مطالب خواندنی

ترجمه فولادوند

به نام خداوند رحمتگر مهربان

سوگند به بادهاى ذره‏افشان«1»     

و ابرهاى گرانبار«2»  

و سبك سيران«3»   

و تقسيم‏كنندگان كار[ها]«4» 

كه آنچه وعده داده شده‏ايد راست است«5» 

و [روز] پاداش واقعيت دارد«6»

سوگند به آسمان مشبك«7»

كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد«8»       

[بگوى] تا هر كه از آن برگشته برگشته باشد«9»    

مرگ بر دروغپردازان«10»     

همانان كه در ورطه نادانى بى‏خبرند«11»    

پرسند روز پاداش كى است«12»    

همان روز كه آنان بر آتش عقوبت [و آزموده] شوند«13»      

عذاب [موعود] خود را بچشيد اين است همان [بلايى] كه با شتاب خواستار آن بوديد«14»  

پرهيزگاران در باغها و چشمه سارانند«15»   

آنچه را پروردگارشان عطا فرموده مى‏گيرند زيرا كه آنها پيش از اين نيكوكار بودند«16» 

و از شب اندكى را مى‏غنودند«17»  

و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مى‏كردند«18»

و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معين] بود«19»

و روى زمين براى اهل يقين نشانه‏هايى [متقاعدكننده] است«20»   

و در خود شما پس مگر نمى‏بينيد«21»       

و روزى شما و آنچه وعده داده شده‏ايد در آسمان است«22»

پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه واقعا او حق است همان گونه كه خود شما سخن مى‏گوييد«23» 

آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد«24»     

چون بر او درآمدند پس سلام گفتند گفت‏سلام مردمى ناشناسيد«25»      

پس آهسته به سوى زنش رفت و گوساله‏اى فربه [و بريان] آورد«26»

آن را به نزديكشان برد [و] گفت مگر نمى‏خوريد«27» 

و [در دلش] از آنان احساس ترسى كرد گفتند مترس و او را به پسرى دانا مژده دادند«28»   

و زنش با فريادى [از شگفتى] سر رسيد و بر چهره خود زد و گفت زنى پير نازا [چگونه بزايد]«29»

گفتند پروردگارت چنين فرموده است او خود حكيم داناست«30»      

[ابراهيم] گفت اى فرستادگان ماموريت‏شما چيست«31»    

گفتند ما به سوى مردمى پليدكار فرستاده شده‏ايم«32»     

تا سنگهايى از گل رس بر [سر] آنان فرو فرستيم«33»

[كه] نزد پروردگارت براى مسرفان نشان‏گذارى شده است«34»      

پس هر كه از مؤمنان در آن [شهرها] بود بيرون برديم«35»   

و[لى] در آنجا جز يك خانه از فرمانبران [خدا بيشتر] نيافتيم«36»      

و در آنجا براى آنها كه از عذاب پر درد مى‏ترسند عبرتى به جاى گذاشتيم«37»       

و [نيز] در [ماجراى] موسى چون او را با حجتى آشكار به سوى فرعون گسيل داشتيم«38» 

پس [فرعون] با اركان [دولت] خود روى برتافت و گفت [اين شخص] ساحر يا ديوانه‏اى است«39»

[تا] او و سپاهيانش را گرفتيم و آنان را در دريا افكنديم در حالى كه او [در آخرين لحظه] نكوهشگر [خود] بود«40»

و در [ماجراى] عاد [نيز] چون بر [سر] آنها آن باد مهلك را فرستاديم«41»     

به هر چه مى‏وزيد آن را چون خاكستر استخوان مرده مى‏گردانيد«42»       

و در [ماجراى] ثمود [نيز عبرتى بود] آنگاه كه به ايشان گفته شد تا چندى برخوردار شويد«43»      

تا [آنكه] از فرمان پروردگار خود سر برتافتند و در حالى كه آنها مى‏نگريستند آذرخش آنان را فرو گرفت«44»

در نتيجه نه توانستند به پاى خيزند و نه طلب يارى كنند«45» 

و قوم نوح [نيز] پيش از آن [اقوام نامبرده همين گونه هلاك شدند] زيرا آنها مردمى نافرمان بودند«46»

و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و بى‏گمان ما [آسمان]گستريم«47»    

و زمين را گسترانيده‏ايم و چه نيكو گسترندگانيم«48» 

و از هر چيزى دو گونه [يعنى نر و ماده] آفريديم اميد كه شما عبرت گيريد«49»       

پس به سوى خدا بگريزيد كه من شما را از طرف او بيم‏دهنده‏اى آشكارم«50»

و با خدا معبودى ديگر قرار مدهيد كه من از جانب او هشداردهنده‏اى آشكارم«51»   

بدين سان بر كسانى كه پيش از آنها بودند هيچ پيامبرى نيامد جز اينكه گفتند ساحر يا ديوانه‏اى است«52»  

آيا همديگر را به اين [سخن] سفارش كرده بودند [نه] بلكه آنان مردمى سركش بودند«53»  

پس از آنان روى بگردان كه تو در خور نكوهش نيستى«54»   

و پند ده كه مؤمنان را پند سود بخشد«55»  

و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند«56»      

از آنان هيچ روزيى نمى‏خواهم و نمى‏خواهم كه مرا خوراك دهند«57»

خداست كه خود روزى بخش نيرومند استوار است«58»      

پس براى كسانى كه ستم كردند بهره‏اى است از عذاب همانند بهره عذاب ياران [قبلى]شان پس [بگو] در خواستن عذاب از من شتابزدگى نكنند«59» 

پس واى بر كسانى كه كافر شده‏اند از آن روزى كه وعده يافته‏اند«60»


  نسخه مناسب چاپ | خروجی word | ایمیل | 

 

 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات



پیوندها

حدیث روز
رزق در سحر خیزی هست
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلّم): باكِروا طَـلَبَ الرِّزقِ وَ الحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ وَ نَجاحٌ؛
در پى روزى و نيازها، سحر خيز باشيد؛ چرا كه حركت در آغاز روز، {مايه} بركت و پيروزى است.
المعجم الاوسط، ج 7، ص 194، ح 7250
اهمیّت و ارزش سحرخیزی و لطف خدا در سحرها
عَلىُّ بْنُ مُحَمّدِالنَوْفلِى قالَ سَمِعْتُه [الهادى عليه السلام] يَقُولُ: إنَّ الْعَبْدَ لَيَقُوُم فى اللَّيْلِ فَيَميلُ بِهِ النُّعاسَ يَميناً وَشِمالاً وَ قَدْ وَقَعَ ذَقَنَهُ عَلى صَدْرِهِ فَيَأمُرُاللّه ُ تَعالى أبْوابَ السَّماءِ فَتَنْفَتِحُ، ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ أُنْظُرُوا إلى عَبْدى ما يُصيُبُه فى التَّقَرُبِ إلىَّ بِما لَمْ أفْتَرِضْ عَلَيْهِ راجياً مِنّى لِثَلاثَ خِصالٍ: ذَنْبِاً أغْفِرُهُ لَهُ، أوْ تَوْبَةٍ اُجَدِّدُهالَهُ، أوْ رِزْقاً أزيدُهُ فيْهِ، إشْهَدُوا مَلائِكتَى أنّى قَدْ جَمَعْتُهُنَّ لَهُ. حديث
از امام هادى عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: بنده خدا شب از خواب برمى خيزد و چرتش مى گيرد و به راست و چپ متمايل مى شود و گاهى چـانه اش به طرف سينه اش مى افتد، پس خداوند متعال دستورمى دهد درهاى آسمان گشوده مى شود، به فرشتگان مى فرمايد: به بنده ام نگاه كنيد بخاطر چيزى كه واجب نكرده ام اين چنين خود را براى تقرّب به من به زحمت انداخته است، به اميد يكى از سه حاجت: گناهى كه آن را براى او ببخشايم، توبه اى كه براى او تجديد كنم، يـا روزى او را زيــاد كنـم. آگاه باشيد اى فرشتگان من كه هر سه را براى او روا كـردم.
تهذیب الاحکام، ج 2، ص 130، ح 460

کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - پشتیبانی سرور: Drhost.ir