مطالب خواندنی

ودیعه (امانت)

بزرگ نمایی کوچک نمایی

(مسأله 2327) اگر انسان مال خود را به كسي بدهد و بگويد نزد تو امانت باشد و او هم قبو كند يا بدون اين كه حرفي بزند صاحب مال بفهماند كه مال را براي نگهداري به او مي دهد و او هم به قصد نگهداري كردن بگيرد1 بايد به احكام وديعه و امانتداري كه بعداً گفته مي شود عمل نمايد.

1- وحید: باید به احكام ودیعه كه مى آید عمل نمایند.

سيستاني: او هم به نحوي كه معلوم باشد ملتزم به نگهداري آن شده است بپذيرد...

*****

مكارم: مسأله- وديعه آن است كه انسان مال خود را به ديگري به عنوان امانت و به منظور حفظ و نگهداري بسپارد. هرگاه اين مطلب را با صيغه لفظي بگويد، يا بدون اينكه صيغه اي بخواند به شخص امانتدار بفهماند كه مال را براي نگهداري به او مي دهد و او هم به همين قصد بگيرد، بايد به احكام وديعه و امانت كه بعداً گفته مي شود عمل نمايد.

مظاهری: مسأله- وديعه يعنى امانت، و آن اين است كه انسان مال خود را به ديگرى به عنوان حفظ و نگهدارى بسپارد و او هم به همين قصد بگيرد.

مسائل اختصاصي

بهجت: مسأله 1836- اگر كسي در قبول و نگهداري امانت مجبور كنند حكم امانت بر او مترتّب نمي شود، مگر اين كه بعد از برطرف شدن اجبار، به آن راضي شود.

مكارم: مسأله 1993- خيانت در امانت حرام است و از گناهان كبيره است و اگر كسي امانتي را بپذيرد بايد در نگهداري آن كوتاهي نكند و هر وقت صاحب امانت از او بخواهد به او بدهد، خواه صاحب امانت مسلمان باشد يا غيرمسلمان.

فاضل: مسأله 2406- اگر كسي امانتي را بپذيرد نبايد در نگهداري آن كوتاهي كند و هر وقت صاحب امانت از او بخواهد بايد آن را تحويل دهد.

(مسأله 2328) امانتدار و كسي كه مال را امانت مي گذارد، بايد هر دو بالغ و عاقل باشند1، پس اگر انسان مالي را پيش (بچه يا2) ديوانه امانت بگذارد، يا ديوانه (و بچه3)، مالي را پيش كسي امانت بگذارند صحيح نيست4.

1- سيستاني: و كسي آنها را مجبور نكرده باشد...

مكارم: بنابراين اگر بچه نابالغ يا ديوانه مالي را نزد كسي امانت بگذارد صحيح نيست، همچنين نمي توان مالي را نزد بچه نابالغ يا ديوانه امانت گذارد، ولي اگر مميّز باشد و ولي او اجازه دهد مي تواند امانت را قبول كند.

خوئي، فاضل، تبريزي، وحید: بايد هر دو عاقل باشند...

2و 3- [قسمت داخل پرانتز در رساله آيات عظام: خوئي، تبريزي و فاضل نيست]

4- خوئي، تبريزي: ولي جايز است بچّه مميّز با اذن وليّ، مالش را نزد كسي امانت بگذارد و همچنين جايز است مال ديگري را با اذنش نزد كسي امانت بگذارد و امانت گذاشتن نزد بچّه مميّز عيبي ندارد اگر چه وليّ اجازه نداده باشد.

فاضل: ولي بچه مميّز مي تواند با اذن وليّ خود، مالش را نزد كسي امانت بگذارد و همچنين مي تواند وكيل باشد كه مال فردي را نزد فرد ديگري امانت بگذارد و همين طور امانت گذاشتن نزد بچّه مميّز با اذن وليّ او اشكال ندارد.

سيستاني: ولي جايز است بچّه مميّز مال ديگري را با اجازه او نزد كسي امانت بگذارد، و همچنين بايد كسي كه امانت مي گذارد سفيه يا مفلس نباشد، ولي اگر مفلس مالي را كه امانت گذاشته از جمله اموالي نباشد كه از تصرّف در آنها منع شده است اشكال ندارد، و نيز بايد امانت دار سفيه يا مفلس نباشد، در صورتي كه حفظ و نگهداري امانت مستلزم تصرّفي در مال خودش باشد كه موجب انتقال مال از ملكيّت او باشد يا موجب از بين رفتن مال باشد.

وحید: و كسى كه مال خودش را امانت مى گذارد باید بالغ باشد ، و جایز است بچّه ممیز مال دیگرى را با اذنش نزد كسى امانت بگذارد ، و امانت گذاشتن نزد بچّه ممیز در صورتى كه متمكّن از حفظ باشد و امانت را حفظ كند و مستلزم تصرّف در مال بچّه نباشد ، اشكال ندارد.

و معتبر است كسى كه مال خودش را امانت مى گذارد سفیه و مفلس نباشد ، مگر با اذن یا اجازه ولىّ سفیه و طلبكاران مفلس ، ولى امانت گذاشتن نزد سفیه و مفلس ـ در صورتى كه مستلزم تصرّف آنها در مال خودشان نباشد ـ مانعى ندارد ، و در صورت استلزام با اذن یا اجازه ولىّ و طلبكاران اشكال ندارد.

*****

زنجاني: مسأله- امانت دار و كسي كه مال را امانت مي گذارد بايد هر دو عاقل و مميّز باشند، پس اگر انسان مالي را پيش ديوانه يا غير مميّز امانت بگذارد، يا ديوانه يا غير مميّز مالي را پيش كسي امانت بگذارد صحيح نيست، و همچنین امانت گذارنده باید بالغ و مالک باشد و قصد ودیعه داشته باشد ولي جايز است بچّه مميّز با اذن وليّ مالش را نزد كسي امانت بگذارد و همچنين جايز است مال ديگري را با اذن او نزد كسي امانت بگذارد.

مظاهری: مسأله- امانتدار و كسى كه مال را امانت مى‏گذارد بايد هر دو رشيد باشند پس اگر مال خود را به بچّه يا ديوانه به طور امانت بدهد و آن مال تلف شود بچّه يا ديوانه يا ولىّ آنها ضامن نيست.

(مسأله 2329) اگر از بچه يا ديوانه چيزي را به طور امانت قبول كند، بايد آن را به صاحبش بدهد و اگر آن چيز مال خود بچه يا ديوانه است1 بايد به وليّ او برساند و چنانچه مال تلف شود2، بايد عوض آن را بدهد، ولي اگر براي اين كه مال از بين نرود آن را از بچه گرفته چنانچه در نگهداري آن كوتاهي نكرده باشد ضامن نيست3.

1- گلپايگاني، صافي: به وليّ او برساند و چنانچه پيش از آن كه به صاحبش يا به وليّ طفل برساند تلف شود، بايد عوض آن را بدهد مگر آن كه به قصد حفظ و رساندن به آنان گرفته باشد كه اگر در رساندن مال به آن كوتاهي نكرده باشد ضامن نيست.

2- فاضل: اگر از بچه اي چيزي را به طور امانت قبول كند، اگر آن چيزمال خود بچه است و وليّ در امانت گذاشتن بچه اجازه نداده باشد، لازم است آن مال را به وليّ برساند و چنانچه در رساندن مال به آن كوتاهي كند و تلف شود...

3- فاضل: و همچنين است اگر امانت گذار ديوانه باشد.

*****

خوئي، تبريزي، وحید: مسأله- اگر از بچه اي چيزي را بدون اذن صاحبش به طور امانت قبول كند، بايد آن را به صاحبش بدهد و اگر آن چيز مال خود بچه است. و وليّ در امانت گذاشتن بچه اجازه نداده باشد لازم است آن مال را به وليّ او برساند و چنانچه دررساندن مال به آنان كوتاهي كند و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد و همچنين است حال اگر امانت گذار ديوانه باشد.

. سيستاني: لازم است آن مال را به وليّ او برساند و چنانچه پيش از رساندن مال به آنان تلف شود، بايد عوض آن را بدهد، ولي اگر مال درمعرض تلف باشد و گرفتن مال از بچه براي حفظ و رساندن آن به وليّ باشد، اگر در نگهداري يا رساندن آن كوتاهي نكند و تصرّف غير مجاز نيز نكند، ضامن نيست، و همچنين اگر امانت گذار ديوانه باشد.

مكارم: مسأله- هرگاه از بچه يا ديوانه چيزي را به طور امانت قبول كند اگر آن چيز مال خود آن بچه يا ديوانه است بايد به وليّ او برساند و نمي تواند به خود او باز گرداند و اگر مال شخص ديگري است بايد به صاحبش بدهد و در هر حال اگر آن مال تلف شود بايد عوض آن را بدهد، ولي اگر كسي مالي را دست بچه يا ديوانه ای ببيند كه ممكن است از بين برود و آن را بگيرد و در نگهداري آن كوتاهي نكند ضامن نيست.

زنجاني: مسأله- اگر چيزي را بدون اذن صاحبش از بچه يا ديوانه به طور امانت قبول كند بايد آن را به صاحبش بدهد و اگر آن چيز مال خود بچه يا ديوانه است  چنانچه وليّ آنها در امانت گذاشتن اجازه نداده باشد، لازم است آن مال را به وليّ او برساند، و اگر آن مال تلف شود چه  در رساندن مال به آن كوتاهي كرده باشد يا كوتاهي نكرده باشد ضامن است و بايد عوض آن را بدهد، مگر آن كه از جهت ترس تلف شدن و از بين رفتن مال، آن را حفظ كرده باشد تا به صاحب يا وليّ او برساند  و مال تلف شود كه در اين صورت ضامن نيست.

(مسأله 2330) كسی كه نمي تواند امانت را نگهداري نمايد، بنابر احتياط واجب بايد قبول نكند1، ولي اگر صاحب مال در نگهداري آن عاجز تر باشد و كسي هم كه بهتر حفظ كند نباشد اين احتياط، واجب نيست.

این مسأله در رساله آیات عظام:  بهجت و سبحانی نیست.

1- اراكي: جايز نيست چيزي را به امانت قبول كند. [پايان مسأله]

گلپايگاني، صافي: جايز نيست امانت را قبول كند مگر آن كه حال خود را به صاحب مال اظهار دارد. [پايان مسأله]

*****

خوئي، تبريزي: مسأله- كسي كه نمي تواند امانت را نگهداري نمايد، در صورتي كه امانت گذار ملتفت حال او نباشد. بنابر احتياط واجب بايد قبول نكند.*

.سيستاني: بايد قبول نكند و اگرقبول كرد و تلف شد، ضامن است.

. زنجاني: نبايد قبول كند، مگر اين كه صاحب مال در نگهداري آن از وي ناتوان تر بوده و كسي ديگر بهتر از امانت دار نتواند از مال نگهداري كند.

*وحید: نباید امانت را قبول کند.

مكارم: مسأله- كسي كه توانايي نگهداري امانت را ندارد نبايد آن را قبول كند، ولي اگر صاحب مال در نگهداري آن عاجز تر باشد و كسي هم كه بهتر حفظ كند وجود نداشته باشد، قبول كردن آن مانعي ندارد.

مظاهری: مسأله- كسى كه توانايى نگهدارى امانت را ندارد و صاحب مال هم بداند مى‏تواند آن را قبول كند.

(مسأله 2331) اگر انسان به صاحب مال بفهماند كه براي نگهداري مال او حاضر نيست، چنانچه او مال را بگذارد و برود و اين شخص مال را برندارد و آن مال تلف شود1، كسي كه امانت را قبول نكرده ضامن نيست ولي احتياط مستحبّ آن است كه اگر ممكن باشد آن را نگهداري نمايد2.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

1- خوئي، گلپايگاني، صافي، زنجاني، تبريزي، وحید: چنانچه او مال را بگذارد و برود و آن مال تلف شود...

2- مكارم: بهتر آن است كه اگر مي تواند آن را نگهداري كند.

*****

سيستاني: مسأله- اگر انسان به صاحب مال بفهماند كه حاضر به نگهداري مال او نيست و مال را از او نگيرد، ولي او مال را بگذارد و برود، و آن مال تلف شود، امانتدار ضامن نيست ولي احتياط مستحبّ آن است كه اگر ممكن باشد آن را نگهداري نمايد.

(مسأله 2332) كسي كه چيزي را امانت مي گذارد1، هر وقت بخواهد مي تواند آن را پس بگيرد و كسي هم كه امانت را قبول مي كند، هر وقت بخواهد مي تواند آن را به صاحبش برگرداند.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

1- زنجانی: ودیعه قراردادی غیر لازم است بنابراین کسی که چیزی را امانت می گذارد...

*****

سيستاني: مسأله- كسي كه چيزي را وديعه مي گذارد، هر وقت بخواهد مي تواند وديعه را به هم بزند، و همچنين امانتدار هر وقت بخواهد مي تواند وديعه را بهم بزند.

بهجت: مسأله- امانت گذار هر وقت بخواهد مي تواند امانت را پس بگيرد و همچنين امانت دار، هر وقت بخواهد مي تواند امانت را به صاحبش برگرداند، و اگر مالك امانت را طلب كند و امانت دار با اين كه ردّ امانت برايش ممكن است امانت را ندهد، ضامن است و بعد از آن حكم غصب را پيدا مي كند، زيرا بدون رضايت مالك نزد او مي ماند.

(مسأله 2333) اگر انسان از نگهداري امانت منصرف شود و وديعه را به هم بزند بايد هر چه زودتر مال را به صاحب آن يا وكيل يا وليّ صاحبش برساند، يا به آنان خبر دهد كه به نگهداري حاضر نيست و اگر بدون عذر مال را به آنان نرساند و خبر هم ندهد چنانچه مال تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.

این مسأله در رساله آیات عظام: سبحانی و مظاهری نیست.

(مسأله 2334) كسي كه امانت را قبول مي كند، اگر براي آن، جاي مناسبي ندارد، بايد جاي مناسب را تهيّه نمايد و طوري آن را نگهداري كند1 كه مردم نگويند2 در امانت خيانت كرده و در نگهدراي آن كوتاهي نموده است3 و اگر در جايي كه مناسب نيست بگذارد و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.

این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.

1- مكارم: كه مردم بگويند در حفظ امانت كوتاهي نكرده است در غير اين صورت اگر تلف شود ضامن است.

سيستاني: كه گفته نشود در نگهداري آن كوتاهي نموده است و اگر در اين امر كوتاهي كند و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.

2- بهجت: كه عرفاً نگويند...

3- خوئي، تبريزي، زنجاني، وحید: طوري آن را نگهداري كند كه مردم نگويند در نگهداري آن كوتاهي نموده است...

(مسأله 2335) كسي كه امانت را قبول مي كند، اگر در نگهداري آن كوتاهي نكند (و تعدّي يعني زياده روي1 هم ننمايد2) و اتّفاقاً آن مال تلف شود، ضامن نيست3 ولي اگر به اختيار خودش4 آن را در جايي بگذارد كه گمان مي رود ظالمي بفهمد و آن را ببرد5، چنانچه تلف شود6 بايد عوض آن را به صاحبش بدهد7 مگر آن كه جايي محفوظ تر از آن نداشته باشد و نتواند مال را به صاحبش يا به كسي كه بهتر حفظ كند برساند كه در اين صورت ضامن نيست.

1- سيستاني، فاضل: يعني تصرّف غير مجاز...

2- [قسمت داخل پرانتز در رساله آيت الله زنجاني نيست]

3- خوئي، تبريزي، زنجاني: ولي اگر آن را در جايي بگذارد كه مأمون از آن نباشد كه ظالمي بفهمد و آن را ببرد، چنانچه تلف شود بايد عوض آن را به صاحبش بدهد.

بهجت: و اگر به طوري كوتاهي يا تعدّي كرده كه بگويند خيانت كرده و مال تلف شود، ضامن است اگر چه تلف به سبب آفات آسماني باشد.

سيستاني: ولي اگر در نگهداري آن كوتاهي كند مثلاً آن را در جايي بگذارد كه مأمون از آن نباشد كه ظالمي بفهمد و آن را ببرد، يا تعدّي كند مثلاً لباس را بپوشد يا حيوان را سوار شود، چنانچه تلف شود، بايد عوض آن را به صاحبش بدهد.

4- [عبارت «به اختيار خودش» در رساله آيات عظام: گلپايگاني، اراكي و صافي نيست]

5- سبحانی:  اگر به اختيار خودش آن را در جائى بگذارد كه ايمن از تلف آن نيست...

6- مكارم: ضامن است مگر اين كه جايي بهتر از آن نداشته باشد و نتواند مال را به صاحبش يا كسي كه بهتر حفظ مي كند برساند.

7-  اراكي، گلپايگاني، صافي: [پایان مسأله]

*****

وحید: مسأله- كسى كه امانت را قبول مى كند ، اگر تعدّى كند ـ یعنى زیاده روى نماید ، مثل آن كه مركبى كه نزد او به امانت گذاشته شده بدون اذن صاحبش سوار شود ـ و یا تفریط كند ـ یعنى در نگهدارى آن كوتاهى نماید ، مثل آن كه آن را در جایى بگذارد كه اطمینان از آن نباشد كه كسى بفهمد و آن را ببرد ـ ضامن است ، و چنانچه تلف شود باید عوض آن را ـ اگر مثلى است مثل و اگر قیمى است قیمتش را ـ بدهد ، و در غیر این دو صورت ضامن نیست.

(مسأله 2336) اگر صاحب مال براي نگهداري مال خود جايي را معيّن كند و به كسي كه امانت را قبول كرده بگويد كه مال را در اينجا حفظ كني1 و اگر احتمال هم بدهي كه از بين برود نبايد آن را به جاي ديگر ببري2 چنانچه امانتدار احتمال دهد3 كه در آنجا از بين برود و بداند چون آنجا در نظر صاحب مال براي حفظ بهتر بوده گفته است كه نبايد از آنجا بيرون ببري مي تواند آن را به جاي ديگر4 ببرد و اگر در آنجا ببرد و تلف شود ضامن نيست. ولي اگر نداند به چه جهت گفته كه به جاي ديگر نبر، چنانچه بجاي ديگر ببرد و تلف شود، احتياط واجب آن است كه عوض آن را بدهد5.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

1- مكارم: و به جاي ديگر نبري، امانت دار حقّ ندارد آن را به جاي ديگر ببرد، مگر آن كه احتمال دهد در آنجا از بين مي رود و بداند چون آنجا در نظر صاحب مال براي حفظ بهتر بوده است گفته است بيرون نبر، ولي اگر نداند به چه جهت اين سخن را گفته بايد به جاي ديگر نبرد و اگر ببرد و تلف شود احتياط واجب آن است كه عوض آن را بدهد.

سيستاني: هرچند احتمال بدهي كه از بين برود، نمي تواند آن را جاي ديگر ببرد، و اگر به جاي ديگر ببرد و تلف شود ضامن است مگر اينكه يقين داشته باشد مال در آنجا تلف مي شود كه جايز است در اين صورت آن را به جاي امني منتقل سازد.

2- خوئي، زنجاني، تبريزي: (زنجاني، تبريزي: نمي تواند آن را به جاي ديگر ببرد) واگر بجاي ديگر ببرد و تلف شود ضامن است.

فاضل: چنانچه به جاي ديگر ببرد و تلف بشود، ضامن است مگر ظاهر كلام او اين باشد كه به بردن آن به جايي كه محفوظ تر يا همانند جاي اوّل است، راضي مي باشد.

وحید: جایز نیست آن را به جاى دیگر ببرد ، و اگر ببرد ضامن است.

3- اراكي: چنانچه امانتدار بترسد...

4- گلپايگاني، صافي: كه به نظر خودش براي حفظ بهتر باشد...

5- گلپايگاني، صافي: واجب است كه عوض آن را بدهد.

*****

بهجت: مسأله- اگر امانت گذار جايي را براي حفظ امانت تعيين كند بايد امانت دار آن را آنجا بگذارد، و اگر آنجا نگذارد چنانچه امانت را در جايي گذاشته كه در حفظ مال به حدّ جايي كه مالك معيّن كرده نمي رسد، بنابر أظهر ضامن است. امّا اگر امانت را به جايي برده كه در حفظ و نگهداري بهتر يا مثل جاي تعيين شده است و امانت دار هم بداند كه آنجا در نظر امانت گذار بهتر يا مساوي با جاي معيّن شده است، بنابر أظهر، اشكال ندارد و در صورت تلف، ضامن نيست.

(مسأله 2337) اگر صاحب مال براي نگهداري مال خود جايي را معين كند ولي به كسي كه امانت را قبول كرده نگويد كه آن را بجاي ديگر نبر، چنانچه امانتدار احتمال دهد كه در آنجا از بين مي رود1 بايد2 آن را بجاي ديگري كه مال در آنجا محفوظ تر است ببرد و چنانچه مال در آن جاي اوّل تلف شود ضامن است3 مگر آن كه صاحب مال هم احتمال تلف شدن مال را در آنجا بدهد4 كه دراين صورت كسي كه امانت را قبول كرده ضامن نيست.

این مسأله در رساله آیات عظام:  سبحانی و مظاهری نیست.

1- اراكي: چنانچه امانتدار بترسد كه در آنجا از بين مي رود و بداند كه چون بودن مال در آن مكان براي حفظ بهتر بوده، آن را معين كرده...

2- گلپايگاني، صافي: مي تواند...

3- مكارم: [پایان مسأله]

اراكي: ضامن نيست .[پايان مسأله]

گلپايگاني، صافي: چنانچه مال در آنجا تلف شود ضامن نيست.[پايان مسأله]

4- نوري: كه در اين صورت لازم نيست از آنجا ببرد.

بهجت: رجوع کنید به ذیل مسأله 2336.

*****

خوئي، تبريزي، فاضل، زنجاني، وحید: مسأله- اگر صاحب مال براي نگهداري مال خود جايي را معين كند و كسي كه امانت را قبول كرده بداند آن محلّ در نظر صاحب مال خصوصيتي نداشته بلكه يكي از موارد حفظ آن بوده، مي تواند آن را به جاي ديگري كه مال در آنجا محفوظ تر يا مثل محلّ اوّلي است ببرد و چنانچه مال در آنجا تلف  شود ضامن نيست.

سيستاني: مسأله- اگر صاحب مال براي نگهداري مال خود جايي را معين كند، ولي از گفته او چنين فهميده شود كه آن محلّ در نظر او خصوصيتي ندارد، امانتدار مي تواند آن را به جاي ديگري كه مال در آنجا محفوظ تر يا مثل محلّ اوّلي است ببرد و چنانچه مال در آنجا تلف شود ضامن نيست.

مسائل اختصاصي

بهجت: مسأله 1844- اگر مال كسي را گرفت، ولي نه به عنوان امانت و نه به عنوان ديگر، ضامن است.

بهجت: مسأله 1845- اگر امانت را با اكراه قبول كرد و بعد از آن كه اكراه بر طرف شد باز هم مال را نگه داشت، ولي قصد قبول امانت يا قصد رضايت به عقد اكراهي را نداشت ضامن است.

بهجت: مسأله 1846- اگر كسي امانت دار را با اكراه به تلف كردن مال وادار كرد، وادار كننده ضامن است بنابر أقرب تلف كننده ضامن نيست به شرط آن كه از آنچه بر آن اكراه شده بود، تجاوز نكرده باشد.

بهجت: مسأله 1847- اگر ظالمي بخواهد امانت را غصب كند و شخص امين توانايي دفع ظالم را داشته باشد، واجب است او را دفع كند و چنانچه دفع نكند با اين كه حرجي هم بر او نداشته و ظالم امانت را غصب كند، امانت دار ضامن است، و همچنين اگر حفظ امانت بستگي به دادن قسمتي از آن داشته باشد، لازم است بدهد تا بقيّه مال حفظ شود و چنانچه ندهد و در نتيجه ظالم همه مال را غصب كند، مقداري را كه قابل حفظ كردن بود ضامن است. و اگر دفع ظالم متوقّف بر اين باشد كه شخص امين مالي را پرداخت كند، جايز است و بلكه اگر ضرر و حرجي براي او ندارد، در صورتي كه امكان اذن گرفتن از امانت گذار يا وليّ او (ولو حاكم شرع) نباشد، واجب است آن مال را بپردازد و مي تواند به اين قصد بدهد كه بعداً به امانت گذار رجوع كند و از او بگيرد.

بهجت: مسأله 1848- اگر حفظ امانت متوقّف بر آن باشد كه دروغ بگويد، پس اگر مي تواند، بايد توريه كند و اگر نمي تواند، واجب است دروغ بگويد تا امانت حفظ شود و اگر دروغ نگفت و امانت محفوظ نماند ضامن است، بلكه اگر قسم دروغ لازم شد، واجب است قسم بخورد و گرنه ضامن است.

بهجت: مسأله 1849- اگر امانت گذار مالي را از امانت گيرنده غصب كرده، امانت گيرنده مي تواند از مال امانت به همان مقدار به عنوان تقاص بردارد و پس ندهد و اگر امانت گذار مال شخص ديگري را غصب كرده و آن را امانت گذاشته، پس بر امين واجب است آن مال را به غاصب پس ندهد بلكه در صورت امكان بايد از رسيدن آن به دست غاصب جلوگيري نمايد، و اگر غاصب بميرد و ورثه او امانت را مطالبه كند، واجب است امين منكر وجود امانت شود، ولي در صورت علم به غصبي بودن، جايز نيست آن را به عنوان امانت قبول كند، مگر آن كه اطمينان داشته باشد كه مي تواند به مالك اصلي برگرداند.

بهجت: مسأله 1850- اگر براي حفظ امانت مسافرت لازم باشد، واجب است مسافرت نمايد يا امانت را رد نمايد.

بهجت: مسأله 1851- اگر مال تلف شود و كوتاهي امانت گيرنده هم در حفظ امانت ثابت شود يا خودش اعتراف كند، ولي در قيمت آن اختلاف شود، قول امين كه منكر زيادي قيمت است، مقدّم مي شود.

(مسأله 2338) اگر صاحب مال ديوانه شود كسي كه امانت را قبول كرده بايد فوراً امانت را به وليّ او برساند و يا به وليّ او خبر دهد و اگر بدون عذر شرعي مال را به وليّ او ندهد1، و از خبر دادن هم كوتاهي كند و مال تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.

1- مكارم: و مال تلف شود ضامن است، مگر اين كه وليّ او اجازه دهد امانت را به حال خود بماند.

*****

سيستاني: مسأله- اگر صاحب مال براي همشه ديوانه يا بي هوش شود، وديعه باطل مي شود و امانتدار بايد فوراً امانت را به وليّ او برساند يا او را از امانت آگاه سازد، در غير اين صورت اگر مال تلف شود، بايد عوض آن را بدهد؛ و اگر ديوانگي يا بي هوشي صاحب مال گاهگاهي است احتياط واجب اين است كه همين كار را بكند.

مظاهری: مسأله- هرگاه صاحب مال بميرد يا ديوانه شود امانت‏دار بايد امانت را به وارث يا ولىّ ديوانه برساند و اگر بدون عذر شرعى اين كار را نكند و مال تلف شود ضامن است، مگر اينكه وارث يا ولىّ ديوانه اجازه دهد امانت به حال خود بماند.

(مسأله 2339) اگر صاحب مال بميرد، امانتدار بايد 1مال را به وارث او برساند يا به وارث او خبر دهد و چنانچه مال را به وارث او ندهد2 و از خبر دادن هم كوتاهي كند3 و مال تلف شود ضامن است، ولي اگر براي آن كه مي خواهد بفهمد كسي كه مي گويد من وارث ميتم، راست مي گويد يا نه، يا ميّت وارث ديگري دارد يا نه، مال را ندهد و از خبر دادن هم كوتاهي كند3 و مال تلف شود، ضامن نيست4.

1- وحید: باید فوراً...

2- اراكي: امانتدار بايد مال را به وارث يا وليّ او برساند يا به آنان خبر دهد و چنانچه مال را به وارث يا وليّ او ندهد...

وحید: چنانچه بدون عذر شرعی مال را به وارث او ندهد...

3- فاضل: مال را ندهد و خبر هم ندهد ولي در حفظ آن كوتاهي نكند...

نوري: مال را ندهد و عجالتاً خبر هم ندهد...

4- بهجت: بنابر أقرب.

*****

سيستاني: مسأله- اگر صاحب مال بميرد، وديعه باطل مي شود، پس اگر مال متعلق حقّ ديگري نباشد و به وارث او منتقل شود، بايد امانت دار مال را به وارث او برساند يا به وارث خبر دهد؛ در غير اين صورت اگر مال تلف شود، ضامن است، ولي اگر براي تحقيق از ورثه و انحصار آنها مال را نگهدارد و تلف شود، ضامن نيست.

زنجاني: مسأله- اگر صاحب مال بميرد، امانتدار بايد مال را به وارث او يا وليّ يا وكيل وارث برساند يا به آنان خبر دهد و چنانچه مال را به آنان نرساند و از خبر دادن هم كوتاهي كند و مال تلف شود ضامن است، و اگر در مورد امانت وصيتي شده باشد و براي آن وصيّ تعيين شده باشد، بايد مال را به وصيّ برساند يا به او خبر دهد، ولي اگر براي آن كه مي خواهد بفهمد كسي كه مي گويد من وارث ميّتم يا وصيّ او هستم راست مي گويد يا نه،  یا میت وارث دیگری دارد یا نه، یا میت در مورد امانت وصیتی کرده و برای آن وصی تعیین کرده یا نه مال را ندهد و از خبردادن هم  خودداری ورزد و مال تلف شود ضامن نيست.

مکارم: مسأله- هر گاه صاحب مال بمیرد امانتدار باید  مال را به  وارث او برساند یا به او خبر دهد  که آن را ببرد و چنانچه در این کار  کوتاهی  کند ضامن است ولی اگر برای  انکه می خواهد وارث را بشناسد یا بداند   میت وارث دیگری هم دارد یا نه مال راندهد و مال تلف شود ضامن نیست.

(مسأله 2340) اگر صاحب مال بميرد و چند وارث داشته باشد كسي كه امانت را قبول كرده بايد مال را به همه ورثه1 بدهد، يا به كسي بدهد كه همه آنان گرفتن مال را به او واگذار كرده اند2، پس اگر بدون اجازه ديگران تمام مال را به يكي از ورثه بدهد ضامن سهم ديگران است3.

این مسأله در رساله آیات عظام: سبحانی و مظاهری نیست.

1- اراكي: يا وليّ آنان...

2- فاضل: و اگر وصيّ داشته باشد بايد به وصيّ هم مراجعه شود...

سيستاني: اگر صاحب مال بميرد و مال به ورثه او منتقل شود، امانتدار بايد مال را به همه ورثه يا وكيل همه آنها بدهد...

3- اراكي: و همچنين اگر ميّت وصيّ داشته باشد، در ثلث مال يا كمتر بايد به وصيّ هم مراجعه شود.

وحید: و اگر نسبت به مال وصىّ هم معین كرده باشد ، اجازه او هم معتبر است.

*****

زنجاني: مسأله- اگر صاحب مال بميرد و چند وارث داشته باشد، اگر در مورد امانت وصيتي نموده و براي آن وصيّ تعيين نموده، امانت دار بايد مال را به وصيّ برساند يا به او خبر دهد و اگر براي آن وصيّتي ننموده يا براي آن وصيّ معيّن نكرده باشد، امانت دار بايد مال را به همه ورثه يا اولياء آنها بدهد يا به آنان خبر دهد يا به كسي بدهد كه همه آنان اجازه گرفتن مال را به او داده باشند، و اگر بدون اجازه ديگران يا اولياء آنها، تمام مال را به يكي از ورثه بدهد ضامن سهم ديگران است.

(مسأله 2341) اگر كسي كه امانت را قبول كرده بميرد، يا ديوانه شود1 وارث يا وليّ او2 بايد هر چه زودتر به صاحب مال اطلاع دهد، يا امانت را به او برساند3.

1- گلپايگاني، صافي: هر كس كه امانت در پيش او باشد بايد هر چه زودتر آن را به صاحبش برساند.

2- اراكي: كه مال در دست اوست...

3- زنجاني: وارث يا وليّ او بايد هر چه زودتر به صاحب مال يا وليّ يا وكيل او خبر دهد يا امانت را به آنان برساند.

*****

سيستاني: مسأله- اگر امانتدار بميرد يا براي هميشه ديوانه يا بيهوش شود، وديعه باطل مي شود و وارث يا وليّ او بايد هر چه زودتر به صاحب مال اطلاع دهند يا امانت را به او برسانند؛ و اگر ديوانگي يا بيهوشي او گاهگاهي است بنابر احتياط واجب همين كار را بكنند.

(مسأله 2342) اگر امانتدار نشانه هاي مرگ را در خود ببيند1 چنانچه ممكن است بايد2 امانت را به صاحب آن يا وكيل او برساند و اگر ممكن نيست3 بايد آن را به حاكم شرع بدهد و چنانچه به حاكم شرع دسترسي ندارد4، در صورتي كه وارث او امين است و از امانت اطلاع دارد، لازم نيست وصيّت كند وگرنه بايد وصيّت كند5 و شاهد بگيرد و به وصيّ و شاهد، اسم صاحب مال و جنس و خصوصيات مال  و محلّ آن را بگويد.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

1- بهجت: بطوري كه اطمينان به مرگ خود پيدا كند...

2- اراكي: بنابراحتياط واجب...

3- زنجاني: به صاحب آن يا وكيل يا وليّ او برساند، يا آنها را از اين امر باخبر سازد و اگر رساندن امانت و خبردادن آنان ممكن نيست...

4- اراكي: اگر ممكن نيست به حاكم شرع يا مؤمنين عادل بدهد و چنانچه به حاكم شرع و مؤمنين عادل دسترسي ندارد...

بهجت: اگر ممكن نيست بايد آن را به حاكم شرع و اگر آن هم نشد به مؤمنين عادل بدهد و چنانچه به حاكم شرع و مؤمنين عادل دسترسي ندارد...

فاضل: اگرممكن نيست بايد آن را به مجتهد جامع الشرايط بدهد...

مكارم: اگر ممكن نيست احتياط آن است كه به حاكم شرع دهد و اگر دسترسي ندارد بايد وصيّت كند و شاهد بگيرد و به وصيّ و شاهد، اسم صاحب مال و جنس و خصوصيات و محلّ آن را بگويد.

5- زنجاني: بايد بهترين كاري را كه براي رسيدن مال به صاحبش پس از وفات او سودمند است انجام دهد، مثلاً وصيّت كند...

*****

سيستاني: مسأله- اگر امانتدار نشانه هاي مرگ خود را ببيند چنانچه ممكن است بايد بنابراحتياط واجب امانت را به صاحب آن يا ولي يا وكيل او برساند و يا به او خبر دهد و اگر ممكن نيست بايد بطوري عمل كند كه اطمينان پيدا كند كه مال پس از وفات او به صاحبش خواهد رسيد، مثلاً وصيّت كند و شاهد بگيرد و به وصيّ و شاهد اسم صاحب مال و جنس و خصوصيات مال و محلّ آن را بگويد.

وحید: مسأله- هرگاه امانت دار نشانه هاى مرگ را در خود ببیند ، اگر اطمینان دارد كه امانت به صاحبش مى رسد ، مثل این كه وارث او امین بوده و از امانت اطّلاع دارد ، و همچنین اطمینان دارد كه صاحبش راضى به ماندن آن نزد ورثه مى باشد لازم نیست امانت را به صاحب آن یا وكیل یا ولىّ او برساند ، و یا وصیت كند ، هرچند احوط آن است كه امانت را به صاحب آن یا وكیل یا ولىّ او برساند ، و اگر ممكن نیست ، آن را به حاكم شرع بدهد و درغیر این صورت به باید به هر طریقی که ممکن است  حق را به صاحبش  یا وکیل یا ولی او برساند و اگر ممکن نشد  وصیت کند و شاهد بگیرد و به وصی و شاهد  اسم صاحب مال  و جنس  و خصوصیات مال  و محل آن را بگوید.

(مسأله 2343) اگر امانتدار نشانه هاي مرگ را در خود ببيند و به وظيفه اي كه در مسأله پيش گفته شد عمل نكند، چنانچه آن امانت از بين برود بايد1 عوضش را بدهد2، اگر چه در نگهداري آن كوتاهي نكرده باشد3 و مرض او خوب شود، يا بعد از مدّتي پشيمان شود و وصيّت كند4.

اين مسأله در رساله آیات عظام: سیستانی، مکارم، سبحانی و مظاهری نیست.

1- گلپايگاني، صافي: بايد بنابر احتياط لازم...

2- اراكي: و اگر در نگهداري آن كوتاهي نكرده باشد و مرض او خوب شود، يا بعد از مدتي پشيمان شود و وصيت كند چنانچه آن امانت از بين برود بنابراحتياط واجب بايد عوض آن را بدهد.

3- بهجت: [پایان مسأله]

4-وحید: هر چند مال بعد از وصیت تلف شود.

 زنجاني: مگر پس از خوب شدن، مالك راضي باشد كه مال امانت بوده و امانت دار هم رضايت وي را احراز كرده باشد كه در اين صورت حكم به امانت پابرجا است، بنابراين اگر پس از آن بدون كوتاهي امانت تلف شود، ضامن نيست.

مسائل اختصاصي

بهجت: مسأله 1858- اگر از فاسق يا كافر امانتي گرفته و او آن را مطالبه كند، واجب است آن را رد نمايد، ولي بنابرأظهر واجب نيست كه امانت كافر حربي را رد كند و جايز است مسلمان آن را براي خودش تملّك نمايد، بلكه اگر امانت وسايل جنگي باشد، رد كردن آن در زمان جنگ جايز نيست.

سيستاني: مسأله 2303- اگر براي امانتدار سفري پيش آمد، مي تواند امانت را نزد اهل و عيال خود نگهدارد مگر اينكه محافظت بر آن متوقف به بودن خودش باشد كه در اين صورت يا بايد بماند يا آن را به صاحبش يا وليّ يا وكيل او تحويل دهد يا او را آگاه سازد.


  نسخه مناسب چاپ | خروجی word | ایمیل | 

 
پاسخ به احکام شرعی

فید سایت

 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز

امیدواری به رحمت خدا

عن ابى ذرالغفارى (رضى اللّه عنه) قال: قال النبى (صلى اللّه عليه و آله‏ و سلّم): قال اللّه تبارك و تعالى:

يابن آدم ما دعوتنى و رجوتنى اغفرلك على ما كان فيك و ان اتيتنى بقرار الارض خطيئة اتيتك بقرارها مغفرة ما لم تشرك بى و ان اخطات حتى بلغ خطاياك عنان السماء ثم استغفرتنى غفرت لك.

اى فرزند آدم هر زمان كه مرا بخوانى و به من اميد داشته باشى تمام آنچه كه بر گردن توست مى‏بخشم و اگر به وسعت زمين همراه با گناه به پيش من آئى، من به وسعت زمين همراه با مغفرت به نزد تو مى‏آيم، مادامى كه شرك نورزى. و اگر مرتكب گناه شوى بنحوى كه گناهت به مرز آسمان برسد سپس استغفار كنى، ترا خواهم بخشيد.



کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -