر دارد ولى خود زن بگويد شوهر ندارم حرف زن مقدّم است.
مسأله ۲۴۵۸- اگر زني كه آزاد و مسلمان و عاقل است دختري داشته باشد، تا هفت سال دختر تمام نشده پدر نمي تواند او را از مادرش جدا كند.
این مسأله در رساله آیت الله مکارم  نیست.
*****
اراكي: مسأله ۲۴۷۲- پدر نمي تواند تا دو سال دختر يا پسر تمام نشده او را از مادرش جدا كند، بلكه بنابر احتياط واجب دختر بچه را تا هفت سالگي نمي تواند از مادرش جدا كند.
گلپايگاني، صافی: مسأله ۲۴۶۷- تا هفت سال دختر تمام نشده، پدر نمي تواند او را از مادرش جدا كند.
خوئي و تبريزي: م2467، سیستانی م 2476- تا دو سال پسر يا دختر تمام نشده، پدر نمي تواند او را از مادرش جدا كند. و أحوط و أولي آن است كه دختر را تا هفت سال از مادرش جدا نكند.
.سيستاني: زيرا نگهداري بچه حقّ مشترك پدر و مادر است و أحوط و أولي آن است كه بچه را تا هفت سال از مادرش جدا نكند بلکه در صورتی که جدا کردن برای بچه ضرر داشته باشد این کار جایز نیست.
وحید: مسأله 2522- تا دو سال پسر یا دختر تمام نشده پدر نمى تواند او را از مادرش جدا كند ، و احتیاط واجب آن است كه دختررا تا هفت سال از مادرش جدا نكند.
فاضل: م ۲۵۷۷، مظاهری: ۲۰۴۶- حفظ وپرورش نوزاد پسر تا دو سال و نوزاد دختر تا هفت سال حقّ مادر است به شرط اين كه عاقل و مسلمان و آزاد باشد و به ديگري شوهر نكرده باشد و الا پدر مقدّم است .ولي اگر پدر مرده باشد، مادر، هر چند شوهر كرده باشد بر جدّ و ديگران مقدّم است.
.مظاهری: به شرط اینکه رشید و مسلمان باشد و به دیگری شوهر نکرده باشد...
زنجانی: م2467- تا هفت سال قمری پسر یا دختر تمام نشده، پدر نمی‌تواند او را از مادرش تا زمانی که به خانه همسر جدید نرفته باشد جدا کند ولی مادر باید در نحوۀ تربیت و ادارۀ فرزند نظر پدر را رعایت کند، در دوران شیردهی، زن حقّ دارد فرزند خود را شیر بدهد، مگر آن‌که کس دیگری یافت شود که حاضر باشد مجّانی یا با مزد کمتری بچه را شیر دهد، در این صورت پدر می‌تواند بچه را از مادر جدا سازد، هرچند مستحب است که چنین کاری را نکند و‌ فرزند را در نزد مادر خود باقی بگذارد. در این زمان هم رعایت نظر پدر در تربیت و ادارۀ فرزند بر مادر وی لازم است.
مسأله ۲۴۵۹- مستحبّ است در شوهر دادن دختري كه بالغه است يعني مكلّف شده1 عجله كنند، حضرت صادق عليه السلام فرمودند2: «يكي از سعادتهاي مرد آن است كه دخترش در خانه او حيض نبيند».
این مسأله در رساله آیت الله  بهجت  نیست.
1- زنجاني: و به سنّي رسيده كه حيض ديدن وي متعارف است...
2- خوئي، تبريزي، زنجاني: از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه...
*****
وحید: م 2523- اگر خواستگار از جهت دیانت و اخلاق پسندیده باشد ، مستحبّ است در شوهر دادن دخترى كه بالغه است عجله كنند.
سيستاني: م2477- اگر ديانت و اخلاق خواستگار مورد رضايت باشد، بهتر آن است كه ردّ نشود، از پیامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم روايت شده كه هرگاه خواستگاري براي دختر شما آمد كه اخلاق و ديانت او مورد رضايت شما بود، دختر را به ازدواج او در آوريد، اگر چنين نكنيد فتنه و فساد بزرگي در زمين بپا خواهد شد.
مكارم: م 2104- مستحبّ است در شوهر دادن دختري كه به حدّ بلوغ رسيده تعجيل كنند، همچنين در مورد زن دادن به پسراني كه نياز به همسر دارند.
مظاهری: مسأله ۲۰۰۳- لازم است مخصوصا بر پدر و مادر که برای پسران و دختران خود که احتیاج به همسر دارند همسر انتخاب کنند و در روایات ما  ثواب فراوانی بر این کار  مترتب شده است.
مسأله ۲۴۶۰- اگر زن مهر خود را به شوهر صلح كند كه زن  ديگر نگيرد1، احتياط واجب آن است2 كه زن مهر را نگيرد و شوهر هم با زن ديگر ازدواج نكند3.
این مسأله در رساله آیات عظام: بهجت، مکارم  و مظاهری نیست.
1- فاضل: و شوهر هم قبول نمايد...
2- گلپايگاني: احتياط آن است...
زنجاني: باید احتياط کند...
خوئي،فاضل، تبريزي، صافی: واجب است...
سیستانی: واجب است شوهر با زن دیگر ازدواج نکند، و زن هم حق ندارد مهر را بگیرد.
3- وحید: زن نمى تواند مهررا بگیرد و بر شوهر هم واجب است كه زن دیگر نگیرد.
*****
سبحانی: م 2102- اگر زن مهر خود را به شوهر صلح كند كه زن ديگر نگيرد، به اين معنى كه از حق شرعى خود استفاده نكند، لازم است به مصالحه عمل كنند، يعنى زن مهر را نگيرد، و مرد هم با زن ديگر ازدواج ننمايد.
سیستانی: م 2478- اگر زن مهر خود را به شوهر صلح كند كه زن ديگر نگيرد، واجب است شوهر با زن دیگر ازدواج نکند، و زن هم حق ندارد مهر را بگیرد.
(مسأله ۲۴۶۱- كسي كه از زنا به دنيا آمده باشد اگر زن بگيرد و بچه اي پيدا كند بچه حلال زاده است.
مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2453.
مسأله ۲۴۶۲- هرگاه مرد درروزه ماه رمضان يا در حال حيض زن با او نزديكي كند معصيت كرده، ولي اگر بچه اي از آنان به دنيا آيد حلال زاده است.
مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2454.
مسأله ۲۴۶۳- زني كه يقين دارد شوهرش در سفر مرده اگر بعد از عدّه وفات كه مقدار آن در احكام طلاق گفته خواهد شد، شوهر كند و شوهر اوّل از سفر برگردد بايد از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است1 ولي اگر شوهر دوم با او نزديكي كرده باشد، زن بايد عدّه نگه دارد2 و شوهر دوم بايد مهر او را مطابق زنهايي كه مثل او هستند بدهد3 ولي خرج عدّه ندارد4.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- مظاهری: مگر حاکم شرع او را طلاق داده باشد؛ ولى اگر شوهر دوّم با او نزديكى كرده باشد، زن بايد عدّه نگهدارد و شوهر دوّم بايد مهر او را مطابق زن‌هايى كه مثل او هستند بدهد، ولى لازم نیست خرجی او را در زمان عدّه بپردازد.
2- سيستاني: زن بايد عده وطي شبهه كه همان مقدار عدّه طلاق است نگهدارد، و در دوران عده، شوهر اوّل نبايد با او نزديكي كند ولي ساير استمتاعات جايز است و نفقه او بر شوهر اوّل است...
فاضل: زن بايد عدّه وطي به شبهه نگهدارد و شوهر دوم بايد مهر المثل او را بدهد، ولي نفقه زمان عدّه ندارد و  بنابر احتياط به شوهر دوم نيز حرام ابدي مي شود و در مدّت عدّه وطي به شبهه، شوهر اوّل نمي تواند با او همبستر شود.
3- سيستاني: [پایان مسأله]
گلپايگاني، صافي: شوهر دوم بايد مهر او را بدهد و اگر مهر المسمّاي او با مهر المثل تفاوت دارد در تفاوت آن بنابر احتياط با هم مصالحه نمايند ولي خرج عدّه ندارد.
مكارم: احتياط واجب آن است كه شوهر دوم مهر او را مطابق آنچه با او قرارداده بپردازد و اگر مهر المثل بيشتر است آن را بپردازد.
4- تبريزي: و نيز حقّ مطالبه نفقه سابق را ندارد.
*****
زنجاني: م 2472- زني كه يقين دارد شوهرش مرده، اگر بعد از عدّه وفات كه مقدار آن در احكام طلاق گفته خواهد شد، ازدواج كند و بعد معلوم شود كه شوهرش نمرده، بايد ازشوهر دوم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است. ولي اگر شوهر دوم با او نزديكي كرده باشد، زن بايد عدّه وطي شبهه كه مقدار آن همچون مقدار عدّه طلاق است، نگهدارد؛ و در دوران عدّه، شوهر اوّل نبايد با او نزديكي كند ولي ديگر بهره گيريهاي جنسي جايز است و نفقه او بر شوهر اوّل است. آغاز عدّه وطي شبهه، از آخرين نزديكي شوهر دوم با زن مي باشد. شوهر دوم به جهت نزديكي با وي بايد مهر او را بدهد و اگر مهر المسمّي (یعنی مهري كه در عقد تعيين شده) با مهر المثل (یعنی مهر زناني كه همچون وي مي باشند) تفاوت دارد، در تفاوت آن بنابر احتياط با هم مصالحه كنند.
مسائل اختصاصي
فاضل: مسأله 2583- زني كه شوهرش به مسافرت رفته، يا در جبهه جنگ يا در سفر دريايي يا به جهت ديگري مفقود الاثر شده، چنانچه يقين كند شوهرش مرده است، بايد عدّه وفات نگه دارد و بعد از آن مي تواند ازدواج كند و چنانچه يقین دارد شوهرش زنده است، نمي تواند شوهر كند و مخارج او از مال شوهر يا از صدقات و بيت المال در صورت نياز بايد پرداخت شود. و در صورت نداشتن مال شوهر و نداشتن نفقه يا مشكلات ديگر، اگر وضع موجود براي او قابل تحمّل نباشد، مي تواند به حاكم شرع مراجعه كند تا او را طلاق دهد.
فاضل: مسأله 2584- در فرض مسأله گذشته، چنانچه زن نمي داند شوهرش زنده است يا مرده، اگر شوهر مالي دارد يا پدر يا جدّ پدري او از مال خودشان مخارج زن را مطابق شأن او تأمين مي كنند، زن باید صبر کند وحق شوهر کردن ندارد و اگر به هیچ وجه مخارج او را تامین نمی کنند مي تواند به مجتهد جامع الشرائط مراجعه كند و پس از مراجعه، مجتهد جامع الشرايط دستور مي دهد زن تا چهار سال صبر كند و در طول اين مدّت به وسيله نامه نوشتن به مناطقي كه احتمال مي دهند شوهر زن در آنجاها باشد يا به وسايل ديگر، تحقيق مي كنند؛ اگر زنده بودن او ثابت شد، زن بايد صبر كند و اگر ثابت نشد، مجتهد جامع الشرايط  به پدر یا جد پدری مرد دستور می دهد زن را طلاق دهد و اگر ممکن نشد خود مجتهد جامع الشرایط او را طلاق می دهد  و زن بعد از طلاق، به مقدار عدّه وفات، يعني چهار ماه و ده روز عدّه نگه مي دارد و بعد از عدّه آزاد مي شود و مي تواند شوهر كند، ولي چنانچه شوهرش در بين عدّه پيدا شد، حقّ دارد رجوع كند.
فاضل: مسأله 2585- درمسأله قبل، مبدأ تفحّص، حين رجوع به حاكم شرع است؛ بلي، اگر قبل از مراجعه به حاكم شرع، خودشان به مقدار مذكور تفحّص كرده اند و بعد از مراجعه به حاكم هم مقداري تفحّص شد و مطمئن شدند كه او پيدا نمي شود، حاكم مي تواند بعد از گذشت چهار سال از آغاز تفحص آنها، زن را طلاق دهد.
فاضل: مسأله 2586- در فرض قبل، اگر بدانند كه با تفحّص، اثري از او پيدا نمي شود، تفحّص ساقط است ولي حتماً بايد چهارسال صبر كنند و بعد از آن، حاكم مي تواند زن را طلاق دهد.
فاضل: مسأله 2587- آنچه در برخي از موارد در مسأله سابق گفته شد كه بايد زن صبر كند، در صورتي است كه در حرج شديد واقع نشود و گرنه مي تواند از حاكم شرع بخواهد كه او را طلاق دهد.
مظاهری: مسأله ۲۰۲۹- اگر شوهر مفقود الاثر شد، زن او مى‏تواند به حاكم شرع مراجعه كند و اگر حاكم شرع او را طلاق داد و بعد از عدّه شوهر اوّل او آمد حقّى بر زن ندارد، و اگر آن زن ازدواج كرده باشد همسر شوهر دوّم است.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  



پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -