انهار
انهار
مطالب خواندنی

ربا

بزرگ نمایی کوچک نمایی

سؤال 440 -گرفتن وام از بانكهاى خارجى كه مستلزم پرداخت ربا است چه صورت دارد؟

جواب:  معامله اى كه متضمن دادن ربا به كفّار باشد حرام و باطل است.

سؤال 441 -احتراماً نظر به اينكه شغل بنده طلا فروشى مى باشد و ظاهراً دو نوع طلا از نظر خريد و فروش داريم:نوع اوّل: طلائى كه عيار آن مشخص و طبق عيار مشخص معامله مى شود.نوع دوّم: طلائيكه با شمارش - كه آن شماره هم جزء عيار مى باشد - خريد و فروش مى شود مثلاً طلاى شماره 745 را به قيمت طلاى شماره 742 از همكار آگاه خريدارى نموده و همين شماره 742 را به شخص همكار آگاه به شماره 745 مى فروشيم لذا مستدعى است نظر مبارك را در مورد اينگونه معاملات بفرمائيد؟ آيا تفاوت در شماره و سود فروش طلاء جايز مى باشد يا خير؟ در صورت امكان طريقه صحيح خريد و فروش طلاى فرسوده با همين شماره هاى عنوان شده را ذيلاً مرقوم فرمائيد.

جواب:  در صورتى كه از نظر وزن متفاوت نباشد اشكالى ندارد و شرط ديگرى نيز در ضمن معامله نكنند.

سؤال 442 -گرفتن ربا و يا دادن ربا به كفار چه حكمى دارد؟

جواب:  گرفتن ربا از كفّار جائز است.

سؤال 443 -آيا از افرادى كه در پرداخت به موقع اقساط خود قصور مى كنند، مى شود مبلغى را به عنوان ديركرد يا خسارت دريافت نمود؟

 جواب:  خير.

سؤال 444 -شخصى چكى را به مبلغ يك ميليون تومان به ديگرى مى دهد و بعد از چند ماه فرد دوم به غير از مبلغ چك، دويست هزار تومان نيز به صاحب چك بر مى گرداند، آيا چنين عملى ربا محسوب مى شود يا خير؟

جواب:  اگر از آغاز بنابر گرفتن مبلغ اضافى بوده ربا و حرام است.

اسكناس س 445 -آيا اسكناس از مثليات است يا از قيميّات يا نوع ديگرى است؟

جواب:  مثليّات و قيميّات در امور حقيقى مانند گندم و برنج و اسب و گاو مورد نظر قرار مى گيرد ولى اسكناس و مانند آن كه يك امر اعتبارى است و عملاً براى تنظيم امور زندگى مردم بمنظور تبيين و تعيين ارزشها براى يك قطعه كاغذ در حدّ معيّنى ارزش و بها قائل شده اند از دائره مثليّات و قيميّات خارج و تابع آن اعتبار است و لذا گاهى بكلّى از ارزش مى افتد و بالأخره اسكناس احكام خاصى دارد. س 446 -آيا جايز است بر قرض گيرنده شرط كند تا ما به التفاوت كاهش قدرت خريد اسكناس را (ناشى از رشد قيمتها) به قرض دهنده بپردازد؟

جواب:  جائز نيست.

سؤال 447 -خريد و فروش پول به قيمت كمتر يا بيشتر چه حكمى دارد؟

جواب:  جايز نيست


  

 
پاسخ به احکام شرعی
 
موتور جستجوی سایت

تابلو اعلانات

 




پیوندها

حدیث روز
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار پناهگاه در قرآن
   
أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ وَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:
عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ
(۱) عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
(۲) وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
(۳) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
(۴) وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ- ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقَبِهَا- إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً. فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ عَسَى مُوجِبَةٌ
    
آقا امام صادق (عليه السّلام) فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌هراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود:
(۱) شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل« حَسْبُنَا اَللّٰهُ‌ وَ نِعْمَ‌ اَلْوَكِيلُ‌ » خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبى است زيرا شنيدم خداى جل جلاله بدنبال آن ميفرمايد:بواسطۀ نعمت و فضلى كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدى بآنان نرسيد.
(۲) و شگفتم در كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى‌برد بفرمودۀ خداى عز و جل:« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاّٰ أَنْتَ‌ سُبْحٰانَكَ‌ إِنِّي كُنْتُ‌ مِنَ‌ اَلظّٰالِمِينَ‌ » زيرا شنيدم خداى عز و جل بدنبال آن ميفرمايد در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مؤمنين را هم چنين ميرهانيم.
(۳) و در شگفتم از كسى كه حيله‌اى در بارۀ او بكار رفته چرا بفرمودۀ خداى تعالى پناه نمى‌برد« وَ أُفَوِّضُ‌ أَمْرِي إِلَى اَللّٰهِ‌ إِنَّ‌ اَللّٰهَ‌ بَصِيرٌ بِالْعِبٰادِ »:كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند بحال بندگان بينا است)زيرا شنيدم خداى بزرگ و پاك بدنبالش مى‌فرمايد خداوند او را از بديهائى كه در بارۀ او بحيله انجام داده بودند نگه داشت.
(۴) و در شگفتم از كسى كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود بفرمايش خداى تبارك و تعالى(« مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ‌ لاٰ قُوَّةَ‌ إِلاّٰ بِاللّٰهِ‌ »)(آنچه خدا خواست همان است و نيروئى جز به يارى خداوند نيست)زيرا شنيدم خداى عز اسمه بدنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مى‌بينى ولى اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد (و كلمۀ:عسى در اين آيه بمعناى اميد تنها نيست بلكه بمعناى اثبات و تحقق يافتن است).
من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص: ۳۹۲؛
الأمالي( للصدوق)، ص: ۶؛
الخصال، ج‏۱، ص: ۲۱۸.


کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال محفوظ و متعلق به حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن بنی هاشمی خمینی میباشد.

طراحی و پیاده سازی: FARTECH/فرتک - فکور رایانه توسعه کویر -