مطالب خواندنی

آیات 51 تا 98

بزرگ نمایی کوچک نمایی

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسی إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا«51»

و در این کتاب از موسی یاد کن،زیرا که او بنده ی(برگزیده و)خالص شده (خدا)و فرستاده ای پیامبر بود.

نکته ها:

*کلمه«مخلص»(با کسر لام)به معنای کسی است که فقط برای خداوند کار می کند،ولی ممکن است شیطان در او اثر گذارده و او را به شرک بکشاند.چه بسیارند کسانی که هنگام عذاب و غرق شدن مخلص هستند،ولی بعد از نجات به شرک می گرایند.

امّا کلمه«مخلص»آن گروه از افراد برگزیده ای هستند که شیطان راه نفوذ بر آنان را ندارد.

«إِلاّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»[1]به گفته تفسیر کشّاف«مخلص»کسی است که برای خدا کار می کند و«مخلص»کسی است که خداوند او را برای خود خالص کرده و برگزیده است و غیر خدا در او اثر نمی کند.

*برگزیدگی موسی را در آیات دیگر می بینیم: «وَ أَنَا اخْتَرْتُکَ»[2]من تو را انتخاب کردم ودر جای دیگر آمده: «وَ اصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی»[3]من تورا برای خودم برگزیدم.

*حضرت موسی علیه السلام هم رسول بود و هم نبیّ.«نبی»،کسی است که صدای فرشته را می شنود،ولی شخص فرشته را نمی بیند،امّا«رسول»علاوه بر شنیدن صدا،خود فرشته را هم می بیند.[4] «رَسُولاً نَبِیًّا»

پیام ها:

1-یاد بزرگان،آثار تربیتی و الگویی دارد. وَ اذْکُرْ ...

آشنایی با تاریخ انبیا و مجاهدت های آنان،سنّت های الهی و امدادهای غیبی، زمینه ی کسب تجربه ها وعبرت ها و عامل دلگرمی است.(خصوصاً تاریخ پرماجرای موسی که صدها آیه را به خود اختصاص داده است) «وَ اذْکُرْ»

2-ارزشهای معنوی ملاک بزرگداشت است. وَ اذْکُرْ ... إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً

3-خلوص،زمینه ی دست یابی به رتبه های معنوی است. مُخْلَصاً ... رَسُولاً نَبِیًّا

4-انبیا معصومند و شیطان در آنان نفوذی ندارد. «مُخْلَصاً»

5-خداوند،افرادی را برای اتمام رسالت خالص کرده است[5]«کانَ مُخْلَصاً»

وَ نادَیْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِیًّا«52»

و از جانب راست(کوهِ)طور او را ندا دادیم و به(مقام قرب خود و) رازگویی نزدیکش ساختیم.

نکته ها:

*کلمه«ایمن»یا از«یُمن»به معنای مبارک است ویا از«یَمین»به معنای جانب راست.

*در آغاز آیه،ندا و در پایانش مناجات مطرح شده و این نشانه ی مهربانی خداوند است،مثل اینکه مولایی عزیز،برده اش را بلند صدا زند که«بیا نزد من بنشین تا با هم خصوصی صحبت کنیم».[6]

*در قرآن،درباره ی گفتگو و ارتباط موسی علیه السلام با خداوند هم به«تکلم»تعبیر شده، «کَلَّمَ اللّهُ مُوسی تَکْلِیماً»[7]،هم به«ندا»، «نادَیْناهُ» و هم به نجوی. «قَرَّبْناهُ نَجِیًّا»

*مراد از قرب در آیه،قرب و نزدیکی مکانی نیست،بلکه قرب مقامی است.

*کوه طور،میان مصر و مدین واقع است. [8]

پیام ها:

1-خداوند متعال با لطف ومهربانی،انبیا را گام به گام به خود نزدیک می کند.

نادَیْناهُ ... قَرَّبْناهُ

2-بعضی مکان ها قداست دارند. «جانِبِ الطُّورِ»

3-مقام قرب و نجوی،بالاترین مقام هاست.[9] «وَ قَرَّبْناهُ نَجِیًّا»

4-خداوند بعضی مطالب را با انبیا نجوا کرده و محرمانه می گوید. «نَجِیًّا»

وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِیًّا«53»

و از رحمت خویش،برادرش هارونِ پیامبر را به او بخشیدیم.

پیام ها:

1-دعای انبیا مستجاب است.موسی علیه السلام از خداوند خواست برادرش هارون را وزیر او قرار دهد. وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی. هارُونَ أَخِی. اُشْدُدْ بِهِ أَزْرِی[10]خداوند نیز با درخواست او موافقت کرد. وَهَبْنا لَهُ ... هارُونَ نَبِیًّا

2-همکار خوب،یکی از الطاف الهی است. وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا ... هارُونَ نَبِیًّا

3-در یک زمان ممکن است پیامبران متعدّدی حضور داشته باشند. وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا ... هارُونَ نَبِیًّا

4-مقام نبوّت مانع پیروی یک پیامبر از پیامبر دیگر نیست. وَهَبْنا لَهُ ... هارُونَ نَبِیًّا

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا«54»

و در این کتاب از اسماعیل یاد کن که او همواره در وعده هایش صادق و فرستاده ای پیامبر بود.

وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا«55»

و همواره خاندان خود را به نماز و زکات امر می کرد و پیوسته نزد پروردگارش مورد رضایت بود.

نکته ها:

*مراد از اسماعیل، حضرت ابراهیم نیست بلکه پیامبری از پیامبران است در تفسیر قمی نام او را اسماعیل بن حزقیل ذکر کرده است.

*همه پیامبران،صادق الوعد بوده اند،امّا بروز این خصلت در اسماعیل علیه السلام بیشتر بوده است.

درباره ی رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که آن حضرت با شخصی در کنار کعبه قرار ملاقات داشتند وآن شخص فراموش کرد.حضرت تا سه روز منتظر ماند تا به آن شخص خبر دادند،آن شخص آمد وعذرخواهی کرد.[11] همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله با کسی وعده گذاشت که هنگام ظهر او را ملاقات کند،ولی چون او نیامد،حضرت تا غروب منتظر ماند.

*صادق الوعد بودن،صفتی الهی است، «إِنَّ اللّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ» [12]وتخلّف در وعده، نشانه ی نفاق است.در احادیث می خوانیم:علامت منافق سه چیز است:خیانت در امانت، دروغ در سخن،تخلّف در وعده.[13]

*مقام رضوان و رضایت،بزرگ ترین خواسته و هدف انبیا است. «وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا» [14]«وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا»[15]در حدیث می خوانیم:چون اهل بهشت در بهشت مستقرشوند، خطاب می رسد آیا حاجت دیگری دارید؟می گویند:«ربنا رضاک» پروردگارا!  رضای تو هدف ماست.[16]

پیام ها:

1-تجلیل از بزرگان لازم است. «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ»

2-تجلیل از بزرگان،باید پایدار و عمیق باشد،نه سطحی و زودگذر. «فِی الْکِتابِ»

 3-ملاک تجلیل باید کمالات معنوی پایدار باشد. «کانَ صادِقَ الْوَعْدِ»

4-وفای به عهد،از صفات ارزشمند انسانی است. «کانَ صادِقَ الْوَعْدِ»

5-پیامبران،علاوه بر مسئولیّت اجتماعی،مسئولیّت خانوادگی هم دارند. «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ»

6-سفارش به نماز وزکات،از وظایف پدر خانواده است. «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ» (با اینکه سفارش به نماز در خانواده ها کم وبیش هست،امّا سفارش به زکات نیست.)

7-امر به نماز و زکات،از مصادیق امر به معروف است. «وَ کانَ یَأْمُرُ»

8-نماز و زکات،سابقه ای بس طولانی دارند. وَ کانَ یَأْمُرُ ...

9-نماز(ارتباط با خالق)و زکات(ارتباط با مخلوق)،از هم جدا نیست.(عبادت بدنی به تنهایی شرط کمال نیست.) «بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ»

10-در امر به معروف وتوصیه به نماز،باید از نزدیکان شروع کنیم. «کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ»

11-ارشاد و توصیه به نماز باید دایمی باشد. وَ کانَ یَأْمُرُ ...

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا«56»

و در این کتاب،از ادریس یاد کن،همانا او پیامبری بسیار راستگو بود.

وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیًّا«57»

و ما او را به مقام والایی رساندیم.

نکته ها:

*مراد از «مَکاناً عَلِیًّا» ،یا مقام بلند معنوی است یا عروج به آسمان ها،زیرا خداوند علاوه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله،چهار پیامبر دیگر را نیز به آسمان ها برد: ادریس، عیسی، خضر و الیاس.[17]

*«صدیق»به کسی گفته می شود که گفتار و رفتارش با هم هماهنگ باشد.

سیمای ادریس علیه السلام

*حضرت ادریس،از اجداد حضرت نوح است وبه دلیل اشتغال زیاد او به درس[18]یا به خاطر آن که اوّلین کسی بود که با قلم نوشت،به ادریس مشهور شد[19]

*نام شریف ادریس،دو بار در قرآن آمده و با اوصاف«صدیق»،«صابر»و«نبی»از او تجلیل شده است.

*در حدیثی می خوانیم:خانه ی ادریس،در مسجد سهله در اطراف نجف اشرف بوده است.[20]

*ادریس،اوّلین کسی بود که علم نجوم و حساب را می دانست.[21]

*اوّلین کسی بود که به انسان،خیاطی آموخت.[22]

*ادریس علیه السلام 365 سال عمر کرد و بعد به آسمان رفت و اکنون زنده است و در زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام حاضر خواهد شد.[23]

پیام ها:

1-یاد و تجلیل از بزرگان وسیله رشد و هدایت دیگران است. «وَ اذْکُرْ»

2-تجلیل ها باید پایدار بماند. «فِی الْکِتابِ»

3-معیار تجلیل از افراد،باید ارزشهای معنوی آنان باشد. «صِدِّیقاً نَبِیًّا»

4-صداقت،شرط تأثیرگذاری در تبلیغ است. «صِدِّیقاً نَبِیًّا» تقدّم کلمه ی«صدیق»

بر«نبی»،نشانه ی آن است که صداقت زمینه ی نبوّت است.

أُولئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّیَّهِ إِبْراهِیمَ وَ إِسْرائِیلَ وَ مِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا«58»

 آنان پیامبرانی بودند که خداوند بر آنها نعمت(ویژه)ارزانی داشت؛از نسل آدم و از (فرزندان)کسانی که با نوح(در کشتی)سوارشان کردیم و از نسل ابراهیم واسرائیل (یعقوب) واز کسانی که هدایت نمودیم و برگزیدیم؛هرگاه آیات خدای رحمان بر آنان خوانده می شد سجده کنان و گریان از رو به خاک می افتادند.

نکته ها:

*نام ده نفر از انبیا در آیات قبل ذکر شد:زکریّا،یحیی،عیسی،ابراهیم،اسحاق،یعقوب، موسی،هارون،اسماعیل وادریس.اکنون این آیه با اشاره به آنان می فرماید:آنها کسانی هستند که خدا به ایشان نعمت داد.این گروه،همان هایی هستند که هر روز ده بار در نماز از خدا می خواهیم که راه آنان را برویم،نه راه گمراهان و منحرفان را. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ . صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»

*مراد از ذریّه آدم،ادریس است و مراد از «ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ» حضرت ابراهیم است که نوه ی نوح است،و منظور از «ذُرِّیَّهِ إِبْراهِیمَ» ،اسحاق و اسماعیل و یعقوب است ومنظور از «ذریه اسرائیل»،موسی وهارون و زکریّا ویحیی وعیسی است[24]

*در حدیث می خوانیم:هنگام تلاوت قرآن،محزون شده و گریه کنید یا خود را به حالت گریان در آورید. [25]

*بهترین مصداق برگزیدگان الهی که سجده های طولانی همراه با اشک داشته اند،پیامبراسلام و اهل بیت معصومش علیهم السلام بوده اند.درباره همه ی آنان خاطراتی از سجده ها وگریه های فراوانشان در مناجات های ماه رمضان وعرفه و...وجود دارد.

پیام ها:

1-هدف همه ی انبیا یکی است.(خداوند پیامبران را در کنار هم قرار می دهد و همه را با یک وصف توصیف می کند) أُولئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ...

2-مُنعِم حقیقی،خداوند است. «أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ»

3-والدین و نیاکان،از نظر وراثت در تربیت نسل مؤثّرند. ذُرِّیَّهِ آدَمَ ... ذُرِّیَّهِ إِبْراهِیمَ

4-گرچه همه ی انبیا از ذرّیه آدم هستند،ولی در نام بردن نوح و ابراهیم و اسرائیل(یعقوب)،از آنان تجلیل خاصّی شده است. مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّیَّهِ ...

5-گریه در سجده آن قدر ارزشمند است که خداوند از اهل آن تجلیل کرده است. «سُجَّداً وَ بُکِیًّا»

6-گریه وزاری به درگاه الهی،نشانه ی رشد،شناخت،توفیق و برگزیدگی است.

وَ مِمَّنْ هَدَیْنا وَ اجْتَبَیْنا ...

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا«59»

آنگاه پس از آنان،جانشینان بد و ناشایسته ای آمدند که نماز را ضایع کردند و هوسها را پیروی کردند.پس به زودی(کیفر)گمراهی خود را خواهند دید.

إِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَ لا یُظْلَمُونَ شَیْئاً«60»

مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد،پس آنها داخل بهشت می شوند و به هیچ وجه مورد ستم قرار نمی گیرند(و از پاداششان کاسته نمی شود).

نکته ها:

*«خَلْفٌ» ،فرزند صالح را گویند و «خَلْفٌ» فرزند ناصالح است.کلمه ی«غی»در مقابل رشد است. «قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»[26]

*ضایع کردن نماز،غیر از نخواندن و ترک آن است.کسی که نماز می خواند،ولی بدون رعایت شرایط آن یا با تأخیر،چنین کسی نماز را ضایع کرده و آن را سبک شمرده است.[27]

*در روایتی می خوانیم:همین که حضرت رسول صلی الله علیه و آله این آیه را تلاوت می فرمودند،منقلب شده،فرمودند:بعد از 60 سال،گروهی نماز را ضایع خواهند کرد.[28]

اگر این سخن در اوایل سال اوّل هجری گفته شده باشد،سال 60 همان سال شهادت امام حسین علیه السلام و سال به قدرت رسیدن یزید است.

توبه در قرآن

*معمولاً قرآن کریم بدنبال آیات عذاب،جمله ی «إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا» یا جمله ی «إِلاّ مَنْ تابَ» را آورده تا بگوید:راه اصلاح،هرگز بر کسی بسته نیست.

*توبه،واجب است.زیرا فرمان خداوند است. «تُوبُوا إِلَی اللّهِ»[29]

*قبول توبه ی واقعی قطعی است،زیرا نمی توان باور کرد که ما به امر او توبه کنیم ولی او نپذیرد. «هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبادِهِ»[30] «هُوَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ»[31]

*خداوند هم توبه را می پذیرد و هم کسانی را که بسیار توبه می کنند دوست دارد. «یُحِبُّ التَّوّابِینَ»[32]

*توبه،باید با عمل نیک و جبران گناهان همراه باشد. «تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً»[33]، «تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ»[34] ، «تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَیَّنُوا»[35]

*توبه،رمز رستگاری است. تُوبُوا ... لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ[36]

*توبه،وسیله ی تبدیل سیئات به حسنات است. «إِلاّ مَنْ تابَ ، وَ عَمِلَ ، صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[37]

*توبه،سبب نزول باران است. تُوبُوا ... یُرْسِلِ السَّماءَ[38]

*توبه،سبب رزق نیکو است. «تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً حَسَناً»[39]

*توبه در هنگام دیدن آثار مرگ و عذاب پذیرفته نمی شود. «حَتّی إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ»[40]

*خداوند علاوه بر قبول توبه،لطف ویژه نیز دارد. «هُوَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ»[41]

«ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»[42] «ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِیمٌ»[43]

«إِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ»[44]

«ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ»[45]در این آیات در کنار توبه به مسئله رحمت و رأفت و محبّت الهی اشاره شده است.

*قرآن ترک توبه را ظلم و هلاکت دانسته است. «وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ» [46]«ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ»[47]

پیام ها:

1-گاهی فرزندان ونسل آینده،زحمت های پدران را تباه می کنند.(گاهی از خوبان،نسل نااهل پیدا می شود) «خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ»

2-نماز محور دین است.(برای نشان دادن چهره ی نسلی به نسل دیگر،ضایع کردن نماز آنان را نشان می دهد) «فَخَلَفَ .. خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ»

3-نماز،سدّی است میان انسان و شهوت ها و اگر این سدّ شکسته شود،پیروی از شهوت ها برای انسان آسان می شود. «أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ»

4-کسی که از رابطه با خدا(نماز)جدا شد،به شهوات پیوند می خورد. «أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ»

5-رونق یافتن شهوات،غیّ و گمراهی است. وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ ... یَلْقَوْنَ غَیًّا

6-کیفر ضایع کردن نماز،سردرگمی است. «یَلْقَوْنَ غَیًّا» (رشد واقعی در سایه ی معنویّت است)

7-سرنوشت ملت ها به دست خود آنهاست أَضاعُوا ... یَلْقَوْنَ ... إِلاّ مَنْ تابَ ...

8-توبه،یک تحول است نه تظاهر. «تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً»

9-شرط رستگاری و ورود به بهشت،توبه وایمان و عمل صالح است. تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ... یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ

جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّهُ کانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا«61»

بهشت های جاویدی که خدای رحمان از غیب به بندگانش وعده داده، مسلّماً وعده ی او تحقّق یافتنی است.

لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً إِلاّ سَلاماً وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُکْرَهً وَ عَشِیًّا«62»

در آنجا سخن بیهوده ای نمی شنوند،(و گفتارشان)جز سلام(نیست)و در آنجا هر صبحگاه و شامگاه،روزی آنان آماده است.

تِلْکَ الْجَنَّهُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ کانَ تَقِیًّا«63»

این،همان بهشتی است که به هر یک از بندگان پرهیزکار خود به ارث می دهیم.

نکته ها:

*در آیه قبل کلمه ی«جنّت»به صورت مفرد بکار رفته بود، «یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ» ،ولی در این آیه کلمه ی «جَنّاتِ» به صورت جمع مطرح شده و این نشان می دهد که باغ و بوستان اهل بهشت مجموعه ای از بوستان های متعدّد است.

این تعبیر شاید به خاطر آن باشد که هر یک از بهشتیان دارای چهار باغ می باشند که در سوره ی الرّحمن به آن اشاره شده است: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ ... وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ»[48]یعنی برای هرکس که اهل تقوا باشد،دو باغ است و پس از توصیف دو باغ می فرماید:غیر این دو باغ،دو باغ دیگر نیز هست که روی هم می شود چهار باغ که این دو باغ یا نزدیک ترند و یا سطح پایین تری دارند و یا به خاطر اختلاف درجات اهل بهشت،نوع باغها نیز تفاوت دارد.[49]

*قرآن کریم از تحقّق یافتن وعده های الهی بارها سخن به میان آورده است،از جمله فرمود:

«وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ[50]کیست که از خداوند با وفاتر باشد؟

*ستایش بهشت به اینکه در آنجا لغوی نمی شنوند،هم توصیه به امروز ماست که از لغو دوری کنیم و هم اشاره به این است که سخنان یاوه کفّار و شنیده هایی که مؤمنان را در دنیا رنج می داد،در آنجا نیست.

*در جمله ی «نُورِثُ ... مَنْ کانَ تَقِیًّا» هم به تقوا اشاره شده است که کلید بهشت است و هم تعبیر ارث آمده که به معنای رسیدن به مال و نعمت بدون رنج و زحمت است.گرچه تقوا کلید بهشت است،امّا آن همه پاداش،ارث خدا به ماست و اعمال ما به این اندازه پاداش ندارد و در حقیقت پاداشهای ما ارثی است که از طرف خداوند بدون رنج به ما می رسد.

*در حدیثی می خوانیم:هر انسانی در بهشت و دوزخ جایگاهی دارد؛اگر اهل بهشت شد، جایگاه دوزخی او به دوزخیان ارث می رسد و اگر اهل دوزخ شد،جایگاه بهشتی او به بهشتیان ارث می رسد.[51]

*شخصی به امام صادق علیه السلام از درد معده اش شکایت کرد.حضرت به او فرمودند:دو نوبت غذا بخور،صبح وغروب،و بین آن دو غذا نخور که موجب فساد بدن می شود.آنگاه این آیه را «رِزْقُهُمْ فِیها بُکْرَهً وَ عَشِیًّا» تلاوت کردند.[52]

پیام ها:

1-استقرار در باغ های بهشت همیشگی است. «جَنّاتِ عَدْنٍ»[53]

2-سرچشمه ی آن همه الطاف موعود،لطف خداوند رحمان است. «وَعَدَ الرَّحْمنُ»

3-ما امروز حقیقت وعده های خداوند را درک نمی کنیم. «بِالْغَیْبِ»

4-کلام رایج بهشتیان،سلام است. لا یَسْمَعُونَ ... إِلاّ سَلاماً محیط بهشت،محیطی امن و سالم است و بهشتیان،هم از فرشتگان سلام می شنوند، «سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ»[54]و هم از دوستان خود. «فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ»[55]

5-در بهشت تنوّع زمان(بامداد و غروب)وجود دارد. «بُکْرَهً وَ عَشِیًّا»

6-در بهشت هم امنیّت روحی است، «إِلاّ سَلاماً» و هم تأمین نیازهای جسمی.

«رِزْقُهُمْ فِیها بُکْرَهً وَ عَشِیًّا»

7-در عطا کردن بهشت،برگرداندن و نقضی در کار نیست و این،قوی ترین نوع مالکیّت است. [56]«نُورِثُ»

8-بهشت،میراث پرهیزکاران است. «نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ کانَ تَقِیًّا»

وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلاّ بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ ما بَیْنَ أَیْدِینا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَیْنَ ذلِکَ وَ ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا«64»

ما(فرشتگان)جز به فرمان پروردگار تو نازل نمی شویم؛آنچه پیش روی ما(در آینده)و آنچه پشت سر ما(در گذشته)و آنچه میان این دو قرار دارد از اوست و پروردگار تو فراموشکار نیست.

نکته ها:

*در تفسیر المیزان می خوانیم:این آیه مستقل است،گرچه بعضی تلاش کرده اند تا با آیات قبل ارتباطش دهند.

*در تفاسیر فخررازی،طبری وتبیان می خوانیم:مدّتی وحی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قطع شد و این،سبب نگرانی پیامبر وطعنه ی مخالفان گردید.آیه نازل شد:پروردگارت فراموشکار نیست. «ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا» نظیر آیه ی «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلی[57]

پیام ها:

1-نزول قرآن،تدریجی و بر اساس فرمان خداست. «وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلاّ بِأَمْرِ رَبِّکَ»

2-فرشتگان تسلیم امر خداوند هستند. «وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلاّ بِأَمْرِ رَبِّکَ»

3-مالک حقیقی همه چیز اوست. «لَهُ»

4-تأخیر وحی به امر خداوند بود،نه اینکه او فراموش کرده باشد[58]«ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا»

رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیًّا«65»

پروردگار آسمان ها وزمین وآنچه میان آن دو قرار دارد؛تنها او را پرستش کن و برای عبادتش شکیبا باش،آیا برای او همتا و هم نامی می شناسی؟

نکته ها:

*برای کلمه ی«سمیّ»چند معنا ذکر شده است:شریک،همانند،همنام و فرزند.

*کلمه «رَبِّکَ» در آیه قبل و کلمه «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» در این آیه نشان وحدت مدیریّت در اداره زندگی بشر با تمام هستی است.

*عبادت،تنها ذکر خداوند و نماز نیست،زیرا این گونه عبادت ها مشکلی ندارد تا به صبر و مقاومت نیازمند باشد.پس مراد از «فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ» عبادتی است که انسان را دچار تضادها،طاغوت ها ومشکلات فراوان می کند وبخاطر همین،نیازمند صبر واستقامت است.

*در روایتی از حضرت علی علیه السلام می خوانیم که درباره معنای «هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیًّا» فرمودند:هیچ کس به نام اللّه نامیده نشده است.[59]

پیام ها:

1-فلسفه ی عبادت ما در برابر خداوند،ربوبیّت انحصاری او نسبت به همه ی هستی است. رَبُّ السَّماواتِ ... فَاعْبُدْهُ

2-عبادت،صبر لازم دارد. «فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ» (عبادت،یک نوع مبارزه با هوس ها و طاغوت هاست که صبر می خواهد.)

3-خداوند تورا فراموش نکرده است،پس تو نیز او را فراموش نکن. وَ ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا ... فَاعْبُدْهُ

4-خداوند،فرزند ندارد و هیچ موجودی مثل او نیست. «هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیًّا»

وَ یَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیًّا«66»

وانسان می گوید:آیا آنگاه که مُردم،دوباره زنده(از قبر)خارج خواهم شد؟

أَ وَ لا یَذْکُرُ الْإِنْسانُ أَنّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً«67»

آیا انسان(در زنده شدن دوباره ی خود شک دارد؟و)به یاد نمی آورد که ما او را پیش از این آفریده ایم،در حالی که چیزی نبود؟

نکته ها:

*این آیه شبیه آیات 78 و 79 سوره ی یس است که شخصی با آوردن استخوانی پوسیده و خرد کردن آن مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله،با پیامبر به بحث و گفتگو پرداخت و گفت:کیست که استخوان های پوسیده را زنده کند؟خداوند در پاسخ فرمود:(ای پیامبر!)بگو:همان کسی که اوّل آفرید،پس از مرگ هم زنده می کند،و او همه چیز را می داند. «وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ. قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ»

*از امام صادق علیه السلام درباره «خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً» سؤال شد،حضرت فرمودند:یعنی نه در مرحله ی تقدیر و نه در مرحله تکوین هیچ چیز نبود.راوی حدیث درباره ی «لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً»[60]پرسید،حضرت فرمودند:یعنی مقدّر بود،ولی نامی از آن در میان نبود.[61]

بنابراین،این دو آیه از دو مرحله ی پیش از آفرینش انسان سخن می گوید.

در حدیث دیگری نیز امام باقر علیه السلام در مورد «مِنْ قَبْلُ» فرمودند:نه در کتاب و نه در علم سخنی از او نبود.[62]

پیام ها:

1-باور نداشتن معاد،راه توجیه گناه وفرار از عبادت است. فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ ... یَقُولُ الْإِنْسانُ ...

2-تعجّب از معاد وزنده شدن دوباره،مربوط به یک زمان و یک گروه خاص از انسان ها نیست. «یَقُولُ الْإِنْسانُ»

3-معاد،جسمانی است. «أُخْرَجُ» یعنی خارج شدن جسم از زمین.

4-معاد،قهری واجباری است. «أُخْرَجُ» یعنی خروج قهری وبدون اختیار.

5-تردید در معاد با توجّه به آفرینش ابتدائی خود،شگفت آور است. «أَ وَ لا یَذْکُرُ»

6-توجّه انسان به اینکه اوّل نبوده و بعداً خلق شده است،برای قبول معاد کافی است. أَ وَ لا یَذْکُرُ الْإِنْسانُ ...

7-منکران معاد،برای عقیده ی خود دلیلی ندارند و تنها قیامت را بعید می دانند، ولی قرآن با دلیل سخن می گوید. «خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ»

8-آفرینش انسان از عدم،بسیار پیچیده تر و به ظاهر مشکل تر از آفرینش مجدّد انسان پس از مرگ است. خَلَقْناهُ ... وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً

فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا 68

پس به پروردگارت سوگند که ما همه آنهارا با شیاطین محشور خواهیم کرد،سپس در حالی که به زانو درآمده اند،گرداگرد جهنّم حاضر خواهیم نمود.

نکته ها:

*کلمه ی «جِثِیًّا» یا جمع«جاثی»به کسی گفته می شود که برای محاکمه بر زانو نشسته است یا از«جثوه»به معنای سنگ و خاک متراکم است.یعنی بدترین نوع نشستن.

پیام ها:

1-هشدارهای قیامت را جدّی بگیریم.حشرِ در قیامت قطعی است. «فَوَ رَبِّکَ»

2-خداوند پیامبرش را در برابر کفّاری که معاد را نمی پذیرند،دلجویی می دهد.

«فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ»

3-شیطان در کفرورزی انسان،همدوش اوست. «لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیاطِینَ»

(محشور شدن انسان ها وشیاطین در قیامت در کنار هم،بر اساس هم فکری و هم سنخی و همکاری آنان است.)

4-حضور در کنار جهنّم،نوعی ترس و شکنجه و وقوع در آن،کیفر دیگری است. «لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ»

5-در قیامت،منحرفین در بدترین وضعیّت قرار دارند؛در کنار شیطان ها، گرداگرد جهنّم،با حالت دو زانو وذلیلانه. «لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا»

ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ کُلِّ شِیعَهٍ أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَی الرَّحْمنِ عِتِیًّا«69»

سپس از هر گروهی،کسانی را که بر خدای رحمان سرکش تر بودند،جدا خواهیم کرد.

ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِینَ هُمْ أَوْلی بِها صِلِیًّا«70»

آنگاه ما می دانیم چه کسانی از آنها برای سوختن در دوزخ سزاوارترند.

نکته ها:

*کلمه ی «شِیعَهٍ» ،هم به معنای پیروان شخص است و هم گروهی که بر مسلکی اتفاق نمایند. «عِتِیًّا» به معنای تمرّد و سرکشی است. «صِلِیًّا» به معنای روشن کردن آتش، سوزاندن با آتش و ورود در آتش است.

پیام ها:

1-گناهکاران در قیامت از هم جدا و طبقه بندی می شوند. لَنَنْزِعَنَّ مِنْ کُلِّ شِیعَهٍ ...

(کسانی که در برابر خدای رحمان بیشتر طغیان کنند،حساب و عذاب خاص و شدیدتری خواهند داشت.)

2-خلافکاران سه گروه اند:گروهی که شخصاً خلاف می کنند،گروهی که وسیله و واسطه ی انجام خلاف دیگران می شوند.و افرادی که به تخلّف دیگران راضی اند.بدیهی است که گناه و کیفر هر یک از سه گروه مذکور تفاوت دارد.

أَیُّهُمْ أَشَدُّ ...

3-با اینکه خداوند سرچشمه ی همه ی رحمت هاست،ولی انسان در برابر او گردنکش است. «عَلَی الرَّحْمنِ عِتِیًّا»

4-عذاب دوزخ دارای نظامی حساب شده و دقیق است و علم خداوند ضامن آن دقّت و تفکیک است. ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ ... أَیُّهُمْ أَشَدُّ ... لَنَحْنُ أَعْلَمُ ...

5-جهنّم،طبقات ودرکات مختلفی دارد ونسبت به شدّت وضعف گناه،تفاوت خواهد داشت ومراتب استحقاق هر یک بر خدا پوشیده نیست. «لَنَحْنُ أَعْلَمُ»

وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاّ وارِدُها کانَ عَلی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیًّا«71»

و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ می شود،(و این ورود شما) از جانب پروردگارت حکمی قطعی است.

نکته ها:

*در تفسیر طبری آمده است:روزی عبداللّه بن رواحه در حال بیماری می گریست، همسرش نیز با دیدن او به گریه افتاد.عبداللّه پرسید:تو چرا اشک می ریزی؟گفت:به خاطر گریه ی تو.عبداللّه گفت:ولی من به خاطر این سخن خدای متعال می گریم که فرمود: «إِنْ مِنْکُمْ إِلاّ وارِدُها» ورود ما به دوزخ قطعی است،امّا من نمی دانم از آن نجات می یابم یا خیر؟

*این آیه باید در کنار آیات و روایاتی که مربوط به صراط است معنا شود،چون صراط پلی است که بر روی دوزخ کشیده شده است و همه ی مردم از روی آن عبور می کنند،بعضی تند و بعضی کُند و بعضی به دوزخ می افتند.

*رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:روز قیامت،همه ی انسان ها(چه خوب و چه بد)وارد جهنّم می شوند،ولی آتش به مؤمنین زیانی نمی رساند،همچون حضرت ابراهیم که آتش بر او سرد شد.بنابراین آیه ی مورد بحث که ورود همگان را به دوزخ حتمی می داند،با آیاتی که می گوید:مؤمنین از دوزخ دورند[63]منافاتی ندارد.زیرا از سویی وارد دوزخ می شوند،و از سوی دیگر با لطف خداوند آسیبی نمی بینند.

البتّه ممکن است بگوییم که ورود به معنای عبور است،نه داخل شدن.چنانکه در مورد حضرت موسی علیه السلام آمده است «وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ» یعنی به کنار آب شهر مَدین وارد شد،نه آنکه داخل آب شد.[64] یا آنکه بگوییم:مراد از کلمه ی «مِنْکُمْ» در آیه ی مورد بحث، گروه هایی هستند که در آیات قبل ذکر شده اند،یعنی طرفداران شیطان.و مراد از نجات متّقین،نجات کسانی است که از کفر و شرک نجات یافته اند.یعنی همه ی هواداران شیطان وارد دوزخ می شوند،امّا کفّار و مشرکین در آنجا باقی می مانند و لکن گناهکارانی که به شرک و کفر آلوده نبوده اند،ولی فاسق بوده اند سرانجام آزاد می شوند.

پیام ها:

1-قیامت و مراحل آن،حساب شده ودقیق است. لَنَحْشُرَنَّهُمْ ... لَنَنْزِعَنَّ ... إِنْ مِنْکُمْ إِلاّ وارِدُها

2-خدا دارای سنّت ها وبرنامه های قطعی وحتمی است. «کانَ عَلی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیًّا»

ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظّالِمِینَ فِیها جِثِیًّا«72»

سپس اهل تقوا را(از دوزخ)نجات می دهیم و ستمکاران را(در حالی که از ضعف و ذلّت)به زانو درآمده(اند)در آن رها می کنیم.

نکته ها:

*از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند:همه ی مردم وارد آتش می شوند،آنگاه به میزان اعمالشان از آن خارج می گردند؛گروهی مثل برق،گروهی مثل باد،گروهی مانند اسب،گروهی مانند دویدن مرد و گروهی مثل راه رفتن عادّی از آتش خارج می شوند.[65]

پیام ها:

1-دوزخ گذرگاه تقواپیشگان و اقامتگاه ستمکاران است. إِنْ مِنْکُمْ إِلاّ وارِدُها ... ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظّالِمِینَ فِیها

2-تقوا،یگانه راه نجات از دوزخ است. «ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا»

3-انسان بی تقوا ظالم است. «وَ نَذَرُ الظّالِمِینَ»

4-ستمگران مستحقّ تحقیر می باشند. «نَذَرُ الظّالِمِینَ» (این جمله در موردی بکار می رود که چیزی را از روی حقارت و پستی رهایش کنند)

وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِیًّا«73»

وهرگاه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود،کسانی که کفر ورزیده اند به آنان که ایمان آورده اند می گویند:کدام یک از ما دو گروه،جایگاهش بهتر و محفلش آراسته تر است.

نکته ها:

*«ندیّ»،به هر مجلس یا به مجلس مشاوره گویند.«دار الندوه»یعنی مجلس شورا. «وَ تَأْتُونَ فِی نادِیکُمُ الْمُنْکَرَ»[66]یعنی شما در مجالس خود گناه می کنید. «فَلْیَدْعُ نادِیَهُ»[67] یعنی مشاورین خود را فراخواند.

*کفّار،در قالب تمسخر مؤمنان،یا به صورت سؤال می گفتند:آیا ثروتمندانی مثل نضربن حارث و ولیدبن مغیره ارزش وجایگاه دارند،یافقیرانی مانند بلال وعمّار؟و با این دید متکبّرانه خود را از مسلمانان جدا کرده و ایمان نمی آوردند.

آری،بعضی افراد می کوشند تا کمبودهای معنوی خود را با جلوه های مادّی جبران کنند.

چنانکه در بعضی روایات آمده است:اشراف کافر،لباس های زیبا و فاخر می پوشیدند و در مقابل پیامبر ویارانش راه می رفتند وبه آنان با دیده ی تحقیر می نگریستند.[68]

خاکساران جهان را به حقارت منگر

کوزه بی دسته چو بینی،به دو دستش بردار

پیام ها:

1-حساب عقیده و منطق صحیح،از رفاه دنیوی جداست. «أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ» کفّار می گفتند:اگر راه ما باطل است،چرا وضع دنیایی ما از شما بهتر است؟

2-پول و ثروت،نشانه ی حقانیّت و شخصیّت نیست. «أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقاماً»

3-فخر و مباهات،زمینه ساز کفر است. قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا ... أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ

وَ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْیاً«74»

و چه بسیار نسل ها را پیش از آنان نابود کردیم که مال و ثروتشان بهتر بود و منظری آراسته تر داشتند.

نکته ها:

*کلمه ی«اثاث»به معنای امکانات زندگی و رفاهی است. «رِءْیاً» منظره های دیدنی را گویند. «قَرْنٍ» به مردمی گفته می شود که در یک زمان با هم زندگی می کنند.

پیام ها:

1-تاریخ سقوط طاغوتیان و کافران،از منابع شناخت انسان و عبرت آموز است.

«وَ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ» (تاریخ،یک مجموعه ی به هم پیوسته است که می توان از گذشته ی آن برای آینده عبرت گرفت)

2-تعداد کفّار و طاغوتیانی که نابود شده اند کم نیستند. «وَ کَمْ أَهْلَکْنا»

3-تحوّلات تاریخی،طبق سنّت هایی است که خدا مقرّر کرده است. «کَمْ أَهْلَکْنا»

4-امکانات رفاهی و مادّیات،نه نشانه ی سعادت است و نه از قهر خداوند جلوگیری می کند. أَهْلَکْنا ... هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً

5-رفاه و امکانات،عامل غرور،غفلت،طغیان و سرانجام هلاکت است. کَمْ أَهْلَکْنا ... أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْیاً

قُلْ مَنْ کانَ فِی الضَّلالَهِ فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا حَتّی إِذا رَأَوْا ما یُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السّاعَهَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَکاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً«75»

بگو:هرکه در گمراهی است،خداوند رحمان(طبق سنّت خود)مدّتی به او مهلت و مدد می دهد، تا زمانی که آنچه را وعده داده می شوند ببینند،یا عذاب(این دنیا) یا (عذاب)قیامت را.پس(در آن روز)خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر ولشکرش ناتوان تر است.

نکته ها:

*«مَدّ»و«امداد»به یک معناست،لکن به گفته ی راغب،معمولاً«امداد»در مورد کار پسندیده ومحبوب و«مدّ»در مورد کار ناپسند و مکروه استفاده می شود.

*خداوند متعال به همه ی کسانی که راه شرّی را انتخاب کنند،مهلت می دهد.این مهلت برای این است که شاید توبه کنند،یا فرزندان صالحی از نسل آنان به وجود آید.گرچه برخی گمراهان از مهلت الهی سوء استفاده کرده،گناهان بیشتری مرتکب می شوند و عذاب خود را بیشتر می کنند.[69]

لطف حقّ با تو مداراها کند

چون که از حد بگذرد رسوا کند

*امام صادق علیه السلام درباره «إِذا رَأَوْا ما یُوعَدُونَ» فرمودند:آن وعده ی ظهور حضرت قائم علیه السلام است و «شَرٌّ مَکاناً» یعنی روز قیام قائم معلوم خواهد شد که چه کسی در موقعیّت ناپسند و ضعیف قرار دارد. [70]

پیام ها:

1-سنّت خداوند بر این است که زمینه ی حرکت و رشد را برای همه ی انسان ها فراهم کند،واین انسان است که اگر گمراهی را برگزید.خداوند مدّتی به او مهلت می دهد، «مَنْ کانَ فِی الضَّلالَهِ فَلْیَمْدُدْ» و اگر راه هدایت را در پیش گرفت خداوند بر هدایتش می افزاید. «وَ یَزِیدُ اللّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدیً»

2-مهلت و امداد،برخاسته از رحمت الهی است. «فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ»

3-کفّار بارها به خطر و عذاب تهدید می شدند،ولی آنان متذکّر نمی شدند.

«ما یُوعَدُونَ»

4-خدا بعضی گمراهان را در دنیا عذاب می کند وحساب قیامتش همچنان باقی می ماند،ولی بعضی را تنها در قیامت کیفر می دهد. «إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السّاعَهَ»

5-در لحظه ی مرگ،مقام و موقعیّت،بستگان و نفرات به کار نمی آیند. «شَرٌّ مَکاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً»

6-قیامت روز ظهور حقایق و کشف و شهود است. حَتّی إِذا رَأَوْا ... فَسَیَعْلَمُونَ ...

وَ یَزِیدُ اللّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدیً وَ الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ مَرَدًّا«76»

کسانی که هدایت یافته اند،خداوند بر هدایتشان می افزاید و نیکی های ماندگار،ثوابش نزد پروردگارت بهتر و خوش فرجام تر است.

نکته ها:

*کلمه«مَرَدّ»به معنای عاقبت ومنفعت است.وکلمه ی«ثواب»به معنای جزای عمل است که به انسان بر می گردد،چه خیر باشد و چه شر؛لکن بیشتر در خیر استعمال می شود.[71]

*در آیه ی قبل خواندیم که گمراهان،در گمراهی بیشتری قرار می گیرند.این آیه می فرماید:

هدایت یافتگان نیز در هدایت و نورانیّت بیشتری قرار می گیرند.

*در بعضی روایات می خوانیم:مراد از «الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ» ذکرِ«سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر»است[72]

پیام ها:

1-هدایت،مراحل ودرجاتی دارد. وَ یَزِیدُ اللّهُ ...

2-اعمال صالح نزد خداوند محفوظ می ماند. «وَ الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ»

3-توفیق انجام کارهای شایسته،در پرتو هدایت الهی است. «اهْتَدَوْا هُدیً وَ الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ»

4-خداوند به پیامبرش عنایت مخصوص دارد. «عِنْدَ رَبِّکَ»

5-کیفر و پاداش از شئون ربوبیّت الهی است. «عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً»

6-کار نیک،رمز خوش عاقبتی است. اَلْباقِیاتُ الصّالِحاتُ ... خَیْرٌ مَرَدًّا

أَ فَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ بِآیاتِنا وَ قالَ لَأُوتَیَنَّ مالاً وَ وَلَداً«77»

پس آیا دیدی کسی را که به آیات ما کفر ورزید و گفت:قطعاً به من مال و فرزند(بسیار)داده خواهد شد!

أَطَّلَعَ الْغَیْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً«78»

آیا(این خوش خیالی به خاطر آن است که)از غیب آگاه است،یا از خدای رحمان تعهّدی گرفته است؟

کَلاّ سَنَکْتُبُ ما یَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا«79»

هرگز(چنین نیست،)به زودی هر چه می گوید می نویسیم و برای همیشه عذابش می کنیم.

وَ نَرِثُهُ ما یَقُولُ وَ یَأْتِینا فَرْداً«80»

و هر چه(از مال و فرزند)دم می زند ما وارث خواهیم شد و او بی کس و تنها نزد ما خواهد آمد.

نکته ها:

*امام باقر علیه السلام درباره ی شأن نزول «أَ فَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ» فرمودند:عاص بن وائل به خبّاب بدهکار بود،خبّاب برای دریافت طلب خود نزد او آمد،ولی عاص گفت:آیا شما معتقد نیستید که در بهشت طلا و نقره و حریر هست؟خبّاب گفت:آری؛عاص گفت:پس وعده ی ما در بهشت و قسم می خورم که در بهشت بهتر از آنچه شما دادید به شما داده شود.[73]

پیام ها:

1-رها کردن خدا و پناه بردن به مال و فرزند،شگفت آور است. «أَ فَرَأَیْتَ»

2-کافر،دین را مانع پیشرفت،وکفر را عامل رشد می داند. «کَفَرَ بِآیاتِنا وَ قالَ لَأُوتَیَنَّ»

3-ملاک ارزش نزد کفّار،مال و فرزند است. «لَأُوتَیَنَّ مالاً وَ وَلَداً» (کافر در برابر منطق و تهدید،تنها به آنچه در دست دارد دلخوش است.)

4-مرفّهان کج فکر را تحقیر کنید تا در جامعه الگو نشوند. أَ فَرَأَیْتَ ... أَطَّلَعَ الْغَیْبَ ...

نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ

5-خداوند با هیچ کس قرار دادی امضا نکرده است. «أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»

6-گرچه عهد خداوند تخلّف ندارد،ولی کفّار با خداوند عهدی نبسته اند. «أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»

7-پندارهای باطل را با صراحت سرکوب کنید. «کَلاّ»

8-رفتار و گفتار آدمی در دیوان الهی ثبت می گردد. «سَنَکْتُبُ ما یَقُولُ»

9-برای هر گفتار و عملی تا مدّتی مهلت است،شاید پشیمان شده و توبه کند، ولی اگر آن مدّت سرآمد و پشیمان نشد،ثبت می شود.حرف«سین»در «سَنَکْتُبُ» نشانه ی مهلت است.[74]

10-سخن باید به علم و دلیل تکیه داشته باشد،چرا که انسان مسئول گفته های خود است. «سَنَکْتُبُ ما قالُوا»

11-در قیامت،انسان مال و فرزندی را که عامل کفر و غرور او گردیدند،رها می کند و در پیشگاه خداوند،به تنهایی حاضر می شود. «یَأْتِینا فَرْداً»

وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَهً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا«81»

به جای خدای یگانه خدایانی(دروغین)برگزیدند تا برای ایشان سبب عزّت باشد.

کَلاّ سَیَکْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا«82»

هرگز(به این آرزو نمی رسند،بلکه)به زودی(معبودها)پرستش آنان را منکر خواهند شد و در برابر آنان(به جای عزت بخشی)به مخالفت بر می خیزند.

نکته ها:

*به گفته ی علامه طباطبایی،جمله ی «کَلاّ سَیَکْفُرُونَ» دو گونه تفسیر دارد:

الف:مشرکین به عبادت خویش کفر خواهند ورزید و مخالف بت ها خواهند شد.

ب:طاغوت ها وبت ها،بجای شفاعت وعزّت ویاری عبادت کنندگان خود،علیه آنان قیام خواهند کرد.در قرآن آیات دیگری نیز به این معنا دلالت دارد[75]

*«عزیز»یعنی پیروز ونفوذناپذیری که نمی توان به او ضرر و شرّی رساند.

*امام صادق علیه السلام فرمود:مقصود از «آلِهَهً» رؤسایی هستند که مردم با اطاعت از آنان،در جستجوی عزّتند[76]. البتّه ضدّیت معبودهایی مانند طاغوت ها و شیطان ها با پیروان خود روشن است،امّا معبودهایی مانند سنگ و چوب و غیره ممکن است به اراده ی خداوند در روز قیامت به زبان در آیند و از مشرکین و پرستش کنندگان خود،بیزاری جویند.[77]

*امام صادق علیه السلام در ذیل آیه فرمودند:مراد از عبادت در آیه،سجده ورکوع نیست،بلکه فرمانبُرداری و اطاعت است و فرمود:

«من اطاع مخلوقا فی معصیه الخالق فقد عبده» هرکس با اطاعت از مخلوقی مرتکب گناه شود،آن اطاعت به منزله ی پرستش است.[78]

پیام ها:

1-عزّت خواهی در فطرت انسان هست،ولی او در مصداق اشتباه می کند و سراغ منبع حقیقی عزّت نمی رود. اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ ...

2-قیامت نزدیک است،آن را باور کنیم. «سَیَکْفُرُونَ»

3-همان کسانی که انسان بجای خدا به آنان دل بسته،بر ضد او قیام خواهند کرد.

«وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا» (تکیه بر غیر خدا،سبب دشمنی آنان در قیامت است)

أَ لَمْ تَرَ أَنّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَی الْکافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا«83»

آیا ندیدی که ما شیطان ها را به سوی کافران فرستادیم تا آنان را شدیداً تحریک کنند؟

فَلا تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا«84»

پس بر(عذاب)آنان عجله مکن،ما حساب آنها(وروز وساعت واعمال و حتّی نفس زدن آنان)را شماره کنیم(تا موعدشان فرا رسد).

نکته ها:

*کلمه ی«از»به معنای تحریک کردن شدید و از جاکندن است.«از القدر»یعنی دیگ چنان به جوش آمد که هر چه در آن بود زیر و رو شد.

*رابطه ی شیطان با اهل ایمان،ساده ودنبالش هشیاری و توبه است. «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ»[79]

ولی رابطه ی شیطان با کفّار،رابطه ای سلطه گرانه است. «أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَی الْکافِرِینَ» نه«الی الکافرین».البتّه این سلطه ای است که کافر،خود زمینه ی آن را فراهم کرده است.

«إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ»[80]

*ممکن است مراد از فرستادن شیطان ها از سوی خدا،رها کردن آنها باشد؛مثلاً کسی که سگ خود را نبندد و مانعش نشود می گویند سگ خود را فرستاد.

*در تفسیر قمی آمده است:آیه ی «أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ» درباره ی کسانی نازل شده که خمس و زکات خود را نمی پردازند،خداوند بر اینان سلطان یا شیطانی را می فرستد تا آن مقدار از مالی که از بابت خمس و زکات پرداخت نکرده اند،در غیر راه خداوند مصرف نمایند.

*امام صادق علیه السلام فرمود:روزهای عمر انسان را پدر ومادر او نیز می توانند بشمارند؛پس مراد از «نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا» این است که ما شماره نفَس های آنان را نیز می دانیم.[81]

پیام ها:

1-کسانی که کفر را انتخاب کردند و ولایت شیطان را پذیرفتند،خداوند شیطان ها را برای تشویق و تحریک آنان به فساد به سراغشان می فرستد.

(یکی از کیفرهای کافران،سلطه ی شیطان بر آنهاست) «أَنّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَی الْکافِرِینَ»

2-شیطان انسان را تحریک می کند،ولی اجبار نمی کند. «تَؤُزُّهُمْ أَزًّا»

3-تحریک شیطان بسیار قوی است. «تَؤُزُّهُمْ أَزًّا»

4-هیچ چیز حتّی وسوسه های شیطان،از اراده خداوند خارج نیست. أَنّا أَرْسَلْنَا ...

تَؤُزُّهُمْ أَزًّا

5-کفر،مایه ی تحریک پذیری از شیطان است. «عَلَی الْکافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ»

6-علم انبیا به مصالح و حوادث محدود است. «فَلا تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ»

7-لجاجت در کفر و دشمنی،پیامبری را که خلق عظیم و سعه صدر داشت،به  درخواست عذاب برای آنان وادار کرد. «فَلا تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ»

8-سنّت خداوند بر مهلت دادن به مردم است. «نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا» برنامه های الهی منظّم و زمان بندی شده است،پس در مرگ و هلاکت کافران عجله نکنیم.

«فَلا تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ»

9-اوامر ونواهی ودستورات خود را مستدل بیان کنید. فَلا تَعْجَلْ ... إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ

یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَی الرَّحْمنِ وَفْداً«85»

(یاد کن)روزی که ما پرهیزکاران را دسته جمعی به سوی(ضیافت)خدای رحمان گرد آوریم.

وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلی جَهَنَّمَ وِرْداً«86»

و مجرمان را(پیاده و)تشنه به سوی جهنّم می رانیم.

نکته ها:

*«وفد»به گروهی تازه وارد می گویند که برای زیارت یا طلب حاجت سواره می آیند.کلمه ی «وِرد»به معنای عطش است.

پیام ها:

1-صحنه های قیامت یاد کردنی است،قیامت روز ظهور تفاوت متّقین ومجرمین است.و یَوْمَ ...

2-نحوه ی حضور بهشتیان و ورود دوزخیان بسیار مهم است. وَفْداً ... وِرْداً

3-پرهیزکاران مهمان خدایند، «وَفْداً» ولی مجرمان به ذلّت روانه می شوند.

«نَسُوقُ» متّقین با تشریفات ویژه و با استقبال ملائکه وارد بهشت می شوند[82]

4-مهم تر از بهشت،رحمت الهی است که بهشت یکی از جلوه های آن است. «إِلَی

اَلرَّحْمنِ» بجای «إِلَی الْجَنَّهِ» آمده است.

5-کلید بهشت تقوای الهی است. «نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَی الرَّحْمنِ»

لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً«87»

آنان مالک شفاعت نیستند،مگر کسی که با خدای رحمان پیمانی بسته باشد.

نکته ها:

*قرآن،برای شفاعت شرایطی قائل است و چنین نیست که هر کس هر چه را خواست شفیع خود قرار دهد.در قیامت،کفّار به هر دری می زنند و از هر کسی پناه می خواهند، ولی جواب منفی می شنوند.

*ممکن است مراد از«عهد»،همان عهد بندگی خدا و دوری از شیطان باشد که قرآن می فرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ»[83]ای انسان ها! آیا از شما پیمان نگرفتم که از شیطان اطاعت نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است و اینکه تنها مرا پرستش کنید که این صراط مستقیم است.و در جای دیگری می خوانیم: «لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلاً»[84]در آن روز،شفاعت هیچ کس سودی نمی بخشد جز کسی که خداوند به او اجازه داده و به گفتار او راضی است.

*در روایات،«عهد»به چند چیز تفسیر شده است از جمله:

الف:تعهّد به ولایت امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیهما السلام و امامان پس از او.[85]

ب:وصیّت هنگام مرگ که انسان مردم را گرد خود جمع کند و بگوید:من متعهّدم به «لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ» ،و حقانیّت بهشت و دوزخ.[86]

ج:تعهّد ومواظبت بر نمازهای شبانه روزی. [87]

پیام ها:

1-شفاعت،دارای نظامی قانون مند و تحت نظارت خداوند است. لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلاّ مَنِ ...

2-کسی خودسرانه و از پیش خود قدرت و حقّ شفاعت ندارد. «لا یَمْلِکُونَ»

3-شفاعت،جلوه ای از رحمت گسترده ی الهی است. «عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»

4-افراد خاص ومتعهّد از طرف خداوند حقّ شفاعت دارند. «إِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»

وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً«88»

و(کفّار)گفتند:خدای رحمان(برای خود)فرزندی انتخاب کرده است.

لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدًّا«89»

راستی،مطلب زشتی گفتید.

نکته ها:

*کلمه ی«ادّ»به معنای منکر بزرگ و بسیار زشت است.

*این آیه شامل گروه های زیادی می شود،از جمله:

الف:مشرکین،که ملائکه را دختران خدا می دانستند. «وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِکَهِ إِناثاً»[88]

ب:یهود،که عُزیر را فرزند خدا می پنداشتند. «وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ»[89]

ج:نصاری،که مسیح را فرزند خدا می شمردند. «قالَتِ النَّصاری الْمَسِیحُ ابْنُ اللّهِ»[90]

پیام ها:

1-اعتقاد به فرزند داشتن خدا،سخنی بی پایه وبسیار زشت است. وَلَداً ... شَیْئاً إِدًّا

2-فرزند داشتن خدا نشانه ی کمال نیست،بلکه مایه ی نقص است. «شَیْئاً إِدًّا»

تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا«90»

نزدیک است از این سخن،آسمان ها متلاشی و زمین شکافته شود و کوه ها به شدّت فرو ریزد.

أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً«91» وَ ما یَنْبَغِی لِلرَّحْمنِ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً«92»

زیرا برای خدای رحمان،فرزندی قائل شدند.در حالی که برای خدای رحمان،سزاوار نیست که فرزند بگیرد.

إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاّ آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً«93»

موجودی در آسمان ها و زمین نیست مگر آن که بنده وار نزد خداوندِ رحمان می آید.

نکته ها:

*«هَدّ»به معنای سقوط است.

*مسأله ی واکنش طبیعت در برابر حقایق،بارها در قرآن مطرح شده است از جمله:

یک جا می فرماید:بعضی از سنگ ها از خشیت خداوند،از کوه فرو می ریزند. «وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ» [91]

یا اینکه می فرماید:اگر قرآن بر کوه ها نازل می شد،هر آینه از ترس خداوند قطعه قطعه می شدند. «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ»[92]

پیام ها:

1-گناه می تواند مایه ی برهم ریختن نظام هستی گردد. «تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ»

2-خداوند،هستی را برای انسان آفرید و اگر انسان منحرف شود،سقوط هستی بی جا نیست. «تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ»

3-بالاترین فساد در جهان هستی،عقیده ی فاسد است. «دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً»

4-فرزند داشتن خداوند،به این معناست که او محتاج بقای نسل است،کمک و یاور می خواهد و از تنهایی رنج می برد،در حالی که او از همه ی اینها منزه است. «ما یَنْبَغِی لِلرَّحْمنِ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً»

5-تمام هستی تحت سلطه ی خداست وبه سوی او باز می گردد. «آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً»

6-هستی و موجودات آن همگی تحت فرمان خدا وبنده ی او هستند،چرا بنده ی او را فرزند او می خوانید. وَ ما یَنْبَغِی ... إِنْ کُلُّ ... عَبْداً

لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا«94»

قطعاً خداوند همه ی آنان را حساب کرده،با دقّت شمرده است.

وَ کُلُّهُمْ آتِیهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَرْداً«95»

و همگی روز قیامت تنها(و تهی دست)نزد او خواهند آمد.

پیام ها:

1-آمار دقیق همه ی اجزای هستی بدست اوست. «لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا» علم خداوند،تنها به کلیّات احاطه ندارد،بلکه جزئیّات را هم می داند.

هشدار که هر ذرّه حساب است در اینجا

دیوان حساب است و کتاب است در اینجا [93]

2-موجودات هستی محدودند. «عَدَّهُمْ عَدًّا»

3-قیامت برای همه است. «کُلُّهُمْ»

4-با اینکه حشر برای همه است،ولی هر کس به فکر خویش است و گویا انسان، تنهای تنهاست. «فَرْداً» ، «لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادی کَما خَلَقْناکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ»[94]

5-روز قیامت تمام وابستگی های فامیلی،اقتصادی و اجتماعی،حزبی و غیره گسسته می شود. «فَرْداً»

6-در قیامت،مال و فرزند و دوست و...سودی ندارد. «فَرْداً»

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا«96»

همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند به زودی خدای رحمان برای آنان محبّتی(در دلها)قرار می دهد.

نکته ها:

*بارها دیده ایم که هرگاه انسان های با ایمان و صالح از دنیا می روند،حتّی افراد لاابالی و فاسق هم در غم فرو می روند و ناخودآگاه به عزا می نشینند و اشک می ریزند و یادش را گرامی داشته،قبرش را زیارت می کنند و یا خاطراتش برای دیگران بازگو می کنند.همه اینها به خاطر فطرت پاک وکمال دوستی انسان است.

آری،کسی که تنها به خدا دل ببندد،خداوند هم دل های مردم را به او متوجّه می کند.کسی که به یاد خدا باشد،خداوند او را یاد می کند. «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ»[95]

*از امام صادق علیه السلام روایت شده است:ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام پاداشی است که خدا به مؤمنان دارای عمل صالح می دهد. [96]و نظیر این روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد مهر و محبّت اهل ایمان به علیّ علیه السلام آمده است. [97]

پیام ها:

1-ایمان بدون عمل و عمل بدون ایمان،کارساز نیست. آمَنُوا وَ عَمِلُوا ...

2-ایمان وکار شایسته،کلید محبوبیّت نزد مردم است. إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجْعَلُ ... وُدًّا هرگاه دیدیم محبوبیّت ما کم شده،عقیده یا عملکرد خود تجزیه و تحلیل کنیم.زیرا که وعده ی خداوند تخلّف ندارد.

3-محبوب شدن به دست خداست. «سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ» دلها نیز به دست اوست.

4-محبوب شدن،رحمتی الهی است که نصیب مؤمنان و صالحان می شود.

«سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ»

5-ممکن است امروز به کار شایسته ی شما ارج ننهند،ولی صبر و تلاش مداوم

شما،در آینده به ثمر خواهد نشست. سَیَجْعَلُ ...

6-محبوبیّت،از الطاف و پاداش های الهی در دنیاست. «سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مؤمنان وصالحان علاوه بر پاداش آخرت،در همین دنیا نیز پاداش می گیرند)

فَإِنَّما یَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا«97»

پس همانا قرآن را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزکاران را به وسیله ی آن بشارت دهی و مردم ستیزه جو را بدان هشدار دهی.

نکته ها:

*کلمه ی«لُدّ»به معنای دشمنی شدید است.

پیام ها:

1-آسان گویی،شیوه ای قرآنی برای ارشاد است. «یَسَّرْناهُ» البتّه آسان گویی غیر از سست گویی است،سخن باید محکم ولی روان باشد. «أُحْکِمَتْ آیاتُهُ»[98]

2-بیان روان،از الطاف الهی است. «یَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ»

3-با هر گروهی به نحوی خاص باید سخن گفت. لِتُبَشِّرَ ... وَ تُنْذِرَ (با متّقین به زبان بشارت و با دشمنان به صورت انذار.)

وَ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِکْزاً«98»

وچه بسیار نسل هایی که پیش از آنان هلاک کردیم.آیا کسی از آنها را می یابی یا کمترین صدایی از ایشان می شنوی؟

نکته ها:

*این آیه ی شریفه،مایه ی تسکین و دلداری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و تلویحاً به او نوید می دهد که دشمنان لجوج تو به زودی نابود خواهند شد؛چنان که بسیاری از حقّ ستیزان در گذشته به هلاکت رسیدند.

*کلمه ی«رکز»به معنای صدای آهسته و مخفی است.

*امام صادق علیه السلام در پاسخ جابر درباره آیه فرمودند:قوم هلاکت یافته بنی امیّه هستند،هیچ یک از آنان را به حالی که امیدی داشته باشد و یا در ترس و وحشت نباشد نبینی.جابر می گوید:عرض کردم آیا این شدنی است؟فرمودند:بسیار زود اتفاق خواهد افتاد. [99]

پیام ها:

1-هلاکت اقوام لجوج،نشانه جدّی بودن هشدارهای قرآن است. «وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا وَ کَمْ أَهْلَکْنا»

2-هلاکت دشمنان حقّ،یکی از سنّت های الهی است. «وَ کَمْ أَهْلَکْنا»

3-تاریخ آئینه ی عبرت است. هَلْ تُحِسُّ ... أَوْ تَسْمَعُ


[1] - حجر،40

[2] - طه،13

[3] - طه،41

[4] - تفسیر المیزان و نورالثقلین

[5] - چنانکه در آیه ی 45 سوره ص نیز می خوانیم:«انّا اخلصناهم

[6] - تفسیر المیزان

[7] - نساء،164

[8] - تفسیر کشف الاسرار

[9] - حضرت علی علیه السلام می فرماید:«اذا اشتغل اهل الجنه بالجنه اشتغل اهل اللّه باللّه»آنگاه که اهل بهشت از نعمت های بهشت بهره می برند،اهل اللّه به خدا مشغولند(و با او راز ونیاز می کنند).

[10] - طه،29-31.

[11] - تفسیر المیزان

[12] - آل عمران،9.

[13] - تفسیر نورالثقلین

[14] - مریم،6.

[15] - مریم،55

[16] - تفسیر اطیب البیان

[17] - تفسیر المیزان

[18] - تفسیر نمونه.

[19] - تفسیر المیزان

[20] - تفسیر اطیب البیان.

[21] - تفسیر نمونه.

[22] - تفسیر اطیب البیان

[23] - تفسیر اطیب البیان.

[24] - تفسیر نمونه

[25] - تفسیر صافی.

[26] - بقره،256

[27] - بحار ج 11 ص 72

[28] - تفسیر نمونه

[29] - تحریم 8

[30] - شوری 37

[31] - بقره 37

[32] - بقره 222

[33] - فرقان 71

[34] - انعام 37

[35] - بقره 160

[36] - نور 31

[37] - فرقان،70

[38] - هود،52

[39] - هود،3

[40] - نساء،18

[41] - بقره،37

[42] - انعام،54.

[43] - توبه،117

[44] - مریم،60

[45] - هود،90

[46] - حجرات،11

[47] - بروج،10

[48] - الرحمن،46-62.

[49] - تفسیر کشف الاسرار.

[50] - توبه،111.

[51] - نورالثقلین،ج2،ص 31

[52] - تفسیر نورالثقلین؛محاسن برقی

[53] - کلمه ی«عدن»به معنای اقامت است

[54] - زمر،73

[55] - واقعه،91

[56] - تفسیر کشف الاسرار

[57] - ضحی،3.

[58] - تفسیر فی ظلال القرآن؛تبیان

[59] - توحید صدوق،ص 263.

[60] - انسان،1

[61] - کافی،ج 1،ص147

[62] - .بحار،ج 5،ص84.

[63] - .«اولئک عنها مبعدون»مؤمنان از آتش دوزخ دور نگاهداشته می شوند.انبیاء،101.«و هم من فزع یومئذ آمنون»نیکوکاران از وحشت قیامت در امانند نمل، 89.«لایسمعون حسیسها»مؤمنان صالح،صدای آتش دوزخ را نمی شنوند. انبیاء،102.

[64] - امام صادق علیه السلام فرمودند:آیا نشینیده ای شخصی که می گوید:بر آب فلان طایفه وارد شدم،مرادش رسیدن به آب است،نه دخول در آب.تفسیر نورالثقلین.

[65] - تفسیر نورالثقلین

[66] - عنکبوت،29

[67] - علق،17

[68] - تفسیر کبیر فخررازی.

[69] - تفسیر اطیب البیان

[70] - کافی،ج1،ص431.

[71] - تفسیر المیزان.

[72] - تفسیر نورالثقلین

[73] - تفسیر قمی،ج2،ص53

[74] - در روایات نیز می خوانیم:همین که عمل بدی از انسان سر می زند،تا مدّتی فرشتگان مأمور به ثبت نیستند،شاید پشیمان شود،ولی پس از پایان مدّت،ثبت می شود.

[75] - .«یکفرون بشرککم»معبودها شرک ورزی شما را انکار خواهند کرد.فاطر،14. «و اذا حشر الناس کانوا لهم اعداء و کانوا بعبادتهم کافرین»هنگامی که مردم در قیامت محشور شوند،معبودها دشمن بت پرستان شده و عبادات آنان را انکار خواهند کرد.احقاف،6.

[76] - تفسیر صافی.

[77] - تفسیر نمونه

[78] - تفسیر نورالثقلین

[79] - طه،120.

[80] - نحل،100.

[81] - تفسیر صافی

[82] - شرح مفصّل این مراسم،در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان شده است.کافی،ج 8،ص95

[83] - یس،60-61.

[84] - طه،109

[85] - تفسیر المیزان

[86] - تفسیر مجمع البیان

[87] - تفسیر المیزان

[88] - .اسراء،40

[89] - توبه،30

[90] - توبه،30

[91] - بقره،74

[92] - حشر،21.

[93] - فیض کاشانی

[94] - انعام،94

[95] - بقره،152

[96] - کافی،ج1،ص431.

[97] - تفسیر فرات،ص247. 

[98] - هود،1.

[99] - بحار،ج46،ص30


  نسخه مناسب چاپ | خروجی word | ایمیل | 

 
پاسخ به احکام شرعی

فید سایت

 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز

امیدواری به رحمت خدا

عن ابى ذرالغفارى (رضى اللّه عنه) قال: قال النبى (صلى اللّه عليه و آله‏ و سلّم): قال اللّه تبارك و تعالى:

يابن آدم ما دعوتنى و رجوتنى اغفرلك على ما كان فيك و ان اتيتنى بقرار الارض خطيئة اتيتك بقرارها مغفرة ما لم تشرك بى و ان اخطات حتى بلغ خطاياك عنان السماء ثم استغفرتنى غفرت لك.

اى فرزند آدم هر زمان كه مرا بخوانى و به من اميد داشته باشى تمام آنچه كه بر گردن توست مى‏بخشم و اگر به وسعت زمين همراه با گناه به پيش من آئى، من به وسعت زمين همراه با مغفرت به نزد تو مى‏آيم، مادامى كه شرك نورزى. و اگر مرتكب گناه شوى بنحوى كه گناهت به مرز آسمان برسد سپس استغفار كنى، ترا خواهم بخشيد.



کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر - فرش