مطالب خواندنی

حکایاتی از رحمت خداوند

بزرگ نمایی کوچک نمایی
  
(1) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: زمانی که خداوند ابراهیم را به آسمان برد، چشمش را تقویت کرد تا آنچه در زمین است ببیند.
مرد و زنی را بر فحشا دید، پس به هلاکت شان نفرین کرد تا هر دو هلاک شدند.
دو نفر دیگر را دید، خواست نفرین شان کند که خدا به او وحی کرد: ای ابراهیم! نفرینت را از بندگان و کنیزانم بازدار. همانا من آمرزنده و مهربانم، جبار بردبارم. گناهان بندگان و کنیزانم مرا زیان نمی رساند، همچنان که طاعت شان مرا سود نبخشد. من آنان را برای فرو بردن خشمم سیاست نکنم، پس نفرینت را از بندگانم بردار.
بندگانم سه گونه اند: گروهی توبه می کنند و من توبه شان را می پذیرم و گناه شان را می بخشم.
آن گاه عذاب را از عده ای از بندگان باز می دارم؛ چون می دانم فرزندان مؤمنی از نسل آنان پدید می آیند.
گروهی هستند که عذاب شان عظیم تر است، چرا که عذاب من بر بندگانم برحسب جلالت و کبریایی من است.
ای ابراهیم! مرا با بندگانم واگذار؛ چون من از تو نسبت به آنان مهربان ترم؛ همانا جبار بردبارم، بسیار دانای حکیم هستم و با علم خویش تدبیرشان می کنم و با قضا و قدرم در آنان نفوذ می کنم.
(2) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: روز قیامت مردی را می آورند و به او می گویند: از خود دفاع کن.
می گوید: پروردگارا! مرا آفریدی و هدایت کردی و نعمت هایت را بر من فراوان گرداندی و من نیز پیوسته بر خلق تو احسان نمودم به آن امید که امروز رحمتت را بر من به آسانی فرو آری.
خداوند فرماید: بنده ام راست می گوید، او را به بهشت وارد کنید.
(3) روزی حضرت سلیمان علیه السلام بر ساحل دریا نشسته بود، مورچه ای را دید که دانه گندمی را کنار دریا می برد، ناگهان قورباغه ای سرش را از آب بیرون می آورد و دهانش را باز کرد، آن مورچه وارد دهانش شد و در دریا فرو رفت.
سلیمان علیه السلام شگفت زده به این کار می اندیشید که قورباغه از آب بیرون آمد و دهانش را باز کرد و آن مورچه از دهانش خارج شد؛ اما آن دانة گندم با او نبود.
سلیمان علیه السلام او را صدا زد و از کارش پرسید:
گفت: ای پیامبر خدا! در این دریا که می بینی صخره ای وجود دارد که داخل آن، کرم کوری زندگی می کند و چون خودش نمی تواند روزی خود را فراهم کند، خداوند مرا موکل و مأمور روزی او قرار داده است و من هم روزی او را برایش می برم.
سلیمان علیه السلام پرسید: آیا از او تسبیح و ستایشی شنیده ای؟
گفت: می گوید: ای کسی که روزی مرا در دل این صخره زیر این دریا فراموش نمی کنی! به لطف و رحمتت بندگان مؤمنت را فراموش کن.
45.jpg

  نسخه مناسب چاپ | خروجی word | ایمیل | 

 
پاسخ به احکام شرعی

فید سایت

 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز

امیدواری به رحمت خدا

عن ابى ذرالغفارى (رضى اللّه عنه) قال: قال النبى (صلى اللّه عليه و آله‏ و سلّم): قال اللّه تبارك و تعالى:

يابن آدم ما دعوتنى و رجوتنى اغفرلك على ما كان فيك و ان اتيتنى بقرار الارض خطيئة اتيتك بقرارها مغفرة ما لم تشرك بى و ان اخطات حتى بلغ خطاياك عنان السماء ثم استغفرتنى غفرت لك.

اى فرزند آدم هر زمان كه مرا بخوانى و به من اميد داشته باشى تمام آنچه كه بر گردن توست مى‏بخشم و اگر به وسعت زمين همراه با گناه به پيش من آئى، من به وسعت زمين همراه با مغفرت به نزد تو مى‏آيم، مادامى كه شرك نورزى. و اگر مرتكب گناه شوى بنحوى كه گناهت به مرز آسمان برسد سپس استغفار كنى، ترا خواهم بخشيد.



کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -