انهار
انهار
مطالب خواندنی

محرمیت دختربچه به پدرخوانده و مادرخوانده مرجع تقلید: آیةالله العظمی مکارم شیرازی

بزرگ نمایی کوچک نمایی
سوال سلام وقت بخیر
* دختری دوساله را به فرزند خواندگی قبول کردیم
* پدر و مادر دختر زنده هستند.
* ما، دو فرزند پسر هم داریم .
* پدر زنم زنده است، پدر خودم فوت کرده است ولی مادرم زنده است.
1. به چه شکل می شود این دختر به من و دو پسرم محرم شود ؟
2. به چه شکل می شود مادر دختر به من و دو پسرم محرم شود ؟
3. شیوه اجرای محرمیت به چه شکل است و چه کسانی آن را انجام می دهند؟
لطفا راهنمایی نمایید.
باتشکر
مرجع تقلید: حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)
 

جواب:

بسم الله الرحمن الرحیم 
سلام علیکم و رحمة الله 
وقت شما به خیر و برکت و سعادت و هدایت و نورانیت. 
با تشکر از حُسن اعتمادتان به سایت انهار. 
مطابق با فتوای مراجع عظام تقلید. 
برای محرمیت چند راه وجود دارد: 
۱- نسب. (مانند: برادر، خواهر، عمو، عمه، دایی، خاله، برادرزاده خواهرزاده و...). 
۲- سبب. (مانند ازدواج کردن؛ که در این صورت مادر زن به داماد و پدر شوهر به عروس محرم میشود). 
۳- رضاع. (مانند شیر دادن به نوزاد شیرخوار؛ که سبب محرمیت افراد زیادی می شود و در این مسئله تفصیل زیادی هست). 
چون کودک دختری دو ساله است و از وقت شیرخوردنش گذشته است تنها راه برای محرمیت، سبب {یعنی ازدواج موقّت} هست؛ و در اینجا ازدواج موقت چند ساله ی دختربچه با پدر مردی که او را به فرزندی قبول کرده یا پدر زنی که او را به فرزندی قبول کرده است چاره کار هست (در حالی که البته پدر خودتان مرحوم شده است). 
توضیح کامل مسأله این است که برای محرمیت؛ دختربچه ی دو ساله را به مدت چند سال به عقد موقت پدر مردی که او را به فرزندی قبول کرده است در آورند تا این کودک به تمام پسران و نوه های پسری شوهر موقت محرم شود و البته اگر مرد باقی مدت را ببخشد و البته برای این که به برادرهای زن و برادرزاده ها و خواهرزاده های زن محرم شود نیز می تواند این دختربچه را به مدت چند سال به عقد موقت پدر زنی که او را به فرزندی قبول کرده است در آورند تا این کودک به تمام پسران و نوه های پسر شوهرِ موقت محرم شود. 
البته محرمیت از هر یک از طرفین موجب می شود که دختربچه به پسرهای شما محرم شود. یاحقّ.



  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

 




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -