مطالب خواندنی

آیات 61 تا 118

بزرگ نمایی کوچک نمایی

فَلَمّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسی إِنّا لَمُدْرَکُونَ«61»

پس زمانی که دو گروه همدیگر را دیدند،یاران موسی گفتند:(ما به دام افتادیم و)آنان به ما دست خواهند یافت.

قالَ کَلاّ إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ«62»

(موسی به آنان)گفت:چنین نیست،قطعاً پروردگارم با من است و مرا هدایت خواهد کرد.

نکته ها:

* «ترائی»به معنای یکدیگر را دیدن و«جمعان»به معنای دو گروه است.

* شاید آوردن «أَصْحابُ مُوسی» به جای بنی اسرائیل،رمز آن باشد که حتّی یاران نزدیک موسی از اینکه دریا در جلو و سپاه فرعون در تعقیب آنان هستند،دغدغه ها داشتند.

* گرچه هر حرکت و قیام و تصمیمی،شناخت و بصیرت لازم دارد،ولی لازم نیست انسان در گام اوّل نسبت به تمام مراحل آگاهی داشته باشد.چنانکه حضرت موسی تا لحظه ای که دریا را در جلو و دشمن را پشت سر خود دید خبر از برنامه نداشت،امّا ایمان به هدایت الهی همواره در او بود.و لذا فرمود: «إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ»

پیام ها:

1- رهبران آسمانی،در بحران ها دلی آرام دارند و مایه ی آرامش دیگران نیز هستند. «کَلاّ إِنَّ مَعِی رَبِّی»

2- به وعده های الهی یقین داشته باشیم.(خداوند در آیه ی 15 این سوره به موسی فرمود: «إِنّا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ» ،در این آیه موسی به مردم می گوید:خداوند وعده داد و او با ماست). «کَلاّ إِنَّ مَعِی رَبِّی»

3- هنگام برخورد با دشمن،(حتّی زمانی که در یک طرف دریا و در طرف دیگر سپاه دشمن است،)مأیوس نشوید و به خدا توکّل کنید. «إِنَّ مَعِی رَبِّی»

4- پیامبران واسطه ی فیض و رحمت خداوند می باشند. «إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ» (با توجّه به اینکه هدایت پیامبر،واسطه ای برای هدایت مردم است)

5-انبیا تحت حمایت ویژه ی خداوند هستند. «إِنَّ مَعِی رَبِّی»

6- هدایت از شئون ربوبیّت است. «رَبِّی سَیَهْدِینِ»

فَأَوْحَیْنا إِلی مُوسی أَنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ«63» وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِینَ«64»

پس(به دنبال این تلاقی،)به موسی وحی کردیم که عصایت را به دریا بزن.دریا شکافت و هر پاره ای مثل کوهی بزرگ گردید.آنگاه گروه دیگر (لشکر فرعون)را به آنجا نزدیک کردیم.

وَ أَنْجَیْنا مُوسی وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِینَ«65» ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ«66» إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ«67» وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ«68»

و موسی و هر که را با او بود،همگی را(از دریا عبور و)نجات دادیم.سپس گروه دیگر را غرق ساختیم.البتّه در این ماجرا،(عبرت و)نشانه روشنی است و بیشتر آنان ایمان آورنده نبودند.و همانا پروردگارت شکست ناپذیر و مهربان است.

نکته ها:

* کلمه ی«انفلاق»به معنای شکافته شدن،«فرق»به معنای قطعه و«طود»به معنای کوه می باشد.گویا در اثر شکافته شدن رود بزرگ نیل که همچون دریاست،آب در دو طرف خشکیِ ایجاد شده چنان روی هم انباشته شد که همانند دو کوه بلند گردید.

پیام ها:

1- کارهای انبیا با اراده ی پروردگار و وحی الهی است. فَأَوْحَیْنا ...

2- خداوند کارهایی را به دست اولیای خود انجام می دهد تا مردم به آنان توجّه کنند و از آنان اطاعت نمایند. «فَأَوْحَیْنا إِلی مُوسی أَنِ اضْرِبْ» (آری،طبیعت و مظاهر آن،با اراده ی خداوند در اختیار بندگان خاصّ ومقهور آنان است.)

3- با اراده ی خداوند،یک عصا روزی اژدها می شود و سبب ترس دشمنان می گردد و یک روز کلید رحمت و باز شدن راه برای مؤمنان می شود.

4- با اراده ی خداوند،یک عصا گاهی سبب جوشیدن آب از سنگ است: «اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ[1]و گاهی سبب خشک شدن دریا. «اضْرِبْ بِعَصاکَ الْبَحْرَ»

5-همه ی هستی و فعل وانفعالات آن،با اراده ی خداوند است. «فَأَوْحَیْنا - أَزْلَفْنا - أَنْجَیْنا - أَغْرَقْنَا»

6- نجات و رستگاری در سایه ی همراهی با انبیاست. «أَنْجَیْنا مُوسی وَ مَنْ مَعَهُ»

7- خداوند یاران خود را در سخت ترین شرایط از بن بست نجات می دهد. «أَنْجَیْنا مُوسی وَ مَنْ مَعَهُ»

8-شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعونیان،نشانه ی قدرت و قهر الهی و مایه ی پند است. «إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً»

9- سنّت الهی در طول تاریخ،یاری حقّ و سرکوب باطل است. «لَآیَهً» آری، نشانه و عبرت بودن یک حادثه،زمانی است که آن حادثه یا مشابه آن در طول تاریخ تکرار شدنی باشد.

10- خداوند با بیان تاریخ گذشتگان،به پیامبر اسلام دلداری و درس صبر می دهد. «ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ»

11- پندپذیران کم هستند. «لَآیَهً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ»

12- پیامبر اسلام تحت حمایت ویژه ی خداوند است. «رَبَّکَ» (خطاب به پیامبر است که همان گونه که ما مخالفان موسی را نابود کردیم،با همان عزّت و

قدرت می توانیم مخالفان تو را نیز نابود کنیم.)

13- کفر مردم،ضرری به عزّت خداوند نمی زند. «ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ - إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»

14- مربّی،هم باید قدرتمند باشد و هم مهربان. «إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»

15- مهلتی که خداوند به کفّار می دهد از ضعف و ناتوانی نیست،بر اساس مهر و رحمت است تا شاید توبه کنند. «الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِیمَ«69» إِذْ قالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ«70» قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاکِفِینَ«71»

(ای پیامبر!)سرگذشت ابراهیم را بر مردم بخوان.آن گاه که به پدرش (عمویش آذر)و قومش گفت:شما چه می پرستید؟ گفتند:بت هایی را می پرستیم که همواره ملازم آنهاییم.

قالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ«72» أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ«73» قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا کَذلِکَ یَفْعَلُونَ«74»

ابراهیم گفت:آیا هر گاه آنها را می خوانید(یا دعا می کنید)سخن شما را می شنوند؟ یا به شما سود و زیانی می رسانند؟ بت پرستان گفتند:(نه) بلکه پدرانمان را یافتیم که این گونه(پرستش)می کردند.

قالَ أَ فَرَأَیْتُمْ ما کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ«75» أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ«76»

ابراهیم گفت:آیا در آنچه می پرستید اندیشه و نگاه(عمیق)کرده اید؟ شما و پدران پیشین شما(دقّت کرده اید)؟

نکته ها:

*بعد از حضرت موسی که نامش بیش از 130 مرتبه در قرآن آمده،نام حضرت ابراهیم،بیش از دیگر پیامبران در قرآن آمده است.

*بر اساس روایات مراد از کلمه ی«أب»در این آیه،آذر عموی ابراهیم است.زیرا امکان ندارد که پدرِ پیامبری همچون ابراهیم کافر باشد.از نظر لغت نیز به مربّی و جدّ و پدر زن نیز «أَب»گفته می شود.در آیه 133 سوره بقره می خوانیم که فرزندان یعقوب به پدرشان گفتند:

«نَعْبُدُ إِلهَکَ وَ إِلهَ آبائِکَ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ» با اینکه یعقوب فرزند اسحاق است،در این آیه هم به جدّ(ابراهیم)و هم به عمو(اسماعیل)،أَب گفته است.

*تقلید از اهل علم و دانشمندان،گاهی وسیله ی تکامل و رشد و ترقّی است؛ «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ»[2]و فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ ... [3]ولی از عوام وسیله ی تحجّر و جمود است. «إِنّا وَجَدْنا آباءَنا» زیرا پایبندی بی چون و چرا به سنّت ها و آداب ملّی و قومی،سبب تخدیر جامعه و سدّ راه فکر و نوآوری و مانع شناخت حقیقت است.

*چون حضرت ابراهیم مورد ستایش همه ی گروه های یهودی و مسیحی است،بیان تاریخ او برای اهل کتاب زمان پیامبر و همچنین مسلمانان،درس آموز خواهد بود.

*کلمه ی«رأیتم»از ریشه ی«رأی»و«رؤیت»است.بنابراین«رأیتم»هم شامل دیدن با چشم می شود و هم نگریستن با عقل.

پیام ها:

1- پیامبر اسلام مأمور حفظ تاریخ انبیای قبل از خود است. «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ»

2- سرگذشت حضرت ابراهیم علیه السلام مهم و مفید است.( «نَبَأَ» ،به خبر مهم گویند)

3- سنّت ها و قوانین حاکم برتاریخ،ثابت است.بنابراین تاریخ دیروز می تواند برای امروز درس باشد. «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِیمَ»

4- در نهی از منکر،از خودی ها شروع کنیم. «لِأَبِیهِ»

5-در نهی از منکر،سن شرط نیست. «قالَ لِأَبِیهِ»

6- در نهی از منکر،قدرت شرط نیست. «قالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ» (با توجّه به اینکه آن زمان حضرت ابراهیم در شرایطی بود که عمویش او را طرد کرد.)

7- در نهی از منکر،از تنهایی نترسید. «قالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ»

8-در دفاع از حقّ،مراعات فامیل را نکنید. «قالَ لِأَبِیهِ»

9- خداوند با بیان این که نزدیک ترین بستگان ابراهیم بت پرست بودند و از او اطاعت نکردند،پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دلداری می دهد. «لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ - نَعْبُدُ أَصْناماً»

10- در شیوه ی تبلیغ،وجدان ها را با سؤال بیدار کنید. «ما تَعْبُدُونَ» (با آنکه ابراهیم علیه السلام می دید که آنها چه چیزهایی را می پرستند،ولی برای اینکه آنان را به تفکّر وادار کند ووجدانشان را بیدار نماید،از آنان پرسش نمود.)

11- انسان،موجودی است پرستش گر،اگر حقّ را پرستش نکند به باطل رو خواهد کرد. «ما تَعْبُدُونَ - نَعْبُدُ أَصْناماً»

12- قرآن کریم در نقل تاریخ،نقاط حساس و سازنده را مطرح می کند. «ما تَعْبُدُونَ» (قرآن در مطالبی که از تاریخ نقل می کند،به تعداد و نام و زمان و مکان اشاره ندارد،بلکه پیام و محتوای عبرت انگیز را بیان می کند.)

13- در نهی از منکر،از منکرات مهم شروع کنید. «ما تَعْبُدُونَ» (آری مهم ترین منکر،شرک به خداوند است.)

14- هر عبادتی ارزش ندارد،نوع معبود و مقدار شعور مهم است. «نَعْبُدُ أَصْناماً»

15- پرستش،یک خواست لحظه ای نیست،بلکه در عمق جان انسان ریشه دارد.

«عاکِفِینَ»

16- بدتر از انحراف،افتخار به انحراف است. «فَنَظَلُّ لَها عاکِفِینَ» «نظل»یعنی همیشه بت می پرستیم و «عاکِفِینَ» یعنی بر پرستش آن ملازم هستیم.)

17- استدلال و منطق،اوّلین گام تبلیغ است. «هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ - أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ»

18- انگیزه ی پرستش،یا خیررسانی است،یا دفع شرّ و بت ها هیچ یک را ندارند.

«یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ»

19- با افراد عادّی،استدلال روشن و قابل فهم داشته باشید. «هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْتَدْعُونَ أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ»

20- در عقاید،تقلید ممنوع است. «وَجَدْنا آباءَنا»

21- گاهی آداب ورسوم نیاکان،مانعی بر راه عقل ومنطق است. «وَجَدْنا آباءَنا»

22- سابقه،دلیل حقّانیّت نیست. «وَجَدْنا آباءَنا»

23- بت پرستان نیز بی اثر بودن بت ها را باور دارند،فقط گرفتار نیاکان خود هستند. «بَلْ وَجَدْنا آباءَنا»

24- تعصّب و قوم گرایی ممنوع است. «وَجَدْنا آباءَنا»

25- جهل و ساده اندیشی،بستر و زمینه ی انحراف است. «أَ فَرَأَیْتُمْ ما کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ» (شرک مبنای علمی و برهانی ندارد)

26- تدبّر و تعقّل برای انسان،یک ضرورت است. «أَ فَرَأَیْتُمْ ما کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ»

27- مناظره،بحث واحتجاج،میان افکار گوناگون لازم است. أَ فَرَأَیْتُمْ ما کُنْتُمْ ...

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلاّ رَبَّ الْعالَمِینَ«77»

البتّه این بت ها دشمن من هستند(و من دشمن آنها)،مگر پروردگار جهانیان(که محبوب من است).

اَلَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ«78» وَ الَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ«79» وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ«80» وَ الَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ«81»

همان پروردگاری که مرا آفرید و همو راهنماییم می کند.او که مرا(هنگام گرسنگی)طعام می دهد و(هنگام تشنگی)سیرابم می نماید.و هر گاه بیمار شوم، همو مرا شفا می بخشد.او کسی است که مرا می میراند،سپس زنده ام می کند.

وَ الَّذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ«82»

او کسی است که امید دارم روز جزا خطاهای مرا ببخشد.

نکته ها:

*جز خدایی که ربّ العالمین است،همه ی معبودها دشمن ما می شوند،زیرا بت ها در قیامت به سخن در آمده،علیه بت پرستان شکایت خواهند کرد.چنانکه قرآن می فرماید: «کَلاّ سَیَکْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا[4]روز قیامت بت ها از بت پرستان تنفّر می جویند و با آنان ضدّیت دارند و بدین وسیله عداوت آنها روشن می شود[5]

*خطای انبیا،ترک اولی است،و گرنه خداوند حضرت ابراهیم را با صفاتی مثل برگزیده ستایش نموده است. «إِنّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَهٍ ذِکْرَی الدّارِ»[6]

پیام ها:

1- معبودهای خیالی و دروغین،دشمنان اندیشه،سعادت وتکامل بشریّت هستند.عَدُوٌّ لِی ...

2- در شیوه ی تبلیغ،گاهی لازم است خود را به جای دیگران قرار دهیم. «عَدُوٌّ لِی» و نفرمود: «عَدُوٍّ لَکُمْ»

3- آفرینش انسان از بزرگ ترین الطاف الهی است. «الَّذِی خَلَقَنِی»

4-کسی حقّ هدایت دارد که آفریده باشد. «خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ» زیرا تدبیر و هدایت از آفرینش جدا نیست.

5- آفریدن و هدایت کردن،نشانه ی آن است که او ما را دوست دارد،نه بت ها.

«عَدُوٌّ لِی إِلاّ رَبَّ الْعالَمِینَ اَلَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ»

6- هدایت،از شئون ربوبیّت است. «رَبَّ الْعالَمِینَ - فَهُوَ یَهْدِینِ»

7-نعمت هدایت(بعد از خلقت)،بزرگ ترین نعمت هاست. «خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ»

8- آفریدن یک بار است،ولی هدایت در هر لحظه و همیشه است.( «خَلَقَنِی» به صورت ماضی و «یَهْدِینِ» به صورت مضارع و استمرار آمده است)

9- سیر شدن و سیراب شدن انسان،کار خداست.آب و نان وسیله است.

«یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ»

10- توجّه به نعمت های معنوی،بر توجّه به نعمت های مادّی مقدّم است.ابتدا فرمود: فَهُوَ یَهْدِینِ ...،آنگاه فرمود: یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ ...

11- در پیدایش بیماری،خود ما مقصّریم. «مَرِضْتُ» و نفرمود:«أمرضنی»

12- شفا از خداست.دارو وسیله است وتأثیر آن نیز به اراده اوست. «فَهُوَ یَشْفِینِ»

13- شفای روح و شفای جسم در کنار هم لازم است. «فَهُوَ یَهْدِینِ - فَهُوَ یَشْفِینِ»

14- در سخن و خطابه،آهنگین بودن کلمات یک ارزش است. «یَهْدِینِ - یَسْقِینِ - یَشْفِینِ - یُحْیِینِ»

15- در جهان بینی الهی،مرگ پایان کار نیست،یکی از مراحل زندگی است.

«یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ»

16- همه کاره ی هستی خداست.(توحید افعالی) «یَهْدِینِ - یَسْقِینِ - یَشْفِینِ - یُحْیِینِ»

17- هر کجا زمینه شرک وجود دارد،شرک زدایی لازم است.(در نعمت هدایت، اطعام و شفا،سه بار کلمه ی«هو»به کار رفته است،ولی در خلقت و مرگ و حیات،این کلمه به کار نرفته،شاید به این خاطر که خلقت و مرگ را همه به خدا نسبت می دهند و جای شرک نیست،ولی ارشاد و اطعام و شفا به مردم، دارو،پزشک و غذا نسبت داده می شود.لذا قرآن برای زنده نگاه داشتن روحیّه توحید،کلمه ی«هو»را بکار برد،یعنی همه ی کارها بدست اوست).

18- یکی از فلسفه های عبادت  تشکر از خداوند است (ابراهیم به عموو قوم خود فرمود: «ما تَعْبُدُونَ» چه چیزی را می پرستید؟ گفتند:بت.حضرت ابراهیم در این آیات،فلسفه ی عبادت خدا را بیان می کند). «خَلَقَنِی - یَهْدِینِ - یُطْعِمُنِی - یَسْقِینِ - یَشْفِینِ - یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ»

19- هیچ کس از الطاف الهی بی نیاز نیست. أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ ...در جایی که حضرت ابراهیم خلیل اللّه خود را نیازمند مغفرت الهی بداند،تکلیف ما روشن است.

20- عفو الهی،فضل اوست نه استحقاق ما. «أَطْمَعُ» آری،به اعمال خود تکیه نکنیم،زیرا ابراهیم نیز به عفو الهی چشم دوخته،نه پاداش کار خود.

21- امید و رجا،یک ارزش است. «أَطْمَعُ»

22- ربوبیّت خداوند سبب دلبستگی به عفو و مغفرت اوست. رَبَّ الْعالَمِینَ ... أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی

23- طلب مغفرت،شیوه ی انبیاست. «یَغْفِرَ لِی»

24- اگر لطف خاصّ او نباشد،انسان در هر مرحله ای باشد جایزالخطا است.

«خَطِیئَتِی»

25- جلوه ی مبدء و معاد در کلام انبیا آشکار است. خَلَقَنِی ... یَوْمَ الدِّینِ

26- نیازهای مادّی و معنوی انسان از آغاز تا پایان زندگی،به دست خداوند است. خَلَقَنِی ... یَوْمَ الدِّینِ

رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ«83»

(ابراهیم در ادامه ی سخن خود گفت:)پروردگارا! به من حکمت و دانش مرحمت فرما و مرا به صالحان ملحق کن!

نکته ها:

*کلمه ی«حکم»می تواند به معنای حکومت و سرپرستی و تدبیر امور باشد و یا به معنای دانش و معرفت.البتّه«حُکم»معنایی برتر از حکمت دارد،زیرا حکمت تنها قدرت تشخیص حقّ از باطل است و حُکم آگاهی همراه با آمادگی برای اجرای حقّ است.[7]

*سعادت انسان در چند جمله خلاصه می شود که در دعای حضرت ابراهیم آمده است:الف:شناخت خداوند و معرفت درونی نسبت به او. «هَبْ لِی حُکْماً»

ب:حضور در جامعه ی صالح. «أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»

ج:نام نیک در تاریخ. «لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ»

د:رسیدن به بهشت ابدی. «وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ»

پیام ها:

1- انسان برای رسیدن به کمالات باید از خداوند استمداد کند. رَبِّ هَبْ لِی ...

2- استمداد از نام«ربّ»،در استجابت دعا مؤثّر است. «رَبِّ»

3- حکمت و بینش همراه با عمل،هدیه ی الهی است. «هَبْ لِی حُکْماً»

4- قبل از درخواست جدید از خداوند،از نعمت های قبلی نامی ببرید و از او تشکّر کنید. خَلَقَنِی - یَهْدِینِ - یَشْفِینِ - یَسْقِینِ - وَ ... رَبِّ هَبْ لِی

5-اگر حکمت باشد،ولی دوستان انسان نااهل باشند،حکمت کارایی ندارد.

«هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی»

6- اگر دید و بینش و تفکّر صحیح بود،رفتار و گفتار و نیّت هم صحیح می شود.

(حکمت به معنای دید و فهم و نظر صحیح است). «حُکْماً»

7- حکمت نظری،به تنهایی مفید و نجات بخش نیست.حکمت باید با عمل همراه باشد. «هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»

8-برخورداری از حکمت و معرفت در درون و زندگی در جامعه ی صالحان و صالح بودن،بالاترین درجه ی سعادت است. «حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»

9- حکمت وشناخت وبینش،بر عمل مقدّم است. «هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی»

10- بهترین دعا را از بهترین افراد بیاموزیم.(بهترین افراد،انبیا هستند و یکی از بزرگ ترین انبیا حضرت ابراهیم علیه السلام است که در دعا از خداوند مغفرت، حکمت،نام نیک و حسن عاقبت می خواهد و در آیات دیگر از خداوند، فرزندان خوب و پیروان مسلمان درخواست می کند).

11- حکومت خواهی برای انجام احکام الهی،مطلوب است. «هَبْ لِی حُکْماً»[8]

12- هم انزوا ممنوع است و هم جذب نااهلان شدن. «أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»

13- جامعه ای ارزش دارد که افرادش صالح باشند. «أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»

14- انسان به رفیق خوب محتاج است. «وَ أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ»

وَ اجْعَلْ لِی لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ«84»

و در میان آیندگان نام نیکی برای من قرار بده.

وَ اجْعَلْنِی مِنْ وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ«85»

و مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده.

نکته ها:

*در آیه ی 108 سوره ی صافّات که ماجرای ذبح اسماعیل مطرح شده است می فرماید: «وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ» یعنی قربانی در مراسم حج را یک سنّت واجب قرار دادیم و به خاطر تسلیم بودن ابراهیم،نام نیک برای او به جای گذاشتیم و این گونه دعایش را که می گفت: «وَ اجْعَلْ لِی لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ» ،مستجاب کردیم.

در آیه ی 50 سوره ی مریم نیز به دنبال نام حضرت ابراهیم و اسحاق و یعقوب می فرماید:

«وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِیًّا» ما نام بلند و نیکو برای آنان قرار دادیم

*حضرت علی علیه السلام فرمود:نام نیک،از دارایی و سرمایه بهتر است. [9]

*در روایات از لسانِ صدق و یادگار نیک،به وجود مبارک حضرت محمّد صلی الله علیه و آله وعلی علیه السلام تعبیر شده است. [10]بعضی سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را که فرمود:«أنا دعوه أبی ابراهیم»یعنی من اثردعای پدرم ابراهیم هستم.دلیل این نکته دانسته اند.بنابراین مراد از لسانِ صدق در آیندگان،انبیایی از نسل او هستند که مکتب توحیدی را زنده نگاه داشته اند و این آرزو با مقام پیامبری همچون ابراهیم علیه السلام،تناسب بیشتری دارد.

*روایات می خوانیم:هر گاه انسان از دنیا رفت،پرونده ی اعمالش بسته می شود مگر کسی که صدقه ی جاریه ای به جای گذاشته باشد.مانند:وقف یا کتاب مفیدی که از او به جای مانده باشد و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند.[11]

*در روایات آمده است:هر انسانی در بهشت و دوزخ جایگاهی دارد و هنگامی که وارد دوزخ شود،خانه ی بهشتی او را به دیگران می دهند و آنان وارث می شوند[12]

پیام ها:

1- بقای نام مکتب و یادگار نیک را از او بخواهیم. «وَ اجْعَلْ لِی»

2- ستایشی ارزش دارد که صادقانه باشد،نه از روی تملّق. «لِسانَ صِدْقٍ»

3- آیندگان را به حساب آوردید وقضاوت آیندگان را در نظر بگیرید. «لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ»

4- اتفاق نظر یهود و نصارا و مسلمانان بر عظمت ابراهیم،نمونه ی استجابت دعای اوست. «لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ»

5-انسان های بزرگ،هم محبوبیّت دنیوی می خواهند و هم سعادت اخروی.

«لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ»

6- انسان،بعد از مرگ نیز از دعای خیر دیگران و سنّت های حسنه ای که بنا نهاده بهره مند می شود. «لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ»

7- به طرح های کوتاه مدّت قناعت نکنیم. «لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ»

8-نعمت های بهشتی،در برابر اعمال ما موهبتی بی رنج است. «وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ» زیرا ارث،به مالی گویند که بدون رنج و تلاش به دست آید.

وَ اغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کانَ مِنَ الضّالِّینَ«86»

(ابراهیم در ادامه ی دعاهایش گفت:)پدرم را ببخش که بی شک او از گمراهان است.

وَ لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ«87» یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ«88» إِلاّ مَنْ أَتَی اللّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ«89»

و روزی که همه مبعوث می شوند،مرا خوار مگردان.روزی که مال و فرزندان برای انسان نفعی ندارند.مگر کسی که با روح و قلب پاک به سوی خدا آید.

نکته ها:

*مشهور آن است که مراد از پدر،عموی ابراهیم است و به گفته ی قرآن،مؤمن نباید در حقّ کافر دعا کند.بنابراین اگر حضرت ابراهیم برای عموی کافرش دعا کرد،به خاطر این بود که به او وعده ی دعا داده بود،زیرا هنوز به ایمان آوردن او امید داشت. «سَأَسْتَغْفِرُ لَکَ رَبِّی»[13]لکن همین که یقین کرد او ایمان نمی آورد،از عموی خود تبرّی جست. «وَ ما کانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِیمَ لِأَبِیهِ إِلاّ عَنْ مَوْعِدَهٍ وَعَدَها إِیّاهُ فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ» [14]

*روحِ پاک،روحی است که از وابستگی به دنیا وآلودگی به شرک،کفر،نفاق،تکبّر و همه ی امراض قلبی پاک باشد وچون خداوند درباره ی منافقان می فرماید: «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» پس قلبِ سلیم،قلب مؤمن است.

درحدیث می خوانیم:قلب سلیم،قلبی است که در آن شرک نباشد[15]

*پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در نمازش این دعا را می خواند:«اللهم لا تخزنی یوم القیامه»پروردگارا! مرا در قیامت خوار و رسوا مکن[16]

*سؤال: در روایات می خوانیم:انفاق مال و صدقه ی جاریه و اولاد صالحی که برای والدین دعا کنند،برای قیامت انسان مفید هستند،پس رابطه ی آیه ی «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ» با این روایات چیست؟

پاسخ: مراد این آیه،مال و فرزندی است که در خط الهی قرار نگیرند.

بنابراین دنیا مانند کلیدی است که با حرکتی درب را قفل و با حرکت دیگری درب را باز می کند.مال حلال در دست افراد صالح،سبب قرب ودر دست ناهلان سبب گناه می شود.

مال را کز بهر دین باشی حَمول

نعم مالٌ صالحٌ گفت آن رسول

چیست دنیا از خدا غافل شدن

نی قُماش ونقره وفرزند و زن

آب در کشتی هلاک کشتی است

آب در بیرون کشتی،پشتی است[17]

پیام ها:

1- محبّت و دعا درباره ی بستگان،همراه با نهی از منکر و انتقاد از اشتباهات آنان باشد. قالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ ... وَ اغْفِرْ لِأَبِی

2- بند و بست های دنیوی در قیامت بی اثر است و جز قلب پاک،هیچ چیز کارایی ندارد. خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ ... بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

3- بیم و امید باید در کنار هم باشند. «أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی - لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ»

4- انسان در هر مرحله ای که باشد نباید از قیامت غافل باشد. لا تُخْزِنِی ...

5-در قیامت،دیگران نیز از عیوب ما آگاه می شوند. «لا تُخْزِنِی» زیرا رسوایی در جایی است که دیگران از خصوصیّات رفتار و افکار ما آگاه شوند.

6- خواری ورسوایی،از سخت ترین حالات در قیامت است. «لا تُخْزِنِی» حضرت ابراهیم از میان همه ی مشکلات روز قیامت،رسوا نشدن را مطرح می کند.

7- در قیامت،تحقیر و خواری و خزیان،بدتر از عذاب دوزخ است. «لا تُخْزِنِی» در جای دیگر می خوانیم: «إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ»[18]

8-آنچه در دنیا ارزش است،در آخرت بی ارزش می شود. «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ»

«مال»جلوه ی مسائل مادّی و«بَنُون»(فرزندان)جلوه ی مسائل عاطفی است، یعنی در قیامت مال و فرزند و مقام و شهرت و مدرک و...نجاتبخش نیست.

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ«90» وَ بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغاوِینَ«91» وَ قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ«92» مِنْ دُونِ اللّهِ هَلْ یَنْصُرُونَکُمْ أَوْ یَنْتَصِرُونَ«93»

و(آن روز)بهشت برای پرهیزکاران نزدیک گردد.وآتش برافروخته برای گمراهان نمودار شود.وبه آنان گفته شود:کجاست آنچه می پرستیدید؟ به جای خداوند،آیا یاریتان می کنند یا از خود دفاع توانند کرد؟

فَکُبْکِبُوا فِیها هُمْ وَ الْغاوُونَ«94» وَ جُنُودُ إِبْلِیسَ أَجْمَعُونَ«95»

پس همه ی معبودان و عابدان گمراه به دوزخ سرنگون شوند.و لشکریان ابلیس نیز همگی(به دوزخ افکنده شوند).

نکته ها:

*«أُزْلِفَتِ» به معنای نزدیک شدن و «بُرِّزَتِ» از«بروز»،به معنای ظاهر شدن است.

«غاوین»از«غواء»شرّ و جهلی را گویند که از فساد عقیده است.«کب»به معنای از صورت به زمین خوردن و«کبکب»یعنی پی در پی از صورت به زمین خوردن،گویا دوزخیان پی در پی سقوط می کنند و به دوزخ می افتند،نظیر سنگی که از چند پلّه بیفتد،که در هر پلّه ای یک بار به زمین می خورد.

*امام باقر وامام صادق علیهما السلام فرمودند:کسانی که از عدل سخن می گویند،ولی در عمل عادل نیستند،مصداق این آیه هستند: «فَکُبْکِبُوا فِیها هُمْ وَ الْغاوُونَ»[19]

*صاحب تفسیر اطیب البیان،مراد از نزدیک شدن بهشت و نمودار شدن دوزخ را،باز شدن دربِ بهشت به قبر مؤمن و دربِ دوزخ به قبر کافر می داند.

پیام ها:

1- مقام مؤمنِ پرهیزکار،از بهشت بالاتر است.لذا بهشت را برای او حاضر می کنند. «أُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ» آری،کسی که در دنیا از گناه فاصله گرفت،در قیامت بهشت با آن عظمت را به استقبالش می آورند.

2- وعده ی خداوند بر وعید او مقدّم است. «أُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ - بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ»

3- دیدن دوزخ ووسیله های عذاب،خود نوعی شکنجه برای دوزخیان است.

«بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ»

4- سرزنش،یکی از عذاب های روحی قیامت است. قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ ...

5-اعتقادات انسان،در سرنوشت او نقش مهمّی دارند. «قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ»

6- در قیامت،از عقاید و افکار سؤال می شود. «قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ»

7- روحیّه ی پرستش،در همه ی انسان ها هست،گرچه در بعضی از آنان به انحراف کشیده می شود. «أَیْنَ ما کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ»

8-هم معبودهای خیالی به دوزخ می روند وهم عابدهای گمراه. «هُمْ وَ الْغاوُونَ»

قالُوا وَ هُمْ فِیها یَخْتَصِمُونَ«96» تَاللّهِ إِنْ کُنّا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ«97»

و آنان در دوزخ در حالی که با هم مشاجره می کنند،(به معبودهای خود) می گویند:به خدا سوگند که همانا ما در گمراهی آشکاری بودیم.

إِذْ نُسَوِّیکُمْ بِرَبِّ الْعالَمِینَ«98» وَ ما أَضَلَّنا إِلاَّ الْمُجْرِمُونَ«99»

چون شما(بت ها و معبودها)را با پروردگار جهانیان برابر می دانستیم.و جز تبهکاران،مارا گمراه نکردند.

نکته ها:

*بر خلاف فضای بهشت که تمام آن سِلم وسلامت است،فضای دوزخ همیشه پراز ملامت،خصومت ولعنت است:نفرین رهروان به رهبران فاسد،ملامت گناهکاران نسبت به شیطان،تنفّر معبودها از مشرکان و تبّریِ مجرمین از یکدیگر که درباره ی این موارد،آیات فراوانی در قرآن به چشم می خورد.

پیام ها:

1- در میان دوزخیان،جدال و جرّ و بحث و مخاصمه وجود دارد.(مشرکان با معبودهایشان همواره درگیرند). «یَخْتَصِمُونَ»

2- در قیامت،عشق های نامقدّس وغیرالهی،به کینه تبدیل می شود. «یَخْتَصِمُونَ» در سوره زخرف آیه 67 می خوانیم: «الْأَخِلاّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ»

3- در قیامت،وجدان ها بیدار می شوند. «إِنْ کُنّا لَفِی ضَلالٍ»

4- هرکس وهر چیز را در کنار خدا قرار دهیم،شرک ورزیده ایم. «إِذْ نُسَوِّیکُمْ» (به نام خدا و به نام خلق،مصداق «نُسَوِّیکُمْ بِرَبِّ الْعالَمِینَ» است.

5-در قیامت،هر کسی تقصیر را به گردن دیگری می اندازد. «وَ ما أَضَلَّنا إِلاَّ الْمُجْرِمُونَ»

6- در قیامت مشرکان از رهبران خود شکایت دارند. «وَ ما أَضَلَّنا إِلاَّ الْمُجْرِمُونَ»

فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ«100» وَ لا صَدِیقٍ حَمِیمٍ«101» فَلَوْ أَنَّ لَنا کَرَّهً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ«102»

در نتیجه(امروز)برای ما نه شفیعانی وجود دارد و نه حتّی یک دوست صمیمی.پس اگر برای ما بازگشتی(به دنیا)بود،از مؤمنان می شدیم.

إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ«103» وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ«104»

حقّاً که در این(سرگذشت)درس عبرت و نشانه ای است،ولی بیشترشان ایمان آورنده نبودند.البتّه،پروردگار تو همان توانای مهربان است.

نکته ها:

*در تفسیر مجمع البیان،روایاتی نقل شده که امامان معصوم علیهم السلام سوگند یاد کرده اند که شیعیان را شفاعت کنند.

*امام صادق علیه السلام فرمود:مؤمن در آن روز برای اهل بیت خود شفاعت می کند.[20]

*امام صادق علیه السلام فرمود:به خدا قسم،روز قیامت ما شیعیان خود را چنان شفاعت کنیم که صدای منحرفان بلند شود: «فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ وَ لا صَدِیقٍ حَمِیمٍ»[21]

*پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:در قیامت قرآن،فامیلِ مؤمن،پیامبر واهل بیت علیهم السلام شفاعت می کنند.[22]

پیام ها:

1- در قیامت شفاعت قطعی است،امّا گروهی از جمله مشرکان از آن بهره مند نمی شوند. إِذْ نُسَوِّیکُمْ بِرَبِّ الْعالَمِینَ ... فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ

2- دوستی با گنهکاران در دنیا،در قیامت حاصلی ندارد. «وَ لا صَدِیقٍ حَمِیمٍ»

3- انسان حتّی در قیامت به دوست خوب نیازمند است. «وَ لا صَدِیقٍ حَمِیمٍ»

4- شرط دریافت شفاعت،ایمان است. «فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ - فَلَوْ أَنَّ لَنا کَرَّهً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»

5-روز قیامت،روز حسرت است. «فَلَوْ أَنَّ لَنا کَرَّهً»

6- اگر مردم نخواهند و لجاجت کنند،نشانه ی بزرگ الهی نیز برای هدایت آنان کارساز نیست. «لَآیَهً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ»

7- مهربانی در عین قدرت،یک صفت الهی است. «الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»

8-ای پیامبر! نگران انحراف اکثریّت مباش،زیرا تو تحت حمایت مخصوص ما هستی. «وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»

9- مهلتی که خداوند به منحرفان می دهد به خاطر عجز و ناتوانی نیست،بلکه به خاطر رحمت و لطف است تا شاید برگردند. «الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ«105»

قوم نوح،انبیا را تکذیب کردند.

إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ«106» إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ«107» فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ«108» وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلی رَبِّ الْعالَمِینَ«109»

زمانی که برادرشان نوح به آنان گفت:آیا(از خدا)پروا نمی کنید؟ همانا من برای شما پیامبری امین هستم.پس،از خداوند پروا کنید واطاعتم نمایید.و من برای این رسالت هیچ مزدی از شما درخواست نمی کنم،پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست.

فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ«110» قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ«111»

پس نسبت به خداوند تقوا پیشه کنید و(دستوراتم را)فرمان ببرید.آنان (به جای ایمان آوردن)گفتند:آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که فرومایگان از تو پیروی کرده اند؟

نکته ها:

*نام حضرت نوح 43 بار در قرآن آمده است و خداوند حضرت ابراهیم را شیعه ی او دانسته «وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ»[23]و سوره ای به نام نوح در قرآن آمده است.سلام خداوند به نوح،سلام خصوصی است: «سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ» [24]در حالی که خداوند بر حضرت موسی و هارون و ابراهیم علیهم السلام نیز سلام نموده است،ولی جمله ی «فِی الْعالَمِینَ» را ندارد.

*آشنایی با تاریخ انبیا،انسان را شیفته ی آنان می کند و روح صبر واستقامت را در آدمی زنده می سازد.

پیام ها:

1- همه ی انبیا دارای هدفی واحد هستند،لذا تکذیب یک پیامبر به منزله تکذیب همه ی پیامبران است. «کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ» (قوم نوح تنها حضرت نوح را تکذیب کردند،ولی قرآن می فرماید: «الْمُرْسَلِینَ» یعنی تمام انبیا)

2- قبیله ها و امّت ها را با نام رهبران و شخصیّت های آنان می شناسند. «قَوْمُ نُوحٍ»

3- قبل از نوح،پیامبران متعدّدی بوده اند. «الْمُرْسَلِینَ»

4- در تبلیغ دین،از عواطف استفاده کنید. «أَخُوهُمْ»

5-اخلاق و رفتار انبیا با مردم زمان خود،برادرانه بوده است. «أَخُوهُمْ»

6- اطّلاع از فرهنگ،زبان،آداب،رسوم و نقاط ضعف و قوّت مردم،برای مبلّغ ضروری است. «أَخُوهُمْ» کسی که برادر مردم است،از افکار،آداب ونقاط ضعف وقوّت آنان آگاه است.

7-با سؤال،وجدان ها را بیدار کنید. «أَ لا تَتَّقُونَ»

8- پذیرفتن دعوت انبیا و اطاعت از آنان،روحیّه ی تقوا لازم دارد. «أَ لا تَتَّقُونَ»

9- نبوّت،به نفع بشریّت وبرای نجات انسان هاست. «إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ»

10- امین بودن وحسن سابقه ودلسوزی،شرط نفوذ کلام است. «لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ»

11- شرط اصلی در فرستاده و حامل پیام،امین بودن است. «رَسُولٌ أَمِینٌ»

12- بیان کمالات خود،در مواردی لازم است. «إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ»

13- دینداری،از اطاعت از رهبری الهی جدا نیست. «فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ» آری تبلور تقوا در پیروی از انبیاست.

14- دعوت به خود،برای احیای فرمان خدا مانعی ندارد. «أَطِیعُونِ» در کنار «فَاتَّقُوا اللّهَ» آمده است.

15- مبلّغ دینی نباید از مردم توقّع مادّی داشته باشد و از آنان چیزی درخواست کند.(اخلاص،شرط نفوذ کلام است). «ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ»

16- کسی که بر خدا توکّل کند،می تواند از مردم بی نیاز باشد. ما أَسْئَلُکُمْ ... إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلی رَبِّ الْعالَمِینَ

17- خداوند پاداش مبلّغان دینی را برخود لازم کرده است. إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلی رَبِّ ...

18- رهبر دینی نباید در موضع تهمت دنیاپرستی باشد. «وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ»

19- راه های بهانه را ببندید و کارهای معنوی را به نیّت اجر و مزد مادّی انجام ندهید. «ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ» در سوره ی قلم آیه 46 نیز می خوانیم: «أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ»

20- ایمان به خدا و تقوای الهی،زمینه ی ایمان به رسول و اطاعت از اوست.

«فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ»

21- در مسیر تربیت و تکامل،تکرار لازم است.(در این چند آیه،چند بار فرمان تقوا صادر شده است) فَاتَّقُوا اللّهَ ...

22- اشرافی گری می تواند مانع ایمان آوردن باشد.زیرا مؤمنین در نظر مستکبران،اراذل و فرومایگان هستند. «وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ»

23- بیشتر یاران انبیا،فقرا و گمنامان بودند. «وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ»

24- حرف حقّ و مکتب حقّ را نباید به خاطر طرفداران گمنام آن تحقیر کرد. «وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ»

25- تعالیم انبیا،تبعیض های غلط اجتماعی را از بین می برد. «وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ»

قالَ وَ ما عِلْمِی بِما کانُوا یَعْمَلُونَ«112»

(نوح)گفت:من به عملکرد گذشته(کسانی که شما اراذل می خوانید)آگاهی ندارم.(یا مرا با اعمال گذشته ی آنان کاری نیست).

إِنْ حِسابُهُمْ إِلاّ عَلی رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ«113»

حساب آنان جز بر پروردگارم نیست،اگر شما درک کنید.

نکته ها:

*در اسلام،ما مأمور به ظاهریم و اگر کسی به اسلام گروید حقّ نداریم بگوییم تو در قلبت ایمان نداری. «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً»[25]

*قرآن،در آیه ای دیگر به پیامبر دستور می دهد:کسانی را که شب و روز برای قرب به خدا او را می خوانند از خود دور مکن.حساب آنان با خداست.نه تو مسئول حساب آنان هستی و نه آنان مسئول حساب تو،و اگر آنان را طرد کنی از ستمگرانی[26]

پیام ها:

1- پیامبران،بدون خواست الهی از اعمال گذشته ی افراد آگاه نیستند. «وَ ما عِلْمِی»

2- گفتنِ«نمی دانم»،عیب نیست. «وَ ما عِلْمِی»

3- بنده شناس خداوند است و حسابگر اوست،ما را چه کار که ردّ یا قبول کنیم.

وَ ما عِلْمِی ...

4- تجسّس وعیبجویی از زندگی خصوصی افراد،ممنوع است. وَ ما عِلْمِی ...

5-برای قضاوت درباره ی دیگران،ایمان صادقانه و عمل صالحِ امروزِ آنان را بنگرید و گذشته ی افراد را به رُخ آنان نکشید. «بِما کانُوا یَعْمَلُونَ»

6- سوابق بد،مانع تغییر و تحوّل و توبه ی مردم نیست. «کانُوا یَعْمَلُونَ»

7- وظیفه ی انبیا،اصلاح مردم ودعوت به توحید است.آنان متولّی حساب و کتاب افراد نیستند. «إِنْ حِسابُهُمْ إِلاّ عَلی رَبِّی»

وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِینَ«114» إِنْ أَنَا إِلاّ نَذِیرٌ مُبِینٌ«115»

(امروز که آنان ایمان آورده اند،)من طرد کننده ی مؤمنان نیستم.من جز هشدار دهنده ای روشنگر نیستم.

قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ«116»

مردم به نوح گفتند:ای نوح! اگر(از دعوت خود)دست برنداری قطعاً از سنگسار شدگان خواهی شد.

قالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ«117» فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ«118»

نوح گفت:پروردگارا! همانا قوم من مرا تکذیب کردند.پس میان من و آنان (داوری کن و)راه روشنی بگشا و مرا و هر کس از مؤمنان را که با من است،(از شرّ این کفّار)نجات بده.

نکته ها:

*مستکبران حتّی از انبیا نیز توقّع طرد فقرای گمنامِ با ایمان را داشتند و همه انبیا دست رد به این پیشنهاد می زدند.خداوند در آیه 28 سوره کهف به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور می دهد:

«وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» خود را با مؤمنانی که هر صبح وشام خالصانه خدا را می خوانند قراربده و به خاطر رسیدن به زینت های دنیا از آنان چشم پوشی نکن و از غافلان و هواپرستان و متجاوزان پیروی نکن.

*جمله ی «مِنَ الْمَرْجُومِینَ» به جای«لنرجمنک»،نشان می دهد که قبل از حضرت نوح نیز افرادی را سنگسار نموده بودند.

پیام ها:

1- با پیشنهادات و توقّعات نابجای متکبّران،قاطعانه برخورد کنید.(طرد فقرای با ایمان جایز نیست،حتّی اگر به قیمت ایمان آوردن گروهی دیگر باشد) وَ ما أَنَا بِطارِدِ ...

2- ملاک ارزش،ایمان است،نه جایگاه اجتماعی و اقتصادی. وَ ما أَنَا بِطارِدِ ...

3- جاذبه باید در حدّ اعلی باشد،ولی دافعه تنها در موقع ضرورت لازم است. وَ ما أَنَا بِطارِدِ ...

4- بیم وهشدار و انذار انبیا،بیش از بشارت آنان است.در قرآن جمله ی «إِنْ أَنَا إِلاّ نَذِیرٌ» آمده،ولی جمله ی«ان انا الا بشیر»نیامده است.

5-ترساندن غافل از خطرها،بهترین شیوه ی ارشادی است. «إِنْ أَنَا إِلاّ نَذِیرٌ»

6- یکی از مهم ترین حربه های مخالفان انبیا تهدید است. «مِنَ الْمَرْجُومِینَ»

7- سنگسار کردن،یکی از قدیمی ترین انواع شکنجه هاست. «مِنَ الْمَرْجُومِینَ»

8-در برابر تهدیدهای دشمن به خدا متوسّل شویم. «قالَ رَبِّ»

9- ناله ی حضرت نوح به خاطر تکذیب مکتب بود،نه تهدید و سنگسار. «رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ» و نفرمود:«یرجمون»

10- گره گشا خداست. «فَافْتَحْ»

11- با وجود تهدید وخفقان،گروهی از مردم به انبیا ایمان می آوردند. «وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»

12- آنچه مهم است،همراهیِ عملی ومکتبی است،نه فیزیکی وظاهری. «وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»

13- مؤمنین مشمول دعای انبیا هستند. «نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»

14- ایمان به تنهایی کافی نیست،پیروی و همراهی لازم است. «وَ مَنْ مَعِیَ» چنانکه در موارد دیگر نیز قرآن می فرماید: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ» [27]


[1] - بقره،60

[2] - نحل،43؛انبیاء،7.

[3] - انعام،90.

[4] - .مریم،82.

[5] - تفسیر کبیرفخررازی

[6] - ص،46

[7] - تفسیر نمونه.

[8] - تفسیر صافی

[9] - تفسیر نورالثقلین

[10] - تفسیر کنزالدقائق

[11] - وسائل،ج6،ص293.

[12] - تفسیر نورالثقلین،ج2،ص31.

[13] - مریم،47.

[14] - توبه،114.

[15] - تفسیر نورالثقلین

[16] - تفسیر فرقان.

[17] - بیان السعاده

[18] - آل عمران،192

[19] - تفسیر نورالثقلین

[20] - تفسیر مجمع البیان.

[21] - تفسیر المیزان

[22] - کنزالعمال

[23] - صافّات،83.

[24] - صافّات،79.

[25] - نساء،94.

[26] - .انعام،52.

[27] - هود،58،66 و 94


  نسخه مناسب چاپ | خروجی word | ایمیل | 

 
پاسخ به احکام شرعی

فید سایت

 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز

امیدواری به رحمت خدا

عن ابى ذرالغفارى (رضى اللّه عنه) قال: قال النبى (صلى اللّه عليه و آله‏ و سلّم): قال اللّه تبارك و تعالى:

يابن آدم ما دعوتنى و رجوتنى اغفرلك على ما كان فيك و ان اتيتنى بقرار الارض خطيئة اتيتك بقرارها مغفرة ما لم تشرك بى و ان اخطات حتى بلغ خطاياك عنان السماء ثم استغفرتنى غفرت لك.

اى فرزند آدم هر زمان كه مرا بخوانى و به من اميد داشته باشى تمام آنچه كه بر گردن توست مى‏بخشم و اگر به وسعت زمين همراه با گناه به پيش من آئى، من به وسعت زمين همراه با مغفرت به نزد تو مى‏آيم، مادامى كه شرك نورزى. و اگر مرتكب گناه شوى بنحوى كه گناهت به مرز آسمان برسد سپس استغفار كنى، ترا خواهم بخشيد.



کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -