انهار
انهار
مطالب خواندنی

وقت نماز مغرب و عشا

بزرگ نمایی کوچک نمایی
(مسأله 735) مغرب، موقعی است که سرخی طرف مشرق -که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود- از بین برود1.
این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.
1- اراکی، گلپایگانی، فاضل، صافی: از بالای سر انسان بگذرد.
*****
خوئی، تبریزی: مسأله 743- احتیاط واجب آن است که قبل از این که سرخی طرف مشرق -که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود- از بالای سر انسان بگذرد انسان نماز مغرب را بجا نیاورد.
امام خامنه ای: مسأله - وقت نماز مغرب از هنگامی است که سرخی ایجاد شده در آسمان (که بعد از غروب آفتاب از طرف مشرق بالا می آید) از بین برود تا هنگامی که فقط به مقدار خواندن نماز عشا تا نیمه شب وقت مانده باشد.
سیستانی: مسأله 722- اگر انسان شک در غروب آفتاب داشته باشد و احتمال بدهد پشت کوهها یا ساختمانها  یا درختان مخفی شده باشد، باید قبل از این که سرخی طرف مشرق  - که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود- از بالای سر انسان بگذرد، نماز مغرب را بجا نیاورد. و اگر شک هم نداشته باشد، بنابراحتیاط واجب باید تا وقت مذکور صبر کند.
بهجت: مسأله 619- مغرب موقعی است که آفتاب از زمینی که مسطّح است غروب کند. و منطقه ای که پستی و بلندی دارد، مغرب آن موقعی است که اگر زمین مسطح بود آفتاب غروب می کرد، ولی احتیاط مستحب این است که سرخی  طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود از بین برود.
مکارم: مسأله 675 - مغرب موقعی است که قرص آفتاب در افق پنهان شود و احتیاط آن است که صبر کند  تا سرخی طرف مشرق -که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود-  از بالای سر بگذرد و به طرف مغرب برگردد. هنگام مغرب وقت نماز مغرب و عشا وارد می شود و تا نیمه شب ادامه دارد.
زنجانی: مسأله 744- مغرب موقعی است که سرخی طرف مشرق -که در هنگام غروب آفتاب پدیدار می  گردد-  از بین برود.
وحید: مسأله 741 - احتیاط واجب آن است که نماز مغرب را از پنهان شدن قرص خورشید تأخیر بیندازد تا سرخی طرف مشرق -که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود- از بالای سر انسان بگذرد.
جوادی آملی: مسأله 777- با فرارسیدن مغرب؛ یعنی برطرف شدن اثر سرخی آفتاب، بعد از غروب آن (آفتاب) در كرانه غرب، وقت نماز مغرب و عشاء با تقدّم نماز مغرب بر عشاء فرا میرسد. غایب شدن آفتاب در حجاب كوه و مانند آن، غروب نیست؛ بلكه فرو رفتن آن در افق سطح زمین و بدون حاجب، غروب بوده، سپس برطرف شدن اثر آن از بالای سر، مغرب است.
 (مسأله 736) نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند1: وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب است، تا وقتی که از مغرب به اندازهٔ خواندن  سه رکعت نماز بگذرد، که اگر کسی مثلاً مسافر باشد و تمام نماز عشا  را سهواً در این وقت بخواند2 احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز مغرب نماز عشا را دوباره بخواند3 و وقت مخصوص نماز عشا 4 موقعی است که به اندازهٔ خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز مغرب را عمداً 5 نخواند6 باید اوّل نماز عشا و بعد از آ ن نماز مغرب بخواند7 و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است که اگر کسی در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود8، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد9
1- صافی: بنابر قول مشهور...
بهجت: وقت مخصوص و مشترک و وقت فضیلتی دارند...
2- نوری: صحیح است [و]...
3- اراکی، گلپایگانی، فاضل، بهجت، صافی،: اگر کسی مثلاً مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهواً  در این وقت بخواند نمازش باطل است (صافی: بنابراحتیاط)...
زنجانی: اگر کسی مثلا مسافر باشد و سهواً یا به جهت ندانستن مسأله تمام نماز عشا را در این وقت بخواند ، نمازش باطل است...
مکارم: وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب است تا به اندازهٔ سه رکعت، و اگر کسی مسافر باشد و تمام نماز عشا را در این وقت بخواند باطل است هرچند از روی سهو باشد...
سبحانی: اگر کسی مثلا مسافرباشد وتمام نماز عشا را سهوا در این وقت بخواند نمازش باطل است ...
4- بهجت: برای شخص مختار...
زنجانی: برای افراد غیر معذور...
5- [کلمهٔ «عمداً» در رسالهٔ آیات عظام: گلپایگانی، صافی، زنجانی و بهجت و سبحانی نیست]
6-  زنجانی:  اگر کسی بدون عذر تا این موقع نماز مغرب و عشا را نخواند ...
7- بهجت: ولی احتیاط در این است که در صورت اضطرار و تأخیر نماز از نیمه شب، آخر شب را ملاک برای وقت مخصوص نماز عشا قرار دهد؛ بنابراین  اگر به مقدار پنج رکعت به آخر شب وقت دارد هر دو نماز را به قصد ما فی الذمّه بخواند، و اگر کمتر وقت دارد، اگر چه یک رکعت باشد، اوّل نماز عشا را به قصد این که احتمالاً وظیفهٔ او نماز عشا است بخواند، بعد نماز مغرب را قضا کند و بعد از آن احتیاطاً نماز عشا را دو مرتبه به نیّت قضا بخواند...
نوری: ولی اگر نماز عشا را در صورتی که مسافر نیست در وقت مخصوص نماز مغرب سهواً بخواند و تا آخر نماز متوجّه نشود تا عدول به نماز مغرب کند، نماز عشا صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بخواند...
8- زنجانی:  متوجّه شود...
9- زنجانی: ولی اگر در اثر ندانستن مسأله نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند بنابراحتیاط نمازش باطل است.
*****
خوئی، تبریزی: مسأله 744- وقت نماز مغرب و عشا تا نیمه شب امتداد دارد، ولی نماز عشا در صورتی که با التفات قبل از نماز مغرب خوانده شود باطل است مگر اینکه از وقت، بیش از مقدار اداء  نماز عشا نمانده باشد که در این صورت لازم است نماز عشا را قبل از نماز مغرب بخواند. اگر کسی اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.

امام خامنه ای: مسأله - وقت نماز عشا از هنگامی است که مقدار خواندن نماز مغرب اول وقت گذشته باشد تا نیمه شب.
هریک از نماز مغرب و عشا وقت مخصوص و مشترک دارند وقت مخصوص نماز مغرب اول مغرب تا هنگامی است که به اندازه خواندن سه رکعت از مغرب گذرد و فقط مخصوص نماز عشا هنگامی است که به اندازه خواندن نماز عشا تا نصف شب وقت مانده باشد و فاصله بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا,  وقت مشترک نماز مغرب و نماز عشا می باشد.

اگر مکلف تا وقت مخصوص نماز عشا نماز مغرب را نخوانده باشد باید در آن وقت, اول نماز عشا و پس از آن نماز مغرب را بخواند.

سیستانی: مسأله 723- وقت نماز مغرب و عشا برای شخص مختار تا نیمه‌شب امتداد دارد، و اما برای شخص مضطر ـ که یا از روی فراموشی یا به سبب خواب یا حیض و مانند اینها نماز را پیش از نیمه‌شب نخوانده ـ وقت نماز مغرب و عشا تا طلوع فجر ادامه دارد. ولی در هر صورت در حال التفات، ترتیب بین آن دو معتبر است، یعنی نماز عشا در صورتی که با التفات، قبل از نماز مغرب خوانده شود باطل است، مگر اینکه از وقت بیش از مقدار اداء نماز عشا نمانده باشد که در این صورت لازم است نماز عشا را قبل از نماز مغرب بخواند.
اگر کسی اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود نمازش صحیح است، و باید نماز مغرب را بعد از آن به‌جا آورد.
جوادی آملی: مسأله 778- نماز مغرب و عشاء ـ طبق معروف ـ وقت مختصّ، وقت مشترک، وقت فضیلت و وقت اِجزا دارند:
وقت مختصّ نماز مغرب، از اول مغرب تا اندازهٔ به‌جا آوردن سه ركعت نماز با شرایط آن است.
وقت مختصّ عشاء به اندازهٔ خواندن چهار ركعت برای حاضر و دو ركعت برای مسافر به نیمه شب مانده است.
بین وقت اختصاصی مغرب و وقت اختصاصی عشاء، وقت مشترک بین این دو نماز است، اگر مسافری كه نماز عشای او دو ركعت است، تمام نماز را سهواً در وقت مخصوص مغرب به‌جا آورد، صحیح است، هرچند به احتیاط مستحبْ بعد از نماز مغرب، نماز عشاء را دوباره اقامه كند. اگر كسی نماز مغرب را تا وقت اختصاصی عشاء به‌جا نياورده، اول، نماز عشاء و سپس نماز مغرب را به‌جا آورد.وقت اختصاصی، مانند وقت مشترک است؛ یعنی هیچ كدام وقت اختصاصی ندارد، بلكه آنچه واجب است، ترتیب، یعنی تقدیم مغرب بر عشاء؛ مانند تقدیم ظهر بر عصر است و برای مسافر كه نمازهای چهار ركعتی او دو ركعت است و برای غیر مسافر، وقت اختصاصی ظهر و عصر و نیز مغرب و عشاء فرق میكند. البته در تمام موارد، منظور از اختصاص، همان ترتیب است نه بیش از آن؛ یعنی تمام وقت مشترک است و وقت اختصاصی اصلاً مطرح نیست.
وحید: مسأله 743 - وقت نماز مغرب و عشا برای مختار تا نیمه شب امتداد دارد ، و امّا برای مضطر به جهت خواب  یا فراموشی یا حیض  یا غیر این ها  تا طلوع فجر صادق امتداد دارد ، و چون نماز عشا را در صورت تذکر باید بعد از نماز مغرب خواند  در صورتی که با التفات قبل از نماز مغرب خوانده شود باطل است ، مگر این که از وقت بیش از مقدار ادای نماز عشا نمانده باشد که در این صورت لازم است نماز عشا را  قبل از نماز مغرب بخواند. اگر کسی اشتباها نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و  بعد از نماز ملتفت شود نمازش صحیح است ، و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
مظاهری: مسأله 614- ... وقت نماز مغرب و عشا بعد از مغرب است  تا اوّل اذان صبح و وقت فضیلت آن ها از مغرب است  تا وقتی که سرخی طرف مغرب از بین برود (یک ساعت و نیم بعد از غروب آفتاب). و وقت فضیلت عشا ادامه دارد تا ثلث شب (تقریبا ساعت نه و نیم) و وقت نماز صبح از اوّل طلوع فجر است تا طلوع آفتاب  و وقت فضیلت آن  از طلوع فجر است تا وقتی که سرخی طرف مشرق پیدا شود (تقریبا یک ساعت بعد از طلوع فجر). [و نیز رجوع کنید به ذیل مسأله 731]
(مسأله 737) وقت مخصوص و مشترک که معنی آن در مسأله پیش گفته شد، برای اشخاص فرق می کند، مثلاً اگر به اندازهٔ خواندن دو رکعت نماز از اوّل ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسی که مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترک می شود، و برای کسی که مسافر نیست، باید به اندازهٔ خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.
این مسأله در رساله آیات عظام: خوئی، تبریزی ، زنجانی، سیستانی، وحید، سبحانی، مظاهری و جوادی آملی نیست.
(مسأله 738) اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است1، باید نیّت را  به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند2 و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باید نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند3، امّا اگر تمام آنچه را خوانده، در وقت مخصوص  نماز مغرب خوانده باشد4 و پیش از رکوع رکعت چهارم یادش بیاید، باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد از آن عشا را بخواند5، ولی احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز عشا دوباره مغرب و عشا را بخواند واین احتیاط خیلی خوب است.
1- گلپایگانی،‌صافی، فاضل، بهجت، نوری: چنانچه تمام آنچه را خوانده یا مقداری از آن را در وقت مشترک خوانده و به رکوع رکعت چهارم نرفته است...
2- زنجانی: و اگر مقداری از آن را در وقت مختص مغرب خوانده باشد احتیاط مستحب آن است که  نماز مغرب را قبل از نماز عشا اعاده کند...
فاضل: و چنانچه در وقت مختص مغرب بفهمد اشتباه کرده بنابراحتیاط واجب نمازش باطل است و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته بايد نماز عشا را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند.[پایان مسأله]
3- سبحانی: [پایان مسأله]
گلپایگانی، صافی: و احتیاط لازم آن است که بعد از نماز مغرب، نماز عشا را اعاده نماید...
اراکی: اگر به رکوع رکعت چهارم رفته، نمازش باطل است اگر چه احتیاط مستحبّ این است که همین نماز را هم قطع نکند...
خوئی، تبریزی، وحید: اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باشد، باید نماز را به هم زند و بعد از خواندن نماز مغرب  نماز عشا را بجا آورد.[پایان مسأله]
زنجانی: اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باشد، بنابراحتیاط باید نماز را تمام کرده و بعد از خواندن نماز مغرب نماز عشا را اعاده کند.[پایان مسأله]
سیستانی: اگر به رکوع رکعت چهارم رفته است، می تواند نماز عشا را تمام کرده سپس نماز مغرب را بجا آورد.[پایان مسأله]
نوری: اگر به رکوع رکعت چهارم رفته نماز عشای او صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بخواند.[پایان مسأله]
جوادی آملی: و در این جهت، فرقی بین وقت مختص و مشترک نیست. بلی، اگر این جریان در وقت مختص به مغرب پیش آید، به احتیاط مستحبْ پس از عدول نیّت به مغرب و گزاردن نماز عشاء، دوباره مغرب و عشاء را به‌جا آورد.
4- اراکی: نمازش باطل است.[پایان مسأله]
بهجت: نمازش خالی از اشکال نیست، حتّی اگر به مغرب عدول کرده باشد [پایان مسأله]
5- گلپایگانی، صافی:  (گلپایگانی: می تواند) احتیاطاً نیّت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و دوباره نماز مغرب و بعد نماز عشا را بخواند (گلپایگانی: و می تواند رها کند و هر دو نماز را به ترتیب بجا آورد).
مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 732.
*****
امام خامنه ای: مسأله - هرگاه به تصور اینکه نماز مغرب را خوانده مشغول نماز عشا شود و بین نماز بفهمد که اشتباه کرده چنانچه در وقت مشترک نماز مغرب و عشا بوده و به رکوع رکعت چهارم نرفته باشد باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند ولی اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باشد بنابر احتیاط باید نماز را تمام کند سپس نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند. همچنین اگر در وقت مخصوص نماز مغرب باشد و وارد رکوع رکعت چهارم نشده احتیاط واجب آن است که نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بردن هر دو نماز را به ترتیب به جا آورد.
مکارم: مسأله 678 - هرگاه از روی غفلت یا فراموشی شروع به نماز عشا کند و در بین نماز بفهمد که نماز مغرب را نخوانده باید نیّت را به نماز مغرب برگرداند، مگر اینکه وارد رکوع رکعت چهارم شده باشد که در این صورت عدول جایز نیست و باید ادامه دهد و نماز مغرب را بعد بجا آورد.
(مسأله 739) آخر وقت نماز عشا نصف شب است1. واحتیاط واجب آن است که برای نماز مغرب و عشا  و مانند اینها شب را از اوّل غروب تا اذان صبح حساب کرد و برای نماز شب و مانند آن تا اوّل آفتاب حساب نمایند[1].
1-  خوئی، تبریزی: و شب از اوّل غروب است تا اوّل آفتاب[2].
گلپایگانی، صافی، نوری: و شب را باید از اوّل غروب تا اذان صبح حساب کرد(گلپایگانی، صافی: بنابراحتیاط) نه تا  اوّل افتاب[3]. (صافی: ولی اگر تا موقعی که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب «از اوّل غروب تا طلوع صبح» بیشتر نمانده باشد، احتیاط این است که نماز عشا را بخواند و بعد به قصد ما فی الذمّه نماز مغرب را بخواند و عشا را اعاده نماید و اگر  نماز مغرب را نخوانده باشد تا به اندازه نماز عشا به نصف شب « از اوّل غروب تا طلوع آفتاب» بیشتر نمانده باشد نماز عشا را رجاءً  به قصد ادا بخواند و بعد، نماز مغرب و عشا را قضا نماید.)
بهجت: ولی رعایت احتیاطی که در مسأله [736] گفته شد بنماید. و مقصود از نصف شب نصف ما بین غروب آفتاب و طلوع فجر است نه طلوع آفتاب.
*****
سیستانی: مسأله 726- آخر وقت نماز عشا برای شخص مختار- همچنان که گذشت – نصف شب است و شب از اوّل غروب است  تا طلوع فجر.
زنجانی: مسأله 747- آخر وقت نماز مغرب برای افراد غیر معذور موقعی است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب وقت مانده باشد و آخر وقت  نماز عشا برای افراد غیر معذور نصف شب است و شب را باید از اوّل غروب تا طلوع فجر حساب کرد نه تا اوّل آفتاب[4]  .
وحید : مسأله 745- آخر وقت نماز عشا برای مختار نصف شب است ، و بنابراحتیاط واجب شب را از اوّل غروب تا اذان صبح حساب کنند  نه تا اوّل آفتاب.
جوادی آملی: مسأله- آخر وقت نماز عشاء برای غیر مسافر چهار ركعت مانده به نصف شب و برای مسافر دو ركعت مانده به آن است و شب، از اول غروب تا اول طلوع فجر (اذان صبح) است.
امام خامنه ای: مسأله - نیمه‌شب (برای نماز مغرب و عشا) نصف فاصله بین غروب آفتاب تا هنگام فجر صادق است.
مظاهری: مسئله 616- آخر وقتِ نمازِ مغرب و عشا، طلوع فجر است و اگر نماز مغرب يا عشا را تا نصف شب نخواند، باید تا قبل از اذان صبح اداءاً به‌جا آورد؛ ولی بهتر است نیّت ادا یا قضا نکند و نصف‌شب در همۀ ایّام و در همه‌ جا، تقریباً یازده ساعت و ربع بعد از ظهر است.
(مسأله 740) اگر از روی معصیت، یا به واسطهٔ عذری1 نماز مغرب یا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابراحتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح، بدون این که نیّت ادا  و قضا کند بجا آورد.
این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.
1- فاضل: اگر بواسطه عذری...
سیستانی: اگر از روی اختیار...
*****
زنجانی: مسأله 748- اگر بواسطه عذری؛ مانند خواب یا فراموشی یا حائض بودن، نماز مغرب و عشا  را تا نصف شب نخواند نمازش قضا نشده و باید آن را تا قبل از اذان صبح بخواند و می تواند در آن نیّت ادا کند، و احتیاط مستحب آن است که نماز را بدون نیّت ادا و قضا بجا آورد؛ و اگر از روی معصیت نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند نماز وی  قضا شده است، ولی احتیاط مستحب آن است که تا قبل از اذان صبح، بدون این که نیّت ادا و قضا کند آن نماز را بجا آورد. و کسی که بدون عذر شرعی قبل از خواندن نماز عشا بخوابد و تا نصف شب بیدار نشود  باید آن روز را روزه بگیرد.
امام خامنه ای: مسأله -  اگر کسی از روی معصیت یا به واسطه عذری نماز مغرب یاعشا را تا نیمه شب نخواند بنابر احتیاط واجب باید آنها را تا قبل از اذان صبح بدون نیت ادا یا قضا (به قصد مافی الذمه «یعنی: آنچه که بر عهده کسی است») به جا آورد.
مکارم: مسأله 680 - هر گاه عمداً نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند وقت آن گذشته و باید قضا کند، امّا اگر بواسطه عذری نخوانده باشد باید تا قبل از اذان صبح بجا آورد و نماز او اداء است.
وحید: مسأله 746 - اگر عمدا نماز مغرب یا عشا را تا نصف شب نخواند، احوط آن است که تا قبل از اذان صبح  بدون اینکه نیّت ادا و قضا کند  آن نماز را بجا آورد.
جوادی آملی: مسأله 781- اگر به عمد نماز مغرب و عشاء را تا نصف شب به‌جا نياورده، گناه كرده و نماز او قضاست و اگر بر اثر خواب، فراموشی و مانند آن نماز نگزارده، باید تا پیش از اذان صبح به‌جا آورد و به احتیاط مستحب نیّت ادا یا قضا نكند، هرچند نماز او اداست.

1 - امام ، اراکی، فاضل، سبحانی: بنابراین تقریباً یازده ساعت و یک ربع بعد از ظهر شرعی، آخر وقت نماز مغرب و عشا است.
مکارم: روی این حساب در نیمهٔ اول سال تقریباً ساعت دوازده و پانزده دقیقه بعد از ظهر آخر وقت نماز مغرب و عشا است و ساعت یک بامداد اول وقت نماز شب است و در نیمه دوم سال ساعت یازده و پانزده دقیقه بعد از ظهر آخر وقت نماز مغرب و عشا و ساعت دوازده شب، اول وقت نماز شب است هر چند در ایام سال کمی تفاوت دارد.
 2- خوئی، تبریزی: بنابراین دوازده ساعت بعد از ظهر شرعی ، آخر وقت نماز مغرب و عشا است.
 3-  گلپایگانی، صافی: بنابراین تقریباً‌یازده ساعت و یک ربع بعد از ظهر شرعی؛‌آخر وقت نماز مغرب و عشا است.
4 - زنجانی: بنابراین در مناطق ایران –مثلا – تقریبا یازده ساعت و بیست دقیقه یا کمی بیشتر بعد از ظهر شرعی آخر وقت اختیاری نماز مغرب و عشا است.


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -