انهار
انهار
مطالب خواندنی

تقلید در اصول دین

بزرگ نمایی کوچک نمایی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
الـــــسَّلاَمُ عَـــــلَى
مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
وَٱلسَّلَامُ عَلی عَینَ الحَیاة
وَٱلسَّلَامُ عَلی عِبادِاللهِ الصَالِحین
تقلید در اصول دین
    
اصول دین پایه‌های اعتقادات ما شیعیان دوازده امامی است که، نخست باید به آن‌ها ایمان آورد و سپس به فروعی که از آن برخاسته‌ است پای‌بند شد.
اصول دین مربوط به اعتقاد است.
فروع دین مربوط به عمل.
بنا به باور ما شیعیان دوازده امامی، اعتقاد به اصول دین باید از روی تحقیق باشد، نه تقلید.
کسی که به اصول دین اعتقاد ندارد، از دین بیرون است.
در آغاز برخی از رساله‌های عملیه از اصول دین سخن رفته‌است. توحید، نبوت و معاد اصول مشترک دین اسلام‌اند و دو اصل امامت و عدل از مسلّمات مذهب شیعه‌اند (اصول مذهب) و هر کس به آن‌ها ایمان ندارد از مذهب شیعه بیرون است گر چه از اسلام بیرون نیست.
البته که احادیثی از هر دو مذهب وجود دارد که حتی مسلمان بودن دیگر مذاهب را زیر سؤال می‌برند حتی طوری که تعداد قابل توجهی از سنیان، شیعیان را رافضی می‌دانند و رافضی یعنی: کسی است که دین را رد کرده‌است!
توضیح برای انواع اصول دین
اصول مذهب در نزد شیعه پنج تاست که به شرح ذیل است البته توحید، نبوت و معاد اصول دین اسلام اند و دو اصل امامت و عدل از اصول تشیع هستند که گفته شد که: هر کس به آن‌ها ایمان ندارد از مذهب شیعه بیرون است؛ گرچه از اسلام بیرون نیست.
توحید: به معنای یگانگی خدای متعال است.
نبوت: به معنای پیامبری محمد بن عبدالله و دیگر پیامبران الهی است.
معاد: به معنای آن است که روزی همه مکلفان برای بازخواست و حساب در پیشگاه الهی گرد هم می‌آیند و هر کس به پاداش و کیفر خویش می‌رسد. در واقع این روز همان قیامت است.
عدل: به معنای آن است که افعال خداوند متعال از سر دادگری و شایستگی است و به هیچ‌کس ستم نمی‌کند و هر چیزی را در جای خویش نگه می‌دارد و با هر موجودی، چنان‌که شایسته‌است رفتار می‌کند.
امامت: بدین معنا که پس از پیامبر اسلام، امامان منصب خلافت و امامت را بر عهده دارند و آنان منصوب خداوند هستند.
      
سؤال:
آیا در اصول دین هم مانند فروع دین باید تقلید کرد؟
پاسخ:
آیات عظام: امام خمینی، امام خامنه ای: عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد.
آیات عظام: خوئی و تبریزی: شخص مسلمان بايد به اصول دين از روي دليل اعتقاد پيدا كند و نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد، يعني بدون سوال از دليل، گفته كسي را قبول كند.
آیات عظام: گلپایگانی و صافی: عقيده مسلمانان به اصول دين بايد از روي دليل باشد و نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد، يعني بدون دليل گفته كسي را قبول كند. ولي اگر از گفته غير به عقايد ديني يقين پيدا کند در حكم به مسلمانان بودن او كافي است.
آیةالله العظمی بهجت: دين اسلام بر اساس اعتقادات صحيح و حقّ و همچنين اعمال و دستوراتى در زمينه هاى گوناگون بنا شده است. در اعتقادات تقليد جايز نيست؛ هم چنين در اعمال و دستورات غيراعتقادى كه ضرورى دين باشد تقليد در آن لازم نيست.
آیةالله العظمی فاضل لنکرانی: در اصول دين انسان بايد يقين و اعتقاد جزمى داشته باشد و اين يقين از هر دليل و طريقى حاصل شود كفايت مى كند. چه به واسطه استدلال و برهان باشد يا از گفته والدين و مبلّغين. هر چند نتواند استدلال كند.
آیةالله العظمی شبیری زنجانی: شخص مسلمان بايد بـه اصول دين يقين داشته باشد، اگـر چه از گفته ديگرى بـراى او يقـين حاصل شـده باشد.
آیةالله العظمی سیستانی: شخص مسلمان باید عقیده‌اش به اصول دین از روی بصیرت باشد، و نمی‌تواند در اصول دین تقلید نماید، یعنی گفته کسی را که علم به آنها دارد به‌ صرف اینکه او گفته است قبول کند. ولی چنانچه شخص به عقاید حقّه اسلام یقین داشته باشد، و آنها را اظهار نماید ـ هرچند از روی بصیرت نباشد ـ آن شخص مسلمان و مؤمن است، و همه احکام اسلام و ایمان بر او جاری می‌شود.
آیةالله العظمی وحیدخراسانی: اعتقاد انسان به اصول دین اسلام باید بر پایه علم باشد ، و تقلید ـ یعنى پیروى از غیر بدون حصول علم ـ در اصول دین باطل است.
آیةالله العظمی مکارم شیرازی: هيچ مسلمانى نمى تواند در اصول دين تقليد نمايد، بلكه بايد آنها را از روى دليل ـ به فراخور حال خويش ـ بداند.
آیةالله العظمی جوادی آملی: مسلمان باید بر پایه دلیل هرچند ساده به اصول دین یقین داشته باشد و تقلید در اصول دین جایز نیست.
آیةالله العظمی نوری همدانی: مسلمانان بايد به اصول دين ايمان و يقين داشته باشد و اين ايمان بايد براي هر مسلماني  به  اندازه فکر  و  درک او بر پاية دليل و برهان استوار باشد.
آیةالله العظمی سبحانی: مسلمان بايد در مورد اصول دين ـ اگر يقين نداشته باشد ـ تحصيل يقين كند.
آیةالله العظمی مظاهری: مسلمان بايد به اصول دين اطمينان داشته باشد.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -