مطالب خواندنی

نبش قبر

بزرگ نمایی کوچک نمایی

(مسأله 641) نبش قبر مسلمان، یعنی شکافتن قبر او اگر چه طفل، یا دیوانه باشد حرام است1 ولی اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد2 اشکال ندارد.

1- مکارم: و منظور از نبش قبر آن است که آن را طوری بشکافند که آثار بدن میّت ظاهر شود؛ و اگر بدن ظاهر نشود اشکال ندارد، مگر اینکه موجب هتک و بی احترامی باشد.

2- زنجانی: اگر تمام گوشت و استخوانش خاک شده باشد...

وحید:  استخوان هایش خاک شده باشد...

(مسأله 642) نبش قبر امامزاده ها و شهداء و علماء و صلحاء اگر چه سالها بر آن گذشته باشد در صورتی که زیارتگاه باشد حرام است1، بلکه اگر زیارتگاه هم نباشد بنابر احتیاط واجب نباید آن را نبش کرد.

این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.

1- مظاهری: در صورتی که زیارتگاه باشد یا نیش قبر آنان موجب هتک حرمت شود حرام است.

*****

اراکی، خوئی، گلپایگانی، فاضل، تبریزی، صافی، سبحانی: مسأله- نبش قبر امامزاده ها و شهداء و علماء و صلحاء. اگر چه سال ها بر آن گذشته باشد حرام است.

. وحید: و همچنین در غیر این موارد از مواردی که مستلزم هتک باشد...

مکارم: مسأله- اگریقین داشته باشد بدن به کلی از بین رفته و خاک شده است شکافتن قبر اشکالی ندارد، مگر در قبور امامزاده ها و شهدا و علماء و صلحا که اگر سالها بر آن بگذرد نیز نبش قبر آنها جایز نیست.

زنجانی:مسأله-  نبش قبری که باعث هتک حرمت فرد مسلمان می گردد، مانند امامزاده ها و شهداء و علماء و صلحاء، اگر چه سالها بر آن گذشته باشد حرام است.

سیستانی: مسأله- خراب کردن قبر امامزاده ها و شهداء و علما و هر موردی که خراب کردن قبر، هتک شمرده شود، اگر چه سالها بر آن گذشته و بدنشان از میان رفته باشد حرام است.

(مسأله 643) شکافتن قبر در چند مورد1 حرام نیست2:

اوّل: آنکه میّت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند3.

دوم: آنکه کفن یا چیز دیگری که با میّت دفن شده غصبی باشد4 و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند5 و همچنین است اگر چیزی از مال خود میّت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند6، (ولی اگر چیز مختصری از مال او که به ورثه به ارث رسیده مانند انگشتر و نحو آن با او دفن شده باشد در جواز نبش برای در آوردن آن تأمّل و اشکال است خصوصاً اگر اجحاف بر ورثه نباشد7) و اگر وصیت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشتری8 را با او دفن کنند9،(در صورتی که وصیتش بیشتر از یک سوم مال او نباشد10) برای بیرون  آوردن اینها نمی توانند قبر را بشکافند11.

سوم: آنکه 12میّت بی غسل یا بی کفن 13 شده باشد، یا بفهمند غسلش14 باطل بوده، یا به غیر دستور شرع کفن شده یا در قبر، او را رو به قبله نگذاشته اند15.

چهارم: آنکه برای ثابت شدن حقّی 16 بخواهند بدن میّت را ببینند 17 .

پنجم: آنکه میّت را در جایی که بی احترامی به اوست مثل قبرستان کفار یا جایی که کثافت و خاکروبه می ریزند دفن کرده باشند18.

ششم: آنکه برای یک مطلب شرعی 19که اهمیّت آن از شکافتن قبر بیشتر است20، قبر را بشکافند مثلاً بخواهند بچه زنده را از شکم زن حامله ای که دفنش کرده اند بیرون آورند21.

هفتم 22:  آنکه بترسند درنده ای بدن میّت را پاره کند یا سیل او را ببرد 23 یا دشمن بیرون آورد 24 .

هشتم: آنکه قسمتی از بدن میّت را که با او دفن نشده بخواهند دفن کنند ولی احتیاط واجب آن است که 25 آن قسمت از بدن را طوری در قبر بگذارند که بدن میّت دیده نشود26.

1- گلپایگانی: در هفت مورد ...

صافی: در نه مورد...

2- گلپایگانی، صافی: بلکه در بعضی از آنها واجب است...

بهجت: فرموده اند شکافتن قبر در چند مورد جایز است...

3- سیستانی: و نبش هم موجب حرج نباشد، وگرنه لازم نیست مگر بر خود غاصب. و اگر نبش محذور مهمتری داشته باشد لازم نیست، بلکه جایز نیست، مانند اینکه موجب قطعه قطعه شدن بدن میّت باشد، بلکه اگر موجب هتک باشد بنابر احتیاط واجب جایز نیست مگر اینکه خود میّت آن زمین را غصب کرده باشد...

4- مکارم: یا چیزی از اموال میّت که به ورثه تعلق دارد با او دفن شده باشد و ورثه راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند (مانند انگشتر یا زینت آلات قیمتی) حتی اگر راضی شوند و ماندن آن در قبر اسراف باشد؛ باید آن را بیرون آورند اما اگر میّت وصیت کرده که دعا یا انگشتری را مثلاً با او دفن کنند در صورتی که وصیت او بیش از ثلث نباشد و اسراف محسوب نشود نمی توانند قبر او را بشکافند. [پایان مورد دوم]

5- بهجت: و همچنین است اگر چیز گرانبهایی با او دفن شود و بدون نبش قبر نشود آن را بیرون آورد.[پایان مورد دوم]

وحید: و همچنین است اگر چیزی از مال خود میّت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه او راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند، مگر در صورتی که آن چیز مال کمی باشد، که در این صورت نبش قبر محل اشکال است [پایان مورد دوم]

6-  سبحانی: [پایان مورد دوم]

مظاهری: ولی اگر وصیت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشتری را با اودفن کنند، در صورتی که وصیتش بیشتر از یک سوم مال او نباشد  برای بیرون آوردن اینها نمی توانند قبر را بشکافند. [پایان مورد دوم]

7- نوری: دوم: آنکه کفن یا چیز دیگری که با میّت دفن شده، غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند. و اگر چیزی از مال خود میّت که به ورثه رسیده با او دفن شود، احتیاط واجب آن است که از نبش قبر خودداری نمایند...

[قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: اراکی، خوئی، گلپایگانی، صافی، زنجانی، سیستانی، تبریزی و فاضل  نیست]

8- زنجانی: یا غیر آن ...

9- سیستانی: و وصیت او نافذ باشد...

زنجانی: در مواردی که وصیت نافذ است ...

10- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: خوئی، گلپایگانی، تبریزی، سیستانی، زنجانی و صافی نیست].

11-  گلپایگانی، صافی: مگر آنکه زیاد تر از ثلث باشد و ورثه امضاء نکرده باشند...

سیستانی: و در این مورد نیز استثنائی که در مورد قبل ذکر شد جاری است...

12- خوئی، تبریزی، سیستانی، وحید: سوم: آنکه شکافتن قبر موجب هتک حرمت نباشد و...

13- زنجانی، بهجت: میّت بدون غسل یا کفن یا حنوط ...

 14- زنجانی: غسل یا تیمّمش...

15- اراکی، زنجانی، نوری: در تمام این موارد در صورتی شکافتن قبر جایز است که موجب هتک احترام میّت نشود...

گلپایگانی، صافی: ولی اگر نبش در این صورت باعث هتک میّت و اذیت مردم شود جایز نیست...

فاضل: که در این فرض اگر نبش قبر موجب هتک میّت باشد، یعنی جنازه متعفّن یا متلاشی شده باشد جایز نیست امّا اگر میّت بدون نماز دفن شده باشد نبش جایز نیست؛ بلکه بر قبر نماز خوانده می شود...

بهجت: ولی احوط این است که اگر موجب هتک و بی احترامی میّت شود نبش قبر نشود و اگر برهنه دفن شده باید ملاحظه کنند که کفن کردن مهمتر است یا نبش قبر نکردن و هر کدام برای میّت اهمیّت بیشتری دارد رعایت نمایند...

مظاهری: در صورتی که موجب هتک احترام میّت نشود...

[مورد سوم در رساله آیت الله مکارم نیست]

16- سیستانی: که مهمتر از نبش قبر باشد...

وحید: که اهم از حرمت میّت است...

17-18[مورد چهارم و پنجم در رساله آیت الله بهجت نیست]

19- زنجانی: غرض شرعی...

20- زنجانی: از شکافتن قبر کمتر نیست...

21- مکارم: البته معلوم است بچه مدت کمی بعد از مادر ممکن است زنده بماند...

سبحانی: و در این صورت نبش واجب است...

‌[مورد ششم در رساله آیت الله بهجت نیست]

22- بهجت: چهارم:...

23- [عبارت «یا سیل او را ببرد» در رساله آیت الله مکارم نیست]

24- بهجت: یا بخواهند میّت را به مشاهد مشرّفه منتقل کنند، اگر چه وصیت به این مطلب نکرده باشد بنابر أظهر. [پایان مسأله]

مظاهری: [و] اگر بعد از دفن میّت، معلوم شد که روبه قبله دفن نشده است، اگر ممکن است و موجب هتک او هم نباشد، باید نبش قبر کنند و او را روبه قبله دفن کنند. [پایان مسأله]

25- اراکی: ولی باید...

زنجانی: ولی احیتاط مستحبّ آن است که ...

گلپایگانی، صافی: ولی احتیاط لازم آن است که ...

26- خوئی، تبریزی، زنجانی: [و] نهم: آن که میّت را بخواهند به مشاهد مشرّفه نقل نمایند، بخصوص اگر وصیت کرده باشد.

صافی: [و] نهم: آن که میّت را بخواهند به یکی از مشاهد مشرّفه نقل کنند که جواز در این صورت نیز مشروط به این است که نبش باعث هتک میّت نشود. 

فاضل: [و] نهم: اگر میّت وصیّت کرده که جنازه اش را قبل از دفن به مشاهد مشرّفه منتقل کنند و عمداً یا به هر جهتی بر خلاف وصیت او عمل شده، جایز بلکه واجب است قبر را نبش و جنازه را به محل مورد وصیت منتقل کنند، مگر اینکه بدن فاسد شده باشد یا نبش مستلزم هتک باشد؛ و در غیر این صورت، نبش قبر جهت حمل به مشاهد مشرّفه خلاف احتیاط است هر چند وصیت کرده باشد.

سیستانی: هشتم: آن که میّت وصیت کرده باشد که او را به مشاهد مشرّفه نقل نمایند، چنانچه نقل دادن او محذوری نداشته باشد، ولی عمداً یا از روی جهل یا فراموشی در جایی دیگر دفن شده باشد، می توانند در صورتی که موجب هتک حرمتش نشود و محذور دیگری نداشته باشد قبر او را نبش کرده و بدنش را به مشاهد مشرّفه نقل دهند، بلکه در این فرض، نبش و نقل واجب است.

مسائل اختصاصی

مکارم: مسأله 600- هرگاه کسی وصیت کند بدن او را در جای معینی دفن کنند و به وصیت او عمل نکنند و در جای دیگري دفن شود، جایز نیست قبر او را نبش کنند و به جای مورد وصیت انتقال دهند.

مکارم: مسأله 601- هرگاه کسی وصیت کند که بعد از دفن، قبر او را نبش کرده و بدن او را به مشاهد مشرّفه یا نقطه دیگر ببرند، عمل به چنین وصیتی مشکل است.

مکارم: مسأله 602- تأخیر دفن میّت در صورتی که موجب هتک و توهین او باشد جایز نیست.


  نسخه مناسب چاپ | خروجی word | ایمیل | 

 
پاسخ به احکام شرعی

فید سایت

 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز

امیدواری به رحمت خدا

عن ابى ذرالغفارى (رضى اللّه عنه) قال: قال النبى (صلى اللّه عليه و آله‏ و سلّم): قال اللّه تبارك و تعالى:

يابن آدم ما دعوتنى و رجوتنى اغفرلك على ما كان فيك و ان اتيتنى بقرار الارض خطيئة اتيتك بقرارها مغفرة ما لم تشرك بى و ان اخطات حتى بلغ خطاياك عنان السماء ثم استغفرتنى غفرت لك.

اى فرزند آدم هر زمان كه مرا بخوانى و به من اميد داشته باشى تمام آنچه كه بر گردن توست مى‏بخشم و اگر به وسعت زمين همراه با گناه به پيش من آئى، من به وسعت زمين همراه با مغفرت به نزد تو مى‏آيم، مادامى كه شرك نورزى. و اگر مرتكب گناه شوى بنحوى كه گناهت به مرز آسمان برسد سپس استغفار كنى، ترا خواهم بخشيد.



کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -