انهار
انهار
مطالب خواندنی

احکام ازدواج هاى حرام

بزرگ نمایی کوچک نمایی
سؤال ـ اگرکسى بازن شوهردار زنا کند بعداً مى تواند با او ازدواج کند یا نه، اگرکسى بازن شوهردار ملاعبه کند و تفخیذ نماید امّا دخول نکند مى تواند بعداً با او ازدواج کند یانه؟
پاسخ: در فرض سوال، زن بر زانى حرام ابدى مى شود ولى در ملاعبه و تفخیذ این حکم نیست هرچند معصیت بسیار بزرگى است، والله العالم
سؤال ـ عرض مى شود که شخصى با دخترخاله خود (هند) که (منکوحه عمرو است) زنا کرده است و بعد از مدّتى با دختر هند (که اسمش جمیله است) زنا بالجبر کرده است و بعداً جمیله را عقد کرده آیا این عقد درست است یا خیر؟ یعنى عقد با دختر مدخول بها مطلقاً حرام است یا مقیّد به عقد است؟
پاسخ: بنابراحتیاط واجب عقد با دختر مزنى بها اعمّ از اینکه مزنى بها در عقد غیر باشد یا نباشد حرام است.
سؤال ـ اگر مردى با زنى که در متعه دیگریست زنا کند پس از انقضاى متعه و عدّه شرعى مى تواند با وى ازدواج کند یا حرام مؤبّد است؟
پاسخ: زناى با زن شوهر دار موجب حرمت ابدیه است و از اینجهت فرقى بین نکاح دائم و موقت نیست.
سؤال ـ شخصى شوهر زنى را به عمد کشته و زن مقتول را قاتل با رضایت زن به عقد گرفته آیا این ازدواج مشروع است واولادى که از این ازدواج متولد مى شوند حلال زاده اند یا خیر؟
پاسخ: ازدواج مذکور اگر بعد از گذشتن عده وفات (چهارماه و ده روز) واقع شده باشد اشکال ندارد و فرزندى که از این ازدواج به وجود مى آید حلال زاده است مگر اینکه مرد مذکور در حالیکه زن شوهر داشته با او زنا کرده باشد که در اینصورت ازدواج با او جایز نیست و این زن بر آن مرد حرام است. والله العالم.
سؤال ـ حدود هشت سال قبل فردى به خواستگارى دختر خاله اش رفت و آن دختر که او را به هیچ عنوان دوست نداشت جواب رد داد ولى مرد با پافشارى و تهدیدات مکرّر خانواده زن را راضى کرد ولى دختر همچنان ناراضى بود تا اینکه شب عقد دختر که هیچ راه فرارى ندید ناچار به گوشه اى رفت و مخفى شد ولى برادرها و پدرش او را پیدا کرده و با کتک و تهدید او را به عقد آن فرد در آوردند و موقعى که عروسى کردند چند مدتى زن نمى گذاشت شوهرش با او هم بستر شود و خلاصه او را نزد فالگیرى بردند و او گفت اگر مى خواهى شوهرت تو را طلاق دهد باید مدتى با او خوش رفتارى کنى و هرکارى که گفت انجام دهى تا او از تو نفرت پیدا کند و طلاقت بدهد و زن هم همین کار را مى کند خلاصه بچه دار مى شوند و مدت 7 سال با هم زندگى مى کنند ولى زن حتى راضى نبود که شوهرش به او نگاه کند چه رسد با هم هم بستر شوند و ظاهراً و قلباً به این ازدواج راضى نبود و شرایط او طورى بود که نمى توانست طلاق بگیرد حال با این شرایط اگر آن زن با مرد غریبه اى زنا کند آیا آن مرد مى تواند با او ازدواج کند یا خیر البته شوهر قبلى او زن دیگرى گرفته و این زن را طلاق مى خواهد بدهد و سؤال دیگر اینکه آیا این زن احتیاج به طلاق گرفتن و عده نگه داشتن دارد یا خیر؟
پاسخ: در فرض سوال، چنانچه دختر راضى نبوده و به اجبار او را عقد کرده باشند عقد فضولى است و اگر بعد از خواندن عقد با اظهار نارضائى از وقوع عقد از هم بستر شدن خوددارى مى کرده عقد باطل شده و بر فرض که بعد هم راضى شده باشد اثرى ندارد و زناى او با مرد دیگر گرچه گناه بسیار بزرگى بوده و باید توبه کند لکن ازدواجش با مرد زانى اشکال ندارد و در این فرض نیازى به طلاق نیست و عدّه هم ندارد و اگر پسر خاله به اجبار، با او هم بستر شده باید مهر المثل او را بدهد لکن اگر بعد از عقد و قبل از ردّ آن راضى به عقد فضولى شده باشد شرعاً همسر پسر خاله است و در این صورت جدائى او محتاج به طلاق است و باید عدّه هم نگهدارد و ازدواجش با مرد زانى حرام ابدى است به هر صورت این حکم است و در تعیین موضوع لازم است مسأله کاملاً به زن و مرد تفهیم شود که اگر جریان بصورت دوم باشد دوباره این زن و مرد گرفتار معصیت بزرگ زنا نشوند.
سؤال ـ اگر کسى لواط کند غیر از مادر و دختر و خواهر مفعول اقوام و منسوبین دیگر مفعول مانند: (دختر عمو ـ دختر دایى ـ دختر خاله) بر فاعل حرام مؤبد مى شوند؟
پاسخ: در فرض سوال فقط مادر و دختر و خواهر مفعول بر فاعل حرام اند و سائر منسوبین مفعول مانند دختر عمو و دختر دائى و دختر خاله به جهت لواط بر فاعل حرام نمى شوند.
سؤال ـ جوانى 21 ساله هستم... در سوم راهنمایى مشغول به تحصیل بودم با توجه به عدم آگاهى از مسائل شرعى و احکام اسلام با پسرى عمل لواط انجام دادم و دقیقاً مى دانم که عمل دخول انجام نشده آیا من مى توانم با خواهر او ازدواج نمایم؟
پاسخ: در فرض سوال که یقین به عدم دخول ولو بعض حشفه، دارید ازدواج با خواهر لواط دهنده اشکال ندارد.
سؤال ـ آیا جایز است شوهر کافر و زن او مسلمان باشد؟
پاسخ: جایز نیست.
سؤال ـ با زنى که یقین به زانیه بودن او داریم ویقین داریم عده نگه نمى دارد مى توان ازدواج کرد یا خیر؟
پاسخ: اگر مشهوره به زنا باشد احتیاط ترک است

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -