بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
السَّلاَمُ عَلَى
مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
وَٱلسَّلَامُ عَلی عِبادِالله
ازدواج آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)
و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
ازدواج حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از مهم ترین اتفاقات تاریخ شیعه است، زیرا سلسله امامان شیعه ثمره این ازدواج هستند.
مطابق با برخی احادیث، آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به وحی الهی، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به ازدواج آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در آورد.
در مورد تاریخ این ازدواج چندین نظر وجود دارد که در تقویم رسمی ایران از این بین، روز یکم ذی الحجه به عنوان تاریخ این ازدواج تعیین شده است.
تاریخ ازدواج آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)
و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
درباه تاریخ ازدواج آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اتفاق چندانی میان مورخان و سیرهنگاران نیست. تاریخ هایی که گاه بیانگر زمان صیغه خواندن می باشد و گاه بیانگر زمان عروسی و رفتن حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خانه آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) است.
این تاریخ ها عبارت اند از:
{۱} روز اول ذی الحجه عقد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و روز سه شنبه ششم همان ماه، ازدواج حضرت بوده است.
المناقب ابن شهرآشوب، ج ۳، ص ۳۵۷.
{۲} در ماه شوال پس از بازگشت آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) از جنگ بدر بوده است.
الأمالی طوسی، ص ۴۳.
{۳} بنابر روایت آقا امام صادق (علیه السلام) عقد آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در ماه رمضان، و ازدواج آنها در ذى حجّه سال دوم هجری بوده است.
کشف الغمة، ج ۱، ص ۳۶۴.
{۴} زفاف فاطمه در شب پنج شنبه، بیست و یکم ماه محرم سال سوم هجرت بوده است.
کشف الغمة، ج ۱، ص ۳۶۴.
{۵} برخی بر این عقیده اند که: عقد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در اواخر ماه صفر و ازدواج در ماه ذی حجه بوده است.
بحار الأنوار، ج ۱۹، ص ۱۹۲-۱۹۳.
{۶} عده ای نیز گفته اند که عقد در ماه ربیع الأول بوده و در همان ماه ازدواج صورت پذیرفته است.
بحار الأنوار، ج ۱۹، ص ۱۹۲-۱۹۳.
{۷} ابن سعد روایت کرده است که ازدواج حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) پنج ماه پس از ورود پیغمبر (ص) به مدینه در ماه رجب صورت پذیرفت و پس از بازگشت از بدر او را به خانه آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) فرستاد.
الطبقات الکبرى، ج ۸، ص ۱۸.
سنّ ازدواج حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
علماى شیعه در تعیین سن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به هنگام ازدواج از چهارده سال بیشتر نگفته اند.
أعیان الشیعة، ج ۱، ص ۳۱۳.
اکثر عالمان شیعه معتقدند که، سن حضرت در زمان ازدواج، ۹ یا ۱۰ یا حداکثر ۱۱ سال بوده است.
الموسوعة الکبرى عن فاطمة الزهراء،ج۴،ص۲۱.
سنّ ازدواج آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)
سنّ آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) ۲۱ سال و ۵ ماه بوده است.
الاستیعاب فى معرفة الأصحاب ، ج ۴، ص ۱۸۹۳.
خواستگاری آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)
از حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
آنچه مسلّم است، اینکه حضرت زهرا (سلام الله علیها) خواهان بسیار داشته اند. زیرا از طرفی پدر ایشان چه قبل و چه بعد از بعثت از مردان شریف و بزرگ عرب و قریش بوده اند، و از طرف دیگر شخصیت خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) شخصیتی بسیار والا و بزرگ بود.
پیش از آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) افرادی مانند ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) اعلام کرده بودند و هر دو از آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) یک پاسخ شنیده بودند و آن این که درباره ازدواج زهرا منتظر وحی الهی است.
ابن سعد، طبقات، ج ۸، ص ۱۱،
در سنن نسائی آمده است:
آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) در پاسخ آنان {ابوبکر و عمر} فرمود:
«فاطمه خردسال است» و چون علی (علیه السّلام) او را از وی خواستگاری کرد، پذیرفت.
نسائی، سنن، ج ۶، ص ۶۲؛
فاطمـه الزّهراء، ص ۲۵، ج ۲.
الصواعق المحرّقه، ص ۱۶۲.
انساب الاشراف، ص ۴۰۲.
ابن شهر آشوب در «مناقب» خود از دیگر خواستگاران حضرت اسم می برد. از جمله عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن عفان که هر دو از ثروتمندان بزرگ بودند، برای خواستگاری، خدمت آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) رسیدند و به یکدیگر تفاخر می کردند؛ که پیغمبر از سخن آنان خشمناک شد... .
مناقب ابن شهر آشوب، ج۳، ص ۳۴۵.
تذکرة الخواص، ص ۳۰۶.
در جایی دیگر آمده است: دختر آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) خواستگارانی داشت؛ امّا پدرش از میان همه پسر عموهای خود، علی بن ابی طالب (علیهماالسلام) را برای شوهری او برگزید و به دخترشان فرمودند: «تو را به کسی به زنی می دهم که از همه نیکو خوی تر و در مسلمانی پیش قدم تر است.»
نسائی، سنن، ج ۲، ص ۳۱.
ضحاک بن مزاحم نقل می کند، از آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) شنیدم که در مورد مراسم خواستگاری از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می فرمود: موقعی که من نزد آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) رفتم و آن بزرگوار مرا دید خندید و فرمود: یا اباالحسن! آیا برای حاجتی که داری نزد من آمدی؟ من قرابت و سبقت در اسلام و یاری کردن خود را از آن حضرت و جهادهایی که در راه خدا کرده بودم، برای آن حضرت شرح دادم. پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: یا علی راست می گویی، مقام تو بالاتر از این است که تذکّر دادی، گفتم: یا رسول الله فاطمه ی زهراء را برایم تزویج نما. فرمود: یا علی! قبل از تو چند نفر از مردان، این تقاضا را داشتند، ولی هر گاه من به فاطمه می گفتم اظهار بی میلی می کرد، شما چند لحظه ای صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم.
الأمالی للطوسی : ص ۳۹ ح ۴۴.
بشارة المصطفى : ص ۲۶۱.
آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم)، نزد فاطمه علیها السلام رفت... و به او فرمود: اى فاطمه! پاسخ داد: بلى، چه مى خواهى، اى پیامبر خدا؟ فرمود: «على بن ابى طالب، کسى است که خویشاوندى و فضیلت و اسلامش را مى شناسى و من از خدا خواسته ام که تو را به ازدواج بهترینِ آفریدگانش و محبوب ترینِ آنان در نزدش درآورد و على از تو خواستگارى کرده است. چه نظرى دارى؟». فاطمه علیها السلام ساکت ماند ولی صورتش را برنگرداند و پیامبر خدا، کراهتى در چهره اش ندید. پس برخاست، در حالى که مى گفت: «اللّه اکبر! سکوت او [نشانه] رضایت اوست». پس جبرئیل (علیه السلام) نزدش آمد و گفت: اى محمّد! او را به ازدواج على بن ابى طالب درآور که خداوند، این دو را براى هم پسندیده است.
الأمالی للطوسی : ص ۳۹ ح ۴۴.
بشارة المصطفى : ص ۲۶۱.
حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایت می کنند: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به من فرمود: یا علی! گروهی از مردان قریش راجع به فاطمه زهراء مرا مورد عتاب قرار دادند و گفتند: ما خواستگار فاطمه بودیم و تو نپذیرفتی، اکنون او را به علی بن ابیطالب دادی. من گفتم: به خدا قسم، من فاطمه را از شما رد نکردم و او را تزویج ننمودم، بلکه خدا خواستگاری شما را نپذیرفت و فاطمه را برای علی تزویج کرد؛ زیرا جبرئیل بر من نازل شد و گفت، خدای تعالی می فرماید: اگر من علی را خلق نمی کردم شوهری که شایسته ی فاطمه باشد در روی زمین نبود.
ترجمه جلد ۴۳ بحارالنوار،ص ۲۸۸.
همچنین از آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) روایت شده است که خطاب به آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) فرمود: «لولاک یا على لما کان لفاطمه کفو على وجه الارض»؛ یا على اگر تو نبودى، فاطمه را بر روى زمین کفوی نبود.
بحارالانوار ج ۴۳/ ۱۰۷.
علامه حسن زاده آملی در شرح این روایت گفته اند: نکاح بر کفائت است - که باید مرد و زن کفو هم باشند- و مرد غیر معصوم را بر زنى که صاحب عصمت است راهى نیست.
شرح فصوص حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیة، ص۱۷۸.
مهریه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) پس ازکسب اجازه از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به نزد آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) آمدند و با لبی خندان گفتند: یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من کاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یک شمشیر، یک زره و یک شتر. فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد کنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی تو محسوب می شود، باید به وسیله آن آبکشی کنی و امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین کنی و برای اهل و عیالت کسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل کنی، تنها چیزی که می توانی از آن صرف نظر کنی همان زره است. منهم به تو سخت نمی گیرم و به همان زره اکتفا می نمایم.
زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) ( ترجمه جلد ۴۳ بحارالانوار )، ص ۴۰۹.
در روایات دو نوع مهریه برای حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مشخص شده است:
(*) مهریه عادی یا مهریه زمینی
مهریه عادی یا به تعبیری مهریه زمینی که همه زنان مسلمان دارند و دو نوع روایت در این مورد نقل می شود:
{۱} مهریه حضرت فاطمه زرهی بود از نوع بسیار محکم که آن را زره شمشیرشکن می گویند و آن از پوست دبّاغی نشده قوچ و یا پوست بُز ساخته می شود و ارزش این زره چهارصد و به نقلی پانصد درهم بوده است.
زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها)،
ترجمه جلد ۴۳ بحارالانوار، ص۳۵۸.
{۲} مهریه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) طبق روایات اسلامی پانصد درهم بوده است.
احقاق الحق، ج ۸، ص ۳۵۱.
البته این دو روایت قابل جمع هستند و می توان گفت در حقیقت مهر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) همان زره آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) بود که آن را به پانصد درهم فروختند.
(*) مهریه آسمانی
آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:
مهریه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در آسمان یک پنجم زمین تعیین شده، پس کسی که با بغض فاطمه و فرزندانش، تا قیامت روی زمین راه برود حرام است.
زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها)،
ترجمه جلد ۴۳ بحارالانوار، ص۳۵۸.
در روایتی دیگر از آقا امام باقر (علیه السّلام) روایت شده که فرمود مهریه فاطمه اطهر یک پنجم دنیا، یک سوّم بهشت، چهار نهر که عبارتند از: نهر فرات، نیل در مصر نهروان و نهر بلخ.
زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها)،
ترجمه جلد ۴۳ بحارالانوار، ص۳۵۸.
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) به دستور آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) زره را فروخت و پول آن را به آن بزرگوار تقدیم داشت و پیامبر آن پول را به سه بخش تقسیم کرده، بخشی از آن را برای خریدن وسایل زندگی به عنوان جهیزیه، و بخش دیگر آن را برای تهیه عطریات عروسی قرار داد و سومین بخش آن را نزد « ام سلمه» سپرد تا به هنگام فرارسیدن شب عروسی آن را به امیر مومنان باز گرداند تا بتواند از میهمانان خویش پذیرایی کند.
فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت ، ص ۱۸۹.
خواندن خطبه عقد در مسجد
آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) فرمودند: یا علی تو زودتر به مسجد برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار کنیم و خطبه بخوانیم.
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حرکت نمود. ابوبکر و عمر را در بین راه ملاقات کرد، آنها از جریان کار جویا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزویج کرد، هم اکنون آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) در راه است تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد.
آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) در حالی که صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد تشریف برد، و به بلال حبشی فرمودند: مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن.
هنگامی که مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:
ای مردم آگاه باشید که جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد که مراسم عقد ازدواج آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده که در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگیرم. على علیه السلام را خواست و فرمود یا على پروردگار مرا امر فرموده که فاطمه را براى تو عقد کنم به پانصد مثقال نقره آیا راضى هستى؟ عرض کرد: یا رسولاللَّه راضى هستم همه حضار مبارک باد گفتند سپس آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به منبر رفت خطبه عقد را ایراد فرمود.
پس از آن آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) برخاست خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم! رسول خدا حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول کرد. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.
مسلمانان به آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) عرض کردند: یا رسول الله! فاطمه را با علی کابین بسته ای؟ رسول خدا پاسخ داد: آری. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در میانتان دوستی و محبت افکند.
در پایان مجلس، رسول خدا به زنان خود امر فرمود تا به خوشحالى این جشن شادمانى کنند و بساط سرور بگسترند.
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) مى گوید: آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) دخترش را به ازدواج من درآورد و آنگاه نزد من آمده دستم را گرفته و فرمود: با یاد و نام خدا برخیز و بگو: «على برکة اللَّه، و ما شاء اللَّه، و لا قوّة إلّا باللَّه، و توکلت على اللَّه»- یعنى: بر سفره برکت خدا مى نشینم، و راضى مى شوم بر آنچه او بخواهد، همانا قدرت و قوّتى نیست مگر از جانب خدا، پس به او توکل مى کنم و یارى مى طلبم. سپس مرا کنار فاطمه نشانید و گفت: خداوندا! اینان محبوبترین مردم در نزد من مى باشند، پس آنان را دوست بدار، و خیر و برکت به ذریه آنها عطا کن، و آنان را از هر آسیبى حافظ باش، من آنها و نسلشان را از شرّ شیطان فریبکار به تو مى سپارم.
زندگانی حضرت زهرا سلام الله علیها،
ترجمه و تحقیق از جلد ۴۳ بحار الانوار)،
روحانی علی آبادی، ص ۴۱۷.
جهیزیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) می فرمایند: آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) خطاب به من فرمود: برخیز و زره خود را بفروش! برخاستم و زره را فروختم و پول آن را گرفته نزد آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) آوردم و آنها را در مقابل او نهادم؛ آن حضرت از من نپرسید که آن پولها چه مقدار است و من نیز چیزی در این باره به آن حضرت نگفتم، سپس بلال را صدا کرد و مشتی از آن پولها را به وی داد و گفت: این پولها را بگیر و با آنها برای فاطمه (علیهاالسلام) عطر خریداری کن!
و بعد از او ابوبکر و عمّار بن یاسر را احضار نمود و دو مشت از آن پولها را به او داده و گفت: با این پولها، برای فاطمه (علیهاالسلام) لباس و اثاثیه منزل خریداری کن. و آنگاه عمار یاسر و گروه آنها وارد بازار شدند و هر چیزی را که لازم می دانستند در نظر گرفتند و آن را خریداری می نمودند.
زندگانی حضرت زهرا ( سلام الله علیها)،
ترجمه جلد ۴۳ بحارالانوار، ص۳۶۱.
از صورت جهیزیه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مى توان به وضع زندگى بانوى بزرگوار اسلام به خوبى پى برد.
فرستادگان آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) از بازار بازگشتند و آن چه براى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) تهیه کرده بودند به قرار زیر بود:
{۱} یک پیراهن به قیمت هفت درهم
{۲} روبنده ای به قیمت چهار درهم، شاید منظور از آن «خمار» روسری، مقنعه یا چادر باشد.
{۳} یک قطیفه ی مشکی خیبری
{۴} تختی که وسط آن را با لیف خرما بافته بودند.
{۵} دو عدد تشک با روکشی از کتان مصری که یکی از آنها با لیف خرما و دیگری با پشم گوسفند پر شده بود.
{۶} چهار بالش -یا متکا، یا پشتی- با رویه ای از پوست حیوانات طائف که درون آنها از علف
{۷} پرده ای از جنس پشم
{۸} حصیری بافت یمن
{۹} یک آسیای دستی
{۱۰} طشت مسی
{۱۱} مشک آبی از جنس پوست
{۱۲} ظرف مخصوص شیر که از جنس چوب می تراشیدند.
{۱۲} ظرفی برای آبخوری
{۱۴} آفتابه ای قیر اندود
{۱۵} سبویی سبز رنگ که در آن روغن، آرد یا چیزهایی دیگر نگهداری می کردند.
{۱۶} دو کوزه ی کوچک سفالی
هنگامی که خرید آنها کامل شد، مقداری از اثاثیه را ابوبکر و باقی را سایر اصحاب آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) حمل کرده به خانه ی آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) بردند. هنگامی که لوازم خریداری شده به آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) نشان داده شد، پیامبر آنها را زیر و رو کرده و گفت: خدا اینها را برای اهل بیت مبارک کند.
همان ، ۳۶۱.
خانه آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) در کنار مسجد، خانه ساده اى داشت که مجموع آن از یک اتاق خشت و گلى، که در کف آن اتاق، ماسه نرم ریخته شده بود خلاصه مى شد. آن اتاق با پوست گوسفند، فرش شده بود و یک عدد متکا که لایه آن از لیف خرما بود، در آن دیده مى شد. این خانه براى شب زفاف مناسب نبود، آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) فرمود: در همین نزدیکى ، خانه اى را فراهم کن (اجاره کن ) تا همسرت را به تو تحویل دهم .
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) عرض کرد: در این نزدیکى جز منزل حارثة بن نعمان منزلى نیست. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: خانه هاى حارثه را براى مهاجران بى خانه گرفته ایم ، و اکنون شرم مى کنیم که باز از او تقاضاى منزل کنیم! حارثه این سخن را شنید و به محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و متواضعانه عرض کرد: من و اموالم به خدا و رسولش تعلق دارد. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) براى او دعا کرد، به این ترتیب خانه حارثه آماده شد و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عروسى به آن جا رفت.
پس از مدتى آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) و فاطمه (سلام الله علیها) به خانه قبلى آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) باز گشتند، و فرزندان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در همان خانه ساده چشم به جهان گشودند و بزرگ شدند. این خانه در کنار مسجدالنبی بود که محل آن اکنون به نام خانه زهرا (سلام الله علیها) معروف است.
ریاحین الشریعه ، ج ۱، ص ۹۲.
از عایشه و ام سلمه روایت شده است که هر دو گفتند: آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) ما را فرمود که فاطمه (سلام الله علیها) را آماده کنیم تا بر آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) داخل شود. ما به سراى آن دو رفته و با خاک نرم بیابان آن را فرش کردیم. آن گاه دو متکا را از لیف خرما پر کرده، با دستمان لی فها را از هم جدا نمودیم. سپس به آنان غذایى از خرما و کشمش و آبى گوارا بدادیم. و تیرکى از چوپ را در نزدیکى سرایشان برافراشتیم تا لباسها و مشک آب را بر آن بیاویزند. ما ازدواجى بهتر از ازدواج فاطمه (سلام الله علیها) ندیدیم.
چهل حدیث در فضایل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم)، ص ۵۰.
مراسم عروسی
بخشیدن پیراهن عروسی:
آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) برای شب عروسی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) پیراهنی آماده ساخت و ایشان پیراهن دیگری نیز داشت که پوشیده و اصلاح شده بود. شب عروسی او بود که بی نوایی در خانه پیامبر آمد و از ایشان لباس طلبید. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) برخاست و نخست پیراهن اصلاح شده ی خویش را در بسته ای نهاد تا در راه خدا به او بدهد، اما ناگهان آیه شریفه قرآن را به خاطر آورد که: «لن تنالوا البرّ حتی تنفقوا مما تحبّون.» شما به اوج نیکی و نیکوکاری نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق نمایید.
لذا «فاطمه» بازگشت و پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به آن زن بینوا انفاق کرد و خود همان جامه ی عادی خویش را پوشید. هنگامی که خواستند عروس گرانمایه را به خانه ی امیر مومنان ببرند، فرشته وحی فرود آمد و پس از سلام بر پیامبر گفت: ای پیامبر خدا! پروردگارت درود نثارت می کند و به من دستور داده است که سلام و درودی گرم نثار «فاطمه» نمایم و به همراه من ارمغانی از لباسهای بهشت نیز که از دیبای سبز تهیه شده است برای او فرستاده است.
فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت ، ص ۱۹۹-۲۰۰.
ولیمه عروسی
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) می فرمایند: آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به من گفت: ای علی! غذای فراوانی برای عروسی و خانواده ات تدارک کن. و سپس فرمود: گوشت و نان را من می دهم، خرما و روغن به عهده ی تو. من خرما و روغن فراهم کردم و نزد پیامبر بردم، آن حضرت آستینهای لباسش را بالا زد و خرما را تمیز کرده در روغن ریخت و غذایی درست کرد که آن را «حیس» می گفتند، و گوسفند فربهی ذبح کرد، و نان فراوانی تدارک نمود، سپس به من گفت: هر کس را که دوست داری دعوت کن.
همان، ۳۶۴.
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) می فرمایند: پس وارد مسجد شدم و دیدم که مسجد پر از صحابه پیامبر است، حیا کردم که در میان آن جمع عده ای را دعوت کنم و عده ای را دعوت ننمایم، پس بر یک بلندی قرار گرفتم و خطاب به همه گفتم: همه ی شما را به صرف ولیمه ی عروسی فاطمه (علیهاالسلام) دعوت می کنم. آنان پذیرفتند و گروه گروه به طرف خانه ی پیامبر حرکت کردند و من از کثرت جمعیت و کمی غذا خجالت می کشیدم. وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنچه که در ذهن من می گذشت مطلع گردید، گفت: ای علی! من دعا می کنم که خدا به غذای شما برکت بدهد... .
همان ، ۳۶۴ و ۳۶۵.
کاروان مشایعت کننده حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
شب که فرا رسید آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به سلمان فرمود: بغله شهبایم را بیاور و پس از آماده شدن، آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فاطمه علیهاالسلام را بر مرکب خود سوار کرده تا به خانه آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) ببرد. پس سلمان افسار مرکب را در دست گرفته و آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) در پشت سر او قرار گرته بود، هم چنان که به راه خود ادامه می دادند ناگهان از پشت سر، سر و صدایی به گوشش رسید، نگاه کرد دید جبرئیل و میکائیل و اسرافیل هستند که به همراه گروهی از فرشتگان به زمین فرود آمده اند. آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ای جبرئیل! برای چه نازل شده اید؟ در پاسخ گفت: ای رسول خدا آمده ایم تا فاطمه علیهاالسلام را به خانه علی ببریم، پس جبرئیل تکبیر گفت و میکائیل نیز تکبیر گفت و اسرافیل چنین کرد و سایر فرشتگان به دنبال این سه فرشته تکبیر سر دادند و به دنبال آنها آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) تکبیر گفته و در آخر سلمان فارسی آوای تکبیر را سر داد و از آنها پس در مراسم عروسی و بردن عروس به خانه شوهر تکبیر گفتن سنت شد.
فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا، محمد جواد مروجی طبسی،
به نقل از کشف الغمه، ج ۱، ص ۳۶۸.
جابر گوید: آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) و حمزه، عقیل و جعفر و سایر اهل بیت نیز در پشت سر فاطمه علیهاالسلام در حالی که شمشیرهای خود را کشیده بودند، به راه افتادند و زنان آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به همراه دیگر زنان در پیشاپیش کاروان شادی حرکت کرده و ام سلمه و حفصه و معاذه مادر سعد سروده ای می خواندند و در سایر زنان با تکرار مصراع اول شادی خود را اظهار می کردند و سپس تکبیر سر می دادند تا این که داخل خانه علی شدند.
فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا، محمد جواد مروجی طبسی،
به نقل از بحار الأنوار، ج ۴۳، ص ۱۱۵.
نقل شده که آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به دختران عبدالمطلب و زنان مهاجرین و انصار دستور داد تا به همراه فاطمه علیهاالسلام بوده و شادی کنان رجز بخوانند و تکبیر بگویند و سخنی که مورد رضای خدا نیست بر زبان جاری نسازند.
فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا، محمد جواد مروجی طبسی
توصیههای پیامبر به
آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)
و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
هنگامی که کاروان عروس به خانه رسید، پیامبر، آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) را فراخواند و پس از آمدن او دختر سرفرازش را خواست و دستش را گرفت و در دست آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) نهاد و فرمود: «علی جان! خداوند دختر پیامبر را به تو مبارک سازد.»
و افزود:
«یا علی! هذه فاطمه ودیعتی عندک! یا علی! نعم الزوجه فاطمه! و یا فاطمه! نعم البعل علی!»
علی جان! این فاطمه است و امانت من نزد توست! فاطمه شایسته ترین همسر برای توست. و آنگاه فرمود: ای «فاطمه» علی شایسته ترین شوهر است.
و دستهای مقدس را بسوی آسمان گشود و نیایشگرانه زمزمه کرد که: بار خدایا! نیکی ها و برکات خویش را بر این دو فرود فرست، و در فرزندان و نسل پاکشان برکت قرار ده! بار خدایا! این دو تن محبوب ترین انسانها نزد من هستند، پس تو نیز آنان را دوست بدار و از سوی خویش حافظ و نگهبان بر آنان بگمار. بار خدایا! من این دو تن را با نسل پاکشان، از شیطان رانده شده و شرور و وسوسه های آن، به تو پناه می دهم.
آنگاه آبی خواست و جرعه ای از آن را به سبک خاصی متبرک ساخت و از آن قطراتی بر سر و سینه و میان شانه های دخت گرانقدر و داماد ارجمندش افشاند. و دستور داد بانوان، عروس و داماد را در سرای جدیدشان به خدا سپارند و بروند.
پس از ویرایش و زیبا سازی به نقل از: