انهار
انهار
مطالب خواندنی

وفات مشکوک آیةالله «رباني شيرازي» (1360 ش)

بزرگ نمایی کوچک نمایی
درگذشت آيت ‏اللَّه "عبدالرحيم رباني شيرازي" عضو فقهاي شوراي نگهبان (1360 ش)درگذشت آيةاللَّه «عبدالرحيم رباني شيرازي» عضو فقهاي شوراي نگهبان (1360 ش)
آيت‏ اللَّه حاج شيخ عبدالرحيم رباني شيرازي در سال 1301 شمسي در شيراز ديده به جهان گشود و از سال 1318 به تحصيلات علوم ديني مشغول گرديد. وي فعاليت‏هاي ديني خود را از سال 1320 با مبارزات سخت عليه فرقه‏ هاي صوفيه، بابيه و بهاييه شروع كرد و در اثر تبليغات ايشان، عده بسياري از بهاييان به دين اسلام مشرف شدند. آيت‏ اللَّه شيرازي از سال 1327 در محضر آيت‏ اللَّه بروجردي، در حوزه علميه قم به شاگردي مشغول بود و پس از فوت آيت‏ اللَّه بروجردي مبارزات سياسي خويش را عليه رژيم پهلوي آغاز كرد و نخستين فردي بود كه مرجعيت امام خميني (ره) را مطرح نمود. آيت‏ اللَّه رباني از سال 1349ش با مطرح شدن حكومت اسلامي از ناحيه امام خميني (ره)، درصدد برآمد تا با سازماندهي روحانيون انقلابي و فرستادن آن‏ها به نقاط مختلف كشور، به پرورش كادرهاي لازم براي شركت در يك قيام همگاني و به دست گرفتن پست‏هاي كليدي در حكومت آينده بپردازد. طولي نكشيد كه ثمره اين فعاليت‏هاي فرهنگي - سياسي، به صورت هيئت‏ها، جمعيت‏ها و انجمن‏هاي مختلف اسلامي در سراسر كشور ظاهر شد و ايشان در رابطه با هدايت اين گروه‏ها به حبس برده شد. ايشان از سال 1342 تا 1357 بيش از 15 بار به زندان افتاد و شكنجه‏ هاي فراواني را متحمل شد و حدود 10 سال از عمرش را در زندان‏هاي رژيم طاغوت سپري كرد. آيت‏ اللَّه شيرازي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نماينده امام خميني در استان فارس و نماينده مردم استان فارس در مجلس خبرگان شد. سپس از سوي امام خميني (ره) به عضويت فقهاي شوراي نگهبان درآمد. اين مبارز نستوه در نهم فروردين سال 1360 به دست گروهك فرقان ترور شد ولي اين ترور به مجروحيت ايشان انجاميد و پس از مدتي در بيمارستان بهبود يافت. اين عالم رباني و مجاهد في سبيل‏ اللَّه سرانجام در 17 اسفند 1360 در حالي كه براي شركت در جلسه شوراي نگهبان عازم تهران بود، بين راه اصفهان و قم در سانحه‏ اي مشكوك به لقاءاللَّه پيوست و در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیه) دفن شد.

  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات
  



پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -