انهار
انهار
مطالب خواندنی

در مورد ارث مرجع تقلید: حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (قدّس سرّه)

بزرگ نمایی کوچک نمایی
سوال باسلام وتوفیق .پدرم مریض بود و سرطان داشت وضعیت خوبی نداشت وبا ویلچر به بیرون از خانه میبردیم. پدرم در زمان حیات ۲ دانگ خانه را بنام مادرم کردن و باقی بنام خودش بود ما ۴ برادر هستیم دوتا در ایران دوتا درخارج کشور هستن .مادرم بدون اطلاع ما با هم دستی برادر کوچکترم پدر من را به دفتر خانه برده و به ایشان گفته بودن که وکالت کاری بدهد برای گرفتن سند تک برگ به برادر کوچکم وکالت بدهد چون به مادرم نمی‌داد وکالت.با همدستی دفتر خانه بجای وکالت کاری وکالت تام اختیار کامل بنام برادرم گرفتن و بعد از فوت پدرم خانه پدری من تماما بنام مادرم زده شد و پدرم اصلا اطلاعی نداشت. تمامی برادران از پوشش مالی مادرم هستن و خانواده دارن تنها من مجرد و در خانه پدرم زندگی میکنم و چند بار میخاستم ازدواج کنم ولی مادرم مانع شد وقتی از مادرم خاستم از ۴طبقه آپارتمان یه طبقه بمن بدهد برای زندگی کردن و ازدواج کردن ممانعت می‌کند و سند تک برگ خود را بمن نشان می‌دهد که تمام ملک بنام من است نه پدرت و نمیدم. آیا از نظر شرعی و قانونی مادرم نمازش درست است ؟ از نظر اسلام چگونه باید احقاق حق انجام شود؟ من راضی نبوده و از خدا عذابی الیم برای تمام کسانی که حق من را گرفتن کرده ام از خدای باری تعالی.
مرجع تقلید: حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(قدّس سرّه)
 
جواب:بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
وَٱلسَّلَامُ عَلی عِبادِالله
با تشکر از اعتمادتان به سایت انهار
بزرگوار
از شنیدن سختی‌هایی که بر شما گذشته، به‌ویژه در موضوعی که هم با عواطف خانوادگی و هم با حقوق شرعی و قانونی گره خورده، بسیار متأثر شدم.
در مورد این مسأله، طبق مبانی فقهی حضرت امام خمینی (قدس سره) و موازین شرعی، پاسخ را در دو بخش تقدیم می‌کنم:

{۱} حکم شرعی (از نظر فقهی)
- معتبر بودن معامله و وکالت:
از نظر شرعی، یکی از شرایط اساسی صحت هر عقدی (مثل خرید و فروش یا وکالت)، «قصد» و «اختیار» است. اگر پدر شما واقعاً نمی‌دانسته چه چیزی را امضا می‌کند و به او گفته‌اند که این وکالت کاری است، اما در واقع وکالت فروش یا انتقال ملک بوده، این معامله از نظر شرعی باطل است. در واقع، «تدلیس» (فریب) صورت گرفته و چون پدر قصد انتقال ملک را نداشته، آن سند از نظر شرعی اعتبار ندارد.
- حق‌الناس و نماز:
مال نجس و مال غصبی (مالی که بدون رضایت صاحبان واقعی آن تصرف شده باشد)، بر زندگی انسان اثر می‌گذارد. اگر ملک به ناحق و با فریب منتقل شده باشد، تصرف در آن ملک بدون رضایت همه ورثه (از جمله شما)، حکم «غصب» را دارد. نماز خواندن در جای غصبی طبق نظر امام خمینی (ره) باطل است.
- ارث:
تمام اموالی که متعلق به پدر بوده (۴ دانگ باقی‌مانده)، پس از فوت ایشان «مایملک متوفی» محسوب می‌شود و باید طبق قانون ارث بین تمام ورثه تقسیم شود. کسی حق ندارد با فریب، سهم بقیه ورثه را تصاحب کند.

{۲} راهکار قانونی و احقاق حق
از آنجا که فرمودید سند تک‌برگ به نام مادرتان صادر شده، کار کمی دشوار اما از نظر قانونی ممکن است:
- ابطال سند:
شما و سایر برادرانی که ناراضی هستید، می‌توانید با عنوان «ابطال سند رسمی» به دلیل عدم وجود قصد و رضا (فریب در زمان حیات موکل) شکایت کنید. اگر بتوانید ثابت کنید (مثلاً با شهادت شهود، مدارک پزشکی مبنی بر حال نامساعد پدر در آن زمان یا اقرار دفترخانه) که پدر تحت عنوان دیگری امضا داده، دادگاه می‌تواند سند را ابطال کند.
- اثبات حجر:
اگر پدر در آن زمان به دلیل بیماری یا داروهای قوی، متوجه متون حقوقی نبوده، می‌توان تقاضای بررسی وضعیت روحی و جسمی ایشان در زمان امضا را از طریق پزشکی قانونی (با بررسی پرونده‌های بیمارستانی) انجام داد.
توصیه اخلاقی و پدرانه:
هرچند حق با شماست و از نظر شرعی این کار گناه بزرگی (خوردن حق‌الناس و مال یتیم یا وارث) محسوب می‌شود، اما از آنجا که طرف مقابل «مادر» شماست، سعی کنید در ابتدا از طریق ریش‌سفیدی، وساطت بزرگان فامیل یا روحانی محل، ایشان و آن برادر را نسبت به عواقب اخروی؛ این کار آگاه کنید. به آن‌ها یادآوری کنید که نماز و طاعات در مال شبهه‌ناک، مقبول درگاه حق نخواهد بود.
اگر از طریق مسالمت‌آمیز حل نشد، مراجعه به مراجع قضایی حق قانونی و شرعی شما برای احقاق حق است.
امیدوارم خداوند گشایشی در کار شما ایجاد کند و حقتان به بهترین شکل به شما بازگردد.والله عالم.
اَللّهُمَّ‌‌عَجِّل‌‌لِوَلیِّکَ‌الفَرَجَ‌‌وَالْعافِیَة وَالنَّصْرَ
اَللّهُمَ صَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم
وَ اَهلِک وَ الْعَنْ أعْدائَهُم أجْمَعِین.

تاریخ به روزرسانی: شنبه, ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
الـــــسَّـــــلاَمُ عَـــــلَـــــى
مَهْدِيِّ الْأمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
وَٱلسَّلَامُ عَلی عِبادِالله
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
{۱} عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
{۲} وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
{۳} وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
{۴} وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا به چهار چيز پناهنده نميشود:
{۱} شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل «حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌» خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است؛ زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
{۲} و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل: «لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌» زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
{۳} و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد«وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ» كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است؛ زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
{۴} و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى «مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌» آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست.
زيرا شنيدم خداى عزّ اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد. (و كلمۀ: عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -