انهار
انهار
مطالب خواندنی

محمد باقر حكيم را چه كسي ترور كرد؟

بزرگ نمایی کوچک نمایی
خبرگزاری فارس: محمد باقر حكيم را چه كسي ترور كرد؟
== == == == == == == == == == == ==
بعد از سقوط صدام حسين رئيس جمهور مخلوع عراق، ترور شخصيت‌هاي شيعي و بزرگ عراقي كه مي‌توانستند نقشي عمده در عراقي جديد ايفا كنند، در دستور كار تكفيري‌ها و نيروهاي صدامي قرار گرفت. اكنون چند سال از ترور سيد محمد باقر حكيم رئيس سابق مجلس اعلاي اسلامي عراق مي‌گذرد و هنوز هم اين ترور در پرده‌اي از ابهام باقي مانده و تنها يك نفر به نام «اوراس عبدالعزيز» به اتهام مشاركت در ترور در تيرماه سال‌جاري اعدام شد. حكيم در اين‌ چهار ماه‌ آخر، به‌ نماد روحانيت‌ شيعه‌ تبديل‌ شده‌ بود و در عين‌ حال‌ كه‌ از نقشي‌ به‌ اندازه‌ براي‌ شيعيان‌ در آينده‌ سياسي‌ عراق‌ دفاع‌ مي‌كرد، با زياده‌ خواهي‌ و طرح‌ شعارهاي ‌افراطي‌ نيز مخالف‌ بود. او در سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي‌ خود تاكيد مي‌كرد كه‌ شيعيان‌ قبل‌ از هر چيز بايد از اين ‌فرصت‌ تاريخي‌ استفاده‌ كنند و رژيم‌ بعثي‌ را، كه‌بزرگترين‌ دشمن‌ آنهاست‌، به‌گور بسپارند. سيد محمد باقرحكيم‌، فرزند آيت‌ الله العظمي‌ سيد محسن‌ حكيم‌ از مراجع‌ عظام‌ تقليد در 25 جمادي‌ الاول‌ سال‌1358 هجري‌ قمري‌ (1939 ميلادي‌) درنجف‌ اشرف‌ ديده‌ به‌ جهان‌ گشود.
محمد باقر پنجمين فرزند پدرش بود و مادرش از خانواده‌اي سرشناس در لبنان به شمار مي آمد. وي از 14 سالگي به عرصه سياست گام نهاد و در سال 1959 در بنيانگذاري «حزب الدعوه الاسلاميه» زير نظر پدرش مشاركت داشت. محمد باقر حكيم در خلال سال هاي 1962 تا 1975 ، در حاليكه در سن 24 سالگي به درجه اجتهاد دست يافته بود، به عنوان استاد علوم قرآني در كليه اصول دين دانشكده الهيات بغداد به تدريس اشتغال داشت.
او در مدت اقامت در عراق طي همان سال ها سه مرتبه از سوي نيروهاي حزب بعث دستگير و در آخرين مرتبه محكوم به اعدام گرديد كه البته پس از گذراندن 18 ماه زندان در پي صدور عفو عمومي آزاد شد.
سيد محمد باقر حكيم‌ در سال‌ 1359 به‌ ايران‌ آمد و رژيم‌ بعث‌ او را به‌ اتهام‌ همكاري‌ با دشمن ‌به ‌طور غيابي‌ به‌ اعدام‌ محكوم‌ كرد. حكيم در سال‌ 1362 مجلس‌ اعلاي‌ انقلاب‌اسلامي‌ عراق‌ را در ايران‌ تشكيل‌ داد كه‌ در ابتدا به ‌عنوان‌ سخنگو و از سال‌ 1366 رياست‌ اين‌ مجلس‌ را بر عهده‌ گرفت‌، تا بتواند از اين‌ طريق‌ فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ خود را ادامه‌ دهد. در سال‌1363 مزدوران‌ بعثي‌ عراق‌ در يك‌ حمله‌ناجوانمردانه‌، 70 نفر از خانواده‌ وي را كه‌ دربين‌ آنان‌ كودكان‌ و افراد مسني‌ چون‌ سيد يوسف‌ حكيم‌، سيد محمد حسين‌حكيم‌ و محمد علي‌ حكيم‌ بودند، دستگيركرده‌ و به‌ زندان‌ انداختند و 90 نفر از خانواده وي به‌ دست‌ رژيم‌ بعثي‌ عراق‌ به‌ شهادت‌ رسيدند.
حكيم‌ در مدت‌ 22 سال‌ تبعيد از هفت‌ حادثه‌ سوء قصدكه‌ توسط رژيم‌ بعثي‌ ترتيب‌داده‌ شده‌ بود، جان‌ سالم‌ به‌ در برد. با توجه‌ به‌ اين‌كه‌ وي جهاد مسلحانه‌ را از مهمترين‌ راههاي‌ مبارزه‌ با رژيم‌ بعث‌ عراق‌ مي‌دانست‌، اقدام‌ به ‌تشكيل‌ سپاه‌ بدر، شاخه‌ نظامي‌ مجلس‌ اعلاي‌انقلاب‌ اسلامي‌ عراق‌ نمود كه‌ خود مستقيما رياست‌ آن‌ را برعهده‌ داشت‌.
سيدمحمدباقر حكيم بيش از 60 كتاب و رساله در رشته هاي مختلف علوم اسلامي شامل فقه، تفسير، علوم قرآني، جامعه شناسي، اقتصاد، تاريخ و علوم سياسي به رشته تحرير درآورد. بر اساس اعلام دفتر حكيم در تهران وي از علما و مراجع بزرگ نظير آيت‌الله سيدمحسن حكيم، امام خميني(رض)، آيت الله گلپايگاني، شهيد سيدمحمدباقر صدر، آيت الله سيدابوالقاسم خويي، آيت الله خامنه اي مقام معظم رهبري و برخي ديگر از علما و مراجع داراي اجازه بود. از شاگردان‌ محمد باقر حكيم‌ مي‌توان‌ به‌ شهيد سيد عبدالصاحب‌ حكيم‌، محمدباقر مهدي‌ و شهيد سيد عباس‌ موسوي‌ (اولين دبير كل حزب‌الله لبنان) اشاره‌ كرد.
«سيد ابوالقاسم‌ ديباجي‌» نماينده‌ آيت‌ الله سيستاني‌ در كويت‌، هدف‌ از حمله‌ به‌ محمد باقرحكيم‌ و ديگر روحانيان‌ شيعه‌ در عراق‌ را جلوگيري ‌از سامان‌ گرفتن‌ حوزه‌ علميه‌ نجف‌ به‌عنوان‌ مركزيت‌ روحاني‌ جهان‌ تشيع‌ و عدم‌ بازگشت‌ آرامش‌ به‌ اين‌ شهر مي‌داند و مي‌گويد: «حكيم‌ درمدت‌ كوتاهي‌ كه‌ از اقامتش‌ در عراق‌ مي‌گذشت‌،با همكاري‌ خواهرزاده‌اش‌ آيت‌الله «سيد محمدسعيد حكيم‌» كه‌ از مراجع‌ تقليد شيعه‌ در نجف ‌است‌، اقدامات‌ زيادي‌ در بازسازي‌ و راه‌اندازي‌مدارس‌ علميه‌ در اين‌ شهر انجام‌ داده‌ بود.» وي در ادامه‌ مي‌گويد: «حكيم‌ فعاليتهاي‌خود را با هماهنگي‌ آيت‌ الله سيستاني‌ و ديگرمراجع‌ نجف‌ انجام‌ مي‌داد تا آنجا كه‌ هنگامي‌ كه‌مي‌خواست‌ به‌ امامت‌ جمعه‌ اين‌ شهر بپردازد، جهت‌ رعايت‌ ادب‌ و احترام‌ از آنان‌ اجازه‌ گرفت‌.»
حكيم قبل از شهادت، رياست مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق، فرماندهي نيروهاي بدر، رياست شوراي عالي مجمع جهاني تقريب بين مذاهب اسلامي، معاونت شوراي عالي مجمع جهاني اهل بيت (علیهم السلام) و عضويت هيات امناي دانشگاه مذاهب اسلامي و همچنين سرپرستي موسسه دارالحكمه را برعهده داشتند. وي همچنين در تاسيس حركت جماعت علماي مجاهد در عراق در سال 1401 هجري قمري، بسيج نظامي، مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق در سال 1402 هجري قمري، نيروهاي بدر در سال 1402 هجري قمري و همچنين نيروهاي توحيد در سال 1401 هجري قمري شركت داشت. ايجاد موسسه شهيد صدر (ره)، مركز اسناد حقوق بشر و مراكز درماني شهيد صدر(ره) نيز از جمله ديگر اقدامات حكيم است.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -