انهار
انهار
مطالب خواندنی

عمره تمتع

بزرگ نمایی کوچک نمایی

سؤال :دارويى وجود دارد كه زنان از آن براى به تأخير انداختن عادت ماهانه خود استفاده مى كنند. حال اگر زنى بداند كه در صورت استفاده نكردن از اين دارو پيش از رسيدن به ميقات حيض مى شود و نمى تواند عمره تمتع را به جاى آورد، آيا بر او واجب است كه از آن دارو استفاده كند و عادتش را به تأخير اندازد، تا حجش به حج اِفراد مبدل نشود؟

پاسخ: استفاده از دارو بر او واجب نيستسؤال :اگر مكلَّف پس از انجام اعمال عمره تمتع متوجه شد كه خانه اى كه در مكه برايش در نظر گرفته اند خارج از حرم است. حال آيا مى تواند در آن سكونت كند يا نه؟

پاسخ: اگر آن خانه از محلات مكه به شمار رود، سكونت در آن مانعى ندارد.

سؤال :در مناسك فرموده ايد كسى كه در حال انجام عمره تمتع است، بنابر احتياط از مكه جز براى اعمال حج خارج نشود، مگر آن كه خروجش بر اثر نيازى هر چند غيرضرورى باشد. حال آيا خريد، تفريح و به ديدار دوستان رفتن، از نمونه هاى نياز به شمار مى روند؟

پاسخ: ملاك در نياز، نياز عرفى است و موارد مذكور به اختلاف موارد گاه از مصاديق نيازمندى عرفى به شمار مى روند و گاه نه.

سؤال :زنى كه صاحب عادت وقتيه و عدديه است و عادتش هفت روزه است، اگر پس از احرامش حيض شد و سپس روز هفتم پاك شد و غسل كرد و اعمال عمره اش را به جاى آورد و آن گاه براى حج مُحرم شد و پس از آن اثرِ خونى ديد، تكليفش چيست؟

پاسخ: خون دوم اگر در روز دهم از اولين زمان خون ديدن يا زودتر بند آمده، جزو حيض اول به شمار مى رود. اما اگر از ده روز گذشت پس تمام خون دوم، استحاضه به شمار مى رود. در صورت اول بنابر احتياط واجب در مدت پاكى ميان دو خون بايد احكام زن پاك و زن حائض را رعايت كند، كه نتيجه اش در اين جا آن است كه طواف عمره اش و نماز آن را پيش از طواف حج قضا كند.

سؤال :زنى حيض مى بيند و بعد از پاك شدن مُحرم مى شود و به اعمال عمره تمتع مى پردازد. سپس در روز عرفه خون مى بيند و قبل از گذشت ده روز از ابتداى حيض قطع مى شود. حال حكمش چيست؟

پاسخ: به نظر مى رسد كه آن زن در پاكى ميان دو خون كه حكم يك حيض را دارند، اعمال عمره اش را انجام داده است. در مورد اين پاكى ميان فقها اختلاف نظر است. نظر مشهور آن است كه جزو حيض است و جمعى از فقها گفته اند كه پاكى است. لذا در صورتى كه حيض باشد، وظيفه آن زن به حج اِفراد مبدل مى شود و بايد پس از فارغ شدن از اعمال حج، اگر توانست عمره مفرده به جاى آورد. در صورتى كه آن فترت پاكى به شمار آيد، عمره آن زن صحيح است و بايد حج تمتع را به جاى آورد و ديگر تكليفى ندارد.

واز آن جا كه ما در اين مسأله احتياط مى كنيم، اگر آن زن به مجتهد ديگرى رجوع كرد ـ البته با رعايت ترتيب در اعلميت و قاعده الاعلم فاعلم ـ و او به حيض بودن يا پاكى آن حالت فتوا داد، وظيفه اش روشن است. ليكن اگر آن زن بخواهد احتياط كند، بايد اعمال مشترك ميان حج تمتع و حج افراد را با نيت اعم از آن دو به جاى آورد. همچنين در منى قربانى را كه از مختصات حج تمتع است به اميد مطلوب واقع شدن انجام دهد. همچنين اگر مى تواند، اعمال عمره مفرده را به اميد مطلوب واقع شدن به جاى آورد.

سؤال :اگر زنى پيش از احرام در حال حيض باشد و بداند كه حيضش تا پايان حج و عمره ادامه خواهد داشت و همراهانش منتظر او نشوند، آيا جايز است كه براى عمره و حج تمتع مُحرم شود و براى دو طواف و نمازهاى آن دو، نايب بگيرد؟

پاسخ: ظاهراً جايز است. پس مى تواند براى عمره مُحرم شود و براى طواف و نمازش نايب بگيرد و خودش سعى و آن گاه تقصير كند. سپس حج را به جاى آورد و براى طواف حج و نمازش نايب بگيرد. سپس خودش سعى كند و آن گاه براى طواف نسا و نمازش نايب بگيرد.

سؤال :زنى انجام اعمال عمره اش را تا يوم الترويه به تأخير مى اندازد و پيش از به جا آوردن شان خونى مى بيند و تصور مى كند خون حيض است، در نتيجه نيتش را به حج اِفراد تبديل مى كند و در عرفات حاضر مى شود و در آن جا متوجه مى شود كه آن خون استحاضه بوده است، در اين صورت چه كند؟

پاسخ: اگر برايش ممكن باشد كه به مكه بازگردد و مناسك عمره را تا قبل از زوال روز عرفه انجام دهد و سپس براى حج مُحرم گردد، واجب است كه چنين كند. و اگر نتواند پس اگر اعتقاد به حيض بودن با در نظر گرفتن ضوابط شرعى بوده باشد; مانند اين كه آن خون در ايام عادت بود، اما پيش از سه روز بند آمد، در اين صورت بنابر احتياط واجب اعمال حج اِفراد را به جاى آورد و از حالت احرام خارج شود. پس اگر حج در ذمه اش مستقر نشده باشد و استطاعتش بر جاى نماند، ديگر تكليفى ندارد وگرنه بنابر احتياط مجدداً حج تمتع به جاى آورد.

اما اگر اعتقاد ظنى او درباره حيض بودن، براساس رعايت ضوابط شرعى نباشد، اظهر آن است كه احرامش و حجش باطل است و در سال هاى بعد بايد حج را به جاى آورد.

سؤال :اگر مكلَّف خطا كرد و به جاى عمره تمتع براى حج تمتع مُحرم شد و اعمال عمره را انجام داد و سپس متوجه خطاى خود گشت، چه كند؟

پاسخ: اين كار به او ضررى نمى زند.

سؤال :اگر مكلَّف بر اثر جهل به حكم يا فراموشى، به جاى عمره تمتع براى عمره مفرده مُحرم شد، چه حكمى دارد؟

پاسخ: اگر قصد به جا آوردن عمره اى را داشت كه وظيفه اش بود و پنداشت كه همان عمره مفرده است، اين خطاى در تطبيق به او ضررى نمى زند وگرنه بايد اعمال عمره مفرده را به جاى آورد و اگر تا يوم الترويه به قصد حج در مكه ماند، عمره اش، عمره تمتع به شمار مى رود و حج تمتع را بايد به جاى آورد.

سؤال :اگر كسى در حال انجام طواف عمره تمتع سكته قلبى كند و او را به شهرش برگردانند، تكليفش چيست؟

پاسخ: اگر وضع جسمى اش اجازه ماندن در مكه براى تكميل مناسك عمره اش را اگرچه از طريق نايب گرفتن و سپس احرام براى حج و ادراك وقوف ها به مقدارى كه جز به آن حج صحيح نيست، ندهد، در اين صورت احكام محصور كه در مسأله ۴۴۶ رساله مناسك آمده است شاملش مى گردد. در غير اين صورت اگر بازگشتن به شهرش به خواست و اختيارش بوده باشد، بعيد نيست كه احرامش باطل گردد، گرچه در اين كار گناهكار است. ليكن اگر بازگشتش بدون اراده و اختيارش باشد، اقرب آن است كه حكم مصدود كه در مسأله ۴۳۹ مناسك آمده است، بر او جريان يابد.

سؤال :اگر مكلَّف براى عمره تمتع مُحرم گشت و سپس دچار اغما شد، وظيفه ولىّ او چيست؟

پاسخ: اگر احتمال بدهند كه از حالت اغما بيرون آيد و حج را درك كند; يعنى وقوف اختيارى در مشعر را درك كند يا وقوف اضطرارى آن را با وقوف اختيارى عرفه يا دو وقوف اضطرارى را درك كند، ولىّ براى او نايبى مى گيرد تا به نيابت از او طواف كند و نماز آن را به جاى آورد. سپس مقدارى از مويش را كوتاه مى كند و از احرام عمره اش خارج مى شود. در يوم الترويه نيز احتياط آن است كه ولىّ به نيابت از او مُحرم شود; يعنى به جاى او لبيك بگويد و او را از محرمات احرام باز دارد و او را به دو موقف ببرد. اگر در آن جا از اغما بيرون آمد، ـ اگر نتواند به مكه برود ـ از همان جا مُحرم شود. پس اگر در حال هوشيارى وقوف اختيارى مشعر را يا وقوف اضطرارى مشعر همراه با وقوف اختيارى يا اضطرارى عرفه درك كند حج را درك كرده است و بايد بقيه مناسكش را به جاى آورد. و اگر پيش از انجام بقيه مناسك مجدداً به حالت اغما رفت، ولىّ نايبى مى گيرد تا به نيابت از او آن ها را انجام دهد. ليكن اگر از حالت اغما بيرون نيامد تا وقوف ها را از دست داد، حجش باطل است.

سؤال :اگر مكلَّف عمره مفرده را به جاى آورد سپس قصد حج تمتع كرد، آيا بر او لازم است كه جهت مُحرم شدن براى عمره تمتع به يكى از ميقات ها برود؟

پاسخ: آرى، اين كار بر او لازم است و بنابر احتياط واجب مُحرم شدن در ادنى الحل ـ گرچه در مكه بوده باشد ـ مُجزى نيست. اما در صورتى كه عمره مفرده اش در ماه هاى حج باشد و او تا يوم الترويه به قصد حج در مكه مانده باشد، عمره اش به عمره تمتع مبدل مى شود و بايد حج تمتع را به جاى آورد و ديگر محلى براى به جاى آوردن عمره تمتع نيست.

سؤال :اگر مكلَّف در ماه ذى حجه عمره مفرده را به جاى آورد. سپس به جده مسافرت كرد و پيش از يوم الترويه با نيت حج به مكه بازگشت، آيا عمره اش، عمره تمتع به شمار مى رود و مى تواند حج تمتع به جاى آورد؟

پاسخ: عمره تمتع نخواهد بود. زيرا يكى از شروطش اين است كه پس از به جا آوردن عمره مفرده تا يوم الترويه از مكه خارج نشود.

سؤال :اگر مكلَّف از احرام عمره تمتع خارج شود و براى عمره مفرده مُحرم گردد، وظيفه اش چيست؟

پاسخ: بايد عمره مفرده اش را كامل كند. عمره اول او نيز باطل مى شود و پس از آن بايد آن را اعاده كند. البته اگر تا يوم الترويه به قصد حج در مكه بماند، عمره مفرده اش، عمره تمتع به شمار مى رود و بايد حج را به جاى آورد.

سؤال :معمولاً گفته مى شود كه كودكان را از سفرهاى عمره محروم نكنيم. آيا مى توانيم پس از انجام عمره براى خودمان مجددا از مسجد تنعيم به نيابت از فرزندان محروم شويم و اعمال عمره را براى آنها انجام دهيم؟

پاسخ: به قصد رجاء مطلوبيت مانعى ندارد.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

 




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -