در آخر شب نهم ربیع الاول سال 23 ه‘ عمر بن الخطاب از دنیا رفته است (مدینۀ المعاجز: ج 2، ص 97 ) و قول اهل سنّت روزچهارشنبه 26 ذي الحجه است.
ماجراي قتل عمر
عمر بن خطاب به دست ابولؤلؤ که نامش فیروز و غلام مغیرة بن شعبه بود، چند ضربه خنجر خورد که منجر به مرگ او شد.
ماجرا از این قرار بود که قبل از تکبیر نماز ابولؤلؤ جلو آمد، و ضربه اي برکتف و ضربه اي دیگر بر خاضره عمر زد. عمر افتاد، و عده اي جمع شدند و او را به خانه اش بردند. نزدیک بود خورشید طلوع کند که نماز را عبدالرحمن بن عوف با مردم خواند.
بنابر مشهورهنگامی که ابولؤلؤ ضربه ها را بر عمر زد و خواست فرار کند،عده اي مانع شدند، و 12 نفر را مجروح کرد که شش نفر از آنها مردند.
عمر در بستر مرگ
هنگامی که عمر را به خانه بردند مقداري نبیذ آوردند و او خورد ولی از قسمتهاي ضربت خورده خارج شد و معلوم نشد از کجا
خارج شده زیرا با خون هم رنگ بود.
لذا عده اي گفتند: خلیفه شیر بخورد زیرا سفید است و معلوم میشود. شیر را خورد و از محل ضربه ها خارج شد. اما ضربه هاي جناب ابولؤلؤ کارگر شده بود و حاضرین براي دل گرمی گفتند.!« مانعی ندارد، ضرري نمیزند » :
عمر مدت ده سال و شش ماه و چهار شب خلافت کرد. . در روز سوم به جناب ابوبکر ملحق شدو کنارابوبکر دفن گردید.