مطالب خواندنی

آیات 1 تا 70

بزرگ نمایی کوچک نمایی

سیمای سوره ی مؤمنون

این سوره که یکصد وهجده آیه دارد،در مکّه نازل شده است.

با توجّه به بیان سیمای مؤمنان و آثار و نشانه های ایمان در آیات ابتدایی این سوره،نام«مؤمنون»برای آن انتخاب گردیده است.البتّه سرگذشت پیامبرانی چون حضرت نوح،هود،موسی و عیسی علیهم السلام و پاسخ اقوام مختلف به دعوت آنان در ادامه آمده است.

در فضیلت تلاوت این سوره،امام صادق علیه السلام می فرماید:تداوم بر تلاوت این سوره خصوصاً در روزهای جمعه،مایه ی سعادت دنیا و آخرت و همنشینی با پیامبران الهی در فردوس برین می گردد. [1]

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ«1» اَلَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ«2»

قطعاً مؤمنان رستگار شدند.همان کسانی که در نمازشان خشوع دارند.

نکته ها:

* در قرآن،یازده مورد کلمه ی فلاح(رستگاری)با کلمه ی «لَعَلَّ» (شاید)همراه است: «لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» لکن در سه مورد بدون این کلمه و به طور حتمی مطرح شده است،یکی در همین سوره ویکی در سوره ی شمس: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها» ودیگری در سوره ی اعلی: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی» .از مقایسه این سه مورد با یکدیگر،روشن می شود که ایمان و تزکیه دارای جوهر واحدی هستند.

* برترین و آخرین هدف تمام برنامه های اسلام،فلاح و رستگاری است.در بسیاری از آیات قرآن از تقوا سخن گفته شده و هدف از احکام دین هم رسیدن به تقواست: «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»[2]و آخرین هدف تقوا نیز فلاح است: «وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [3]جالب است که مهم ترین و آخرین هدف دین اسلام در اوّلین شعار آن آمده است:«قولوا لا اله الا الله تفلحوا»به یگانگی خداوند ایمان آورید و«لا اله الا الله»بگویید تا رستگار شوید.

* هر شبانه روز،در اذان و اقامه ی نمازهای یومیّه جمله ی«حی علی الفلاح»را بیست بار بر زبان می آوریم و هدف نهائی را با فریاد رسا اعلام می کنیم،تا راه را گم نکنیم.

* اسلام می گوید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» ، «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی»[4]کسانی رستگارند که ایمان وتزکیه ی نفس داشته باشند،ولی کفر می گوید: «قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی»[5]فرعون می گفت:امروز هر کس زور و برتری دارد رستگار است.

* کلمه ی«فلاح»به معنای رستن است،شاید دلیل اینکه به کشاورز،«فَلاّح»می گویند آن باشد که وسیله ی رستن دانه را فراهم می کند.دانه که در خاک قرار می گیرد با سه عمل خود را نجات می دهد و به فضای باز می رسد:اوّل آنکه ریشه ی خود را به عمق زمین بند می کند.

دوّم اینکه مواد غذایی زمین را جذب می کند.سوّم آنکه خاک های مزاحم را دفع می کند.

آری،انسان هم برای رهایی خود و رسیدن به فضای باز توحید و نجات از تاریکی های مادّیات و هوسها و طاغوت ها باید مثل دانه همان سه عمل را انجام دهد:اوّل ریشه ی عقاید خود را از طریق استدلال محکم کند.دوّم از امکانات خدادادی آنچه را برای تکامل و رشد معنوی اوست جذب کند.سوّم تمام دشمنان و مزاحمان را کنار زند و هر معبودی جز خدا را با کلمه«لا اله»دفع کند تا به فضای باز توحیدی برسد.

* شخصی در حال نماز با ریش خود بازی می کرد،پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود:اگر او در دل خشوع داشت،در عمل این گونه نماز نمی خواند.[6]

* امام صادق علیه السلام فرمود:مراد از خشوع در نماز،فرونهادن چشم است.[7]

چه کسانی رستگارند؟

1.عابدان. «وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[8]پروردگارتان را پرستش کنید، شاید رستگار شوید.

2.آنان که اعمالشان ارزشمند وسنگین است. «فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [9]

3.دوری کنندگان از بخل. «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[10]

4.حزب اللّه. «أَلا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[11]حزب خدا رستگارند.

5.اهل ذکرکثیر. «وَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[12]خدارا بسیار یادکنید تا رستگار شوید.

6.تقوا پیشگان. «فَاتَّقُوا اللّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[13]ای خردمندان! تقوا پیشه کنید تا رستگار شوید.

7.مجاهدان. «وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[14]در راه خدا جهاد کنید تا رستگار شوید.

8.توبه کنندگان. «تُوبُوا إِلَی اللّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [15]ای اهل ایمان! همگی توبه کنید تا رستگار شوید.

پیام ها:

1- رستگاری مؤمنان حتمی است. «قَدْ أَفْلَحَ»

2- ایمان،شرایط و نشانه هایی دارد. اَلْمُؤْمِنُونَ اَلَّذِینَ ...

3- نماز،در رأس برنامه های اسلامی است. «فِی صَلاتِهِمْ»

4- در نماز،حالت وکیفیّت مهم است. «خاشِعُونَ»

وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ«3» وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ«4»

و آنان که از بیهوده روی گردانند.و همان کسانی که زکات می پردازند.

وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ«5» إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ«6»

و آنان که دامان خود را(از گناه)حفظ می کنند.مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانی که به دست آورده اند،پس آنان(در آمیزش با این دو گروه) ملامت نمی شوند.

فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ«7»

پس هر کس فراتر از این(همسر و کنیز)طلب کند،پس آنانند که متجاوزند.

نکته ها:

* «لغو»،به کار و سخن بیهوده می گویند.

* دوری و پرهیز از لغو،مخصوص مسلمانان نیست،قرآن درباره ی خوبان اهل کتاب نیز می فرماید: وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ ...[16] اهل کتاب با ایمان،از لغو گریزانند.

«زکات»در لغت،به معنای رشد و نموّ و پاکیزگی است و در اصطلاح،یک نوع مالیات شرعی و از ارکان و واجبات دین است.

* در جامعه اسلامی،پاسداری از نماز وناموس،بسیار مهم است.در همین چند آیه،نسبت به ناموس با تعبیر «حافِظُونَ» و درباره نماز با جمله «عَلی صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ» یاد شده است.

* دوری از لغو در دنیا،بهره اش،محفوظ ماندن از لغو در قیامت است. «عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» ، «لا تَسْمَعُ فِیها لاغِیَهً»[17]

* اعراض از لغو،نباید با بدگویی و تندخویی همراه باشد،زیرا در آیه ی دیگر می فرماید: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً[18]

* در روایات برای لغو،نمونه هایی آمده است از جمله:سخنی که در آن یاد خدا نباشد و یا غنا و لهویّات باشد[19]

* در روایات می خوانیم:جز با زن عفیفه ازدواج نکنید و با کسی که در مال خود او را امین نمی دانید،هم بستر نشوید.[20]

اهمیّت زکات

*زکات،یکی از پنج چیزی است که بنای اسلام بر آن استوار است.

*در قرآن 32بار کلمه«زکات»و 32بار واژه«برک»آمده،گویا زکات مساوی با برکت است.

*پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله افرادی را که زکات نمی دادند،از مسجد بیرون کرد.

*حضرت مهدی علیه السلام در انقلاب بزرگ خود،با تارکین زکات می جنگد.

*کسی که زکات ندهد،هنگام مرگش به او گفته می شود:یهودی بمیر یا مسیحی.

*تارک زکات در لحظه ی مرگ از خداوند می خواهد که او را به دنیا باز گرداند تا کار نیک انجام دهد،امّا مهلت او پایان یافته است.

*امام صادق علیه السلام فرمود:اگر مردم زکات بدهند،هیچ فقیری در زمین باقی نمی ماند.

پیام ها:

1- نشانه ی ایمان،دوری از لغو است. «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» (مؤمن باید در تمام کارها و سخنان خود هدف صحیح داشته باشد)

2- دوری از لغو،به اندازه ای مهم است که بین نماز و زکات ذکر شده است.

«خاشِعُونَ - مُعْرِضُونَ - لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ»

3- اهمیّت زکات مانند اهمیّت نماز است.(در 28 آیه،نماز و زکات در کنار هم آمده است) «فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ، لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ»

4- اعتقاد به تنهایی کافی نیست،عمل هم لازم است. اَلْمُؤْمِنُونَ ... فاعِلُونَ

5-حیا،شرط ایمان است. «لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ» (آلودگی جنسی،نشانه ی ضعف ایمان است)

6- شهوت،طغیانگر است و به کنترل و حفاظت نیاز دارد. «حافِظُونَ»

7- در ارضای غریزه ی جنسی،محدودیّت لازم است ولی ممنوعیّت خلاف فطرت است. «إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ»

8-حیای نابجا ممنوع.همین که اسلام،انجام کاری را اجازه داد،همه ی سنّت ها و عادت ها و سلیقه های شخصی و مخالف دین،محکوم است. «غَیْرُ مَلُومِینَ»

9- قانون شکنی،تجاوز به حدودی که خداوند تعیین نموده می باشد. «العادُونَ»

10- به سراغ گناه رفتن نیز گناه است. «ابْتَغی - اَلعادُونَ»

وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ«8» وَ الَّذِینَ هُمْ عَلی صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ«9»

و(مؤمنان رستگار)کسانی هستند که امانت ها وپیمان های خود را رعایت می کنند.و آنان بر نمازهای خود مواظبت دارند.

أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ«10» اَلَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ«11»

آنان وارثانند.کسانی که بهشت برین را ارث می برند و در آن جاودانه خواهند ماند.

نکته ها:

* کلمه ی«فردوس»به معنای بوستان،برترین جای بهشت می باشد.[21] و چون به جای جنّت بکار رفته،برای آن ضمیر مؤنث آمده است.

* امام صادق علیه السلام در پاسخ از حکم استمناء،آیه ی 7 را تلاوت فرمودند[22]

اهمّیت امانت در روایات

*به نماز و روزه و حجّ مردم ننگرید،به صداقت و امانتداری آنان بنگرید[23]

*پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین لحظه های عمر خود به حضرت علی علیه السلام فرمود:«اد الامانه الی البر و الفاجر فیما قل و جل حتی الخیط و المخیط»امانت را به صاحبش برگردان،چه نیکوکار باشد و چه گناهکار،ارزشمند باشد یا ناچیز،اگر چه مقداری نخ باشد و یا پارچه و لباسی دوخته شده. [24]

*همه ی نعمت های مادّی،معنوی و سیاسی،امانت الهی هستند.(امام خمینی قدس سره فرمود:جمهوری اسلامی امانت الهی است)

*قرآن کریم برخی از اهل کتاب را که امانتدار هستند،ستوده است. «وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ» [25]اگر به برخی از اهل کتاب،مال فراوانی به امانت بسپاری،آن را به تو برمی گرداند.

پیام ها:

1- مؤمن،متعهّد است. «عَهْدِهِمْ راعُونَ» خلف وعده،نشانه ی ضعف ایمان است.

2- مراعات عهد وپیمان لازم است،گرچه در عمل نتوانیم وفا کنیم. «راعُونَ» نه «موفون»

3- در معرّفی سیمای مؤمنان،نماز هم در ابتدا مطرح شد: «فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» و هم در پایان «عَلی صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ» این تکرار وتأکید،نشان اهمیّت نماز است.

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طِینٍ«12» ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَهً فِی قَرارٍ مَکِینٍ«13»

و همانا ما انسان را از عصاره ای از گِل آفریدیم.سپس او را به صورت نطفه در جایگاهی استوار قرار دادیم.

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ«14»

سپس از نطفه،لخته خونی آفریدیم،آن گاه لخته خون را پاره گوشتی ساختیم وپاره گوشت را به صورت استخوان هایی در آوردیم،و استخوان ها را با گوشت پوشاندیم،سپس آن را آفرینش تازه ای دادیم،پس شایسته ی تکریم و تعظیم است خداوندی که بهترین آفرینندگان است.

نکته ها:

* کلمه ی «سُلالَهٍ» به معنای عصاره و کلمه «عَلَقَهً» به معنای خون غلیظ وبسته شده و کلمه «مُضْغَهً» به معنای پاره گوشت بدون استخوان است.

* امام باقر علیه السلام فرمودند:مراد از «خَلْقاً آخَرَ» دمیده شدن روح در بدن است.[26]

* مراد از «أَحْسَنُ الْخالِقِینَ» به فرموده امام رضا علیه السلام آن است که قدرت آفریدن را خدا به دیگران نیز داده،مثلاً حضرت عیسی از طرف خداوند می آفریند[27]«أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ»[28]

* دلائل بهترین خالق بودن خداوند بسیار است از جمله:

الف:خالقیّت او دائمی است.

ب:محدودیّت به اشیای خاصّی ندارد.

ج:تنوّع در آن نامحدود است.

د:از ساده ترین چیز مهم ترین را می سازد.

ه:مواد اوّلیه اش از خودش می باشد.

و:در ساختن تقلید نمی کند.

ز:پشیمانی و تردید در او راه ندارد.

ح:بر اساس رحمت می آفریند،و تمام ساخته هایش هدفدار است.

ط:ساخته او با نظام هستی هماهنگ است.

پیام ها:

1- یاد گذشته ها و ضعف های انسان و توجّه به قدرت و لطف خداوند،زمینه ای است برای تقویت ایمان و عبادت بیشتر. «لَقَدْ خَلَقْنَا»

2- آفرینش انسان در چند مرحله انجام گرفته است. طِینٍ - نُطْفَهً - عَلَقَهً ...

3- با این که مادر انواع حرکت ها را دارد،ولی رحم او برای فرزند،جایگاهی مطمئن است. «قَرارٍ مَکِینٍ»

4- تمام مراحل آفرینش،زیر نظر خداوند است. «خَلَقْنَا - فَکَسَوْنَا - أَنْشَأْناهُ»

5-ارزش انسان به روح اوست. «خَلْقاً آخَرَ»

6- خودشناسی،مقدّمه ی خداشناسی است. «نُطْفَهً ، عَلَقَهً ، مُضْغَهً - فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ»

ثُمَّ إِنَّکُمْ بَعْدَ ذلِکَ لَمَیِّتُونَ«15» ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ تُبْعَثُونَ«16»

سپس بدون تردید بعد از آن(مراحل)می میرید.آن گاه شما روز قیامت برانگیخته می شوید.

نکته ها:

* خداوند در این آیات،مردن را قطعی و حتمی شمرده است،در این جا ذکر کلامی از امیرالمؤمنین علیه السلام مناسب است:

فلو أن احدا یجد الی البقاء سلما او لدفع الموت سبیلا لکان ذلک سلیمان بن داود علیه السلام الذی سخر له ملک الجن و الانس،مع النبوه و عظیم الزلفه...رمته قسی الفناء بنبال الموت.[29]

حضرت فرمود:اگر کسی برای ماندن همیشگی در دنیا چاره ای می اندیشید یا برای برطرف کردن مرگ راهی می یافت،او سلیمان پسر داود علیه السلام بود که بر جن و انس حکومت داشت، علاوه بر آن که پیامبر بود و مقام و منزلتی بزرگ داشت...(با این حال)کمان های نیستی با تیرهای مرگ،او را از پای درآوردند(و از جهان هستی رخت بربست).

* آیه ی قبل سیر تکامل خلقت انسان را بیان و خداوند به خود تبریک گفت،این دو آیه نیز مراحل نهائی تکامل را پس از مرگ بیان می کند.

پیام ها:

1- مرگ نابود شدن نیست،مرحله ای از تکامل است. «ثُمَّ إِنَّکُمْ بَعْدَ ذلِکَ لَمَیِّتُونَ»

2- مرگ،سرنوشت قطعی انسان است. ثُمَّ إِنَّکُمْ ... لَمَیِّتُونَ («ان»و حرف«لام»و جمله ی اسمیّه همه نشانه ی تأکید است)

3- آفرینش انسان،هدفدار است. «ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ تُبْعَثُونَ»

4- میان مرگ ورستاخیز فاصله طولانی است.( «ثُمَّ» نشان فاصله ی طولانی است)

وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرائِقَ وَ ما کُنّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِینَ«17»

و همانا ما بالای سر شما هفت راه(هفت آسمان)آفریدیم،و ما از خلق(و جهان هستی)غافل نبوده ایم.

نکته ها:

* شاید مراد از کلمه «طَرائِقَ» ،راه عبور فرشتگان و یا راه و مدار حرکت کرات باشد و ممکن است منظور،هفت آسمان باشد که به یکدیگر راه دارند.

* آیات قبل،آفرینش انسان را طرح کرد و این آیه آفرینش آسمان ها را.

پیام ها:

1- خداوند،هم خالق است و هم ناظر.(عالم محضر خداست) «وَ ما کُنّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِینَ»

2- آفریدن وتدبیر جهان هستی،مدیریّت دائمی لازم دارد. «ما کُنّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِینَ»

وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنّاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنّا عَلی ذَهابٍ بِهِ لَقادِرُونَ«18»

و از آسمان،آبی به اندازه ی(معین)فرو فرستادیم،و آن را در زمین جای دادیم و همانا ما بر بردن آن قادریم.

پیام ها:

1- قدرت خداوند،در دادن و گرفتن نعمت ها یکسان است. «أَنْزَلْنا - ذَهابٍ»

2- قطره های باران،حساب و کتاب دارد. «بِقَدَرٍ» (باران یک پدیده ی طبیعی بی هدف و بی حساب نیست).

3- ذخیره سازی آب از الطاف الهی ونشانه ی غافل نبودن از خلق است. وَ ما کُنّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِینَ وَ أَنْزَلْنا ... فَأَسْکَنّاهُ

4- خداوند بر پدیده ها حاکم است. «وَ إِنّا عَلی ذَهابٍ بِهِ»

5-فکر نکنیم نعمت ها همیشگی است. «عَلی ذَهابٍ بِهِ لَقادِرُونَ»

فَأَنْشَأْنا لَکُمْ بِهِ جَنّاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ لَکُمْ فِیها فَواکِهُ کَثِیرَهٌ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ«19»

پس به وسیله ی آن(آب)برای شما باغ هایی از خرما و انگور پدید آوردیم که در آن باغها برای شما میوه های فراوانی است و از آنها می خورید.

وَ شَجَرَهً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَیْناءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلْآکِلِینَ«20»

و(نیز)درختی که از طور سینا می روید،(و)روغن و نان خورش برای خورندگان به بار می آورد.

پیام ها:

1- آب،سرچشمه ی حیات گیاهان ونباتات است. «فَأَنْشَأْنا لَکُمْ بِهِ»

2- درختان و گیاهان،برای استفاده ی انسان ها آفریده شده اند.(کلمه ی «لَکُمْ» دو بار در آیه ی 19 به کار رفته است).

3- در میان میوه ها،بعضی مثل خرما وانگور حساب دیگری دارد. «نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ»

4- خداوند حکیم،نیازهای مادّی انسان را تأمین کرده است. «نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ»

5-تولید خداوند بیش از مصرف انسان هاست. «فَواکِهُ کَثِیرَهٌ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ»

6- آنچه را که خداوند آفریده،مفید ومبارک است. «فَواکِهُ کَثِیرَهٌ - تَأْکُلُونَ - صِبْغٍ» (ولی آن جا که زیان و خرابی است،کار انسان است،چنانکه در آیه 67 سوره نحل می خوانیم: «تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً» شما از آن شراب درست می کنید)

7- هر منطقه ای برای درخت وگیاه مخصوصی مناسب است. «تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَیْناءَ»

8-بعضی زمین ها از نظر معنوی و مادّی مبارکند.(طور سینا محل نزول وحی و محل رویش درختان زیتون است). «مِنْ طُورِ سَیْناءَ»

9- روغن زیتون،یکی از نعمت های الهی است. «تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ»

وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعامِ لَعِبْرَهً نُسْقِیکُمْ مِمّا فِی بُطُونِها وَ لَکُمْ فِیها مَنافِعُ کَثِیرَهٌ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ«21»

و همانا برای شما در چهارپایان عبرتی است،از آنچه در شکم آنهاست (شیر)به شما می نوشانیم و برای شما در آنها منافع زیادی است و از (گوشت)آنها می خورید.

وَ عَلَیْها وَ عَلَی الْفُلْکِ تُحْمَلُونَ«22»

و بر آنها و بر کشتی ها سوار می شوید.

پیام ها:

1- چهارپایان برای انسان آفریده شده اند.(در آیه دوبار کلمه «لَکُمْ» آمده است)

2- حتّی حیوانات را ساده ننگریم. «لَعِبْرَهً» استخراج آهن از خاک نیاز به صدها کارشناس،متخصّص وابزار دارد،ولی خداوند شیر را از دل علف بیرون می کشد و با همین قدرت در قیامت انسان ها را از دل خاک بیرون خواهد کشید. «لَعِبْرَهً»

3- شیر،یکی از نعمت هایی است که قرآن به آن توجّه دارد. «نُسْقِیکُمْ»

4- میوه ها و روغن گیاهی،بر غذاهای حیوانی مقدّم است.اوّل نام«نَخیل،اعناب، زَیتون» بعد فرمود: «نُسْقِیکُمْ ، تَأْکُلُونَ»

5-شیر،گوشت وسواری،قسمتی از منافع حیوانات است. «لَکُمْ فِیها مَنافِعُ کَثِیرَهٌ» به راه افتادن کارخانجات لبنیات،چرم سازی، کنسروسازی،ریسندگی، بافندگی و ایجاد اشتغال و بهره دهی برای میلیون ها انسان،منافع جنبی حیوانات است.

6- نقش کشتی را در حمل و نقل ساده ننگریم.(صدها فرمول دست به دست هم می دهد تا این امکان فراهم می شود) «عَلَی الْفُلْکِ تُحْمَلُونَ»

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ«23»

و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم،پس(به آنها)گفت:ای قوم من! خداوند(یکتا)را بپرستید.جز او هیچ خدایی برای شما نیست،آیا پروا نمی کنید؟

نکته ها:

* خداوند در آیات قبل،از آفرینش انسان و آنچه در زمینه ی تأمین منافع مادّی اوست سخن گفت و در این آیات به تأمین غذای فکری و عقیدتی او می پردازد.

پیام ها:

1- در تبلیغ دین،مردم را با محبّت مورد خطاب قرار دهید. «یا قَوْمِ»

2- دعوت به توحید،اوّلین وظیفه ی انبیاست.(در تبلیغ،به مسائل اصلی توجّه کنید) «اعْبُدُوا اللّهَ»

3- روح پرستش در باطن انسان وجود دارد،انبیا مورد پرستش را بیان می کنند.

«اعْبُدُوا اللّهَ - ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ»

4- به سراغ غیر خدا رفتن،بی پروایی است. «أَ فَلا تَتَّقُونَ»

فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِکَهً ما سَمِعْنا بِهذا فِی آبائِنَا الْأَوَّلِینَ«24»

پس اشراف قوم او که کافر شدند،گفتند:این نوح جز انسانی همانند شما نیست،او می خواهد بر شما برتری جوید،اگر خداوند می خواست(برای ما پیامبری بفرستد)قطعاً فرشتگانی می فرستاد.ما این(دعوت نوح)را در میان(تاریخ)پدران قبلی خود نشنیده ایم.

پیام ها:

1- اشراف،در خط مقدّم مخالفان انبیا بودند.«ملأ»

2- حُبّ ذات،غریزه ای عمیق در انسان هاست.(انسان از این که کسی بر او برتری یابد نگران است) «یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ»

3- تهمت برتری جویی،وسیله ی تبلیغات کفّار است. «یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ»

4- انسان متکبّر،برای خدا هم تکلیف معیّن می کند. «لَوْ شاءَ اللّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِکَهً»

5-کافران کمال را نقص می پندارند. ما هذا إِلاّ بَشَرٌ ... لَأَنْزَلَ مَلائِکَهً (انسان بودن انبیا برای راهنمایی بشر کمال است،امّا کفّار می گفتند:او نباید بشر باشد)

6- در برابر منطق صحیح،به تاریخ و تقلید نیاکان و فرهنگ ملّی خود تکیه نکنید و مدافع وضع موجود نباشید. «ما سَمِعْنا بِهذا»

إِنْ هُوَ إِلاّ رَجُلٌ بِهِ جِنَّهٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتّی حِینٍ«25» قالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِما کَذَّبُونِ«26»

او نیست جز مردی که در او نوعی جنون است،پس تا مدّتی درباره ی او صبر کنید.(تا از جنون نجات یابد یا بمیرد یا ما تکلیف خود را با او روشن کنیم).

نوح گفت:پروردگارا ! مرا در برابر تکذیب آنان یاری فرما.

پیام ها:

1- شنیدن تاریخ گذشتگان،مایه ی تسلّی آیندگان است.(ای پیامبر ! به انبیای قبل نیز نسبت جنون می دادند) «رَجُلٌ بِهِ جِنَّهٌ»

2- غرور و لجاجت،سبب می شود که به عاقل ترین مردم نسبت جنون داده شود.

«رَجُلٌ بِهِ جِنَّهٌ»

3- سران کفر،دعوت انبیا را یک حادثه روحی و روانی می پندارند و می گویند:

صبر کنید هیجان ها و ادّعاهای او تمام می شود. «فَتَرَبَّصُوا»

4-توکّل و دعا،بزرگ ترین اهرم در برابر تهمت ها و تحقیرهاست. «قالَ رَبِّ»

5- درخواست کمک از خداوند برای پیروزی ایمان بر کفر است،نه پیروزی فرد بر فرد. «انْصُرْنِی بِما کَذَّبُونِ» نفرمود:«انصرنی علیهم»

فَأَوْحَیْنا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فِیها مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لا تُخاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ«27»

پس ما به نوح وحی کردیم:زیر نظر ما(مطابق دستور وآموزش)و وحی ما کشتی بساز.پس همین که فرمان(قهر)ما آمد و(آب از)تنور جوشید، از تمام حیوانات یک جفت(نر و ماده)و(نیز)اهل خود را در کشتی وارد کن،مگر کسی از آنان را که قبلاً درباره او سخن به میان آمده(و وعده هلاکتش داده شده)و درباره ستمگران با من سخن مگو(و نزد من از آنان شفاعت مکن)که قطعاً آنان غرق خواهند شد.

نکته ها:

* امام باقر علیه السلام فرمود:حضرت نوح علیه السلام 950 سال مردم را پنهانی وآشکارا به توحید دعوت کرد،تا آنجا که خداوند با جمله ی «لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّ مَنْ قَدْ آمَنَ»[30]به او فرمود:جز آنها که به تو ایمان آورده اند،دیگر ایمان نخواهند آورد،پس نوح گفت:نسل آنان نیز قابل هدایت نیستند. «وَ لا یَلِدُوا إِلاّ فاجِراً کَفّاراً» [31]سپس خداوند فرمان ساختن کشتی را داد.[32]

پیام ها:

1- دعای انبیا مستجاب می شود. «رَبِّ انْصُرْنِی - فَأَوْحَیْنا»

2- صنعت کشتی سازی یک الهام الهی است. «فَأَوْحَیْنا - أَنِ اصْنَعِ»

3- تقاضای نصرت الهی،با تلاش انسان منافاتی ندارد. «اصْنَعِ الْفُلْکَ» انبیا در کنار دعاهای خود کار هم می کردند.

4- افراد تحقیر شده را حمایت کنیم.(مردم تو را مجنون می پندارند ولی تو زیر نظر ما هستی) «بِأَعْیُنِنا»

5-اگر در تمام کارها مطابق وحی عمل کنیم،موفّق می شویم. «اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا»

6- با اراده ی خدا از تنور آتش،آب می جوشد. «فارَ التَّنُّورُ» (شاید فوران آب از تنور،نشانه ی زمان حادثه باشد)

7- نگذارید نسل حیوانات منقرض شود. «مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ»

8-حتّی همسر و فرزند پیامبر هم اگر نااهل باشند،مورد قهر الهی قرار می گیرند.

«إِلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ»

9- شفاعت،همه جا کارساز نیست. «وَ لا تُخاطِبْنِی» شفاعت انبیا با اذن الهی است.

10- مشرک،ظالم است. «فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا»

11- عاقبت ظلم،هلاکت است. «ظَلَمُوا - مُغْرَقُونَ»

12- گاهی،آبی که مایه ی حیات است،مایه ی هلاک می شود. «مُغْرَقُونَ»

فَإِذَا اسْتَوَیْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ عَلَی الْفُلْکِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی نَجّانا مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ«28»

پس هنگامی که تو و همراهانت بر کشتی سوار شدید،بگو:حمد و سپاس برای خداوندی است که مارا از گروه ستمگران نجات داد.

پیام ها:

1- دوری از ستمگران و نجات از سلطه ی آنان،یکی از نعمت های الهی است.

«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی نَجّانا»

2- برای هر نعمتی شکری لازم است. «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی نَجّانا»

3- بهترین صیغه ی شکر،کلمه مبارکه ی «الْحَمْدُ لِلّهِ» است.

4- به خاطر نابودی و هلاکت دیگران خدا را شکر نکنید،بلکه برای نجات خود شکر کنید. «نَجّانا» نفرمود:«اهلکهم»

5-کشتی،وسیله ی نجات است ولی نجات کار خداوند است. «نَجّانا»

وَ قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلاً مُبارَکاً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ«29» إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ وَ إِنْ کُنّا لَمُبْتَلِینَ«30»

و بگو:پروردگارا! مرا با نزولی پر برکت فرودآور که تو بهترین فرود آورندگانی.

البتّه در این داستان نشانه هایی است،و همانا ما آزمایش کنندگانیم.(قوم نوح و دیگران را بارها آزمایش کردیم تا زمینه ی توبه ورشد خود را نشان دهند)

نکته ها:

* در حدیث می خوانیم:رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:هرگاه وارد منزلی شدی آیه(29) را تلاوت کن تا خداوند از خیر آن جا کامیابت کند و شرّش را از تو دور سازد. [33]

* حضرت نوح و یاد خدا در هر حال:

*در دعوت به توحید. «اعْبُدُوا اللّهَ[34]

*در ساختن کشتی با الهام خداوند. «اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا[35]

*در سوار شدن،با حمد الهی. فَإِذَا اسْتَوَیْتَ ... فَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ[36]

*در حرکت با نام خدا. «بِسْمِ اللّهِ مَجْراها وَ مُرْساها»[37]

*در توقّف،با دعا به درگاه او. «رَبِّ أَنْزِلْنِی»[38]

پیام ها:

1- ابتدا خداوند را بر نعمت های گذشته شکر کنیم،سپس از او نعمت جدیدی بخواهیم. «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی - رَبِّ أَنْزِلْنِی»

2- در دعا و مناجات،خداوند را با آن نامی بخوانیم که با نیازمان تناسب داشته باشد. «أَنْزِلْنِی - خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ»

3- مطالب تاریخی قرآن،آیه ی هدایت و مایه ی رشد است.(نه سرگرمی و خاطره) «لَآیاتٍ»

4- سنّت خداوند،بر آزمایش مردم در هر حال است،و ماجرای نوح نیز یکی از نمونه های آزمایش الهی است. «لَمُبْتَلِینَ»

ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ«31» فَأَرْسَلْنا فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ«32»

سپس بعد از قوم نوح،نسل دیگری پدید آوردیم.و در میان آنان(نیز) پیامبری از خودشان فرستادیم که(به آنان گفت:)خدا را بپرستید.جز او معبودی برای شما نیست،پس آیا پروا نمی کنید؟

پیام ها:

1- خداوند برای هر امّتی پیامبری فرستاده است. «قَرْناً آخَرِینَ فَأَرْسَلْنا»

2- پیامبر باید از خود مردم باشد.(تا الگوئی عملی و درد آشنا داشته باشند و حجّت بر آنان تمام باشد) «مِنْهُمْ»

3- عبادت خدا همراه با نفی شرک ارزش دارد. «أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ»

4- گرایش به توحید،به تقوا نیاز دارد. أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ ... أَ فَلا تَتَّقُونَ

وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَهِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا ما هذا إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یَأْکُلُ مِمّا تَأْکُلُونَ مِنْهُ وَ یَشْرَبُ مِمّا تَشْرَبُونَ«33»

و اشرافی از قوم آن پیامبر که کفر ورزیدند و دیدار قیامت را تکذیب نمودند و آنان را در دنیا در ناز و نعمت قرار داده بودیم(در پاسخ رسولشان،به مردم)گفتند:این،جر انسانی مثل شما نیست،از هر چه می خورید می خورد،و از هر چه می نوشید می نوشد.

پیام ها:

1- دعوت انبیا بر اساس آزاد سازی مردم از سلطه ی اشراف و ستمگران است و به همین دلیل،اشراف بیش از دیگران با انبیا مخالفت می کنند. «قالَ الْمَلَأُ»

2- زندگی انبیا،یک زندگی عادّی است. «یَأْکُلُ - یَشْرَبُ»

3- اشراف از مسائل معنوی وعلمی غافلند. «یَأْکُلُ - یَشْرَبُ» (امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:حسادت آنان سبب گفتن این کلمات شد[39]

وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَکُمْ إِنَّکُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ«34» أَ یَعِدُکُمْ أَنَّکُمْ إِذا مِتُّمْ وَ کُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّکُمْ مُخْرَجُونَ«35»

و اگر از بشری همانند خودتان اطاعت کنید،قطعاً زیانکارید.آیا(آن پیامبر)به شما وعده می دهد که وقتی مردید و خاک و استخوان هایی (پوسیده)شدید،شما(از قبر)بیرون آورده می شوید ؟!

هَیْهاتَ هَیْهاتَ لِما تُوعَدُونَ«36»

دور است دور،آنچه به شما وعده داده شده است.

نکته ها:

* در قرآن،کلمه ی «هَیْهاتَ» دو بار،آن هم در همین آیه به کار رفته است،که سران کفر وقوع قیامت را بسیار دور می پندارند.

* شعارهای کفّار:

*پیامبر یک انسان معمولی است. «بَشَراً»

*بر دیگران امتیازی ندارد. «مِثْلَکُمْ»

*پیروی از پیامبران خسارت است. «لَخاسِرُونَ»

*قیامت و زندگی دوباره دور است. «هَیْهاتَ هَیْهاتَ» (چون انبیا مکرّر و همیشه وعده ی قیامت می دادند، «تُوعَدُونَ» مخالفان هم کلمه «هَیْهاتَ» را تکرار کردند)

آنچه ذکر شد،برخی از شعارهای لجوجانه یا فریبنده ی کافران و حقّ ستیزان است.آنان با تبلیغات گسترده،پیروی از پیامبران را خسارت می دانند ولی هدفشان این است که مردم را مطیع خود سازند و با شعار آزادی،ملّت ها را به بردگی کشانند.

إِنْ هِیَ إِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ«37»

جز این زندگی دنیا چیز دیگری نیست،می میریم و زندگی می کنیم و ما (هرگز پس از مرگ)برانگیخته نخواهیم شد.

إِنْ هُوَ إِلاّ رَجُلٌ افْتَری عَلَی اللّهِ کَذِباً وَ ما نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِینَ«38»

او جز مردی که بر خدا دروغ می بندد نیست،و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد.

پیام ها:

1- افراد مغرور جز راه خود،راه دیگری را تصور نمی کنند. «إِنْ هِیَ»

2- آخوربین،آخربین نمی شود. إِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا ... وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ (دنیاگرایان، کوته فکران جامعه هستند)

3- کفّار،خدا را قبول داشتند ولی معاد و نبّوت را نمی پذیرفتند. «افْتَری عَلَی اللّهِ»

4- اهل کفر،با شعار«حفظ حریم و قداست الهی»اولیا و وعده های الهی را رد می کنند. «افْتَری عَلَی اللّهِ»

5-گاهی جامعه به قدری سقوط می کند که حامیان واقعی دین به عنوان دروغگو و کافران مغرور به عنوان حامی حریم خدا معرفی می شوند. «افْتَری عَلَی اللّهِ»

قالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِما کَذَّبُونِ«39»

(پیامبرشان)گفت:پروردگارا! مرا در برابر تکذیب های آنان یاری فرما.

قالَ عَمّا قَلِیلٍ لَیُصْبِحُنَّ نادِمِینَ«40» فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَهُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظّالِمِینَ«41»

(خداوند)فرمود:قطعاً به زودی پشیمان خواهند شد.پس(قهر خدا آمد و)بانگ مرگبار که سزاوارش بودند آنان را فراگرفت،و آنان را همچون خاشاکی که بر آب افتد قرار دادیم،پس دور باد گروه ستمگر(از رحمت خدا).

ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِینَ«42»

آن گاه بعد از(هلاکت)این گروه،نسل های دیگری پدید آوردیم.

پیام ها:

1- تکیه گاه انبیا خداست. «رَبِّ»

2- کلمه ی«ربّ»بهترین کلمه برای دعاست.بعد از کلمه ی «اللّهِ» بیشترین کلمه در قرآن کلمه ی «رَبِّ» است و معمولاً در همه ی دعاها به کار رفته است.

3- کفّار ومجرمان به زودی پشیمان خواهند شد.(وجدان ها،روزی بیدار خواهد شد.) «نادِمِینَ»

4- بیان تاریخ و هلاکت اقوام پیشین،برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مایه ی آرامش و برای کفّار مکّه وسیله ی تهدید است. فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَهُ ...

5-دعای انبیا مستجاب است. «رَبِّ - فَأَخَذَتْهُمُ»

6- قهر خدا بر اساس عدل است. «الصَّیْحَهُ بِالْحَقِّ»

7- مخالفان انبیا،هم شکنجه ی روحی دارند، «نادِمِینَ» هم شکنجه ی جسمی، «غُثاءً» و هم در قیامت گرفتارند.

8-قهر خدا شکننده است. «غُثاءً»

9- نفرین بر ستمگران جایز است. «فَبُعْداً»

10- سنّت خداوند،پس از انقراض یک امّت،ایجاد امّتی دیگر است. «ثُمَّ أَنْشَأْنا»

(تحوّلات تاریخی،تحت حاکمیّت خداوند است)

ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّهٍ أَجَلَها وَ ما یَسْتَأْخِرُونَ«43»

هیچ امّتی از اجل(وقت انقراض)خود،نه پیش می افتد و نه پس می ماند.

پیام ها:

1- هر جامعه و امّتی،مهلتی خاص و زمان بندی حکیمانه ای دارد. «ما تَسْبِقُ ...

2- از تأخیر عذاب الهی مغرور نشوید. ما تَسْبِقُ ...

3- برنامه های الهی با هیاهوی افراد لغو نمی شود و نظم الهی بر تحولات تاریخی حاکم است. ما تَسْبِقُ ...

4- تاریخ،سنّت های ثابتی دارد. ما تَسْبِقُ ...

ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا کُلَّ ما جاءَ أُمَّهً رَسُولُها کَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِیثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ«44»

سپس پیامبرانمان را پی در پی(برای هدایت آن امّت ها)فرستادیم،هر بار که پیامبر هر امّتی به سراغ قومش آمد،مردم او را تکذیب کردند،پس ما نیز آن گروه را هلاک کردیم وگروه دیگری را دنبال آنان آوردیم،وما آنان را زبانزد مردم قرار دادیم(تا عبرت گیرند)پس قومی که ایمان نمی آورند دور(از رحمت خدا)باد.

نکته ها:

* کلمه ی «أَحادِیثَ» جمع«احدوثه»به داستان های شگفتی گفته می شود که با آب و تاب نقل و با علاقه شنیده می شود.

پیام ها:

1- سنّت خداوند بر فرستادن انبیا برای امّت هاست. «رُسُلَنا تَتْرا» (هر اجتماعی رهبر می خواهد.فکر و علم به تنهایی برای بشر کافی نیست،بلکه باید اموری را از طریق وحی بدست آورد)

2- تمام انبیا مورد تکذیب قرار می گرفتند. «کُلَّ ما»

3- هر امّتی برای خود رسولی داشتند. «کُلَّ ما جاءَ أُمَّهً رَسُولُها»

4- نتیجه ی تکذیب حقّ،هلاکت است. «وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِیثَ» (از گردنکشان و طاغوتیان،تاریخی بیش نمی ماند)

5-نفرین کفّار جایز است. «فَبُعْداً» (کلمه«بعدا»مصدری است که همیشه به جای فعل بکار می رود.بنابراین«بُعداً»،یعنی«بعدوا بُعداً»)

6- تحوّلات تاریخی با اراده اوست.و هلاک امّت های سرکش،نمودی از لعن و نفرین اوست. «وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِیثَ فَبُعْداً»

ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسی وَ أَخاهُ هارُونَ بِآیاتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِینٍ«45» إِلی فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کانُوا قَوْماً عالِینَ«46»

سپس موسی و برادرش هارون را با معجزات و دلیلی روشن فرستادیم.

به سوی فرعون و اشراف قوم او،ولی تکبّر ورزیدند و آنان مردمی برتری جوی و گردنکش بودند.

نکته ها:

* کلمه ی «سُلْطانٍ» مرادف حجّت است،زیرا انسان با داشتن منطق،استدلال و حجّت علمی و عقلی،بر قلوب مردم مسلّط و پیروز می شود.

پیام ها:

1- تبلیغ،گاهی باید به صورت چند نفره و اعزام هیأت باشد. «مُوسی وَ أَخاهُ»

2- مبلغ دین باید از پشتیبانی علمی برخوردار باشد. «سُلْطانٍ مُبِینٍ»

3- برای اصلاح مردم و نظام اجتماعی،اوّل باید به سراغ افراد مطرح و شاخص جامعه رفت. «إِلی فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ»

4- اطرافیان طاغوت ها،در قدرت آنان نقش مهمّی دارند. «مَلاَئِهِ»

فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ«47»

پس(در پاسخ موسی و هارون)گفتند:آیا ما به دو انسان مانند خودمان ایمان آوریم در حالی که قوم موسی و هارون برده ی ما بودند؟

فَکَذَّبُوهُما فَکانُوا مِنَ الْمُهْلَکِینَ«48» وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ«49»

پس آن دو پیامبر را تکذیب کردند،و از هلاک شدگان گشتند.و همانا ما به موسی کتاب(تورات)دادیم،شاید(مردم به واسطه آن)هدایت شوند.

پیام ها:

1- موسی و هارون،از نژاد بنی اسرائیل بودند. «وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ» (با توجّه به اینکه بنی اسرائیل برده ی فرعونیان قرار گرفته بودند)

2- متکبّران به جای مراعات منطق و معجزه،به جایگاه اجتماعی افراد نظر دارند.

سُلْطانٍ مُبِینٍ ... قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ

3- نژادپرستی عامل استکبار است. «وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ» (فرعونیان نژاد خود را برتر از بنی اسرائیل می پنداشتند)

4- منطق انبیا،معجزه و استدلال و منطق طاغوت،استضعاف و دربند کشیدن ملّت است. «قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ»

5-نتیجه ی تکذیب حقّ،هلاکت است. «فَکَذَّبُوهُما فَکانُوا مِنَ الْمُهْلَکِینَ»

وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ آیَهً وَ آوَیْناهُما إِلی رَبْوَهٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِینٍ«50»

و ما(عیسی)فرزند مریم و مادرش را معجزه قرار دادیم و آن دو را در سرزمینی مرتفع که دارای آرامش و امنیّت و آب گوارا بود جای دادیم.

نکته ها:

* کلمه ی «مَعِینٍ» به آبی گفته می شود که روی زمین جاری باشد.

* خداوند در این سوره از عیسی ومریم به عنوان یک آیه یاد کرده است،ولی درباره ی شب و روز می فرماید: «جَعَلْنَا اللَّیْلَ وَ النَّهارَ آیَتَیْنِ»[40]شب و روز دو آیه هستند و این به خاطر آن است که تولّد عیسی بدون پدر،همان زایمان مریم بدون شوهر است.

* در اینکه منطقه بلندی که آب جاری داشته و خداوند عیسی و مادرش را در آنجا جای داده، کجاست؟! دو مورد بیان شده است:

الف:مراد از «رَبْوَهٍ» کوفه و مراد از «ذاتِ قَرارٍ» مسجد کوفه و مراد از «مَعِینٍ» آب فرات است که در کوفه دائماً جاری می باشد. [41]

ب:مراد دمشق است که از بهترین مناطق شام است. [42]

پیام ها:

1- پدیده های مهم و حوادث عجیب را وسیله ی شناخت خدا و نشانه ی قدرت غیبی او بدانید. «آیَهً»

2- آب و امنیّت،از مزایای ضروری مسکن و زندگی است. «ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِینٍ»

یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ«51»

ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه(و پسندیده)بخورید و کار نیکو انجام دهید،همانا من به آنچه انجام می دهید آگاهم.

نکته ها:

* در قرآن کریم،در کنار «کُلُوا» دستورات دیگری نیز ذکر شده است مانند:

الف: کُلُوا ... وَ اشْکُرُوا [43]بخورید و خدا را شکر کنید.

ب: فَکُلُوا ... وَ أَطْعِمُوا [44]بخورید و اطعام کنید.

ج: کُلُوا ... وَ لا تُسْرِفُوا[45]بخورید و اسراف نکنید.

* امام صادق علیه السلام ذیل این آیه می فرماید:مراد از طیّب،حلال بودن است[46]

* در حدیث آمده میخوانیم:«ان الله لا یقبل عباده من فی جوفه لقمه من حرام»کسی که یک لقمه مال حرام خورده باشد،خداوند عبادت او را نمی پذیرد. [47]

*در حدیث آمده است: (العبادة مع اکل الحرام کالبناء علی الرمل و قیل علی الماء) عبادت با لقمه حرام مثل ساختمان سازی روی شن یا آب است. [48]

پیام ها:

1- انبیا نیز از موادّ غذایی و مواهب طبیعی بهره مند می شوند.(توقّع نابجا از انبیا ممنوع) «کُلُوا»

2- برای دعوت مردم به حقّ،اوّل به فکر زندگی مادّی آنان باشیم. کُلُوا ... وَ اعْمَلُوا

3- تمام ادیان الهی با رهبانیّت،انزوا وریاضت مخالفند. «کُلُوا» (شاید فرمان بخورید بعد از نام عیسی برای جلوگیری از رهبانیّتی باشد که در مسیحیّت مطرح است)

4- در آنچه می خورید،دو اصل مهم را فراموش نکنید:الف:حلال بودن.

ب:طیّب و پاکیزه بودن. «کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ»

5-غذا خوردن نیز باید هدفدار باشد،نه بر اساس هوس. «کُلُوا - وَ اعْمَلُوا»

6- عفّت در شکم و تقوا در عمل،مقارن هستند. «کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً»

7- توفیق عمل صالح،در سایه ی تغذیه حلال و طیب است. «الطَّیِّباتِ - صالِحاً»

8-تغذیه ی طیّب و سالم و عمل صالح،مورد توجّه تمام ادیان الهی است. «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ - اَلطَّیِّباتِ - صالِحاً»

وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً واحِدَهً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ«52»

و البتّه این امت شما امت واحدی است،و من پروردگار شما هستم؛پس،از من پروا کنید.

فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُراً کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ«53»

امّا مردم کارشان را در میان خود به پراکندگی کشاندند،هر گروهی به راهی رفتند؛و هر حزب و دسته ای به آنچه نزدشان بود دل خوش کردند.

نکته ها:

* کلمه ی«زبر»جمع«زبره»(بر وزن لقمه)به معنای قسمتی از موی پشت سر حیوان است که آن را جمع و از بقیه جدا می کنند؛سپس این واژه به هر چیزی که مجزّای از دیگری است گفته شده است. [49]

پیام ها:

1- در جهان بینی دینی و از دیدگاه الهی تمام امّت ها در حقیقت یک امّت هستند، «أُمَّهً واحِدَهً» زیرا:

*اصول دعوت همه ی پیامبران الهی یکی است.

*نیازهای فطری و روحی و جسمی مردم یکی است.

*خالق و پروردگار همه یکی است.

2- تقوا و حفظ حریم،شایسته ی مقام ربوبی است. «وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ»

3- ایجاد تفرقه،بلای بزرگی است که سابقه ای طولانی دارد. «فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ»

 4- تفرقه اندازی بی تقوایی است. فَاتَّقُونِ فَتَقَطَّعُوا ...

5-اساس تفرقه،خودخواهی انسان هاست. «کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ»

فَذَرْهُمْ فِی غَمْرَتِهِمْ حَتّی حِینٍ«54» أَ یَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِینَ«55» نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ بَلْ لا یَشْعُرُونَ«56»

پس آنان را تا مدّتی(که مرگشان فرا رسد یا به عذاب خدا مبتلا شوند)در ورطه ی جهل و غفلت رها کن.آیا گمان می کنند که آنچه از مال وفرزند به آنان مدد می کنیم(برای این است که)شتاب می کنیم که خیرهایی به آنان برسانیم؟(هرگز چنین نیست)بلکه آنان نمی فهمند(که مال و فرزند وسیله ی امتحان آنهاست).

نکته ها:

* کلمه ی«غمره»به معنای غرقاب و مراد در اینجا غرق شدن اهل مکّه در جمود و تعصّب بت پرستی است.

پیام ها:

1- بدترین نوع گمراهی آن است که خدا انسان را به حال خود واگذارد. «فَذَرْهُمْ»

2- اختلاف و تفرقه،ورطه ی هلاکت و مایه ی قهر و غضب خدا و رسول است.

فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ ... فَذَرْهُمْ فِی غَمْرَتِهِمْ

3- گودال بدبختی انسان را خود او حفر می کند. «غَمْرَتِهِمْ»

4- منحرفان تفرقه جو،مهلت زیادی ندارند وقهر الهی در انتظارشان است. «حَتّی حِینٍ»

5-مرفّهین ثروتمند،تحلیل ناروا دارند.رفاه،امکانات وفرزند پسر،سبب فریفته شدن آنان به خود واحساس محبوبیّت نزد خدا شده است. یَحْسَبُونَ ...

6- ارزیابی تنها بر مبنای مال وفرزند،نشانه ی بی شعوری است. «بَلْ لا یَشْعُرُونَ»

إِنَّ الَّذِینَ هُمْ مِنْ خَشْیَهِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ«57» وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ«58» وَ الَّذِینَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا یُشْرِکُونَ«59»

همانا کسانی که از خوف پروردگارشان بیمناکند،آنان که به آیات پروردگارشان ایمان دارند.و به پروردگارشان شرک نمی ورزند،

نکته ها:

* «خَشِیتُ» ترسی است که برخاسته از علم وشناخت باشد و«اشفاق»ترسی است که با محبّت و احترام آمیخته باشد.خشیت،بیشتر جنبه ی قلبی دارد و اشفاق جنبه ی عملی.آیه می فرماید:مؤمنان و سبقت گیرندگان در خیرات،کسانی هستند که در دل آنان ترس آمیخته با عظمت خدا جای کرده است و در عمل،حریم خدا را حفظ می کنند و حیا دارند.

پیام ها:

1- ترس از روی آگاهی و توجّه به عظمت خداوند،مایه ی رشد است. «مِنْ خَشْیَهِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ»

2- ایمان آوردن به هر قانونی که خداوند می فرستد و دور شدن از انواع شرک ها، وظیفه ی دائمی ماست.(کلمه ی «یُؤْمِنُونَ» و «لا یُشْرِکُونَ» فعل مضارع و نشانه ی دوام و استمرار است)

وَ الَّذِینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ أَنَّهُمْ إِلی رَبِّهِمْ راجِعُونَ«60»

و کسانی که(اموال خود را در راه خدا)می دهند آنچه را دادند،در حالی که دل هایشان ترسان است از این که سرانجام به سوی پروردگارشان باز می گردند.

نکته ها:

* «وجل»به معنای اضطراب و نگرانی است.

* تکامل معنوی انسان در چند مرحله صورت می پذیرد که در این آیات مطرح شده است:

مرحله ی اوّل؛علم و شناختی که مایه ی خشیت شود. «مِنْ خَشْیَهِ رَبِّهِمْ»

مرحله ی دوم؛ایمان عمیق و دائمی به آنچه درک کرده است. «یُؤْمِنُونَ»

مرحله ی سوم؛دوری از انواع شرک ها،مخفی و آشکار. «لا یُشْرِکُونَ»

مرحله ی چهارم؛انفاق از آنچه خدا عطا نموده است. یُؤْتُونَ ...

مرحله ی پنجم؛مغرور نشدن و دغدغه داشتن که مبادا کارم ناقص یا عملم مردود یا وظیفه ام چیزی دیگری باشد و در قیامت پاسخ گو نباشم. «قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ»

پیام ها:

1- به انفاق خود مغرور نشویم. یُؤْتُونَ ... وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ

2- ترس مؤمن از خداوند به خاطر حضور او در محضر پروردگار در روز قیامت است. «وَجِلَهٌ أَنَّهُمْ إِلی رَبِّهِمْ راجِعُونَ»

أُولئِکَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ«61»

چنین کسانی،در خیرات شتاب می ورزند و همانان هستند که در(رسیدن به)خیرات از یکدیگر پیشی می گیرند.

نکته ها:

* در آیه 56 بیان شد که برخی از مردم تنها داشتن مال و فرزند را مایه ی سعادت و نشانه ی سرعت در خیر می دانند،امّا این آیه می فرماید:سرعت در خیر،علم و ایمان و اخلاص و انفاق همراه با خوف و خشیت است،نه آنچه آنان می پندارند.

پیام ها:

1- ترس از خداوند و قیامت،سبب شتاب در کارهای خیر است. مِنْ خَشْیَهِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ ... أُولئِکَ ...

2- نشانه ی ایمان واقعی،سرعت دائمی در کارهای خیر است.( «یُسارِعُونَ» فعل مضارع،رمز استمرار است)

3- سرعت و سبقت در کار خیر،یک ارزش است. «یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ»

وَ لا نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها وَ لَدَیْنا کِتابٌ یَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ«62»

و ما هیچ کس را جز به مقدار توانش تکلیف نمی کنیم،و نزد ما کتابی است که به حقّ سخن می گوید(و بر کار مردم گواه است)و به آنان هیچ ستمی نمی شود.

نکته ها:

* در فقه قاعده ای به نام قاعده ی«نفی عُسر و حَرَج»وجود دارد،که مبنای آن همین آیه است.یعنی هرگاه تکلیفی موجب سختیِ غیر قابل تحمّل گردید،آن تکلیف ساقط می شود.

پیام ها:

1- گرچه سبقت و سرعت در کارهای خیر ارزش دارد،ولی افراط ممنوع است.

«إِلاّ وُسْعَها»

2- تکلیف همه ی انسان ها یکسان نیست.هر کس به مقدار توانِ جسمی،فکری و مالیش مکلّف است و خداوند تکلیف غنی را از فقیر نمی خواهد. «لا نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها»

3- در جهان بینی الهی،هیچ کس گرفتار عقده و احساس حقارت نمی شود،چون بیش از توانش تکلیفی ندارد. «إِلاّ وُسْعَها» (آری هر کس توانی دارد و وظیفه ای،پس باید آرامش داشته باشیم)

4- نظام آفرینش،حساب و کتاب دارد. «وَ لَدَیْنا کِتابٌ»

5-برخی از شرایط مدیریّت در این آیه ذکر شده است،از جمله:

الف:آشنایی به توانایی افراد و واگذاری کار به مقدار توان آنان. «وُسْعَها»

ب:نظارت دقیق بر کار و وظایف آنان. «کِتابٌ یَنْطِقُ بِالْحَقِّ»

ج:عدالت در تنبیه یا تشویق آنان. «وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ»

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِی غَمْرَهٍ مِنْ هذا وَ لَهُمْ أَعْمالٌ مِنْ دُونِ ذلِکَ هُمْ لَها عامِلُونَ«63»

بلکه دل های آنان از این(کتاب)در غفلت و بی خبری است و علاوه بر این کارهایی(ناروا)دارند که انجام می دهند.

نکته ها:

* کلمه ی «بَلْ» در آغاز کلام،برای انتقال مطلب است.در آیات قبل سخن از نیکان بود،در این آیه سخن از کفّار است که عملشان غیر از عمل آنان است.

* کلمه ی «غَمْرَهٍ» به معنای غرقاب و آبی است که تمام انسان را فراگیرد.گویا غفلت همه ی وجود آنان را فراگرفته است.

پیام ها:

1- ابتدا روح منحرف می شود،سپس رفتار تغییر می کند. «قُلُوبُهُمْ - لَهُمْ أَعْمالٌ»

2- بدتر از رفتار زشت،اصرار و تکرار آن است. «لَهُمْ أَعْمالٌ - هُمْ لَها عامِلُونَ»

3- انسان،ابتدا دست به کار خلاف می زند،سپس کار خلاف برای او عادت می شود و او را به خود جذب می کند،یعنی در مسیر عمل و ارتکاب آن قرار می گیرد و پس از ارتکاب گناه،اسیر آن می شود. «لَهُمْ أَعْمالٌ - هُمْ لَها عامِلُونَ»

حَتّی إِذا أَخَذْنا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذابِ إِذا هُمْ یَجْأَرُونَ«64»

(جهل و انحراف و کارهای ناپسند آنان همچنان ادامه دارد)تا زمانی که مرفّهان(و خوشگذرانان مغرور)را به قهر خود گرفتار سازیم،در این هنگام است که ناله سر می دهند.

لا تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّا لا تُنْصَرُونَ«65»

(امّا به آنان خطاب می شود:)امروز ناله نکنید،قطعاً شما از جانب ما یاری نخواهید شد.

نکته ها:

* کلمه ی «یَجْأَرُونَ» از«جوار»به معنای زوزه ی سگ وشغال و گرگ هنگام صدمه دیدن است و تشبیه ناله ی مرفّهان غافل،به زوزه ی سگ،نشانه ی تحقیر و ذلّتی است که در برابر بدمستی های دنیوی داشته اند.

پیام ها:

1- برای گروه مرفّه و مغرور،جز عذاب الهی،وسیله ی دیگری برای هشیاری نیست. حَتّی إِذا ...

2- پایان ناز و نعمت های غافلانه،ناله های عاجزانه خواهد بود. «یَجْأَرُونَ» در پس هر خنده آخر گریه ای است مرد آخربین،مبارک بنده ای است

3- روز قیامت،روز کیفر است نه التماس. «لا تَجْأَرُوا الْیَوْمَ»

4- کسانی که با مال و امکانات خود،مردم را یاری نکردند،در قیامت یاری نمی شوند. «لا تُنْصَرُونَ»

قَدْ کانَتْ آیاتِی تُتْلی عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ تَنْکِصُونَ«66» مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سامِراً تَهْجُرُونَ«67»

همانا آیات من به طور مداوم بر شما تلاوت می شد ولی شما اعراض کرده، به عقب باز می گشتید.در حالی که نسبت به آن(پیامبر و قرآن)تکبّر می ورزیدید و شب ها تا دیروقت بدگویی می کردید.

نکته ها:

* «نکوص»به معنای بازگشت به عقب است و «عَلی أَعْقابِکُمْ» تأکید آن است.

* «سامر»از«سمر»به معنای گفت وگوی شبانه است.

* «هجر»به معنای جدایی و«هجر»ناسزا و فحش را گویند که سبب جدایی است.

پیام ها:

1- ارتجاع واعراض از حقّ،از اوصاف مرفّهان ومستکبران است. «فَکُنْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ تَنْکِصُونَ»

2- بی اعتنایی به انبیا،نشانه ی رشد و ترقّی نیست،بلکه عامل سقوط و عقب گرد است.دستورات و قوانین الهی،عامل رسیدن به تکامل و اعراض از آنها مایه ی سقوط است. «أَعْقابِکُمْ تَنْکِصُونَ»

3- بدتر از عقب گرد واعراض از حقّ،آن است که هدف از این عمل،استکبار باشد. «مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ»

4-کسی که روز منطق ندارد،شب یاوه سرایی می کند. «سامِراً تَهْجُرُونَ»

5-کسی که حرف حساب ندارد،فحش می دهد. «تَهْجُرُونَ»

أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِینَ«68»

آیا آنها در این گفتار(قرآن)نیندیشیدند،یا مطالبی برای آنان آمده که برای نیاکانشان نیامده است؟(لذا قبول حرف تازه برای آنان سخت است).

أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ«69» أَمْ یَقُولُونَ بِهِ جِنَّهٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ«70»

یا این که پیامبرشان را نشناختند(و از سوابق او آگاه نیستند)پس برای همین او را انکار می کنند؟ یا می گویند:او جنون دارد؟(چنین نیست)بلکه او حقّ را برای آنان آورده امّا بیشترشان از پذیرش حقّ کراهت دارند.

پیام ها:

1- نخستین عامل بدبختی مردم،تعطیل کردن اندیشه و تفکّر است. «أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا»

2- قرآن،کتاب تدبّر و اندیشه است.(نه فقط تلاوت وتجوید و...،و هرکس در آن تدبّر کند،حقّانیّت آن را می فهمد) «أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ»

3- خداوند در تمام دوران ها ندای خود را به مردم رسانده و اساس ادیان آسمانی یکی است. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ»

4- در تبلیغ و دعوت،تمام راه های بهانه جویی را برای مخالفان حقّ مسدود کنید. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ» ، «أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا»

5-پیامبر باید در میان مردم(به خوبی)شناخته شده باشد تا بهانه ای برای انکار نباشد. «أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ»

6- گرچه انسان در برابر سخن تازه عکس العمل نشان می دهد،ولی نزول وحی تازگی ندارد. «أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِینَ»

7- دشمنان دین،برای حفظ مرام خود،شخصیّت مردان خدا را خدشه دار می کنند. «أَمْ یَقُولُونَ بِهِ جِنَّهٌ»

8-حقّ باید مطرح شود،اگر چه اکثریّت ناراحت شوند. «بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ»

9- بعضی کفّار،فطرت سالم دارند و حقّ را می پذیرند. «أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ»


[1] - تفسیر مجمع البیان

[2] - بقره،183

[3] - آل عمران،130

[4] - .اعلی،14

[5] - طه 64

[6] - تفسیر کنزالدقائق

[7] - بحار ج 81 ص 264

[8] - حج 77

[9] - اعراب 8

[10] - حشر 9

[11] - مجادله،22

[12] - انفال،45

[13] - مائده،100

[14] - مائده،35

[15] - نور،31

[16] - قصص،52-55.

[17] - غاشیه،11

[18] - .فرقان،72

[19] - تفسیر نورالثقلین

[20] - تفسیر نورالثقلین؛کافی،ج5،ص453

[21] - تفسیر درّالمنثور

[22] - وسائل،ج18،ص575

[23] - میزان الحکمه و سفینه البحار،واژه«امانت

[24] - بحار،ج 77،ص 273.

[25] - آل عمران،75

[26] - تفسیر نورالثقلین

[27] - بحار،ج4،ص147

[28] - آل عمران،49

[29] - نهج البلاغه،خطبه 182.

[30] - هود،36

[31] - نوح،27

[32] - بحار،ج11،ص331.(این حدیث امام باقر علیه السلام را در مدینه کنار قبر مطهرش نوشتم)

[33] - تفسیر کنزالدقائق

[34] - مؤمنون،23

[35] - مؤمنون،27

[36] - مؤمنون،28

[37] - هود،41

[38] - مؤمنون،29

[39] - بحار،ج32،ص97.

[40] - اسراء،12.

[41] - بحار،ج14،ص239

[42] - تفسیر درّالمنثور

[43] - سبأ،15

[44] - حج،28

[45] - اعراف،31

[46] - بحار،ج11،ص58

[47] - تفسیر مراغی.

[48] - بحار ج 81 ص 258

[49] - تفسیر نمونه


  نسخه مناسب چاپ | خروجی word | ایمیل | 

 
پاسخ به احکام شرعی

فید سایت

 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

پیوندها

حدیث روز

امیدواری به رحمت خدا

عن ابى ذرالغفارى (رضى اللّه عنه) قال: قال النبى (صلى اللّه عليه و آله‏ و سلّم): قال اللّه تبارك و تعالى:

يابن آدم ما دعوتنى و رجوتنى اغفرلك على ما كان فيك و ان اتيتنى بقرار الارض خطيئة اتيتك بقرارها مغفرة ما لم تشرك بى و ان اخطات حتى بلغ خطاياك عنان السماء ثم استغفرتنى غفرت لك.

اى فرزند آدم هر زمان كه مرا بخوانى و به من اميد داشته باشى تمام آنچه كه بر گردن توست مى‏بخشم و اگر به وسعت زمين همراه با گناه به پيش من آئى، من به وسعت زمين همراه با مغفرت به نزد تو مى‏آيم، مادامى كه شرك نورزى. و اگر مرتكب گناه شوى بنحوى كه گناهت به مرز آسمان برسد سپس استغفار كنى، ترا خواهم بخشيد.



کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر - فرش